X
تبلیغات
مقاله و تحقیق
مقاله و تحقیق

 

روشهاي تنظيم بودجه

بودجه دو طرف دارد : درآمد و هزينه . هر يك از اين دو طرف بايد با دقت بسيار و صحت هر چه بيشتر سنجيده شوند ؛ زيرا برآورد ارقامي كه پايه و اساس منطقي نداشته باشد نه تنها مفيد نيست ، بلكه مي تواند زيانبار نيز باشد .

چون بودجه نوعي برنامه است و بودجه نويسي نيز نوعي برنامه ريزي ، تا حد امكان بايد اين برنامه را استواري بخشيد ؛ از اين رو براي پيش بيني در درآمدها و برآورد هزينه ها روشهاي مختلفي ابداع شده است كه روز به روز از نظر علمي و فني به اهميت آنها افزوده مي شود .

با توجه به طبقه بندي هاي به عمل آمده از بودجه لازم است به روش تهيه و تنظيم بودجه نيز كه مبتني بر همان طبقه بنديهاست اشاره داشته باشيم .

در همين راستا روشهاي تهيه و تنظيم درآمدها و هزينه ها را به طور جداگانه تشريح مي كنيم :

 

 

 

روشهاي برآورد و تنظيم درآمدها

تجزيه و تحليل درآمدها مرحله اي اساسي در بودجه بندي است . حجم بودجه و برنامه هاي دولت بيش از آنكه متاثر از نيازهاي عمومي جامعه باشد ، انعكاس از درآمدها و منابع در دسترس است .

روش تهيه و تنظيم درآمد ( پيش بيني درآمد ) ، يعني پيش بيني چگونگي و محل كسب درآمد دولت . پيش بيني درآمدهاي دولت با توجه به اينكه مخارج دولتي در درجه اول ، تابع درآمدها و وضع مالي دولت است امري بسيار فني و دقيق است ؛ هر چند كه بايد در هر مورد با توجه به وضع خاص اقتصادي براي هر يك از منابع درآمد از چند روش به طور همزمان استفاده شود . پيش بينيها و برآوردهاي دولت صرف نظر از طبقه بندي هاي آنها به چهار روش ارائه مي شود كه عبارتند از : روش سالم ما قبل آخر ، روش حد متوسطه ها ، روش پيش بيني مستقيم و روش سنجيده منظم .

 

 

 

 

 

روش سال ما قبل آخر . در اين روش از بودجه سال مالي گذشته يعني سالي كه بلافاصله قبل از سال مالي جاري قرار دارد استفاده مي شود ؛ زيرا اجراي بودجه سال مالي جاري هنوز خاتمه نيافته است و برآورد درآمدها از آخرين بودجه اي كه اجراي آن خاتمه پذيرفته است گرفته مي شود . مثلاً براي پيش بيني درآمدهاي سال 1380 درآمدهاي تحقق يافته و قطعي سال 1378 مورد استفاده قرار مي گيرد . در اين روش كه در سال 1823 در فرانسه مورد عمل قرار گرفت ، براي پيش بيني درآمدهاي سال آتي درآمدهاي قطعي سال گذشته ملاك عمل قرار مي گيرد .

اين روش داراي مزايا و معايبي است .از محاسن اين روش آن است كه چون درآمدهاي سال قبل قطعاً وصول شده است ، بودجه ، تعادل و استحكام خواهد يافت . عيب اين روش نيز آن است كه در اين بين يك سال مالي فاصله دارد ؛ يعني در مثال فوق سال 1379 ناديده گرفته مي شود . علاوه برآن اوضاع و احوال اقتصادي هر روز تحت تاثير پديده هاي جديدي است كه با گذشته تفاوت دارد .

 

 

 

 

روش حد متوسطه ها . در اين روش حد متوسطه افزايش يا كاهش هر يك از انواع درآمدها را در يك دوره قبلي ( سه تا پنج سال ) به دست آورده است . بر اساس آن درآمد سال آينده را پيش بيني مي كنند .

روش سال ما قبل آخر با افزايش متوسط ، كه به روش حد متوسطه ها معروف است ، در سال 1883 در فرانسه مامور شد . مطابق اين روش حد متوسط افزايش درآمدها از سالي به سال ديگر در اختلال چند سال گذشته محاسبه مي شود و پس از به دست آمدن آهنگ آن ، درآمد سال ما قبل آخر اضافه مي شود .

مثلاً براي محاسبه درآمد دولت از ماليات هاي مستقيم در سال 1379 درصد تغيير درآمد قطعي دولت از منبع مذكور را طي سالهاي 1378 – 1369 محاسبه و سپس متوسط تحقيق را به دست مي آورند و با فرض اينكه رشد به دست آمده در سال 78-79 نيز تكرار خواهد شد درا/د سال 1379 را محاسبه مي كنند.

بدين ترتيب اگر مثلاً درآمد ماليات مستقيم به طور متوسط 10% افزايش يابد رقم 10% را به درآمد سال ما قبل آخر و سپس به درآمد سال جاري مي افزايند.  عليرغم متداول بودن اين روش در بسياري از كشورها ، چون اين روش با توجه به وقايع اقتصادي سالهاي قبل محاسبه مي شود تحقق آنها مورد ترديد است و استفاده از آن بدون اشكال نيست .

 

 

روش پيش بيني مستقيم . در اين روش كارشناسان با مطالعه و تجزيه و تحليل گرايشهاي اقتصادي ، مبالغ وصول شده درآمد در سالهاي قبل و ساير آمارها و اطلاعات ، اثر عوامل گوناگون را بر هر يك از انواع درآمدها در مدت محدودي از زمان مي سنجند .

و سپس با تكيه بر تخصص و تجارب خويش مبادرت به پيش بيني درآمد براي دوره آتي مي نمايند .

در اين روش كه عملاً پس از جنگ جهاني دوم اشاعه يافت اوضاع و احوال اقتصادي با استفاده از روشهاي آماري دقيقاً بررسي و با توجه به سياست هاي اقتصادي دولت درآمدها پيش بيني مي گردد .

روش سنجيده منظم . اين روش داراي فنون و فرمولهاي خاص است و پيش بيني درآمد بر اساس تجزيه و تحليل همبستگي و جمع آوري پرسشنامه هاي نمونه و غيره انجام مي شود . در تجزيه و تحليل همبستگي ، ارتباط ميان وصول ماليات ها و منايع مختلف درآمد در طي دوره يا دوره هاي معين اقتصادي مورد مطالعه قرار مي گيرد و سپس بر اساس آن و با توجه به پيش بيني وضع اقتصادي در دوره آتي ميزان درآمدهاي پيش بيني مي گردد . شايان ذكر است كه اين روش در سال 1952 در فرانسه جهت از بين بر دن خطاهاي فاحش روشهاي پيشين معمول گرديد . ضريب اشتباه اين روش تنها يك درصد بود .

از آنجا كه در اين روش از فنون آماري پيشرفته اي چون ضريب همبستگي ، سريهاي زماني و محاسبه كشش پذيري استفاده مي شود در كشورهايي كه در بسياري از زمينه ها با فقر يا نقص آماري مواجه هستند استفاده از روش برآورد مستقيم دشوار خواهد بود .در كشور ما در موارد عديده اين روش مورد عمل قرار مي گيرد و بايستي كارشناسان پيش بيني كننده درآمد در هر مورد با فنون فوق آشنايي كامل داشته باشند .

روشهاي برآورد هزينه ها ( طرف ديگر بودجه )

روش تنظيم بودجه متداول

بودجه متداول يا سنتي يعني بودجه اي كه در آن اعتبارات هر سازمان دولتي به تفكيك فصول و موارد هزينه مشخص مي گردد . در اين روش بودجه ريزي ، نوع و ماهيت هزينه ها نشان داده مي شود . ولي مشخص نمي گردد كه هر هزينه براي نيل به كدام هدف و يا براي اجراي كدام برنامه و يا فعاليت خاص انجام شده است .

يكي از علل اصلي استفاده گسترده از روش بودجه ريزي متداول ، سالها قبل از به كار گيري ساير روشهاي بودجه ريزي ، ارتباط نزديك اين روش با حسابداري دولتي و امكان اعمال كنترل بودجه مناسب در آن است ؛ زيرا در طبقه بندي اعتبارات بر حسب فصول و مواد ، براي هر يك از انواع مخارج جاري و سرمايه اعتباري معين تصويب مي شود تا هزينه هاي مربوط به كالا و خدمات خريداري شده در سال اجراي بودجه در محدوده اعتبارات مصوب انجام شوند .بديهي است هر اندازه اعتبارات مصوب به فصول و مواد هزينه بيشتري تقسيم شوند ، به همان ميزان انعطاف پذيري در اجراي بودجه و اختيارات موسسات دولتي در مصرف اعتبارات كاهش خواهد يافت و بر عكس ، تقسيم اعتبارات به فصول و مواد هزينه كمتر ، موجب انعطاف پذيري بيشتر در اجراي بودجه و وسيع تر شدن اختيارات مسئولان اجرايي خواهد شد در ايران تحولات بودجه اي در سنوات اخير صورت گرفته است و بودجه متداول تا سال 1343 ، كه بودجه در وزارت دارايي تهيه مي شد تنها روش بودجه ريزي بود .

همانطوركه اشاره شد در بودجه متداول بر خلاف بودجه برنامه اي و عملياتي هدفها و وظايف چندان روشن نيست؛ هر چند كه به طور غير مستقيم نوع هزينه مشخص است (مثل حقوق و دستمزد). اين طرز تهيه بودجه خطوط اساسي و روابط برنامه ها و هدفها را نشان نميدهد . مثلا اينكه اعتبار ماده مزبور براي چه عملياتي است، مشخص نيست . آنچه در بودجه متداول اهميت دارد ، عبارت است از سازمان و مواد هزينه . به عبارت ديگر كافي است كه مشخص كنيم بودجه كدام سازمان دولتي يا وزارتخانه اي تهيه مي شود و مواد هزينه آن چيست . بنابراين ، در اين بودجه فقط با دو نوع طبقه بندي سرو كار داريم.

تهيه كنندگان اين نوع بودجه نيازها و اطلاعات و ارقامي را كه مثلا از وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت و درمان و امثال آن جمع مي شود به صورت پول تقويم و در مقابل ، عناوين مواد هزينه را منظور مي كنند.     

در بودجه متداول برآورد هزينه معمولاً بر مبناي هزينه هاي قطعي سال ما قبل آخر و نيمه اول سال جاري به عمل مي آيد و تغييرات حجم كار در پيش بيني هزينه دقيقاً مورد بررسي قرار نمي گيرد . معذالك تصويب اعتبار در قالب موارد هزينه محدوديتي در خرج به وجود مي آورد و از اين رو همان طور كه اشاره شد هر قدر اعتبارات به موارد ريز بيشتري تقسيم شود قابليت انعطاف بودجه كمتر مي شود ؛ زيرا نقل و انتقالات اعتبارات از يك ماده به ماده ديگر داخل يك فصل يا بين فصول مختلف بودجه معمولاً فقط تا ميزان معين و تحت شرايط خاصي امكان پذير است .

مراحل تهيه و تنظيم بودجه متداول . مراحل تهيه و تنظيم بودجه متداول را مي توان به شرح زير بيان نمود :

1.شناسايي كامل وضع موجود دستگاه اجرايي .

-شناسايي كليه اموال و داراييهاي متعلق به وزارتخانه . شامل شناسايي كليه اموال و داراييهاي متعلق به وزارتخانه در حال حاضر و استفاده كامل از تمام آنها و در غير اينصورت علت عدم استفاده از آنهاست .

    -هزينه هاي دستگاه به تفكيك . هزينه هاي پرسنلي ،اداري ، سرمايه اي ، درصد هر يك از آنها به كل هزينه در سه سال متوالي ، پرداختهاي انتقالي و درصد آن به كل هزنيه را شامل مي شود .

    -اطلاعات مربوط به استخدام كاركنان . چون در غالب دستگاهها هزينه هاي پرسنلي رقم عمده اي است لازم است اطلاعات كافي را موارد زير تهيه شود : تعداد كاركنان موجود ، تقاضاي دستگاه در سال قبل ، علل نياز به كاركنان اضافي ، نوع استخدام از نظر تخصيص اعتبار مورد نياز ، بازنشستگان .

    -اطلاعات مربوط به درآمدهاي دستگاه . در تهيه بودجه دستگاهها نخست تنوع درآمدهاي آنها را مورد رسيدگي قرار مي گيرد .در رسيدگي به اين درآمدها بايد اين نكات مورد توجه و تجزيه و تحليل قرار گيرد : چه مقدار از درآمد عمومي دولت به وسيله دستگاه وصول مي شود و چه راههايي براي افزايش اينگونه درآمدها وجود دارد ؟ به مقدار افزايش در حجم عمليات دستگاه براي افزايش درآمد آن بايستي صورت گيرد و هزينه آن چقدر است ؟ در صورت امكان هزينه هاي اضافي مزبور با افزايش درآمد مقايسه گردد . همچنين لازم است بررسي گردد در آمدهاي اختصاصي دستگاه و علل افزايش يا كاهش آنها در سال بودجه نسبت به سال جاري چيست ، و چه درآمدهاي جديد را مي توان پيش بيني نمود كه قسمتي از هزينه هاي دستگاه را جبران كند ؟

اطلاعات در موارد ارز مورد نياز . در مورد هزينه هاي ارزي جمع آوري اطلاعات زير ضروري است :

    -مصرف ارز سال قبل به تفكيك كالا و خدمات .

    -تعهدات منتقل شده از سه سال به جاري تفكيك كالا و خدمات .

    -داشتن اطلاعات از امكانات ارزي كشور .

2. پيش بيني نيازها براي سال بودجه . پس از شناسايي وضع كلي بايد نيازها را براي سال بودجه پيش بيني كرد . نقص عمده بودجه متداول اين است كه چون بر خلاف بودجه برنامه اي و عملياتي هدف مشخص و روشني در آن وجود ندارد و بحث و تصميم گيريها بر اساس وضع موجود صورت مي گيرد در بررسي علت تغييرات به پاسخهاي ناقص و مبهم اكتفا مي شود . مثلاً هدف توسعه و افزايش پزشك در تهيه بودجه متداول مشخص نيست .

3-تبديل نيازهاي پيش بيني شده به ارزش پولي . در اين مرحله بايد ارزش پولي آنچه از نيازهاي مختلف پرسنلي و اداري و ساير موارد برآورد شده است با توجه به قوانين و مقررات ( مثل قوانين استخدامي و وضع حقوق و دستمزد ) ، تغيير قيمت و دستمزد ، امكانات جابه جا كردن و انتقال و نظاير آن برآورد گردد و در هر مورد به هر ماده يا جزء ماده و ريز ماده از هزينه هايي كه لازم باشد منظور شود . مجموع اين هزينه ها كه به صورت مواد هزينه و فصل تجلي مي كند بودجه وزارتخانه را به صورت متداول نشان مي دهد .

بودجه ريزي افزايشي

اين روش با شيوه تغييرات جزئي در تصميم گيري انطباق دارد . طبق اين روش ، براي تصميم گيري جديد به تصميمهايي كه قبلاً در زمينه مورد نظر گرفته شده مراجعه و با توجه به نيازهاي موجود ، تغييراتي جزئي در آنها داده مي شود . بودجه ريزي افزايشي براي اجتناب از مشكلات ناشي از كار عظيم و پر درد سر بودجه نويسي سالانه ابداع شده است . بدين ترتيب هر سال مجدداً از اول اقدام به كار پيچيده بودجه نويسي نمي شود ؛ بلكه بودجه ريزان با قبول بودجه سال گذشته توجه را روي تغييرات افزايشي متمركز مي كنند . در اين شيوه ، بودجه سال گذشته به عنوان پايه اي براي مصارف جاري فرض شده ، افزايش سالانه اي براي آن در نظر گرفته مي شود كه بستگي به روند تغييرات قيمتها ، تغيير حجم عمليات موجود ، تقبل وظايف جديد از طرف دولت و عواملي از اين قبيل دارد .

بودجه برنامه اي

بودجه برنامه بودجه اي است كه در آن اعتبارات سازمانهاي دولتي بر حسب وظايف ، برنامه ها و فعاليتهايي كه آنها بايد در سال مالي اجراي بودجه براي نيل به اهداف خود انجام دهند ، پيش بيني مي شود . به عبارت ديگر ، در بودجه برنامه اي مشخص مي شود كه دولت و دستگاههاي دولتي در سال جاري بودجه اولاً چه اهداف ، وظايف و مقاصد مصوبي دارند و ثانياً براي نيل به اهداف و مقاصد مذكور بايد چه برنامه ها ، عمليات و فعاليتهايي را با چه ميزان اعتبارات انجام دهند . پروفسور بركهد در مورد بودجه برنامه اي مي گويد :(( اگر بخواهيم  در دنياي فعلي بودجه را ابزار و وسيله كار مديران بدانيم بايد در تقسيم بندي مخارج ، هدف و غايت خرج را رعايت كنيم .))

در بودجه برنامه اي نيز مانند بودجه متداول از طبقه بندي اعتبارات بر حسب فصول و مواد هزينه استفاده مي شود . با اين تفاوت كه در بودجه متداول ، كل اعتبارات هر سازمان دولتي در فصول و مواد هزينه مختلف پيش بيني مي شود ، در صورتي كه در بودجه برنامه اي ، اعتبارات هر يك از برنامه ها و فعاليتها و طرحهاي سازمان دولتي در قالب فصول و مواد هزينه پيش بيني مي گردد .

لازم به توضيح است كه در بودجه برنامه اي برخي از كشورها ، فقط برنامه ها به فصول و مواد هزينه تقسيم مي شوند ، در حالي كه در برخي ديگر از كشورها فعاليتها و طرحها نيز به صورت فصول و مواد هزينه پيش بيني مي گردند . آنچه مسلم است آن است كه در نظام حسابداري دولتي كشورهايي كه از روش بودجه ريزي برنامه اي استفاده مي نمايند ، طبقه بنديهاي بودجه اي مذكور عيناً بايد در حسابهاي دولتي منعكس گردند . بنابراين هزنيه هاي هر وزارتخانه يا موسسه دولتي نيز بايد اولاً به تفكيك برنامه ها و فعاليتها و طرحهاي مورد اجرا در آن سازمان و ثانياً در داخل طبقه بنديهاي مذكور ، به تفكيك فصول و مواد هزينه نشان داده شوند .

بودجه برنامه اي ، همان طور كه از نام آن پيداست ، عمليات سازمان را به شكل برنامه كار تنظيم و در دسترس مي گذارد . اين نوع بودجه را اولين بار در سال 1949 كميسيون هوور عنوان كرد كه از طرف ترومن رئيس جمهور امريكا مامور بررسيهاي لازم جهت اصلاح مديريت در سازمانهاي دولتي شده بود .

مساله اساسي در تنظيم بودجه برنامه اي توجه به عملياتي است كه بايد اجرا گردد ، البته در بودجه برنامه اي وجود مواد هزنيه انكار نمي شود ؛ زيرا به هر ترتيب بايد دولت بداند چقدر براي هزينه هاي پرسنلي خرج مي كند ، چه مقدار لوازم و ماشين آلات مي خرد و امثال آن .

در روش بودجه برنامه اي مواد هزينه در داخل برنامه و يا فعاليت تهيه و تنظيم مي شود ( نه براي وزارتخانه به نحوي كه در بودجه متداول معمول است ) . به عنوان مثال فرض كنيد بودجه وزارت آموزش و پرورش در قالب مواد هزنيه آورده شود ، مثلاً بيان شود حقوق و دستمزد 100 ميليون ريال ، اجاره 40 ميليون ريال و هزينه هاي اداري 20 ميليون ريال ( جمع 400 ميليون ريال ) ؛ آنچه مسلم است اين رقم كل و حتي رقم تفكيكي مواد هزنيه نشان دهنده وظيفه و كار و برنامه هاي وزارت آموزش و پرورش نيست .

در بودجه برنامه اي به عنوان مثال ، اول آموزش و پرورش در نظر گرفته مي شود و سپس اين وظايف به نحوي طبقه بندي مي گردد كه به صورت برنا مه هاي مشخصي درآيد ؛ مثلاً گفته مي شود برنامه آموزش ابتدايي ، برنامه آموزش متوسطه حرفه اي و غيره . با اين طبقه بندي اولين قدم جهت بودجه برنامه اي برداشته مي شود . در مرحله بعد اعتبار مورد نياز هر برنامه جداگانه بر اساس مواد هزينه تهيه و تنظيم مي شود و بدين ترتيب ضمن اينكه هدف از اجراي هر برنامه مشخص و روشن مي شود مخارج لازم نيز جهت اجراي آنها برآورد و در بودجه منظور مي گردد . البته با توجه به اينكه وظايف دولتها در كشورهاي مختلف با هم اختلاف دارند ، انتخاب برنامه يا فعاليت جنبه قرار دادي دارد . به همين دليل ممكن است مثلاً آموزش در كشوري يك برنامه تلقي شود و در كشور ديگر فعاليتي معين كه جزئي از يك برنامه است . آنچه اهميت دارد اين است كه برآورد هزنيه از كوچكترين واحد تقسيم بندي شروع مي شود و مانند طبقه بندي عملياتي به شكل هرم است ؛ يعني مجموع هزينه هاي چند فعاليت هزينه يك برنامه ، مجموع هزينه هاي چند برنامه هزينه يك فصل و بالاخره مجموع هزينه هاي چند فصل هزينه امور را تشكيل مي دهد .

نظام بودجه برنامه اي علاوه بر اينكه وسيله شناخت ماهيت وظايف و عمليات را فراهم مي آورد ، امر تصميم گيري چه در مورد انتخاب برنامه ها و چه در باب اجرا و كنترل آنها را آسان مي سازد ؛ زيرا در بودجه متداول هنگام رسيدگي به بودجه ، ضوابطي جهت قضوات واقعي درباره آن وجود ندارد ، مثلاً اگر وزارت بهداري براي سال آينده درخواست صد واحد پول كند توجيه آن به صورت مواد هزينه حقيقي را نشان نمي دهد و برا ي كاهش يا افزايش آن دليلي وجود ندارد ؛ در حالي كه در بودجه برنامه اي به آساني مي توان ارتباط هزينه ها با عمليات را سنجيد و چنانچه سياست عمومي دولت ايجاب كند اعتبار نيز براي آن در نظر گرفت و در غير اينصورت قسمتي از عمليات وزارت بهداري را حذف و از منظور نمودن اعتبار نيز صرفنظر كرد .

فايده ديگر نظام بودجه برنامه اي سهولت كنترل عمليات و بهبود مديريت در اين نظام است . مزيت ديگر آن عبارت است از تصميم گيري در مورد نوع عمليات و احياناً جلوگيري از دوباره كاريهايي كه از انجام وظايف مشابه در چند سازمان دولتي ناشي مي شود . در شرايط ايدئال بايد تشكيلات و سازمان دستگاههاي اجرايي با عناوين برنامه ها برابر باشد و در اين صورت در داخل هر وزارتخانه مدير برنامه تعيين و مسئوليت اجرايي بودجه برنامه اي مربوط به او واگذار خواهد شد .

البته در تمام وارد تشكيلات داخلي سازمانهاي دولتي الزاماً بر حسب برنامه نبود ، به عواملي از قبيل ارباب رجوع و مناطق جغرافيايي بستگي دارد . مثلاً اداره كل كشاورزي در يك استان تمام برنامه هاي كشاورزي را انجام مي دهد . حال اين سوال پيش مي آيد كه آيا مدير كل كشاورزي مجري تمام برنامه در منطقه است يا اينكه عمليات هر برنامه توسط مدير همان برنامه در مركز بايد هدايت شود ؟

به هر مساله اي كه از نظر بودجه اي وجود دارد اين است كه اگر مثلاً از تراكتورهاي اداره كشاورزي در چندين برنامه استفاده شود جزء هزينه كدام برنامه به حساب مي آيد . در اينگونه موراد كارشناسان بودجه با ضوابطي كه در اختيار دارند مي توانند تفكيك قابل ملاحظه اي از منابع را به ترتيب غالب بودن در يك برنامه ارائه نمايند .


بودجه عملياتي

بودجه عملياتي يا بودجه بر حسب عمليات بر اساس وظايف ، عمليات و پروژه هايي كه سازمانهاي دولتي تصدي اجراي آنها را به عهده دارند تنظيم مي شود . در تنظيم اين نوع بودجه به جاي توجه به كالاها و خدماتي كه دولت خريداري مي كند و يا به عبارتي به جاي توجه به وسايل اجراي فعاليتها ، خود فعاليت و مخارج كارهايي كه بايد انجام شود ، مورد توجه قرار مي گيرد .

در بوجه عملياتي علاوه بر تفكيك اعتبارات به وظايف ، برنامه ها ، فعاليتها و طرحها حجم عمليات و هزينه هاي اجراي عمليات دولت و دستگاههاي دولتي طبق روشهاي عملي اي مانند حسابداري قيمت تمام شده محاسبه و اندازه گيري مي شوند . ارقام پيش بيني شده در بودجه عملياتي بايد مستند به تجزيه و تحليل تفصيلي برنامه ها و عمليات و نيز قيمت تمام شده آنها باشد . براي مثال در بودجه عملياتي مشخص شود كه قيمت تما شده يك تخت بيمارستان چقدر بايد باشد و يك بيمارستان صد تختخوابي چقدر هزينه و زمان نياز دارد .

مقايسه بودجه برنامه اي و بودجه عملياتي

بين بودجه برنامه اي و بودجه عملياتي نمي توان خط روشني رسم كرد ؛ زيرا در واقع بودجه عملياتي مرحله پيشرفته تري از بودجه برنامه است . برخي نويسندگان حتي اين دو اصطلاح را به طور مترادف به كار مي برند ؛ اما در حقيقت ، اين دو عنوان كاملاً مترادف نيستند . براي توضيح تفاوت موجود بين اين دو بايد طبقات سلسله مراتب سازمان دولتي مورد توجه قرار گيرد .

بودجه برنامه اي بيشتر مربوط به طبقات بالاي سلسله مراتب سازماني است :

در كالي كه در بودجه عملياتي حدود فعاليت و عمليات طبقات پايينتر نيز بررسي و پيش بيني مي شود . هر برنامه دولتي شامل تعداد زيادي عمليات و اقدامات سازمانهاي عمومي است . در هر برنامه دولتي نظر قانونگذار به برنامه ها و در بودجه عملياتي به عمليات واحدهاي سازماني معطوف است .در يك موسسه دولتي هر واحد سازماني اي كه در طبقات بالاتر سلسله مراتب سازماني قرار دارد ممكن است خدماتي انجام دهد كه به چندين برنامه مربوط باشد ولي واحدهايي كه در طبقات پايين تر قرار دارند غالبا فعاليتهايي را انجام مي دهند كه منحصراً به يك برنامه مربوط است . در تنظيم بودجه برنامه اي ممكن است بدون محاسبه دقيق مخارج هر واحد از فعاليت دولتي هزينه ها را فقط بر اساس سياست كلي مالي دولت پيش بيني كرد : در صورتي كه شرط اساسي براي تهيه بودجه عملياتي اين است كه حجم و مقدار فعاليت سازمانهاي دولتي تعيين هزينه هر واحد از فعاليتها محاسبه شود . به طور كلي مي توان گفت كه بودجه برنامه اي فقط براي راهنمايي مديران سازمانها ي دولتي تعيين و هزينه هر واحد از فعاليتها محاسبه شود .

به طور كلي مي توان گفت كه بودجه برنامه اي فقط براي راهنمايي مديران سازمانهاي دولتي در اداره امور عمومي و اخذ تصميم مفيد واقع مي شود : در حالي كه بودجه عملياتي علاوه بر راهنمايي ، عملكرد كليه واحد هاي سازماني و كاركنان موسسات و ادارات دولتي را نيز كنترل مي كند .

همان گونه كه قبلًا بيان شد , اولين هدف بودجه برنامه اي تقسيم بندي و ظايف و عمليات دولت در قالب برنامه ها و فعاليتها ي مشخص است .

در بودجه برنامه اي مواد هزينه در قالب برنامه و فعاليت تهيه مي شود . اگر اين نقطه را پايان بودجه برنامه اي بدانيم وظيفه بودجه عملياتي از اين نقطه به بعد آغاز مي شود . عبارت ديگر بودجه برنامه اي و عملياتي تا اينجا با هم مرز مشترك دارند و در حقيقت بودجه عملياتي بدون بودجه برنامه اي مفهومي ندارد .

فرق اساسي بودجه عملياتي و بودجه برنامه اي در اندازه گيري حجم عمليات و چگونگي محاسبه هزينه است . در بودجه برنامه اي عمليات دستگاه بر حسب برنامه ها و فعاليتهاي تابعه طبقه بندي و هزينه هر فعاليت نيز به تفكيك فصول و مواد هزينه محاسبه مي شود : در حالي كه در بودجه عملياتي حجم عمليات طبق موازين فني دقيقاً اندازه گيري و هزينه عمليات طبق فنون و روشهاي مختلف مانند حسابداري قيمت تمام شده يا اندازه گيري كار محاسبه مي شود .

اختلاف بين بودجه برنامه اي و عملياتي را مي توان چنين عنوان نمود كه در بودجه برنامه اي هزينه هاي داخل برنامه و فعاليتها براساس مواد هزينه بر آورد مي شود و لي در بودجه عملياتي فنون ياد شده  در فوق جاي مواد هزينه را مي گيرد .

در بودجه عملياتي حدود فعاليت بودجه محدود تر مي شود ولي در عوض حجم عمليات به طريقي علمي محاسبه مي گردد . در حقيقت در بودجه عملياتي اجراي هدف از نظر تقسيم مخارج بر حسب قيمت تمام شده واحد صورت مي گيرد و براي هر هدف ، واحد كاري بخصوصي به منظور معيار برآورد انتخاب مي شود . بدين معني كه براي محاسبه هزينه بر اساس هدف ، از روش حسابداري قيمت تمام شده يا از روش اندازه گيري حجم كار استفاده مي شود : لذا مخارج اجراي هر برنامه مشخص مي گردد .

هدفهاي مختلف چه از نظر اقتصادي و مالي و چه از نظر اداري ، اجتماعي و نظامي برنامه هاي مختلف و جمع اين برنامه ها كه نماينده فعاليتهاي مختلف دولت است بودجه كل را تشكيل مي دهد .

مزاياي اندازه گيري كار .

روش اندازه گيري كار در امر بودجه بندي دو مزيت دارد :

1-ارقام پيش بيني شده به علت تجزيه و تحليل قبلي به حقيقت نزديكتر خواهد بود .

2-استفاده از اين روش موجب نوعي به كنترل خودكار در اجراي برنامه ها . فعاليتها مي شود .البته واژه اندازه گيري كار كه در مديريت علمي به كار مي رود با واژه اندازه گيري حجم عمليات متفاوت است ، هر چند مي توان با به دست آوردن نسبتهايي بين كار و ماشين آلات ،كار و هزينه هاي اداري ، كار و استهلاك كالاهاي سرمايه اي نسبتي در كل بين حجم عمليات و كار به دست آورد و به قيمت تمام شده رسيد . واحد انجام عمليات نماينده واقعي كوشش به كار رفته است كه در محاسبات اندازه گيري كار از آن استفاده مي شود .

در بودجه عملياتي بايد به هر ترتيب از هزينه هر واحد كار استفاده شود . در اينگونه موارد مي توان از نرمها و استانداردها به عنوان واحد هزينه استفاده نمود.

نرم (هنجار ) و استاندار براي بر آورد هزينه واحد مورد استفاده قرار مي گيرد . نرم عبارت است از نتيجه آماري تجربيات گذشته . به عنوان مثال اگر براي بررسي هر پرونده در اداره ثبت ، خدمت چهار نفر با خصوصيات مشخص و تحصيلات و تجربه معين لازم باشد نرم مربوط به دست آمده است كه البته دقت اندازه گيري روشهاي علمي را ندارد . استاندارد و معيارها نيز طبق فنون و روشهاي مديريت صنعتي به دست مي آيند . بر اساس استانداردها زمان لازم براي تكميل يك واحد كار محاسبه مي شود . استاندارد بمراتب مطمئن تر از نرم و حتي اندازه گيري كار است و در فعاليتهاي صنعتي وسيله مطمئني است .


روشهاي برآورد هزينه در بودجه عملياتي .

در نظام بودجه عملياتي مواد هزينه تنها وسيله برآورد نيست و استفاده از روشهاي آمار ، جايگزين مواد هزينه مي شود . هر چند كه بمنظور كمنرل مالي باز هم به مواد هزينه نياز خواهد بود و هزينه در قالب آن تهيه و به مجلس ارائه مي گردد ، ولي از نظر فني روشهاي مناسبتر و دقيقتري از مواد هزينه كه به بهبود مديريت كمك نمود ، با به حد اقل رساندن هزينه هاي دولتي ، حد اكثر بازده را تضمين مي كنند جانشين مواد هزينه مي گردند .

در روش بودجه عملياتي بايد عمليات داخل برنامه و فعاليتها به نوعي مشخص باشد كه به آساني بتوان واحدي براي سنجش عمليات داخل فعاليت به دست آورد و سپس با استفاده از فنون مذكور هزينه واحد مورد بحث را محاسبه كرده ، ميزان واحدها را در سال بودجه پيش بيني و بدين ترتيب بودجه فعاليت خاصي را برآورد نمود . در اين نوع بودجه اجراي عمليات دقيقاً مقارن با هزينه هاي عمليات است و بدين ترتيب كنترل مالي و عملياتي كاملاً در هم ادغام مي شود . بزرگترين مزيت بودجه عملياتي اين است كه مديران اجرايي را در مقابل كا ر خود مسئوول قرار مي دهد . براي روشن شدن روش بودجه عملياتي به شرح مراحل مختلف آن مي پردازيم :

الف) طبقه بندي عملياتي . در بودجه عملياتي بايد واحد مشخصي انتخاب شو كه گوياي عمليات طبقه بندي شده باشد . بدين منظور بايد يك واحد اندازه گيري مناسب را كه داراي خصوصيات زير باشد در نظر بگيريم :

1.قابل شمارش باشد ؛

2.به مرور زمان ثبات خود را از دست ندهد ؛

3.مصطلح و رايج باشد ؛

4.كوشش واقعي كار انجام شده را نشان دهد ؛

سه عامل اول قابل حصول است ، ولي يافتن واحد مشخص در خدمات دولتي كه گوياي تمام عمليات انجام شده باشد دشوار است ، زيرا نرم و استاندارد مشخصي براي بررسي اينكه تمام سعي براي تحقق اين واحد انجام شده وجود ندارد و بايد به طريق ديگري متوسل شد .

واحد اندازه گيري كار . در نظام بودجه عملياتي در مواردي بايد از اندازه گيري كار استفاده نمود . اندازه گيري كار عبارت است از برقراري يك رابطه صحيح و منطقي ميان حجم كار انجام شده با نيروي انساني و يا ماشين به كار گرفته شده در تكميل آن مقدار كار .

اندازه گيري كار يكي از مباني مديريت علمي و وسيله اي جهت كنترل زمان از طريق سنجش آن با كار انجام شده است . اهميت بهره برداري از زمان ، از نقطه نظر بودجه هنگامي آشكار مي شود كه در نظر گرفته شود مقدار كاري كه در مقابل حقوق كاركنان انجام شده است چه تناسبي با خدمات واقعي آنان دارد و برآورد اينكه كه مقدار از اين نيرو بدون استفاده مانده است . در عمل ، براي سنجش ميزان كار واقعي نياز به (( واحد اندازه گيري  كار )) داريم ؛ مثل تعداد افراد معالجه شده ، تيرهاي چراغ نصب شده ، نامه هاي تعيين شده ، پرونده هاي رسيدگي شده و غيره .

پس از انتخاب واحد هاي اندازه گيري كار بايد حجم كار واقعي واحدهاي انتخاب شده را تعيين نمود . به عنوان مثال معين نمود كه براي نصب يك تير چراغ چند دقيقه خدمت كارگر يا براي مداواي يك بيمار سرپايي چند دقيقه خدمت پزشك پرستار لازم است . البته يافتن معيارهايي براي سنجش اينكه از نيروي انساني استفاده كاملي شده است يا نه در كارهاي اداري و دفتري و تحقيقاتي مشكل تر از كارهاي صنعتي و ماشيني است . به منظور اندازه گيري كار و تعيين ارتباط حقيقي كار با نيروي مصرف شده از روشها و فنوني مانند نمونه گيري از كار ، مطالعات زماني برآورد فني ،استانداردهاي زماني و استانداردهاي آماري استفاده مي شود .

ب) برآورد هزينه عملياتي

در بودجه عملياتي براي تعيين واحد عملياتي اعم از اينكه اندازه گيري كار نرم و استاندارد استفاده شود بايد هزينه واحد عمليات محاسبه شود براي برآورد اين هزينه از دو طريق مي توان استفاده كرد :

1.قيمت تمام شده .

2.هزينه عوامل تشكيل دهنده كار .

1-قيمت تمام شده . استفاده از اين روش مخصوص موسسات تجاري دولتي است زيرا در موسسات و ادارات خدماتي تعيين قيمت تمام شده واحد خدمت مشكل تر است و استهلاك در اين موسسات محاسبه نمي شود لذا اين روش كمتر در بودجه برنامه اي و يا عملياتي دولت مورد نظر قرار مي گيرد .

2-هزينه عوامل تشكيل دهنده كار . در اين روش پس از اينكه از طريق اندازه گيري كار ، شاخص و استاندارد اطمينان حاصل شد كه از كليه عوامل حد اكثر استفاده به عمل مي آيد هزنيه هاي تشكيل دهنده يك واحد عملياتي را به هر طريق كه آسان و مقدور باشد محاسبه مي كنند و پس از آن محاسبه بودجه اي تقريباً پايان يافته است .

نظام بودجه بندي طرح و برنامه

روشي كه اخيراً براي تكميل بودجه برنامه اي در بسياري از كشور ها معمول شده است نظام بودجه نويسي طرح و برنامه ( PPBS ) است اين اصطلاح را در سال 1960 وزارت دفاع آمريكا مورد استفاده قرار داد و بعداً با شرايط متفاوتي به ديگر دستگاههاي دولت تسري يافت . نظام بودجه بندي طرح و برنامه تلاشي است براي تركيب و تلفيق بودجه بندي با برنامه هاي كلي به عنوان يك مجموعه واحد كه نشان دهنده خطوط اصلي و خط مشي هاي كلي سازمان و دولت است اجزاي بودجه بندي طرح و برنامه عوامل جديد نيستند زيرا طرح ريزي برنامه و بودجه بندي هر يك سابقه اي ديرينه دارد ، آنچه جديد است تركيب اين عوامل در يك ساخت كلي به نام بودجه بندي طرح و برنامه است در بودجه بندي طرح و برنامه ما با يك طرح كلي و يك سري برنامه و تعداد بسياري پروژه روبه رو هستيم . مثلاً افزايش توليد به عنوان طرح كلي مي تواند شامل برنامه هاي مختلف مانند توسعه صنعت ، توسعه كشاروزي و هر يك از اين برنامه ها نيز حاوي پروژه هايي اجرايي متعددي باشند به كمك روش بودجه بندي طرح و برنامه در يك قالب كلي طرحها ، برنامه ها و پروژه ها مورد بررسي و ارزيابي قرار مي گيرد و با نگرشي سيستمي به بودجه بندي اقدام مي شود .امكان مقايسه پروژه ها و برنامه ها با هم و انتخاب اثر بخش ترين آنها در نيل به اهداف كلي يكي از مهمترين ويژگيهاي نظام بودجه بندي طرح و برنامه است .

در اين نظام كه براي نهادينه كردن تجزيه و تحليل در شاخه هاي اجرايي فرآيند تصميم گيري به وجود آورد – طرحهاي بلند مدت دولت با برنامه ريزي فعاليت هاي خاص يك ساله و بودجه مربوط جمع مي شود و بودجه برنامه اي يك ساله در چهار چوب طرحهاي بلند مدت و با ديد وسيع تري مورد ارزيابي قرار مي گيرد .

نظام بودجه ريزي طرح و برنامه پوششي در جهت نهادينه كردن تجزيه و تحليل در فرآيند بودجه بندي دولتي است از اين رو اين نظام به معناي تجزيه و تحليل و يا شكلي از آن نيست . اين نظام ، كاربرد تجزيه و تحليل مطلوبيت نهايي ، مطالعه هزينه – فايده ، تجزيه و تحليل سودمندي هزينه ، تجزيه و تحليل حساسيت ، ماتريس نتيجه نهايي ، ارزش فعلي و ديگر فنون را مورد تاكيد قرار مي دهند با استفاده از ساز و كارهاي متعدد ، نظام بودجه ريزي طرح و برنامه به عمل در مي آيد . تجزيه و تحليل ها به خصوص در ابتداي مرحله گردش بودجه مورد تاكيد قرار مي گيرد طبقه بندي برنامه هاي دولت كه ( ساختار برنامه ) ناميده مي شوند ، براي تسهيل مقايسه تحليلي مورد نيازاند . با استفاده از نظام ( PPBS ) مي توان برنامه ريزي ، طرح ريزي ، بودجه نويسي ، اطلاعات مديريت ، كنترل مديريت و ارزشيابي برنامه اي را به هم مرتبط ساخت و در عين حال نسبت به تجزيه و تحليل نظام مند هر يك از عناصر تأكيد كرد در اين نظام بيش از آنكه بودجه ريزي داده ها مطرح باشد ، بودجه ريزي ستاده ها مطرح است . محور اصلي بحث دراين نظام عبارت است از هدف ها و نتايج نهايي و امكان نيل به اين هدف ها از طريق عمليات مختلف و مقايسه اين عمليات و انتخاب بهترين و ارزانترين و سريع ترين و مناسب ترين آنها . نكته مهم اين است كه اين مجموعه را بايد يك نظام تلقي نمود نه روش و فن خاص . نظامي كه شامل مباني تصميم گيري مناسب و معقول در مرحله سايست سازي و اعلام خط مشي طراحي برنامه هاي اجرايي و تخصيص منابع محدود ميان نيازهاي نامحدود بوده ، برقراري ارتباط مداوم بين اين عوامل را ميسر مي سازد .به اين ترتيب هر يك از اجزاي نظام از لحاظ نيل به هدف هاي تعيين شده در ارتباط با جزء ديگر نقشي دارد . استفاده از منابع دولتي براي نيل به هدف هاي عمومي همچنين امكان تعيين هدف ها ، تشخيص اولويت ها ، برنامه هاي لازم براي اجراي هدف ها  انتخاب مطلوبترين روش و بالاخره اندازه گيري روش از مزاياي اين روش محسوب مي شوند . در اين نظام هر سال كه قسمتي از طرح بلند مدت اجرا مي شود امكانات و موانع پيش بيني شده روشن تر مي گردد و در صورت نياز ، تجديد نظر در طرحهاي بلند مدت و اصلاحات و تعديل هاي لازم به عمل مي آيد

بودجه بندي برمبناي صفر

به طور معمول در فرآيند تهيه بودجه ، هزينه سال پيش كه به مصرف رسيده يك نقطه آغاز به حساب مي آيد كار افرادي كه بودجه جديد را مي نويسند و يا تهيه مي كنند اين است كه چه اقلامي از بودجه را بايد حذف كرد و چه فعاليت هايي بر همان اساس چه اقلامي را بايد اضافه نمود . اين كار باعث مي شود مديريت براي ادامه يا توقف نوع خاصي از كار تعصب ويژه اي به خرج دهد ( به ويژه زماني كه به سبب تغييرات محيطي يا تغييري كه در هدف هاي سازمان رخ داده مساله مفيد بودن آن قلم فعاليت ، ديگر مطرح نيست ) در بودجه بندي برمبناي صفر ، كه نقطه مقابل بودجه افزايشي است ، تعديل بودجه بر تفاوت بين سال جاري و سال بودجه اي متمركز است لذا اطلاعات گذشته در مورد هزينه ها و كارهاي انجام گرفته براي بررسي ميزان تغيير برنامه در سال آينده به كارگرفته مي شود . بودجه بندي بر مبناي صفر سعي دارد كه اين نقيصه را بر طرف كند ZBB تعديل مجدد هر فعاليت از مبناي صفر است و براي هر فعاليت و يا برنامه بايد توجيهي وجود داشته باشد كه آيا لازم است يا نه ؟ در بودجه بر مبناي صفر هزينه ها به جاي اينكه بر مبناي سطح جاري محاسبه شوند از صفر شروع مي شود . با چنين بودجه اي براي هر ريالي كه مصرف مي شود بايد توجيه منطقي وجود داشته باشد . در بودجه بندي بر مبناي صفر ، تحليل گر بودجه طبعاً اطلاعاتي راجع به سطوح هزينه هاي گذشته و كارهاي انجام شده درخواست خواهد نمود اما اين داده ها مبناي كار او نخواهد بود و آنها را در اين مورد ناديده خواهد گرفت . پيتر فير نويسنده كتاب بودجه بندي بر مبناي صفر و صاحب مقاله اي جالب در اين زمينه در سال 1973 در مجله هاروارد بيزينس ري و يو ، بودجه بندي بر مبناي صفر را چنين توصف كرده است « يك برنامه عملياتي و فرآيند بودجه اي است كه هر مدير را ملزم مي كند كه به نحوي كامل ، مشروح و مستدل درخواست بودجه خود را از پايه صفر ( زيرا مبنا صفر است ) توجيه نمايد و مسئول اثبات اين امر باشد كه چرا بايد هر مبلغ را به مصرف برساند ؟ »

بودجه بندي بر مبناي صفر در مقايسه با بودجه سنتي داراي مزايايي به شرح ذيل است :

الف. اين بودجه درباره اينكه آيا فعاليت ها بايد ادامه يابند و يا متوقف شوند ، توجيه بيشتري دارد .

ب. اشتراك مساعي تمام كساني را كه با بودجه ارتباط دارند مجاز مي داند .

ج. از آنجا كه هر يك از شقوق مختلف به طور كمي محاسبه مي شوند ، معيارهاي لازم براي مقايسه وجود دارند ؛ در نتيجه ، ارزيابي آنها روشن و خالي از ابهام است .

د. فعاليت هايي كه اولويت پايين دارند با اطمينان خاطر حذف مي شوند .

بودجه بندي بر مبناي صفر شامل تهيه پيشنهادهاي بودجه اي و سطوح جايگزين مصارف است كه « بسته هاي تصميم گيري » طبقه بندي شده اند . بسته هاي تصميم گيري واحدهاي كامل براي انتخاب بودجه شامل اطلاعاتي راجع به داده ها و ستاده ها ( يعني منابع مورد نياز براي اجراي برنامه و محصولات آن برنامه ) و نيز سطح مورد انتظار عملكرد براي هر يك از سطوح تعيين شده مصارف اند . اين بسته ها را مديران مسئول پايين ترين سطوح سازماني كه قادر به تدوين درخواست بودجه اند تهيه مي كنند . و بدين ترتيب تصميم ها جايگزين كه امكان تجزيه و تحليل مطلوبيت نهايي و مقايسه را فراهم مي كنند تهيه و درجه بندي مي شوند . مديران عالي و مديران برنامه سپس اين « بسته هاي تصميم گيري » را بر اساس اولويت درجه بندي مي كنند ؛ به طوري كه سطوح پايين شامل دريافت بودجه نمي شوند . البته شايان ذكر است كه اگر چه بودجه بندي بر مبناي صفر باعث تعيين اوليوت هاي بودجه اي به شيوه بهتر مي گردد و كارآيي سازمان را بالا مي برد باعث مي وشد مقدار بيشتري كارهاي دفتري انجام گيرد و احتمالاً روحيه افراد و مديراني كه ملزم مي شوند براي اقلام هزنيه هاي پيشنهادي دلايل موجهي ارائه نمايند تضعيف گردد ( در نتيجه موجوديت برخي از اقلام هزنيه ها به زير سوال خواهد رفت ) به همين دليل است كه در زمان كنوني نسبت به سالهاي پيشين از بودجه بندي بر مبناي صفر كمتر استفاده مي شود .

در مجموع ، مزيتهايي براي بودجه ريز بر مبناي صفر وجود دارد . در برنامه هايي كه رسالتهاي عملياتي ويژه اي دارند ؟، مانند بزرگراهها ، تفريحگاهها و امور هنري اين روش مي تواند براي تحليلگران برنامه و تصميم گيرندگان كارساز باشد . اين رويكرد كانون توجه را از افزودن به بودجه جاري به سمت حداقل ساختن حمايت عملياتي تغيير مي دهد . اين روش در آموزش ماهيت برنامه هاي دولت به مديران سطوح بالاي اجرايي و كارمندان موفق بوده است و مي تواند منابع بودجه و برنامه را به سوي فعاليتهاي با بهره وري بيشتر هدايت كند .

بودجه ربزي بر مبناي هدف

اين رويكرد ، كه نظام بودجه ريزي طرح و برنامه و مباني آن را رد مي كند ، در بعضي كشورها تحت عنوان (( بودجه ريزي پاكتي )) ناميده مي شود . بودجه ريزي بر مبناي هدف ، بودجه ريزي با فرآيند جيره بندي از بالا به پايين است كه در آن تعيين اولويتها و محدوديتها در بالا اساس انتخاب راهكارها در پايين است . اين نوع بودجه بندي نه بر عقلايي بودن اقتصادي كه بر عقلايي بودن سياسي تكيه مي كند :

1.  اجازه در مورد تعيين سقفها ، اولويتها و سطوح مصارف پاكتي براي هر وزير ؛

2.   تفويض اختيار جهت تامين اعتبار پيشنهادهاي جديد از منابع پاكتي تعيين شده ؛

3.   اجازه براي تامين اعتبار اضافي براي پيشنهادهاي جديد از طريق حذف محدوديتهاي سياسي .

در اين نوع بودجه ريزي از واحد هاي عمده دولت خواسته مي شود تا بودجه خود را در محدوده اهداف يا سقفهاي پاكتي تسليم نمايند و ملاحظه كاريهاي سياسي مورد ملاحظه قرار مي گيرند .




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

فرآیند بودجه ریزی در سازمان تامین اجتماعی

 

چکیده:

مقاله حاضر مسائل مربوط به بودجه و بودجه ریزی در سازمان تامین اجتماعی را  مورد بررسی قرار می دهد. در این راستا ابتداکلیاتی در خصوص بودجه، نظیر :  تعاریف بودجه، سیر تکوین بودجه، ضررورت و اهمیت بودجه، ارائه وسپس  روند بودجه ریزی در سازمان تامین اجتماعی از مرحله تهیه و تنظیم، تا مرحله نظارت و کنترل بر بودجه مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه  نیزکاستی های نظام فعلی بودجه ریزی سازمان مورد بررسی قرار گرفته است. بر این اساس در این مقاله  مسائل مربوط به بودجه و بودجه ریزی در سازمان تامین اجتماعی مورد  بررسی قرار می گیرد .برای این منظورمطالب این مقاله در دو بخش جداگانه تهیه شده است . دربخش اول مقاله، کلیاتی در خصوص بودجه و بودجه ریزی  و نقش و اهمیت ان در سازمان ها  ، تعریف مسئله ، اهداف تحقیق ، روش تحقیق ، ارائه خواهد شد. در بخش دوم، فرآیند بودجه و بودجه ریزی در سازمان تامین اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد.

 

 

کلمات کلیدی: بودجه ، بودجه ریزی ، نظام بودجه ، کنترل بودجه ، ضرورت بودجه

 

مقدمه:

کمیابی موضوعی است که از آغاز حیات بشری همراه آن بوده است. انسان در طول زندگی خود همواره آمال و آرزوهای مختلفی داشته است  اما محدودیت منابع آنها را مجبور کرده که تنها قادر به پاسخگوئی  تعداد محدودی از آنها باشد و از این رو همواره مجبور به انتخاب بهینه بین اهداف خود بوده است. چنین امری در خصوص بنگاههای اقتصادی و نیز دولت ها مصداق دارد.به این  معنا که شرکت ها و دولتها مجبور بوده اند بین اهداف و سیاستهای متنوع خود، متناسب با محدودیت منابع خود تنها نسبت به عملی کردن تعداد محدودی از آنها اقدام کند. بر این اساس از همان آغاز حیات بشری، استفاده بهینه از منابع، مد نظر بوده است. چرا که منابع کمیابند و ضرورت ئارئ این منابع کمیاب به نحو احسن اداره شوند. همانطور که یک خانوار  باید بین درآمدها و هزینه های خود تعادل ایجاد کند، دولت یا هر بنگاه اقتصادی نیز ملزم به دخل و خرج خود می باشد. لذا  علم اقتصاد به منظور اداره منابع محدود بوجود آمده  بنحویکه در تعاریف اولیه ای که از اقتصاد  بعمل می آید، اقتصاد را علم تخصیص منابع محدود بین اهداف رقابتی دانسته اند و بودجه را نیز ابزار تحقق این هدف  در سازمان ها و دولتها برشمرده اند. در این دیدگاه بودجه بصورت  تبدیل منابع مالی به اهداف انسانی  تعریف می شود.

کمیابی منابع مالی یک محدودیت اصلی در سازمان ها می باشد. صرف نظر از موقعیت مالی سازمان ها، هیچ سازمانی  از مقایسه بین اهداف و انتخاب بین انها گریزی نیست. در مواجهه با این منابع کمیاب، توجه مداوم به برنامه ریزی و تخصیص منابع ضرورت  تام دارد که بودجه و بودجه ریزی ابزار تحقق این اهداف در سازمان ها است.

 

 بودجه شاهرگ حياتي هر سازماني مي باشد, زيرا سازمانها تمام فعاليتهاي مالي خود, اعم از كسب درآمد و پرداخت هزينه ها براي اجراي برنامه هاي متعدد و متنوع خود را در چارچوب قانون بودجه انجام مي دهد. بنابراين بودجه آئينه تمام نماي همه برنامه ها و فعاليتهاي سازمان بوده و نقش بسيار مهم و حياتي در توسعه سازمانها ايفا مي كند.

خوشبختانه طي سالهاي اخير در سازمان تامين اجتماعي, بدلايل متعدد از جمله گستردگي حجم فعاليتهاي سازمان در سطح كشور, نزديكي به نقطه سربه سري منابع و مصارف و... لزوم به برنامه ريزي در سطح سازمان احساس شده است و برنامه ريزي بعنوان يكي از اولويتهاي اساسي سازمان مطرح شده است. بنحويكه همزمان با آغاز برنامه چهارم توسعه اقتصادي, اجتماعي, فرهنگي كشور(1388-1384) مقدمات اجراي برنامه ريزي استراتژيك (بعنوان يك برنامه بلند مدت) و برنامه پنچ ساله سازمان(بعنوان يك برنامه ميان مدت) فراهم شده است . در این میان بودجه به عنوان آئینه تمام نمای  برنامه ها و عملیات سازمان، نقش مهمی را در این زمینه (تحقق اهداف و استراتژی های برنامه) بر عهده خواهد داشت. از سوی دیگر طی این سال ها، سازمان تامین اجتماعی  پس از گذشت بیش از 50 سال از حیات آن، نظیر هر صندوق بیمه ای ، به نقطه سربه سری منابع و مصارف خود نزدیک شده است که از الزامات مواجهه با این مشکل، برنامه ریزی و تخصیص بهینه منابع و مصارف ( که ابزار تحقق آن بودجه و بودجه ریزی است) می باشد.

با این اوصاف می توان گفت در این برهه از دوران حیات سازمان، توجه به بودجه و بودجه ریزی بیش از هر دوران دیگر در سازمان احساس می شود.

 

 

 

بخش اول

1)   کلیاتی در خصوص بودجه

در این بخش کلیاتی در خصوص بودجه نظیر واژه بودجه، تعریف بودجه، سیر تکوین بودجه، و اهمیت و ضرورت بودجه به طور خلاصه ارائه خواهد شد تا خوانندگان محترم با مسائل مربوط به کلیات آشنائی پیدا کنند.

 

1-1) واژه بودجه:

واژه بوژت (Beget) يك واژه فرانسه قديم است و به كيف چرم اطلاق مي‌شده است كه وجوه نقد را در آن نگهداري مي كردند. بدين جهت ابتدا كيف چرمي كه محتوي صورت مخارج و درآمدهاي دولت انگليس بوده و وزير دارائي انگليس آن را با خود به پارلمان مي آورده و صورتهاي مخارج و درآمدهاي مملكتي را از كيف خارج كرده و براي تصويب به پارلمان عرضه مي داشته است در انگليس Budget ناميده مي شد. به تدريج معني اصطلاح بودجه از خود كيف, تبديل به محتويات آن شد.

بعدا كه به تدريج صورتهاي مزبور در يك صورت واحد گنجانده شده است, اين صورت بنام ”باجت“ در انگليسی و بودجه در فرانسه ناميده شده و در ساير زبانها نيز همين كلمه بكار برده شد. {1}

قبل از انقلاب مشروطه چنين واژه اي در زبان فارسي به كار نمي رفته است و پس از آن چون قانون اساسي ايران بيشتر از قوانين اساسي بلژيك و فرانسه ترجمه و اقتباس شده اين واژه نيز همراه قوانين مالي فرانسه ترجمه و وارد قانون محاسبات عمومي ايران و زبان فرانسه گشته است.{2}

 

 

 

2-1) تعاریف بودجه:

ديدگاهها, نظريه ها و تعاريف مختلفی در خصوص بودجه  ارائه شده است. این  تعاريف نیز  متاثر از نظريه هاي اقتصادي در مورد دولت بوده است و ديدگاههاي موجود در زمينه دولت نيز تحت تاثير شرايط متفاوت سياسي, اقتصادي و فرهنگي بوده است. در یک بررسی کلی می توان گفت نظام بودجه بندي به عنوان يك ابزار مهم و حساس برنامه ريزي به موازات رشد و توسعه دولت و جامعه, مراحل و تحولات مهمي را پشت سر گذاشته و امروزه بصورت يك نظام پيچيده فني و مالي درآمده است. اين نظام در آغاز پيدايش خود به علت محدوديت حوزه فعاليت دولت و به علت نگرش منفي جامعه نسبت به فعاليتهاي دولت, عمدتاً يك ابزار سياسي بوده و از دهه سوم قرن ميلادي به علت رواج اقتصاد كينزي كه دولت را به مداخله در فعاليت اقتصادي و سرمايه‌گذاري اجتماعي تشويق و ترغيب مي‌نمود, بودجه دولتي به عنوان ابزار اقتصادي و مالي, علاوه بر نقش هاي سياسي, نقش‌هاي اقتصادي و مالي را نيز بر عهده گرفت و بالاخره با گسترش فعاليتهاي دولتي در همه جنبه هاي زندگي و بزرگتر و پيچديده تر شدن سازمانهاي دولتي و پيشرفت روش‌هاي مديريت و برنامه ريزي و ظهور تكنولوژي اطلاعاتي امروزه, نظام بودجه بندي يك سيستم پيچيده اي از طرحها و برنامه هاست و بودجه علاوه بر نقش هاي سياسي و اقتصادي, نقش حساس و مهم برنامه‌ريزي را نيز عهده دار شده است و امروزه بودجه منعكس كننده انواع برنامه‌ريزيهاي سياسي, اجتماعي و فرهنگي جامعه است. از طرفي چون مسلم شده كه توسعه امري يك بعدي نبوده و توسعه اقتصادي مي تواند به توسعه اجتماعي و فرهنگي بيانجامد, مهمترين عامل در وقوع اين امور, گزينش درست اهداف, استراتژي ها و نهايتاً رسالت هاي سيستم برنامه ها وطرحهاي بودجه است.

بر این اساس  در ميان انواع تعاريفي كه از بودجه به عمل آمده سه دسته عمده را مي توان تشخيص داد:

الف- تعاريفي كه بر جنبه سياسي بودجه تاكيد مي ورزند.

ب- تعاريفي كه بر جنبه هاي اقتصادي و مالي تاكيد مي ورزند.

 ج- تعاريفي كه بر جنبه هاي برنامه اي و مديريت بودجه تاكيد مي ورزند.

3-1) سیر تکوین بودجه:

مفهوم بودجه همگام با تكامل دولت ها و پيچيده تر شدن وظايف دولت, تغيير و تكامل يافته است. اين تكامل را مي توان به چهار مرحله متمايز تقسيم كرد. در مرحله اول كه تقريباً از 1920 تا 1935 مي باشد, تاكيد عمده روي ايجاد يك سيستم با كفايت براي كنترل هزينه‌ها بود و حسابداري هزينه ها و پيوند بين حسابداري و بودجه مطرح بود. مرحله دوم كه در توسعه بودجه عملياتي خود را نشان مي دهد, استفاده از بودجه به عنوان ابزار مديريت مالي بود و خود را در اصلاح ساختار مناسب, بهبود مديريت و برنامه هاي اندازه‌گيري كارظاهر ساخت و بر بودجه اي تاكيد داشت كه كار و فعاليتهاي سازمان را اندازه بگيرد.

مرحله سوم با پيوند دادن بودجه و برنامه به عنوان معياري براي تجزيه و تحليل رفاه اقتصادي آغاز شد و روي پيشرفتهائي كه در تكنولوژيهاي تصميم گيري و اطلاعاتي رخ داده بود تمركز داشت.

مرحله چهارم بواسطه پيچيدگي محيط سازمانها بوجود آمده و باعث استفاده از بودجه بر مبناي صفر به عنوان ابزاري برنامه ريزي راهبردي (استراتژيك) گرديده است. بر این اساس سیر تکوین بودجه را می توان به شرح ذیل برشمرد:

الف- بودجه به عنوان ابزار كنترل

ب- بودجه به عنوان ابزار برنامه ريزي

ج- بودجه به عنوان ابزار مديريت مالي

د- بودجه به عنوان ابزار راهبردي(استراتژيك)

4-1) ضرورت بودجه و بودجه ریزی:

بودجه بندي را ”فرآيند تخصيص منابع محدود به نيازهاي نامحدود“ مي دانند . مجموع كوشش هائي كه صرف تدوين و تخصيص منابع مي شود به منظور”حداكثر استفاده“ از منابعي است كه معمولاً در حد كفايت نمي نمايند و به اصطلاح اقتصادي”كمياب“ هستند. بنابراين در راه رسيدن به ”اهداف مطلوب“ ضرورت دارد به نحوي از هر يك از منابع محدود استفاده گردد كه در تبديل كل منابع به پول بتوان گفت كه با حداقل هزينه, حداكثر استفاده به عمل آمده است.{3}

تضاد و برخورد اين دو واقعيت يعني نامحدود بودن نيازها و محدود بودن منابع, انسان متفكر و انديشمند را به  چنين نتيجه گيري مي رساند كه از منابع محدود بايد براي رفع نيازهاي نامحدود آنچنان ياري گرفت كه ”حد متناسب“ رضايت به دست آيد، و اين نخستين تصور بودجه است و ضرورت بودجه نویسی نیز از همین مسئله ناشی می شود.

5-1- اهميت بودجه:

بودجه بندي اهداف و كاربردهاي مختلفي در تنظيم, تصويب, اجرا و كنترل سياستهاي دولت و سازمانها دارد. در مرحله اول, بودجه چارچوبي را براي تنظيم سياستهاي دولت و سازمانها فراهم مي كند و فعاليتهاي مختلف براي رسيدن به اهداف توسعه و تقسيم اين فعاليتها بين مجريان فعاليتها تعيين مي شود. در مرحله تصويب, بودجه وسيله كنترل قانوني است. در مرحله اجرا, بودجه بندي راهنماي مديران در اجراي سياستهاي تدوين شده است و در نهايت بودجه بندي مهم ترين ابزار كنترل و نظارت بر عملكرد دولت و سازمانها محسوب مي شود. بنابراين اهداف و مقاصد بودجه بندي را در سطح كلان(دولت) كه قابل تصميم به سطوح سازماني نيز مي باشد, را مي توان به شرح ذيل بيان كرد:

الف- بودجه وسيله اي براي تدوين و تنظيم برنامه هاي دولت و سازمانها است.

ب- بودجه وسيله تحصيل مجوز قانوني براي فعاليتهاي دولتها و سازمانها است.

ج- بودجه راهنماي اجراي سياستهاي دولتي و سازمانها است:

د- بودجه قوي ترين وسيله كنترل قوه مجريه توسط قوه مقننه و وسيله آگاهي و اطمينان مردم از مصرف صحيح و قانوني منابع و وجوه عمومي است.

بیان مسئله

بر اساس مطالب ارائه شده در خصوص اهمیت وضرورت بودجه در سطح کلان کشوری و نیز سارمانهای دولتی و غیر دولتی نظیر سازمان تامین اجتماعی ، و نیز آغار فرآیند نظام برنامه ریزی در سطح سازمان در غالب برنامه های استراتژیک  و برنامه های پنج ساله سازمان  و ارتباط نزدیک برنامه وبودجه با یکدیگر و شکل گیری خدمات سازمان در سطح مناطقی که باعث شده عمده منابع و مصارف سازمان در سطح منابع صورت گیرد . همگی باعث شده که بررسی نظام بودجه ریزی سازمان  در سطح مناطق ، از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد.

براساس نظام فعلی بودجه ریزی سازمان تامین اجتماعی ، فعالیت های مربوط به تهیه وتنظیم بودجه ، از اوایل شش ماه دوم سال قبل شروع می شود. برای این منظور در ابتدا در ستاد مرکزی سازمان ، ضوابط و دستور العمل های تهیه وتنظیم بودجه که در بر گیرنده فرمها و ضوابط تهیه وتدوین آیتمهای مختلف بودجه ای (منابع ومصارف) می باشد تهیه و پس از تصویب در ستاد برنامه وبودجه سازمان ، برای تهیه وتدوین بودجه های استانی به ادارات کل و مدیریت های درمان ارسال می شود . ادارات کل و مدیریت های درمان نیز بر اساس فرمها وضوابط تعیین شده در دستوالعمل و نیز برنامه های مورد نظر خود در سال آتی ، اقدام به تهیه وتنظیم بودجه پیشنهادی خود می کند . بودجه پیشنهادی استان ، پس از بررسی های اولیه در اداره کل بودجه و تشکیلات و جرح و تعدیل های لازم در جلسه دفاع بودجه به تصویب می رسد  که از آن بعنوان بودجه مصوب استان یاد میشود .

بودجه مصوب برای عملیاتی شدن  قبل از شروع سال مالی به استانها ابلاغ میشود . آنچه در پایان سال مالی اتفاق می افتد ، بودجه عملکردی نام دارد که معمولا از لحاظ آماری با بودجه پیشنهادی مصوب متفاوت می باشد .

در این تحقیق تلاش می شود که دلایل انحراف بودجه عملکردی از بودجه پیشنهادی و مصوب استانها مورد بررسی قرار گیرد.

 

اهداف تحقیق

هدف این تحقیق بررسی فرآیند بودجه سازمان تامین اجتماعی و بیان عوامل انحراف بودجه عملکرد ی از بودجه پیشنهادی و مصوب استان در بخش منابع و مصارف و ارائه راهکار مناسب برای از بین بردن این انحرافات می باشد.

 

ضرورت تحقیق

بودجه تبلور برنامه یکساله هر سازمان می باشد . بنابراین هرچه بودجه دقیق تر ومناسب با نیازها و شرایط باشد ، اجرای برنامه سالانه نیز سهل تر و امکان پذیر تر می شود . طی سالهای اخیر بدلیل عدم تناسب بودجه مصوب استان با نیازهای واقعی آنها در برخی موارد هزینه ای ، اجرای برنامه های استانی در سطح ادارات کل و مدیریت درمان با مشکل مواجه شده که این امر در برخی موارد ، حتی منجر به حذف آن برنامه کاری از دستور کار استانها شده است . حتی در برخی موارد (نظیر تعهدات قانئنی وبیمه بیکاری) این امر منجر به ارائه چهرهای نامناسب از سازمان در سطح جامعه شده که این موضوع زیبنده سازمانی با این قدمت و گستردگی فعالیت نمی باشد. از این رو شناسایی دلایل انحراف از بودجه مصوب وتلاش برای رفع این انحرافات کمک شایان به برنامه ریزی دقیقتر استانها ونیز کاهش مشکلات بعدی آنها در طول سال مالی خواهد کرد . این موضوع با آغاز فعالیت های مربوط به اجرای برنامه استراتژیک و برنامه پنج ساله سازمان اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد .

 

روش تحقیق

در این پروژه از روش کتابخانه ای در خصوص بودجه ومراحل آن استفاده شده و برای کاملتر شدن آن از برخی سایت ها  الهام گرفته شده و برخی مطالب هم به کمک یکی از کارمندان  سازمان تامین اجتماعی گرد آوری شده تا این مقاله به صورت فعلی درآمده است

پرسش ها و فرضیات تحقیق

1- از لحاظ آماری بین بودجه پیشنهادی و مصوب و عملکرد استان انحرافاتی وجود دارد؟

2-  دلایل انحراف بودجه چیست؟

3-  فرآیند بودجه در سازمان تامین اجتماعی چگونه است؟

4- تهيه و تدوين بخشنامه بودجه و دستورالعمل تهيه و تنظيم بودجه بر عهده چه واحدی است؟

تاریخچه تأمین اجتماعی

سابقه تأمین اجتماعی در ایران به تصویب اولین قانون استخدامی كشوری در سال ۱۳۰۱ باز می گردد كه طی آن، نظامی برای بازنشستگی به وجود آمد. در این قانون، سه اصل تأمین اجتماعی كه عبارت بودند از فراهم نمودن “حقوق و تأمین خاصبرای كسانی كه پس از خدمت، توانایی فعالیت خود را از دست می دهند، “مقرری خاص” برای كسانی كه به علت حادثه ای، علیل و از كار افتاده شوند و “حمایت كارفرمایان” از خانواده هر مستخدم كه فوت شود، به چشم می خورد.

تشكیل وزارت رفاه اجتماعی، تحول دیگری بود كه در سال ۱۳۵۳ روی داد. این وزارتخانه، تقریبا تمامی امور مربوط به بیمه درمان و رفاه اقشار مختلف جامعه را تحت پوشش خود قرار داد. در این میان، تصویب “قانون تأمین اجتماعی” در تیرماه ۱۳۵۴ و تشكیل “سازمان تأمین اجتماعی” را می توان آغازگر تحولی نو در نظام تأمین اجتماعی كشور دانست. در سال ۱۳۵۵ با تصویب قانونی كه منجر به انحلال وزارت رفاه و تشكیل وزارت بهداری و بهزیستی شد، سازمان تأمین اجتماعی به “صندوق تأمین اجتماعی” تغییر نام داد و تعهدات و امكانات درمانی آن به وزارت بهداری و بهزیستی محول شد. اما این تغییر، چندان دوام نیاورد و با تصویب لایحه ای در شورای انقلاب در سال ۱۳۵۸، سازمان تأمین اجتماعی دوباره احیا گردید.

بعد از انقلاب

با وقوع انقلاب اسلامی و تغییر قانون اساسی، مبحث “تأمین اجتماعی” به طور صریح به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران راه یافت. در اصل ۲۹ این قانون آمده است: “برخورداری از تأمین اجتماعی برای بازنشستگی، بیكاری، از كار افتادگی، بی سرپرستی، حوادث و سوانح و نیاز به مراقبت های بهداشتی و درمانی به صورت بیمه ای و غیربیمه ای، حقی است همگانی و دولت موظف است خدمات و حمایت های فوق را برای یكایك افراد فراهم نماید.

در همین راستا، در برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲)، دو دیدگاه بیمه ای (اشاره به مشاركت مردم) و دیدگاه حمایتی (اشاره به وظیفه دولت) مورد توجه قرار گرفت. در سال ۱۳۶۷ قانون بازنشستگی پیش از موعد بیمه شدگان به تصویب رسید كه با كاهش سن و سابقه موردنیاز برای بازنشستگی، فشار مالی بسیار سنگینی را به صندوق تأمین اجتماعی وارد كرد.در سال ۱۳۶۸ با تصویب قانونی، ارایه تعهدات درمانی و اداره امور مراكز درمانی سازمان تأمین اجتماعی از وزارت بهداشت، منتزع و به سازمان تأمین اجتماعی واگذار شد.در برنامه دوم (۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸)، نگاه جامع تری به مقوله تأمین اجتماعی وجود داشت.

 

بخش دوم

2) بررسی فرآیند بودجه و بودجه نویسی در سازمان تامین اجتماعی:

 

بحث بودجه در سازمان تامين اجتماعي, نظير هر سازمان اقتصادي ديگر, از بدو تشكيل آن مطرح بوده است. اما در سازمان تامين اجتماعي, پيچيدگي كاركردهاي آن, از لحاظ حجم و نوع وظايف باعث شده كه بودجه بندي اين سازمان, از لحاظ ماهيتي با پيچيدگي خاص روبه رو باشد, بنحويكه مي توان گفت اين پيچيده گي باعث شده كه بودجه و بودجه ريزي در سازمان تامين اجتماعي, تا حـدودي با بودجه و بودجه ريزي  دولتي و شركتي, متفاوت باشد.

 

 

1-2- مراحل تهيه بودجه در سازمان تامين اجتماعي

مراحل بودجه در سازمان تامين اجتماعي از چهارمرحله تشكيل مي شود كه در مجموع اين چهارمرحله را دور بودجه اي يا سيكل بودجه اي نيز مي نامند. اين چهارمرحله عبارتند از:

مرحله اول: تهيه و تنظيم و پيشنهاد بودجه(بودجه پيشنهادي)

مرحله دوم: تصويب بودجه(بودجه مصوب)

مرحله سوم: اجراي بودجه(بودجه تخصيصي)

مرحله چهارم: نظارت و كنترل بودجه(تفريغ بودجه)

 

مرحله اول تهيه و تنظيم و پيشنهاد بودجه:

اين مرحله شامل كليه عمليات مربوط به تهيه, ارزيابي, طبقه بندي و تنظيم اطلاعات بودجه اي مي باشد. در اين مرحله, هر ساله ستادي به نام ستاد برنامه و بودجه در سازمان تشكيل مي شود, اين ستاد علاوه بر آنكه اهداف, سياستها و برنامه هاي اجرائي سازمان را بر حسب بخشهاي مختلف بررسي,‌تصحيح و تلفـيق مي نمايد, بودجه پيشنهادي و احدهاي اجرائي (ادارات كل اعم از ستادي و اجرائي) را نيز مورد رسيدگي قرار مي دهد. بودجه پيشنهادي ستاد برنامه و بودجه پس از تائيد توسط هيات مديره براي تصويب نهائي به شوراي عالي سازمان فرستاده مي شود. طبق ماده 20 اساسنامه سازمان, هيات مديره مكلف است تا اول دي ماه هر سال, بودجه كل سازمان را براي تصويب به شورايعالي تقديم نمايد.

 

مرحله دوم تصويب بودجه:

منظور ازاين مرحله تصويب بودجه پيشنهادي هيات مديره توسط شوراي عالي سازمان مي باشد. تصويب بودجه به مفهوم تائيد و تجويز برنامه هاي مالي هيات مديره به وسيله شورايعالي است. در اين مرحله, بودجه اي كه هيات مديره پيشنهاد نموده است قبل از شروع سال مالي اجراي بودجه, به صورت قانون در مي آيد و جهت اجرا به هيات مديره و واحدهاي اجرائي ابلاغ مي گردد.

در سازمان تامين اجتماعي, بودجه پيشنهادي هيات مديره, بعد از تقديم به شورايعالي,جهت رسيدگي به كميته هاي تخصصي مربوطه ارجاع مي شود. شوراي عالي سازمان پس از ارائه نظرات و پيشنهادات كميته هاي تخصصي, بودجه سازمان را با تعديلاتي به تصویب مي رساند. نكته مهم در اين مرحله اين است كه هدف, تصويب اعداد و ارقام نيست بلكه منظور اصلي, رسيدگي به سياستها و برنامه هاي هيات مديره مي باشد كه با توجيهات اقتصادي, اجتماعي و... همراه مي باشد و به صورت اعداد و ارقام تجلي يافته است.

مرحله سوم اجراي بودجه:

اجراي بودجه كليه مراحلي را شامل مي شود كه جهت وصول درآمدها و ساير منابع تامين اعتبار ازيك طرف و مصرف اعتبارات پيش بيني شده و مصوب از طرف ديگر به مورد اجرا گذاشته مي شوند. اين مرحله شامل ابلاغ بودجه, تخصيص بودجه و مصرف اعتبارات مي باشد. در مرحله مصرف اعتبارات مخارج سازمان به مرحله عمل در مي آيد. مرحله مصرف اعتبارات خود شامل مراحل تفضيلي تامين اعتبار, عملكرد (تعهد) و دستور پرداخت مي باشد.

 

مرحله چهارم  نظارت و كنترل بودجه:

نظارت بر بودجه به معني كنترل مالي و قانوني نحوه اجراي بودجه مصوب و ارزيابي نتايج حاصل از اجراي بودجه است. در حال حاضر وظيفه نظارت و كنترل بودجه سازمان را  اداره كل بودجه و تشكيلات برعهده دارد.

اما هر ساله براي تهيه و تنظيم بودجه سالانه سازمان, CPM يا برنامه زمانبندي تهيه و تنظيم بودجه توسط ستاد مركزي تهيه و بر اساس اين برنامه زمانبندي, جزئيات مراحل اول و دوم و تهيه بودجه كه همان تهيه, تنظيم, پيشنهاد و تصويب بودجه مي باشد, با جزئيات آن مشخص مي شود. بر اساس CPM تنظيم شده, مراحل مختلف تهيه و تنظيم و تصويب بودجه, همراه با واحدهاي ستادي و اجرائي متولي هر يك از مراحل, به ريز مشخص مي شود. در يك تقسيم بندي كلي جزئيات CPM يا مراحل تهيه, تنظيم و تصويب بودجه سالانه سازمان را مي توان به چندين قسمت مجزا و به شرح ذيل تقسيم كرد:

1- بررسي چشم انداز پيش روي سازمان در سال مالي مورد نظر و تهيه و تدوين راهبردها و خط مشي هاي سازمان:

گام اول تهيه و تنظيم بودجه ساليانه سازمان, بررسي چشم انداز پيش روي سازمان از ابعاد درون و برون سازماني و تدوين راهبردها و خط مشي هاي سازمان بر اساس اين چشم انداز مي باشد. در اين مرحله, سازمان پيش بيني مي كند كه در سال مالي مورد نظر, با چه مسائل و موضوعات درون و برون سازماني و از لحاظ متغيرهاي اثرگذار بر عملكرد سازمان مواجه مي باشد. اين پيش بيني كمك شاياني به ترسيم فعاليتهاي سازمان در سال مالي مورد نظر خواهد داشت.

 

2- پيش بيني و تصويب منابع و مصارف و نرمهاي كلان سازمان(بر اساس مفاد بند قبل),  تهيه و تدوين بخشنامه بودجه و دستورالعمل تهيه و تنظيم بودجه بر اساس آن و ابلاغ آن به واحدها ذيربط:

پس از تصويب راهبردها و خط مشي هاي كلان سازمان در ستاد برنامه و بودجه, كميته هاي تخصصي به تهيه و تنظيم اهداف و سياستهاي بخشي در چارچوب راهبردها و خط‌مشي هاي كلان سازمان مي پردازند. محصول نهائي كميته هاي تخصصي, پيش‌بيني منابع و مصارف و نرمهاي كلان سازمان مي باشد كه پس از بحث و بررسي در ستاد برنامه و بودجه, به تصويب مي رسد. اين برآوردها چارچوبي را براي تجزيه و تحليل ارقام پيشنهادي ادارات كل بيمه اي و مديريتهاي درمان استان, شركتهاي وابسته به سازمان و واحدهاي ستادي بدست مي دهد. همزمان تهيه فرمهاي برنامه هاي اجرايي توسط اداره كل بودجه و تشكيلات و تائيد آن در ستاد برنامه و بودجه, تهيه بخشنامه برنامه و بودجه, و تهيه و تنظيم اهداف و سياستهاي بخشي توسط ستاد برنامه و بودجه و تائيد آن توسط مديرعامل و تهيه دستورالعمل تهيه و تنظيم بودجه توسط اداره بودجه و تشكيلات و ابلاغ آن به معاونتها, ادارات كل ستادي, ادارات كل بيمه اي و مديرتهاي درماني استاني, صورت مي گيرد.

 

3- تهيه, تنظيم و تصويب بودجه پيشنهادي ادارات كل, مديريتهاي درمان, شركتهاي وابسته به سازمان, واحدهاي ستادي تدوين تبصره هاي بودجه بر اساس مفاد بخشنامه بودجه و دستورالعمل تهيه و تنظيم بودجه:

در اين مرحله واحد های استانی(ادارات كل بيمه اي و مديريتهاي درمان), ستادي با توجه به بخشنامه بودجه و دستورالعمل تهيه و تنظيم بودجه, كه در مرحله قبل تهيه شده بود, به تنظيم بودجه پيشنهادي خود مي پردازند. علاوه بر آن در اين مرحله, تبصره هاي بودجه نيز مورد بررسي و تصويب قرار مي‌گيرد. در این مرحله اداره کل بودجه وتشکیلات ، سیاستهای بخش مصوب ستاد برنامه و بودجه را به معاونت های سازمان ابلاغ می کند . همزمان با ابلاغ اهداف وسیاست های بخشی شوراهای تخصصی و فنی و درآمد ، سرمایه گذاری ، درمان و . . . با تشکیل جلسات متعدد ، وصول حق بیمه ، درآمدهای سرمایه گذاری و تعهدات قانونی را برای سال آتی برآورد می نمایند.

 

4- تلفيق بودجه ستاد, استانها و بررسي و تدوين تبصره هاي بودجه

در اين مرحله اداره كل بودجه و تشكيلات با تلفيق برنامه هاي اجرائي واحدهاي ستادي, شركتهاي تابعه و ادارات كل بيمه اي و مديريتهاي درمان استان ها, به تهيه بودجه سراسري اقدام مي نمايد, بودجه تلفيقي پس از بحث در ستاد برنامه و بودجه و جرح و تعديل آن در اين ستاد و تائيد نهائي آن, براي بررسي و تائيد و تصويب, به هيات مديره فرستاده مي شود.

 

5- بررسي و تصويب بودجه در هيات مديره

در اين مرحله هيات مديره به بررسي برنامه و بودجه پيشنهادي سازمان, ارسالي از سوي ستاد برنامه و بودجه (تهيه شده در مرحله قبل) پرداخته در صورتيكه هيات مديره نظر خاصي در خصوص بودجه پيشنهادي ارسالي داشته باشد آنرا براي بازبيني مجدد به اداره كل بودجه و تشكيلات برمي گرداند و اداره كل بودجه و تشكيلات پس از اعمال نظرات هيات مديره آنرا براي تصويب مجدد به هيات مديره ارائه مي نمايد. در صورت جلب رضايت هيات مديره, بودجه پيشنهادي به تصويب هيات مديره رسيده و آنرا براي تصويب نهائي به شوراي عالي ارسال مي نمايد. همچنين در صورتيكه هيات مديره در خصوص بودجه ارسالي از سوي ستاد برنامه و بودجه, اصلاحيه خاصي نداشته باشد, آنرا مستقيماً براي تصويب به شوراي عالي ارسال مي كند.

 

6- بررسي و تصويب بودجه در شوراي عالي

در اين مرحله شوراي عالي سازمان, پس از بررسي برنامه و بودجه پيشنهادي در كميته هاي تخصصي خود و اعمال نقطه نظرات خود در آن, آنرا به تصويب مي رساند. شايان ذكر است, شوراي عالي سازمان بالاترين مرجع تصميم گيري در سازمان در خصوص كليه امور مي باشد.

7- ابلاغ بودجه به واحدهاي ذيربط و مبادله موافقت نامه

پس از تصويب نهائي بودجه در شوراي عالي, اداره كل بودجه و تشكيلات به تدوين و تسهيم نهائي بودجه بين ادارات كل و مديريتهاي درمان استاني, واحدهاي ستادي و شركتهاي تابعه پرداخته و با دستور مديرعامل آنرا ابلاغ مي كند. طي سالهاي اخير ابلاغ بودجه به واحدهاي استاني(ادارات كل و مديريتهاي درمان) از طريق تنظيم ومبادله موافقتنامه بين ستاد و واحدهاي استاني صورت مي گيرد.

در پايان نيز اداره كل بودجه و تشكيلات كتاب برنامه و بودجه سازمان را تهيه و ارائه مي نمايد. شايان ذكر است كه از لحاظ زماني, مراحل توضيح داده شده فوق(فرآيند تهيه و تنظيم بودجه سالانه سازمان) حدود 6 ماه به طول مي انجامد, به نحويكه فعاليتهاي مربوط به تهيه و تنظيم بودجه سالانه سازمان, از اواخر نيمه اول سال مالي قبل(شهريورماه) شروع و تا اواسط اسفند ماه كه در آن زمان, مبادله موافقت نامه بين ستاد و واحدهاي استاني صورت مي گيرد, بطول مي انجامد.

 2-2) شناخت موجوديتهاي مرتبط با نظام بودجه ريزي سازمان

 در يك تقسيم بندي کلی, موجوديت هاي موثر در نظام بودجه ريزي فعلي سازمان تامين اجتماعي, شامل موجوديتهاي داخلی و خارجی می باشند.

موجوديتهاي داخلي سازمان شامل شورايعالي, هيات مديره, معاونتهاي سازمان, ادارات كل ستادي و واحدهاي اجرائي مي باشد. موجوديتهاي خارجي نيز شامل مجلس شوراي اسلامي, سازمان برنامه و بودجه, وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي, تشكل هاي كارگري و كارفرمايي, شوراي عالي حقوق ودستمزد و وزارت رفاه و تامين اجتماعي مي‌باشد, که  نمودار و جدول زیر اين موجوديت ها و  نقش چگونگی تاثیر آنها  را  در فرآیند بودجه سازمان، به تصوير مي کشد.

 

 

 

 

 

 

 

 نقش و تاثیر موجودیت های داخلی  بر بودجه سازمان

 

 

 

نام بخش یا واحد

شرح وظیفه

شورایعالی تامین اجتماعی

تصویب بودجه

هیات مدیره

تعیین خطوط کلی اهداف و سیاستها، و تائید بودجه پیشنهادی ستاد برنامه و بودجه

معاونت اقتصادی و برنامه ریزی

تهيه و تدوين سياستهاي كلي اقتصادي و اجتماعي و برنامه هاي بلند مدت سازمان, تهيه و تدوين بودجه شركتهاي وابسته به سازمان, تهيه آمار مربوط به مستمري بگيران(بازنشسته, ازكارافتاده, بيمه بيكاري, بازمانده), بيمه شدگان(اصلي و تبعي)

معاونت امور استان ها

تعيين عوامل و متغيرهاي اثرگذار بر بودجه استانها, منطقه اي كردن نرمهاي كلان بودجه بر حسب خصوصيات مناطق مختلف و امور مربوط به تهاتر املاك و مستغلات

معاونت فنی و درآمد

برآورد تعداد مستمري بگيران(بازنشسته, ازكارافتاده, بازمانده, بيمه بيكاري) برآورد تعهدات كوتاه مدت و بلندمدت, برآورد درآمدهاي سازمان از جمله درآمد حق بيمه و...

معاونت اداری و مالی

تهيه و تنظيم بودجه واحدهاي ستادي, امور مالي مربوط به بودجه, امور مربوط به پرسنل سازمان نظير ترفيع, جابجائي, مجوز استخدامي, تعيين اعتبارات برنامه هاي ورزشي خريد وسائط نقليه, دستگاه چاپ و تكثير كل سازمان, تعيين ميزان امكانات رفاهي پرسنل, تهيه و تنظيم برنامه هاي آموزشي ستاد و استانها, تهيه اوليه بودجه موسسات وابسته به سازمان 

معاونت درمان

كمك به تهيه و تنظيم بودجه بخش درمان سازمان نظير تعيين نرمهاي درمان مستقيم و غيرمستقيم, خريد تجهيزات پزشكي

معاونت حقوقی و امور مجلس

انعكاس درخواست نمايندگان مجلس به سازمان, كه داراي بار مالي مي باشد(نظير ايجاد شعب),  انعكاس دعاوي حقوقي عليه سازمان كه داراي بار مالي مي باشد و نيز انعكاس كليه قوانين و مقررات داراي بار مالي براي سازمان, كه در مجامع قانونگذاري كشور نظير مجلس شوراي اسلامي, هيات دولت و ... به تصويب مي رسد

معاونت فرهنگی و اجتماعی

برآورد بار مالي فعاليتهاي فرهنگي سازمان در سه بعد كارفرمائي, بيمه شدگان و بازنشستگان

ادارات کل بیمه ای  و مدیریت های درمان

تهيه بودجه پيشنهادي, دفاع از بودجه مذكور و كنترل و نظارت بر بودجه ابلاغ شده

واحد های اجرائی سازمان

در اختیار قرار دادن اطلاعات مورد نیاز برای تهیه و تنظیم بودجه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقش و تاثیر موجودیت های بیرونی  بر بودجه سازمان

نام بخش یا واحد

شرح وظیفه

سازمان مدیریت و برنامه ریزی

طراحی سیاستهای اقتصادی تاثیر گذار بر عملکرد سازمان، پرداخت بدهی های دولت به سازمان و عضویت نماینده آن در" شورای عالی تامین اجتماعی" و" ستاد نظارت بر درمان مشمولین سازمان تامین اجتماعی"

وزارت بهداشت ،درمان و آموزش پزشکی

نعیین سیاستها و نرم های  بخش درمان،  و عضویت نماینده آن در" شورای عالی تامین اجتماعی" و" ستاد نظارت بر درمان مشمولین سازمان تامین اجتماعی"

وزارت رفاه و تامین اجتماعی

تعیین سیاستهای کلی سازمان در بخش های بیمه ای ، درمان و سرمایه گذاری و نظارت بر عملکرد سازمان

وزارت کار و امور اجتماعی

تعيين حداقل دستمزد, تعيين تعرفه هاي خسارتهاي حين كار(ايمني كار), بيمه بيكاريو عضویت نماینده آن در" شورای عالی تامین اجتماعی" و" ستاد نظارت بر درمان مشمولین سازمان تامین اجتماعی"

هیات دولت

انتخاب اعضاي هيات مديره و مديرعامل سازمان تامين اجتماعي و نيز تصويب قوانين و مقررات تاثيرگذار بر درآمدها و هزينه هاي سازمان

مجلس شورای اسلامی

تصويب قوانين و مقررات داراي بار مالي بر سازمان و نيز خواسته هاي نمايندگان از سازمان

وضعیت اقتصادی کشور

از طریق متغيرهاي كلان اقتصادي و اجتماعي نظير, اشتغال, بيكاري, تورم, ويژگيهاي جمعيتي و....

 

 

3) کاستی ها و نقاط ضعف نظام فعلی بودجه ریزی سازمان تامین اجتماعی:

نظام فعلی بودجه ریزی سازمان علی رغم نقاط قوتی که دارد، دارای یکسری کاستی ها ناکارامدی هاست که  برخی از آنها را می توان به روش مورد استفاده و برخی دیگر را به فرآیند انجام کار، نسبت داد. 

 ناكارآمدي روشي ناشي از نقاط ضعف ساختاري و ذاتي روش بودجه بندي سنتي است كه متناسب با كاركردهاي سازمان تامين اجتماعي نيست. همچنين نظام موجود بودجه ريزي در سازمان در فرآيند اجرا ی نظام انتخابی فعلی نیز با يكسري ناكارآمديها مواجه است.لذا در اصلاح نظام بودجه ریزی سازمان، "فرآیند بودجه ریزی" و " روش بودجه ریزی" می بایست همزمان مورد توجه و اصلاح قرار گیرد.

با توجه به مطالب فوق, ايرادات و نقاط ضعف کلی  نظام بودجه ريزي فعلي سازمان را مي توان به شرح ذيل بر شمرد:

1-3) مناسب نبودن روش انتخابی بودجه ریزی:

همانگونه در قسمت های قبلی اشاره شد، بودجه و بودجه ریزی در سیر تاریخی تکوین خود، مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است کارکردهای مختلفی علاوه بر کارکردهای اولیه مترتب شده برای آن، برای آن در نظز گرفته شد. همانگونه که اشاره شد در شرایط فعلی، بودجه و بودجه ریزی وظایف و کارگردها مختلفی نظیر کارکردهای برنامه ای ، مدیریتی ، راهبردی را داراست.

در نظام فعلی بودجه ریزی سازمان تامین اجتماعی ، تنها کارکردهاای  سنتی بودجه( نظارت و کنترل) مد نظر می باشد و هیچگونه کارکرد برنامه ای، مدیریتی یا راهبردی از آن انتظار نمی رود و از این رو نظام بودجه ریزی نیز بر این اساس انتخاب شده است.  سازمان تامين اجتماعي از بين روشهاي موجود بودجه ريزي, روش متداول يا سنتي را برگزيده و تا امروز فارغ از هر تغيري آن را به كار گرفته است. بودجه متداول, بودجه اي است كه در آن اعتبارات به تفكيك فصول و مواد هزينه مشخص مي شوند و در عين حال هيچگونه عملياتي كه اجراي آن مورد نظر است در آن منعكس نمي گردد. اين نوع بودجه كه  يك بودجه افزايشي و مبتني بر عملكرد روندي است و بر صرفه جويي و كنترل در صرف اعتبارات تاكيد دارد.  انتخاب این روش بودجه ریزی باعث شده که اعمال هر گونه برنامه ریزی، اعمال مدیریت و گونه فرآیند توسعه ای از طریق این روش بودجه ریزی امکان پذیر نباشد. این در حالی است که در شرایط فعلی، روش های بودجه ریزی نوینی طراحی شده است که از طریق اعمال آنها، انجام اموری نظیر برنامه ریزی، سیاستگذاری، اعمال مدیریت و ... به راحتی امکان پذیر است.

2-3) فقدان  سیاستها و اهداف مشخص در بودجه :

در روش های نوین بودجه ریزی، در ابتدا اهداف و راهبردهای کلان سازمانی  مد نظر قرار می گیرد و در ادامه  بر اساس اهدف و راهبردهای تعیین شده، برنامه های میان مدت و سالانه تدوین می گردد و بودجه سالانه و ارقام درآمدها و هزینه های سالانه بر اساس برنامه های مذکور شکل می گیرد. در این نوع روش بودجه ریزی،مشخص می گردد که هر هزینه ای  برای تحقق جه هدف یا برنامه ای  صورت می گیرد و در این حالت هنگام بررسی بودجه( تصویب بودجه) می توان برآوردهای انجام شده را از لحاظ بیشینه یا کمینه نمودن مورد سنجش قرار داد. ضمن اینکه در زمان اجرای بودجه، نظارت و کنترل بر روند انجام هزینه ها، نیز سهل تر و آسان تر خواهد بود.

متاسفانه در روش فعلی بودجه ریزی سازمان، هیچگونه هدف و راهبرد مشخصی برای بودجه تعریف نمی گیرد و بودجه فارغ از هرگونه هدف مشخص تهیه و اجرا می شود. بعبارتی مشخص نیست که هزینه های سازمان برای تحقق کدام هدف صورت می گیرد و منظور از انجام این هزینه ها در سازمان چیست؟به عبارتی روشن تر هیچگونه ارتباطی بین اهداف، و سیاستها، برنامه ها، و بودجه وجود ندارد. نظام  تصمیم گیری به معنای واقعی وجود ندارد.سیاستهااعمدتا به تناسب مسائل جاری سازمان مطرح می شوند و بودجه فارغ از ملاحظات برنامه ای و سیاستگذاری تهیه می شود .

نبود هدفي مشخص و معين در سيستم فعلي بودجه ريزي, امكان تنظيم ارقام هزينه بر اساس پيشرفت و مقياس كار را فراهم ننموده و لذا كارائي(مالي- عملياتي) در نظام فعلي بودجه ريزي مورد توجه قرار نمي گيرد..

  تهيه و تدوين وتنظيم بودجه بر اساس نظام فعلي امكانات لازم براي نظارت صرفاً‌مالي را فراهم مي كند. عوامل و نهاده هاي نظارت بر بودجه  تحقق هزينه ها در قالب سقف ها و چارچوبهاي تعيين شده(نظارت مالي) تاكيد دارند و نظارت و حسابرسي عملياتي بر فعاليتها صورت نمي گيرد. لذا امكان سنجش همبستگي بين متغيرهاي فعاليت و جذب هزينه‌ها وجود ندارد و كارائي عوامل توليد در سازمان به طور شفاف مورد ارزيابي قرار نمي‌گيرد. بعبارتي نوع نظارت منحصراً نظارت مالي يعني ثبت مواد هزينه دستگاهها مي‌باشد و هدفي كه در اين سيستم تعقيب مي شود صرفاً كنترل مالي فعاليتها است. بطور كلي نقص  اساسي بودجه سازمان عدم توجه به هدفهاي ميان مدت و بلند مدت سازمان, فقدان توان كافي در تحقق يا عدم تحقق اهداف سازماني, عدم وجود چارچوب نظري بودجه برنامه اي در نظام فعلي بودجه - بعبارتي هيچگونه بستر(برنامه) ميان مدت و بلند مدتي وجود ندارد كه سند بودجه به عنوان برنامه هاي يكساله در جستجوي قسمتي از اهداف برنامه هاي مذكور باشد_ و فقدان سيستم نظارت بر عمليات مي‌باشد. (به عبارتي در اين روش مشخص نمي شود كه هر هزينه براي نيل به كدام هدف يا در راستاي كدام سياست و برنامه انجام مي شود, پس فاقد قابليت تخصيص كاراي منابع است).

 

 

3-3)عدم وجود ارتباط منطقی بین بودجه بخش های مختلف:

فعالیت های سازمان تامین اجتماعی در سه بخش بیمه ای، درمان و سرمایه گذاری صورت می گیرد. مطابق با قانون تامین اجتماعی مصوب 1354، نرخ حق بیمه به میزان 30 درصد حقوق یا دستمزد ( 7 درصد سهم بیمه شده، 20 درصد سهم کارفرما و 3 درصد سهم دولت)تعیین شده است. از مجموع حق بیمه های دریافت شده، 9 درصدبرای خدمات درمانی،3 درصد برای کمک های کوتاه مدت، و 18 درصد بقیه جهت انجام تعهدات بلند مدت قابل تخصیص است. همچنین مقرر شده که مازاد منابع و مصارف به امورسرمایه گذاری ها اختصاص گردد، تا در مواقعی که سازمان از لحاظ مالی دچار بحران مالی گردید، کسری صندوق از محل آن تامین گردد.

اما در تخصیص منابع و تعیین میزان منابع و مصارف بخش های مختلف،  هیچیک از معیارهای فوق مد نظر قرار نمی گیرد. به این معنا که:

             *  در تخصیص منابع به تعهدات بلند مدت سازمان ، هیچگاه 18 درصد درآمد حق بیمه، معیار تخصیص مصارف در این بخش نبوده است.

              * در تخصیص منابع به تعهدات کوتاه مدت سازمان ، هیچگاه 3 درصد درآمد حق بیمه ، معیار تخصیص مصارف در این بخش نبوده است.

              * در تخصیص منابع به بخش  درمان ، هیچگاه 9 درصد درآمد حق بیمه، معیار تخصیص مصارف این بخش نبوده است.

              * در تخصیص منابع به بخش سرمایه گذاری، هیچگاه مازاد منابع به مصارف ، معیار تخصیص مصارف این بخش نبوده است.

            * در تعیین میزان درآمدهای بخش سرمایه گذاری، هیچگاه کسری صندوق، معیار تعیین  درآمد مورد انتظار از بخش سرمایه گذاری نبوده است.

عدم در نظر گرفتن معیارهای فوق در تخصیص منابع بخش های مختلف، باعث شده منابع و مصارف بخش های مختلف به صورت جداگانه و بدون در نظر گرفتن ارتباط آن با سایر بخش ها صورت گیرد که این امر نوعی نابسامانی را در امر بودجه ریزی سازمان بوجود آورده است. در صورت مد نظر  قرار دادن معیارهای فوق، نوعی شاخص برای تخصیص منایع به بخش های مختلف بوجود می امد که نظارت و کنترل بر عملکرد مالی این بخش ها را  نیز سهل تر می کرد.

4-3) ضعف ارتباطی با بودجه دولت:

مطابق با قانون تامین اجتماعی، 3 درصد از 30 درصد حق بیمه مشخص شده برای بیمه اشخاص، می بایست از سوی دولت پرداخت شود. علاوه بر ان مجلس شورای اسلامی یا دولت در طرح ها و لوایح مختلفی، قسمتی از سهم حق بیمه کارفرمایان را  بخشوده و در عوض خود مسئول پرداخت  ان به سازمان تامین اجتماعی شده است. همچنین دولت مسئول پرداخت کسری صندو ق بیمه بیکاری و نیز قوانین دارای بار مالی ، به سازمان تامین اجتماعی است. که هر ساله می بایست این مبالغ در  بودجه سالانه دولت لحاظ و در طی سال مالی به سازمان تامین اجتماعی پرداخت گردد. اما عدم اعلام به موقع میزان این بدهیها از سوی سازمان جهت درج در بودجه دولت، عدم تمایل دولت به پرداخت بدهی های خود به سازمان و عدم لحاظ آن در بودجه دولت، باعث شده که بخشی از منابع درامدی سازمان تخقق نیفتد بنحویکه در شرایط فعلی بدهی دولت به سازمان حدود 6 هزار ملیارد تومان باشد که در صورت پرداخت این مبلغ به سازمان بخشی از مشکلات مالی سازمان در انجام تعهدات خود یا انجام سرمایه گذاری های، مرتفع گردد.

از سوی دیگر، سازمان تامین اجتماعی به نیابت از دولت برخی از خدمات تامین  اجتماعی در کشور را( نظیر پرداخت مستمری، ارائه خدمات درمانی)  با اتکاء به منابع داخلی خود و بدون اخذ کمکی از دولت، متقبل شده است. این در حالی است که هر ساله سهم قابل توجهی از بودجه دولت، به امور تامین اجتماعی تعلق می گیرد( نظیر هزینه های   بهداشتی و درمانی) حال اینکه سازمان تامین اجتماعی که ارئه دهنده این خدمت به بخشی از جامعه است، سهمی از این بودجه رادریافت نمی کند. این در حالی است که یه نظر می رسد پرداخت سهمی از بودجه امور تامین اجتماعی کشور به سازمان تامین اجتماعی، منصفانه و منطقی باشد و این کار کمکی به سازمان برای حل مشکلات مالی خود( که چند سالی است گریبانگیر سازمان تامین اجتماعی شده است) و ارائه خدمات بهتر به مشتریان خود( که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند) خواهد کرد.

به نظر می رسد با توجه به رسیدن سازمان به نقطه سربه سری منابع و مصارف، لازم است که  مسائل مربوط به تامین اجتماعی در بودجه سالانه دولت مورد توجه بیشتر قرار گیرد بنحویکه سهم سازمان در بودجه سالانه دولت پررنگ تر شود و  بخشی از مشکلات مالی سازمان از این طریق مرتفع گردد.

 

5-3)همزمان نبودن فصل بودجه سازمان با بودجه دولت:

فصل بودجه سازمان از اوایل تابستان شروع و تا اوایل دی ماه ادامه پیدا می کند( مطابق قانون، بودجه سالانه سازمان می بایست تا اوایل دی ماه هرسال تقدیم شورای عالی گردد) حال آنکه فصل بودجه دولت از نیمه دوم سال شروع و تا اواخر سال نیز ادامه پیدا می کند. بعبارتی فصل بودجه سازمان زودتر از فصل بودجه دولت آغاز و قبل از فصل بودجه دولت، پایان می یابد. از سوی دیگر عملکرد سازمان بشدت از محیط بیرونی خود تاثیر پذیر است و محیط اقتصادی و اجتماعی کشور به شدت بر عملکرد سازمان تاثیر گذار است.

اما  بسیاری از متغیرهای اثر گذار بر بودجه سازمان نظیر سیاستها و خط مشی های اقتصادی، بودجه های   عمرانی ( که بشدت بر عملکرد سازمان تاثیر گذار است)، میزان برخی از متغیرهای اقتصادی نظیر ضریب حقوق و دستمزد در بودجه سالانه سازمان،  مشخص می گردد . بعبارتی بودجه سازمان بدون اطلاع دقیق از این سیاستها و نرمها، تهیه و تدوین گردیده است که مسلماً تدوین بودجه بدون اطلاع دقیق از عوامل اثر گذار بر آن،  بودجه ای منطبق بر واقعیت نخواهد بود و در عمل با انحرافات زیادی مواجه خواهد بود.

علاوه بر آن، میزان برخی از شاخص های مهم اثر گذار بر منابع و مصارف سازمان نظیر میزان افزایش  واقعی دستمزدها، میزان حداقل دستمزد، میزان افزایش مستمری ها، تعرفه های درمانی و ... بعد از فصل بودجه سازمان و بعبارتی در آغاز سال مالی بودجه، مشخص خواهد شد و به این دلیل  که در زمان تهیه و تدوین بودجه سازمان،میزان واقعی این متغیرها مشخص نیست، لذا بودجه عملکردی از بودجه پیشنهادی انحراف زیادی خواهد داشت.

6-3) عدم در نظر نگرفتن کلیه عوامل تاثیر گذار بر بودجه :

همانگونه که عنوان شد سازمان تامين اجتماعي هم مي تواند از وضعيت اقتصادي كشور تاثيرپذير باشد و هم مي تواند بر وضعيت اقتصادي كشور تاثيرگذار باشد. متغيرهاي كلان اقتصادي و اجتماعي نظير, اشتغال, بيكاري, تورم, ويژگيهاي جمعيتي و.... از جمله مهمترين متغيرهاي كلان كشوري مي باشد كه بر عملكرد سازمان تامين اجتماعي (از بعد منابع و مصارف) تاثيرگذار مي باشد. از سوي ديگر سازمان تامين اجتماعي از طريق سرمايه‌گذاريهاي خود در بخشهاي مختلف اقتصادي كشور, ايجاد اطمينان خاطر در نيروي كار كه خود از جمله عوامل موثر بر بهره وري نيروي كار مي باشد, تحت پوشش قراردادن شاغلين بيكار شده و ... مي تواند بر عملكرد متغيرهاي كلان كشوري تاثيرگذار باشد.

اما در تدوین بودجه،  همه متغیرهای اثر گذار بر بودجه سازمان لحاظ نمی گردد. برخی از متغیرهای اقتصادی و اجتماعی نظیر ویژگی های جمعیتی، اشتغال، بیکاری، ویژگی های منطقه ای، سرمایه گذاری های بخش خصوصی و عمومی،و ... بشدت بر عملکرد سازمان  در بخش منابع و مصارف تاثیر گذار است ولی در زمان تهیه و تنظیم بودجه به این عوامل توجه نمی شود. بعبارتی شاخص های مورد استفاده در تهیه و تدوین بودجه کفایت لازم را ندارند  و تاثیر متغیرهای کلان کشوری بر عملکرد سازمان و بودجه سازمان کمتر مورد توجه قرار گرفته است و بودجه سازمان بدون در نظر گرفتن این عوامل تنظیم می گردد.این امر باعث می شود که بودجه سازمان، بودجه ای منطبق بر واقعیت نباشد و در عمل بودجه با انحراف زیادی مواجه باشد.

7-3) عدم توجه به نقش حساس بودجه در سازمان: 

همانگونه که عنوان شد بودجه در سازمان ها می تواند کارکردهای  مختلفی نظیر کارکرد مدیریتی، برنامه ریزی و راهبردی داشته باشد. اما در امر بودجه ریزی سازمان به هیچ یک از این کارکردها، توجه نمی شود و از بودجه در امور برنامه ریزی، مدیریت و ... استفاده نمی گردد. همانگونه که عنوان شد سیاستگذاری، برنامه ریزی و بودجه ریزی سه مقوله ای می باشد که می بایست در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر باشند و بودجه سالانه بر اساس این سه محور صورت گیرد. به عبارتی می بایست راهبردهای کلان تدوین گردد و درادامه معاونت های مختلف  می بایست برنامه های خود را  بر تحقق اهداف فوق تدوین کنند و در پایان بودجه بر اساس برنامه های تدوین شده معاونت ها، تهیه و تدوین گردد. در برنامه زمان بندی تهیه و تنظیم بودجه((CPM، روند فوق تا حدودی رعایت شده است . بر اساس این برنامه زمانبندی( که شرح ان در قسمت های قبلی آمد) ، در مراحل اولیه تهیه و تنظیم بودجه،  راهبرد ها و خط مش های کلان و بخشی سازمان مشخص می گردید و درادامه بودجه سالانه سازمان تهیه می گردید، هر چند که در هیچ یک ازاین  سالها، ارتباط منطقی و معنی داری بین بودجه و راهبردها و خط مشی های سالانه مشاهده نمی شد. اما طی  دو سال اخیر همین ظواهر هم رعایت نمی گردد و بدون اینکه راهبردها و خط مشی های سالانه مشخص گردد، بودجه سازمان تهیه شده است.بعبارتی حتی در ظاهر نیز، چیزی بعنوان برنامه سالانه سازمان، تهیه نگردید. هر ساله قبل از آغاز فرآیند تهیه و تنظیم بودجه سالانه سازمان، ستادی به نام ستاد برنامه و بودجه تشکیل می شد و در جلسات این ستاد، راهبرد ها و خط مشی های سالانه سازمان و معاونت های مختلف مشخص می گردید. متاسفانه در دو سال اخیر هیچگاه جلسات ستادی  برای تدوین راهبردها و خط مشی های سالانه سازمان تشکیل نگردید. این امر به معنای این می باشد که برای سازمانی با این حجم و گستردگی فعالیت، هیچگونه برنامه و هدف مشخصی مد نظرنبوده است و یا بعبارتی برای سازمانی با این حجم فعالیتی، مدیران ارشد آن هیچگونه احساس نیازی به وجود هدف و برنامه برای سازمان، نشده است. حال اینکه بودجه،زمانی   بودجه ای کامل و جامع می باشد که در راستای هدفی مشخص و تحقق ان هدف پیش رود، در غیر اینصورت بودجه معنا و مفهوم خاصی نخواهد داشت.

در این راستا اعتقاد  بر این است که دلايل ناکارائي نظام هاي بودجه اي،  بيش از اينکه به شيوه هاي فني بودجه نويسي و يا مديريت اجرائي برنامه هاي يکساله بستگي داشته باشد،  ناشي از  عدم تصمیم گیری صحیح و وجود اختلاف نظر ها در سطح بالاي تصميم گيري براي تخصيص منابع مالي است. به همين دليل  عنوان می شود که اصلاح نظام بودجه نويسي کشورها  و سازمان ها  بيش از  آنکه به شيوه هاي فني و توانمندي کارشناسان بستگی داشته باشد، به نیات، خواسته ها  و هدف گذاری های  مدیران ارشد بستگی دارد.

 به همین دلیل براي اصلاح نظام بودجه نويسي کشور لازم است در بالاترين سطح تصميم گيري سازمان ها ، اشتراک نظري در خصوص کارآمد کردن نظام بودجه اي به وجودآيدکه البته به معني شفاف کردن فرايند هزينه ها، رعايت اکيد انظباط مالي، تاکيد بر رعايت اولويت هاي راهبردي در تخصيص منابع و بهبود شيوه هاي مديريت اجرائي منابع مالي بخش عمومي است.بدون اصلاحات فوق ، تاکيد صرف بر تغيير شيوه هاي نگارشي و گزارش دهي سند بودجه و مکانيسم تنظيم فرايند بودجه، به حل مسائل بنيادي بودجه ريزي نخواهد بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

 

در ظاهر مراحل فرآیند بودجه در دولت ، موسسات غیردولتی وخصوصی به یک نحوه است ولی در داخل این مراحل تفاوت های وجود دارد .بخشنامه  بودجه از طرف سازمان وبرنامه ریزی کشور تهیه می شود و پس از تایید  وتدوین شورای اقتصاد  و بررسی وتصویب در دولت به بخشنامه بودجه منتهی می شود و از طریق رئیس جمهور به دستگاه اجرای ابلاغ می شود. ولی در این سازمان هر ساله ستادي به نام ستاد برنامه و بودجه در سازمان تشكيل مي شود, اين ستاد علاوه بر آنكه اهداف, سياستها و برنامه هاي اجرائي سازمان را بر حسب بخشهاي مختلف بررسي,‌تصحيح و تلفـيق مي نمايد, بودجه پيشنهادي و احدهاي اجرائي را نيز مورد رسيدگي قرار مي دهد. بودجه پس از تائيد توسط هيات مديره براي تصويب نهائي به شوراي عالي سازمان فرستاده مي شود.

 نظام فعلی بودجه ریزی سازمان علی رغم نقاط قوتی که دارد، دارای یکسری کاستی ها ناکارامدی هاست که  برخی از آنها را می توان به روش مورد استفاده و برخی دیگر را به فرآیند انجام کار، نسبت داد. و به خاطر این که بودجه سازمان با بودجه دولت همزمان نیست مشکلاتی مثل : عدم در نظر نگرفتن کلیه عوامل تاثیرگذار  و عدم وجود ارتباط با بودجه دولت و . . . به وجود می آید

 

 

کلمات کلیدی: نظام بودجه ، فرآیند بودجه ، بخشنامه بودجه، بودجه

 

 

 


 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

تمامي حرفه هاي شناخته شده مانند پزشكي ، حقوق ، مهندسي براي خود يك آئين رفتار تهيه كرده اند

هدف اساسي از تهيه چنين آئين هاي رفتاري ، ارائه رهنمود هاي عملي به اعضا براي داشتن طرز تفكر حرفه اي به گونه اي است كه كيفيت ظوابط حرفه آنها را بهبود بخشد.آئين رفتارحرفه اي مهترين خط مشي هاي حرفه را مشخص نموده و ضامن بقاي آن است . ونبايد شامل ايده هاي ذهني باشد، بلكه بايد داراي هدفهاي دست يافتني و مقررات عملي و قابل اجرا براي كار باشد. وجود آئين رفتار حرفه اي ، صاحبكاران وجامعه را مطمئن مي سازد كه حرفه مي خواهد استاندارد عمل خوبي داشته باشد وهر يك از اعضا را به رعايت آن ملزم مي كند .1

حرفه حسابداري و حسابرسي با يكي از حساس‌ترين موضوعات مرتبط با اشخاص جامعه يعني مال و دارايي افراد در ارتباط است. حسابداران مانند پزشكان هستند كه اعتماد شخص مقابل نقش اصلي را در شغل و حرفه آنان دارد. بي‌اعتمادي صاحبكار آفت سيستم‌هاي حسابداري و حرفه است.

مي‌دانيم كه وجود حرفه‌اي بنام حسابداري و حسابرسي پيامد وجود فعاليت‌هاي اقتصادي و سرمايه‌گذاري است و بدون آن شكل نخواهد گرفت. صاحبان كار محركان چرخه اقتصادي محسوب مي‌شوند؛ بنابراين كسب اعتماد آنان در استفاده از حرفه حسابرسي و حسابداري، وظيفه همه حسابداران و شاغلان در اين حرفه است تا آينده حرفه حسابداري تضمين شود. بنابر اين آينده حرفه منوط به داشتن ارزش‌هاي درستكاري، صداقت و تخصص است. در شرايطي كه حرفه حسابداري هنوز نتوانسته است جايگاهي در جامعه ايران و به ويژه در نزد دولتمردان به دست آورد افزايش بي‌اعتمادي به حسابداران به هر دليل و علت نقش مخربي در توسعه پايدار حرفه خواهد داشت.2

1-جمشيد اسكندري، اصول حسابرسي1،ص27

2-احمد عيسايي خوش،((اعتماد ، ستون توسعه پايدار حرفه حسابداري)) ، دنياي اقتصاد

گفتيم كه اعتماد نقش اساسي در توسعه حرفه حسابداري و حسابرسي دارد پس چه بايد كرد كه جامعه نسبت به حسابداران وحسابرسان اعتماد پيدا كنند.((جواب واضح است؛ اخلاق وآئين رفتار حرفه اي)).

نياز به اخلاق و آئين رفتار حرفه اي:

پژوهشهای انجام شده نشان می‌دهند که وجود سه عامل بنیادی در کنارهم، موجب تشکیل، رشد و گسترش حرفه‌های مختلف در طول تاریخ تمدن بشری بوده و راز ماندگاری آنها شناخته می‌شود. این سه عامل عبارتند از:

فلسفه، مبانی نظری، اصول و استانداردهای حرفه‌ای،

با وجود سه عامل گفته شده در كنار هم ، حرفه به قدرت لازم  برای استمرار فعالیت حرفه‌ای دست می‌یابد و ریشه‌ای عمیق در جامعه خواهد داشت و با تغییرات محیطی دستخوش تغییرات شدید نمی‌شود و حذف نخواهد شد.

برای تشریح و تبیین چیستی و چرایی یک حرفه و برای کسب شناخت  و تشریح پدیده‌های موجود و پیشبینی پدیده‌های مشابه حرفه‌ای، وجود عامل اول، ضروری است. بنابراین، ایده‌ها و عقاید ظاهراً مستقل و جدا از هم، در یک مجموعه مرتبط و متصل به هم، همچون پیکره یک دانش در قالب تئوری ارائه می‌شود. با مشاهده‌های تجربی، آزمونهای لا‌زم و استدلا‌ل منطقی، پدیده‌ها با تئوری مطرح شده تطبیق داده می‌شود تا قدرت آن سنجیده شود. جانسون (1976 Johnson) و بلستین  (1971  Bledstein) بر این باورند که دستیابی به تئوری، یکی از ویژگیهای اصلی هر فعالیت حرفه‌ای است. هاینز  مدعی است "با ادعای دستیابی به پیکره چنین دانشی، یک حرفه می‌تواند ماندگار شود و توسعه یابد."

بدون وجود عامل اول، روشها و رویه‌های مورد استفاده، به قواعدی تبدیل می‌شوند که بیشتر بنابر عادت و سنت از آنها پیروی می‌شود تا پذیرش منطقی. همچنین بدون این عامل بنیادی، مشکل می‌توان بر مسائل حل و فصل نشده کنونی و آینده حرفه‌ای، فائق شد و برای آنها راهکارهای مناسب ارائه کرد.

صرف نظر از وجود عامل اول ودوم كه در حوزه بحث من نيست، عامل سوم يعني آئين رفتار حرفه اي و پايبندي به آن ،عامل بنيادي بسيار با اهميتي است كه دوام وبقاي حرفه سخت به آن وابسته است وجامعه بيشتر به اين عامل توجه ويژه دارد.1

قبل از وارد شدن به اصول واخلاق حرفه اي حسابداران بهتر است كه ابتدا اخلاق را تعريف كرده وبعد ببينيم كه اصلا بحث اخلاق در حسابداري وحسابرسي چه زماني مورد توجه بيشتر قرار گرفت.

اخلاق:

اخلاق علمي است كه مي گويدبراي اينكه با ارزش و مقدس ومتعالي زيست كرده باشيم چگونه بايد زيست. پس  علم اخلاق علمي است كه از چگونه بودن وچگونه زيستن صحبت مي كند .پس بايد يك منبع ويك راهنما را پيدا كرد كه به ما چگون زيست و چگونه بودن را ياد دهد،چه منبه وراهنمايي بهتر از دين خدا .چه ديني بهتر از دين اسلام پيامبر خدا حضرت محمد مصطفي فرمودند ((انما بعثت لاتمم مكارم اخلاق))من مبعوث شدم براي تكميل مكارم اخلاق ،در آيه اي از قرآن مجيد چنين آمده است

((لقد من الله علي مومنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم ءاياته ويزكيهم يعلمهم الكتاب والحكمة وان كانوا من قبل لفي ضلال مبين)) (آل عمران -164)

(خداوند بر مومنان منت نهاد[ونعمت بزرگي بخشيد] هنگامي كه در ميان آنها،پيامبري از خودشان برانگيخت؛كه آيات او را بر آنها بخواند، وآنان را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد؛هر چند پيش از آن ،در گمراهي آشكار بودند.)

از اهداف اصلي بعثت پيامبر اسلام تزكيه نفوس وتربيت انسانها وپرورش اخلاق حسنه بوده حتي مي توان گفت تلاوت آيات الهي وتعليم كتاب وحكمت ، مقدمه اي است براي مسئله تزكيه نفوس و تربيت انسانها؛همان چيزي كه هدف اصلي علم اخلاق را تشكيل مي دهد. 2

1-دكتر حساس يگانه ،سقوط اخلاق حرفه اي فرو پاشي انرون ،www.noormags.com

2-آيت اله العظمي مكارم شيرازي،آيات اخلاقي،ص17

پس ما بايد به عنوان يك بچه مسلمان وبه عنوان يك شخصيتي كه در حكومت جمهوري اسلامي زندگي مي كنيم تمامي احكام واصول لازم الاجرا را را از اسلام بگيريم . كه در بحث اصول بنيادي تماماً توضيح مي دهم .

اخلاق در حسابداري:

موضوع اخلاق در حسابداري بيشتر از سال 2001 در پي فرو پاشي شركت انرون مطرح شد كه به علت اهميت موضوع كاملاً تاريخچه آن را توضيح مي دهم :

سقوط انرون یکی از بزرگترین فروپاشیهای سده گذشته و سده اخیر است که منشأ اصلا‌حات بزرگی در موضوع حاکمیت شرکتی در سراسر جهان شده و تاثیر عمیقی بر حرفه حسابرسی داشته است. بررسی فروپاشی این شرکت حاوی نکات حائز اهمیتی است که یکی از اساسی‌ترین آنها ضعفهای کنترل داخلی و گزارشگری مالی است که حاصل  سقوط اخلا‌قی درون‌سازمان و حسابرسان شرکت است. این پژوهش به روش اسناد کاوی و با مطالعه و بررسی متون موجود توسط نویسنده مقاله انجام شده است.

در سال 2001 فروپاشی انرون سراسر دنیا را بهت زده کرد و نگرانی به حدی بود که انرون زدگی به مثابه ویروسی مرگبار در سراسر جهان پخش شد و هر شرکت و نهاد سهامداری را آلوده ساخت، سهامداران جزء را نگران کرد و بازارهای مالی را تکان داد.

انرون یک شرکت فعال در بخش انرژی بود که  کنت لی در هوستون امریکا آن  را تاسیس کرد. این شرکت در سال 1985 با ادغام دو شرکت لوله‌گذاری گاز به وجود آمد و در یک دوره 16 ساله از واحدی نسبتاً کوچک به یک شرکت بزرگ انرژی در سطح بین‌المللی تبدیل شد.

موفقیت انرون  پدیده  شگفت‌انگیزی بود. در سال 1998 این شرکت در 8 شاخه،  از جمله خدمات انرژی و سرمایه‌گذاری فعال بود. در سال 2000 درامدهای شرکت بیش از 100 میلیارد دلا‌ر بود و ارزش بازار آن در بورس اوراق بهادار به بیش از 60 میلیارد دلا‌ر رسیده بود. قبل از فروپاشی، انرون از شرکتی فعال در بخش انرژی به شرکتی فعال در تجارت انرژی و ابزارهای مالی بسیار برجسته تبدیل شد که مشتقات مالی و همچنین قراردادهای انرژی را معامله می‌کرد و در کنار آن لوله‌گذاری گاز را اداره می‌نمود. در انرون موفقیت به حدی بود که عبار‌ت توصیفی روی در ورودی دفتر مرکزی در هوستون در اوایل سال 2001، از «شرکت برجسته انرژی دنیا»، به «شرکت برجسته دنیا»، تغییر پیدا کرد.

مشکلا‌ت اخلا‌ق حرفه‌ای درون‌سازمانی این شرکت، بدان معنا بود که افراد مسئول شرکت با شخصیت ضعیف خود نداشتن  استانداردهای اخلا‌قی مناسب، جو فرهنگی و اخلا‌قی خاصی را در درون شرکت رواج دادند که در آن پنهانکاری، قانون‌شکنی و رفتار تقلب‌آمیزسکه رایج شده و یا حداقل نادیده گرفته می‌شد. در برخی از موارد مدیران ارشد شرکت انگیزه‌هایی را ایجاد کردند که براساس آن، کارکنان به بهای لطمه زدن به استانداردها و معیارهای اخلا‌قی و اهداف استراتژیک شرکت، و سهامداران آن، به دنبال منافع شخصی خود بودند.

در شرکت انرون،  ارزشیابی عملکرد براساس ارزشهای مقرر شده، احترام، صداقت، برقراری ارتباط با دیگران و برتری بود. لکن کارکنان خیلی زود دریافتند که تنها دو معیار واقعی برای عملکرد آنها  وجود دارد؛ مقدار سودی که می‌توانند ایجاد کنند و تملق و چاپلوسی مدیران و سرپرستان.

 

در دنیای خارج از شرکت، انرون به مثابه  شهروندی قابل اعتماد، بسیار پایبند به اخلا‌قیات، پرافتخار و مسئول به نظر می‌رسید،  ولی متاسفانه نه تنها برای سرمایه‌گذاران بلکه برای کارکنان انرون  هم عملکرد اخلا‌قی شرکت،  بسیار دور از تصویری بود که به جهان نشان داده می‌شد و ارزشهای اصلی انرون، چیزی جز فریب، تکبر، پنهانکاری و نفع شخصی صرف نبود.

یکی از ضعفهای اساسی در شرکت انرون، مشکلا‌ت اخلا‌قی و فرهنگی بود که از صدر تا ذیل مسئولا‌ن شرکت را فراگرفته بود. تیم مدیریت (هیئت‌مدیره و مدیرعامل) انرون، متکبر، خودخواه، بلندپرواز وپشت هم‌ا نداز بودند. حتی برخی عقیده داشتند کنت لی (موسس شرکت) بیشتر شبیه رهبر یک فرقه  است وکارکنان برای هر حرف او چاپلوسی و تملق می‌کردند و همچون  برده از او تبعیت می‌نمودند. هیئت مدیره متشکل از افرادی بود که دارای شخصیت اخلا‌قی ضعیفی بودند و به انجام کارهای تقلب‌آمیز، تمایل داشتند  واین موضوع علت اصلی شکست شرکت انرون بود.

مدیرعامل و مدیرمالی شرکت هر دو حساب‌سازی و حساب آرایی می‌کردند. اگر مسئولا‌ن  رده بالا‌ی شرکت نادرست باشند، ممکن است به منافع کوتاه مدت دست یابند؛ در دراز مدت موفقیت ناممکن است.  این راه درستی برای اداره یک شرکت نیست و سقوط اخلا‌قی و فرهنگی و افزون بر آن، ضعف اخلا‌قی اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره را نشان می‌د هدکه موجب تضعیف کنترل داخلی شده بود و تشدید سقوط اخلا‌قی و فرهنگی را به همراه داشت. اینگونه رفتارهای غیراخلا‌قی و فرهنگی، به عنوان علا‌ئم با اهمیت هشدار دهنده ضعف شدید حاکمیت شرکتی تلقی می‌شوند که ممکن است منجر به شکست و فروپاشی هر شرکتی شود.

قدرت نامحدود مدیرعامل  مشکلی بزرگ واز علا‌ئم ضعف حاکمیت شرکت است. در شرکت انرون سمت و وظایف رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل برعهده یک فرد بود و مدیر عامل از اختیارات نامحدودی برخوردار بود. افزون بر آن، مدیران غیرموظف فاقد ویژگی استقلا‌ل بودند و عملکرد آنها بسیار ضعیف بود. در یک سیستم حاکمیت شرکتی مناسب، مدیران غیرموظف که کار اجرایی در شرکت ندارند از میان افراد شایسته، با دانش ودارای سوابق حرفه‌ای بالاو خوش نام انتخاب می‌شوند. هرچند، این افراد فعالیت اجرایی در شرکت ندارند، لکن به طور تمام وقت در شرکت حضور دارند و به نظارت عملیات می‌پردازند و از اجزای اصلی ساختار کنترل داخلی هستند.

وجود کمیته حسابرسی در شرکتها، از اجزای ضروری کنترل داخلی است. این کمیته که متشکل از اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره است در شرکت انرون وجود داشت، لیکن عملکرد ضعیف مدیران غیرموظف، رویدادهای مالی تقلب‌آمیز را از طریق حسابرسی داخلی آشکار نمی‌کرد. در واقع کمیته حسابرسی، به علت ضعف اخلا‌قی اعضای آن، کاملا‌ً در انجام وظایف خود ناتوان بود.  بین اعضای کمیته حسابرسی انرون  تضاد منافع جدی به وجود آمده بود. به عنوان مثال، «وندی گرام» رئیس کمیته حسابرسی بود. همسر وی که  سناتور بود از انرون مبالغ اهدایی سیاسی قابل توجهی دریافت می‌کرد. لرد ویک‌هام از اعضای کمیته حسابرسی، در همان موقع دارای قرارداد مشاوره‌ای با انرون بود. این کمیته نظارت درستی بر کارهای حسابرسان مستقل نداشت  و... . این نمونه‌ها نشان می‌دهند که افراد دارای مقامهای مسئول که باید کارهای غیراخلا‌قی را پیشگیری و افشا می‌ساختند، خود افرادی مستقل نبودند.

شفافیت جزء ضروری یک سیستم صحیح حاکمیت شرکتی است. ضعف اخلا‌قی و فرهنگی مدیریت و ساختار نامناسب آن، عملکرد مدیران غیرموظف و کنترلهای داخلی و کمیته حسابرسی، بی‌توجهی به ذینفعان و سایر ضعفهای حاکمیت شرکتی در شفافیت و گزارشگری مالی انرون تجلی ویژه‌ای یافته بود. در انرون ،هم عملکرد حسابرسان و هم حسابداران مبهم و فریب‌آمیز بود. حسابداری انرون شفاف و واضح نبود. در سال 2001 پس از آن که مشخص شد گزارشگری مالی انرون نه تنها بی‌اعتبار است، بلکه فریب‌آمیز و ساختگی است، اعتماد و اطمینان به شرکت از بین رفت. موارد مختلف تحریف و دستکاری صورتهای مالی در انرون فراوان بود. به عنوان مثال این شرکت، منافع یک فعالیت مشترک با شرکت بلا‌ک بوستر ویدئو  (Blockbuster Video)  را که هرگز تحقق پیدا نکرد، شناسایی و در صورتهای مالی منعکس کرد. در اقدام دیگری در بین سالهای 1997 تا 2000 به حساب آرایی و حساب سازی برای تحریف سود و اصلا‌ح سود هر سهم(EPS)  دست زد.  این تحریف با حذف سه مورد بدهی و متقابلا‌ً هزینه‌های ذیربط، صورت گرفت. توجه زیاد به سود هرسهم عاملی برای این انحطاط بود که در یک سیستم حاکمیت شرکتی ضعیف فرصت بروز پیدا کرده بود. هرچند توجه بازار سرمایه به سود هر سهم یکی از انگیزه‌های مدیران برای هموارسازی و مدیریت سود و دستکاری اقلا‌م صورتهای مالی است، لیکن این موضوع در مورد انرون با شدت و حدّت بیشتری مطرح بود. در شرایط ضعف حاکمیت شرکتی، در انرون، انگیزه و فرصت دستکاری سود و تحریف صورتهای مالی بسیار گسترده بود. نه تنها برای مناسب نشان دادن سود هر سهم، سود دستکاری می‌شد بلکه بررسیهای بعدی نشان داد که مدیران انرون با ایجاد چند سازمان خارج از ترازنامه مبالغ زیادی بدهی را از صورتهای مالی حذف کرده‌اند. این عمل  نمونه روشنی از مدیریت فریب‌آمیز، از پیش برنامه‌ریزی شده و غیراخلا‌قی است که در بستر سیستم ضعیف حاکمیت شرکتی فرصت رشد یافته است.

مشکلا‌ت اخلا‌ق حرفه‌ای حسابرسان انرون‌

در اینجا این سئوال مطرح می‌شود که چرا حسابرسان مستقل انرون اجازه دادند که چنین اقدامهایی صورت گیرد؟ آنها باید از این اقدامها آگاه بوده باشند. مشکل چه بود؟ پاسخ روشن است؛ سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای.

سالها موسسه حسابرسی اندرسن به‌طور همزمان خدمات مشاوره مدیریت و حسابرسی مستقل را به شرکت انرون ارائه می‌کرد. در اکثر موارد حق‌الزحمه قراردادهای مشاوره بسیار بیشتر از حق‌الزحمه حسابرسی مستقل بود. به عنوان مثال این موسسه در سال 2000، مبلغ 27 میلیون دلا‌ر برای خدمات مشاوره‌ای و مبلغ 25 میلیون دلا‌ر برای حسابرسی صورتهای مالی انرون دریافت کرده بود. کمیته حسابرسی، نظارتی بر حسابرس مستقل شرکت نداشت. موسسه حسابرسی اندرسن به مدد مدیریت ارشد شرکت به عنوان حسابرس انتخاب شده بود. تضاد منافع، یک مشکل همیشگی در حرفه حسابرسی است. انتخاب حسابرسان توسط سهامداران شرکت اغلب با انتصاب ذهنی مدیریت ارشد و روسای شرکت جایگزین می‌شود. بنابراین   موسسه حسابرسی اندرسن به مدیریت ارشد شرکت مدیون بود.  افزون بر آن، تضاد منافع ناشی از ارائه همزمان خدمات مشاوره و حسابرسی مستقل وجود داشت. اینگونه  روابط، می‌تواند قضاوت حسابرس مستقل را به مخاطره بیندازد و عملکرد حسابرسی را مبهم سازد. چنین تضاد منافعی به عملکرد حاکمیت شرکتی تجاوز می‌کند و در نتیجه، به منافع گروه کثیری از ذینفعان و جامعه لطمه می‌زند.

مورد انرون، اولین مشکل موسسه حسابرسی اندرسن نبود. این موسسه قبلا‌ً نیز مواردی از ضعف و سقوط اخلا‌ق حرفه‌ای را در پیشینه خود داشت. به عنوان مثال، این موسسه به دنبال مشکلا‌ت حسابرسی چند شرکت از جمله وست منجمنت اند دیس‌کاوری  (Waste Management and Discovery) و سان بیم(Sun Beam)  میلیون ها دلا‌ر خسارت پرداخته بود. پیش از فروپاشی انرون، از سال 1997 تا سال 2000، کاهش و یا افزایش غیرمعقول سود و بدهیها و موارد مشابه، که موسسه حسابرسی اندرسن هیچ پاسخ قانع کننده‌ای  برای آنها نداشت، موجب انجام تحقیقی توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار در مورد کار حسابرسی اندرسن، یعنی حسابرسان انرون شده بود.در ژانویه 2002، موسسه اندرسن مدیر مسئول حسابرسی انرون، دیوید دونگان را اخراج کرد، به این بهانه که او حتی بعد از این که کمیسیون بورس اوراق بهادار موسسه حسابرسی اندرسن را به عنوان بخشی از تحقیق خود در مورد انرون فراخواند، دستور داده بود که اسناد را معدوم سازند. اما دیوید دونگان بعداً توضیح داد که او به تنهایی عمل نکرده و با دفتر مرکزی موسسه حسابرسی در تماس دائم بوده است. افزون بر آن، مدیران شرکت انرون دستور داده بودند که تعداد زیادی از اسناد مربوط به بدهیهای مالی شرکت را معدوم کنند. اسناد انرون نه تنها در دفتر مرکزی شرکت در هوستون امریکا، بلکه در لندن نیز نابود شدند.

در دسامبر 2001 جوزف برادینومدیرعامل اندرسن،  اذعان کرد که حسابرسان ما، در مورد تلفیق یکی از سازمانهای خارج از ترازنامه که توسط انرون ایجاد شده بود قضاوت نادرستی کرده‌اند. در 15 ژوئن 2002 موسسه حسابرسی اندرسن در قصور در انجام کار، نابود کردن شواهد، کارشکنی در قضاوت و... مجرم شناخته شده و محکوم شد و از جرگه موسسات حسابرسی حذف گردید. از نظر غیرحرفه‌ای‌ها، به سختی می‌توان قبول کرد که یک موسسه (در مقایسه با شخص حقیقی) مجرم شناخته شود، با این همه این باور در حرفه‌ها و به ویژه در حرفه حسابرسی وجود دارد که موسسات حسابرسی همانند  اشخاص ممکن است رفتار غیراخلا‌قی انجام دهند. چنین روشی مسئولیت اجتماعی موسسات حسابرسی را یک تعهد اخلا‌قی و انسانی می‌سازد، چون موسسات حرفه‌ای به مفهوم اخلا‌قی با انسانها یکسان هستند. سقوط انرون بزرگترین فروپاشی شرکتها و سقوط اندرسن بارزترین نمونه حذف یک موسسه حسابرسی از صحنه حرفه‌ای بود.

پس ديديم كه بي اخلاقي چگونه موجب فروپاشي يكي از شركت هاي بزرگ آمريكايي شده است حسابداران وحسابرسان براي اينكه ديگر شركتي مثابه شركت انرون وآندرسن نشوند وجامعه نسبت به حسابداران وحسابرسان اعتماد پيدا كنند يك سري مقررات لازم لااجرا را براي حسابداران وحسابرسان تهيه كرده اند كه در ادامه توضيحات لارم را مي دهم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


1-دكتر حساس يگانه ،سقوط اخلاق حرفه اي فرو پاشي انرون ،www.noormags.com

 

از دیدگاه آیین رفتار حرفه ای ،  اهداف حرفه حسابداری عبارت از دستیابی به بهترین اصول و ضوابط حرفه ای ،  اجرای عملیات در بالاترین سطح ممکن ،  براساس اصول و ضوابط مذکور و به طور کلی تأمین منافع عمومی است .  تحقق این اهداف مستلزم تأمین موارد زیر است:

الف _ اعتبار    

ب _ حرفه اي بودن    

ج _ كيفيت خدمات    

د _ اطمينان    

 

اصول بنیادی:

 

لازمه دستیابی به اهداف حرفه حسابداری توسط حسابداران حرفه ای پايبندي به يك سري اصول بنيادي است. تمامي سازمان هاي حسابرسي چه در ايران وچه در ساير نقاط  جهان يك سري اصول را تعريف كرده اند كه من مشتركات آنها را گرفته واين اصول را با نهج البلاغه و قرآن تطابقت مي دهم :

1)درستكاري :

حسابدار بايد در انجام كارهاي خود درستكار باشد،يعني اينكه صادق باشد،برخورد صحيح داشته باشد ، اينچنين است كه مي تواند به حرفه خود كمك كند.اصلاً تااين اصل نباشد اصول ديگر هم نخواهد بودلازمه دستيابي به ساير اصول درستكار بودن است؛ در اسلام لازمه درستكار بودن اين است كه خدا را ناظر بر اعمال خويش ببيند.يعني اينكه بداند خدا همه جا حاضر است اين باعث مي شود كه كه در كارش در ستكار باشد. در نهج البلاغه حكمت 47 در باب صداقت ودرستكاري چنين آمده است كه ارزش مرد به اندازه همت اوست ،و راستگويي او به ميزان جوانمردي اش، وشجاعت او به قدر ننگي است كه احساس مي كند،وپاكدامني او به اندازه غيرت اوست.

 

2)بي طرفي:

حسابدار رسمي بايد بي طرف باشد ونبايد اجازه دهد هرگونه پيش داوري ، جانبداري ، تضاد منافع ،يا نفوذ ديگران ، بي طرفي او را در ارائه خدمات حرفه اي مخدوش كند.وبايدواقعيات رادر نظر بگيرد لازمه اينكه يك حسابداراصل بي طرفي را رعايت كند اين است كه درستكار باشد.

3) صلاحيت ومراقبت حرفه اي:

حسابدار حرفه‌اي بايد خدماتي را تقبل کند که توان ايفاي آن را داشته باشد و در موارد لا‌زم بتواند از همکاري يا مشورت ديگران استفاده کندحسابدار حرفه‌اي بايد دانش و مهارت حرفه‌اي خود را در زمينه تحولا‌ت، روشها و تکنيکهاي جديد و قوانين و مقررات به سطحي ارتقا دهد که صاحبکار يا کارفرماي وي اطمينان يابد که از خدمات حرفه‌اي کارآمدي برخوردار مي‌شود.يك حسابدار درستكار  كسي استكه مي داند كه از عهده اين كار كه روبه روي آن است نمي تواند برآيد يا كسي ديگري است كه مي تواند بهتر از او كار كند نبايد آن كار را تقبل كند.

4) رازداري:

حسابدار رسمي بايد به محرمانه بودن اطلاعاتي كه درجريان ارائه خدمات حرفه اي خود بدست مي آورد توجه كند ونبايد چنين اطلاعاتي را بدون مجوز صريح صاحبكار يا كارفرما ، استفاده يا افشا كند، مگر آنكه از نظر قانوني يا حرفه اي حق ويا مسئوليت افشاي آن را داشته باشد. همان طور كه در ابتداي مقاله عرض كردم جامعه نسبت به حسابداران يك بي اعتمادي پيدا كرده اند.يكي از اساتيد خود من در دانشگاه اينجور مي گفت كه جامعه همه حسابداران را يك دزد مي شناسند . واين بي اعتمادي حل نمي شود مگر اينكه يك حسابدار رازدار باشد .در حكمت 48 نهج البلاغه از امام علي (ع) آمده است كه پيروزي در دور انديشي ، ودور انديشي در بكارگيري صحيح انديشه ، انديشه صحيح به رازداري است.

5) رفتار حرفه اي :

در نامه 27 نهج ا لبلاغه به فرماندار مصر چنين آمده است كه با مردم فوتن باش،نرمخو ومهربان باش، گشاده رو وخندان باش .در نگاهايت ، ودر نيم نگاه وخيره شدن به مردم ،به تساوي رفتار كن ، تا بزرگان در ستم كاري تو طمع نكنند. از نامه مي توان نتيجه گرفت كه يك حسابدار حرفه‌اي بايد در برخورد با ديگران در حين انجام وظايفش، با ادب و احترام رفتار کند همچنين بايد قوانين و مقررات را رعايت و از انجام اعمالي بپرهيزد که مي‌تواند حرفه را بي‌اعتبارکند .

عواملي كه موجبات نقض و عدم رعايت اصول فوق مي شود به قرار زير است:

منافع شخصي‌ تجديدنظر حمايت يا مخالفت‌ رابطه نزديک‌ تهديد منافع شخصي:

منافع مالي يا ديگر منافع حسابدار حرفه‌اي يا خويشاوندان نزديک وي مي‌تواند به ايجاد خطر نقض اصول درستکاري و بي طرفي منتج شود. اين خطر ممکن است از منافع مستقيم يا غيرمستقيم نشأت بگيرد.

تجديد نظر:

در مواردي که نتايج کار يا قضاوت حسابدار حرفه‌اي در معرض چالش قرار مي‌گيرد و وي ناگزير به ارزيابي مجدد و تجديد نظر در آن مي‌شود خطر نقض اصل بي طرفي پديد مي‌آيد.

حمايت يا مخالفت:

در مواردي که حسابدار حرفه‌اي در مسأله يا دعوايي به طرفداري يا مخالفت با صاحبکار يا کارفرمايش موضع‌گيري مي‌کند ممکن است اصل بي طرفي را نقض نمايد.

قرابت :

در مواقعي که حسابدار حرفه‌اي به دليل رابطه نزديک، آگاهي از مسائل و يا دانستن ويژگي‌هاي صاحبکار يا کارفرمايش به وي اعتماد کامل پيدا مي‌کند خطر نقض اصول بنيادي توسط وي پديد مي‌آيد.

تهديد:

حسابدار حرفه‌اي ممکن است به دليل تهديد يا ترس از صاحبکار، کارفرما، شخص يا مرجعي مقتدر و يا فشارهاي ديگر اصول بنيادي را نقض کند.

تدابير بازدارنده (ايمن‌ساز):

اهم تدابيري که طبق قوانين و مقررات کشور و ضوابط مقرر توسط مراجع حرفه‌اي مي‌تواند از نقض اصول بنيادي توسط حسابداران حرفه‌اي جلوگيري کند به قرار زير است:

وجود شرايط لا‌زم براي ورود به حرفه، شامل تحصيلا‌ت، کارآموزي و تجربه؛ آموزش و بازآموزي مستمر؛ قوانين و مقررات پيشرفته براي مديريت واحدهاي تجاري؛ استانداردهاي حرفه‌اي؛ مقررات انتظامي (انضباطي) مصوب مراجع قانوني يا جوامع حرفه‌اي؛ و بررسي گزارشها، اظهارنامه‌ها و ديگر اطلا‌عاتي که توسط حسابداران حرفه‌اي تهيه مي‌شود توسط مرجع يا حسابدار حرفه‌اي ديگري به صورت مستقل.

استقرار کنترل‌هاي داخلي مناسب در موسسات حسابرسي براي نظارت بر کاري که در يکايک سرپرستي‌ها انجام مي‌شود.

احکام‌ اصول بنيادي اخلا‌ق و رفتار حرفه‌اي جنبه کلي و هدايت کننده دارد و در حل مسائل خاص مربوط به رعايت اخلا‌ق و رفتار حسابداران حرفه‌اي در جريان عمل، کارآمد نيست. در آئين‌هاي رفتار حرفه‌اي، ضمن تشريح اصول مزبور، چگونگي رعايت، با وضع احکام الزام‌آوري بيان مي‌شود. اين احکام قاعدتاً در سه دسته زير طبقه‌بندي مي‌شوند:

1- احکام لا‌زم‌الا‌جرا در مورد کليه حسابداران حرفه‌اي

2- احکام لا‌زم‌الا‌جرا توسط حسابداران حرفه‌اي مستقل يا حسابداران رسمي

3- احکام لا‌زم‌الا‌جرا توسط حسابداران حرفه‌اي شاغل در موسسات

1- احکام لا‌زم‌الا‌جرا در مورد کليه حسابداران حرفه‌اي:

الف)درستكاري و بي طرفي

ب) تضاد منافع

ج) صلاحيت حرفه اي

د) راز داري

ه)آگهي

2- احکام لا‌زم‌الا‌جرا توسط حسابداران حرفه‌اي مستقل يا حسابداران رسمي:

الف) استقلال

ب)صلاحيت حرفه اي

ج) حق الزحمه

د) فعاليت هاي ناسازگار با حرفه حسابدار رسمي شاغل

ه) ارتباط با ساير حسابداران رسمي شاغل

و) استخدام كاركنان شاغل نزد حسابداران رسمي و موسسات حسابداري ديگر

ز)ارائه گزارش خدمات حرفه اي

ح) آگهي وتبليغات

3- احکام لا‌زم‌الا‌جرا توسط حسابداران حرفه‌اي شاغل در موسسات :

الف) تضاد بين تعهدات اخلاقي به كارفرما وپايبندي به اصول حرفه اي

ب) حمايت از همكاران حرفه اي

ج) صلاحيت حرفه اي

د) ارائه اطلاعات

 

 

با توجه به اهميت موضوع بحث استقلال را توضيح مي دهم واز بقيه موارد صرف نظر مي كنم.

استقلال:

استقلا‌ل‌ اصول بنيادي اخلا‌ق و رفتار حرفه‌اي ايجاب مي‌کند که حسابدار حرف‌اي هنگامي که کاري را عهده‌دار مي‌شود که به ارائه گزارش حسابرسي يا ساير گزارشهاي اطمينان بخش مي‌انجامد که مورد استفاده اشخاص ثالث است، به صاحبِ کار وابسته نباشد عدم وابستگي يا استقلا‌ل ايجاب مي‌کند که حسابدار حرفه‌اي مستقل يا حسابدار رسمي در انجام کار و ارائه گزارش از دو ويژگي زير برخوردار باشد :

الف) استقلا‌ل باطني:

استقلا‌ل باطني که به آن استقلا‌ل راي نيز مي‌توان گفت به معناي اظهار عقيده براساس قضاوت حرفه‌اي نسبت به يک موضوع مورد قضاوت است بدون آنکه عامل يا عواملي ديگر بر راي شخص اثر گذاشته باشد. لا‌زمه درستکاري و بي طرفي، استقلا‌ل باطني يا استقلا‌ل راي است.

ب) استقلا‌ل ظاهري:

استقلا‌ل ظاهري که به آن استقلا‌ل از منظر ديگران نيز مي‌توان گفت به معناي پرهيز از هرگونه وابستگي بااهميتي است که بتواند موجبات شک اشخاص ثالث را نسبت به واقع‌بيني و درستکاري حسابدار حرفه‌اي فراهم آورد.

با وجود تعريفهاي بالا‌، کاربرد واژه استقلا‌ل به تنهايي مي‌تواند موجب سوء تفاهم شود و اين تصور را پديد آورد که حسابدار مستقل يا حسابدار رسمي براي قضاوت و اظهارنظر حرفه‌اي بايد از کليه روابط اقتصادي، مالي و ديگر روابط بري باشد. چنين مفهومي از استقلا‌ل نادرست است، زيرا هر عضوي از جامعه ضرورتاً با اعضاي ديگر رابطه دارد. بنابراين، آن دسته از وابستگي‌هايي که از ديدگاه ناظري آگاه، معقول و مطلع مي‌تواند بر قضاوت و راي يک حسابدار مستقل تأثير بگذارد غيرقابل قبول است.

 

نمونه‌هايي از منافع شخصي که مي‌تواند به نقض استقلا‌ل حسابداران مستقل يا رسمي منجر شود به قرار زير است:

داشتن منافع مالي مستقيم يا غيرمستقيم در موسسه صاحبکار

اخذ وام يا ضمانت‌نامه از موسسه صاحبکار مديران يا کارکنان ارشد آن يا اعطاي وام به هر يک از آنان

وابستگي کامل موسسه حسابرسي به درآمد حاصل ازحق‌الزحمه‌هايي که ازموسسه صاحبکاردريافت ميکند

داشتن روابط تجاري نزديک يا مشارکت با موسسه صاحبکار

 اشتغال اعضاي گروه حسابرسي در موسسه صاحبکار بعد از خاتمه حسابرسي

حق‌الزحمه نامعين انجام حسابرسي و يا حق‌الزحمه بسيار بيشتر يا کمتر از حد متعارف

حمايت يا مخالفت:

در مواردي که يک موسسه حسابرسي يا عضوي از گروه حسابرسي آن به طرفداري يا مخالفت با وضعيت و يا نظر صاحبکار موضعي را اتخاذ کند که با واقع‌بيني ناسازگار باشد خطر حمايت يا مخالفت ايجاد مي‌شود. نمونه‌هايي از حمايت يا مخالفتي که مي‌تواند به نقض استقلا‌ل حسابداران مستقل يا رسمي منجر شود به قرار زير است:

کارگزاري يا بازارگرداني فروش سهام يا ساير اوراق بهادار موسسه تحت حسابرسي

 نيابت از صاحبکار در حل و فصل اختلا‌فات و دعاوي صاحبکار با اشخاص ثالث

وجود دعواي حقوقي بين صاحبکار و موسسه حسابرسي يا عضوي از گروه حسابرسي

قرابت:

در مواقعي که موسسه حسابرسي يا هر يک از اعضاي گروه حسابرسي رابطه نزديکي با صاحبکار، اعضاي هيأت مديره، مديران اجرايي يا کارکنان ارشد آن داشته باشند که به حمايت از منافع صاحبکار بينجامد خطر قرابت پديد مي‌آيد. نمونه‌هايي از قرابت که مي‌تواند به نقض استقلا‌ل حسابداران مستقل يا رسمي منجر شود به قرار زير است:

يک يا چند عضو از گروه حسابرسي با يک يا چند نفر از اعضاي هيأت مديره يا مديران اجرايي صاحبکار، خويشاوندي نزديک داشته باشد

يک يا چند عضو از گروه حسابرسي با يک يا چند نفر از کارکنان ارشد صاحبکار که از نتايح حسابرسي مستقيماً تأثيرپذير يا بر آن تأثيرگذار هستند خويشاوندي نزديک داشته باشد

 يکي از شرکا يا مديران ارشد پيشين موسسه حسابرسي عضو هيأت مديره يا از مديران اجرايي موسسه صاحبکار باشد و يا در موسسه صاحبکار در سمتي شاغل باشد که مستقيماً از نتايج حسابرسي تاثير مي‌پذيرد

عضو ارشد گروه حسابرسي با صاحبکار روابط بلندمدتي داشته باشد

 يک يا چند عضو از گروه حسابرسي از موسسه صاحبکار، اعضاي هيأت مديره، مديران اجرايي يا کارکنان آن هداياي با ارزشي را بپذيرند يا از پذيرايي آنان برخوردار شوند، مگر آنکه متعارف و ناچيز باشد.

 

نتيجه گيري:

براساس مفاهیم قرآنی انسان خلیفه الله است که امانت الهی به او سپرده شده خداوند این امانت را به آسمانها زمین و کوهها عرضه کرد اما آنها از پذیرفتن آن هراسناک شدند اما انسان آنرا پذیرفت . مسئولتی این امانت آنقدر سنگین است که آسمانها و زمین و کوهها تاب پذیرش آنرا نداشته اند بنابراین انسان باید به دشواری ایفای این مسئولیت آگاه باشند انسان نه تنها در قبال مسائل معنوی بلکه در رابطه با موضوعات اجتماعی تجاری و قراردادی باید پاسخگو باشد این نوع پاسخگویی میتواند به عنوان هدف اصلی حسابداری تلقی شود .

چگونه مي توان به هدف اصلي حسابداري رسيد پاسخ واضح وروشن است در سايه اخلاق ا ست ؛ مابايد در ابتدا كساني كه وارد رشته حسابداري مي شوند را با اخلاق آشنا كنيم .حال هرچه مي خواهيم بهترين فرمول هاي حسابداري ، بهترين كتاب هاي حسابداري را به او آموزش دهيم اگر دانشگاه هاي ما يك فرد با اخلاق را تحويل جامعه ندهند هيچ فايده اي ندارد اساتيد بايد به دانشجويان بفهمانند كه شخصيت واقعي هر شخص در گرو اخلاق اوست . بايد به او بفهمانند كه يك حسابدار برتر در وهله اول شخصي است كه اخلاق حرفه اي داشته باشد. بسياري از انديشمندان بر اين باورند كه رشد وتعالي جوامع بشري تنها به علم وتكنيك وپيشرفت هاي مادي نيست بلكه از عوامل مهم ترقي يا انحطاط ملت ها رعايت  موازين اخلاقي وخصلت هاي روحي است . وديديم كه بي اخلاقي چه بلايي به روز انرون آورد.

((مارتن لوتر)) كه از شخصيت هاي برجسته آلماني است در اين زمينه سخن جالبي دارد او مي گويد : سعادت كشورها نه مربوط به ميزان درآمدها و استحكام قلعه هاي آنهاست ونه مربوط به زيبايي وعظمت بناهاي آنان بلكه سعادت وبرتري هر قوم بستگي دارد به تعداد مردان تربيت شده و فاضل وبا اخلاق كه قدرت اصلي را آنان تشكيل مي دهند.1

 ((سيد جمال الدين اسد آبادي)) در نقش حساس وتعيين كننده رذايل اخلاقي در نابودي وهلاكت جامعه مي گويد : وقتي در امتي اوصاف رذيله رسوخ كرد ، بناي جامعه آن امت مي شكند واعضايش از هم جدا مي شود ، نفاق و فساد ميان آنان پديد مي آيد بعد از اين تزلزل وسستي طبيعت آن جامعه اقتضا مي كند كه نيرو هاي بيگانه بر آن جامعه تسلط يابد تا با جبر وقهر آن جامعه را بگيرد و افراد آن را با اجبار و اكراه وادار به زندگي نمايد ، زيرا زندگي انسان ها نياز به وجود جامعه دارد وبقاي جامعه هم با آن اوصاف ممكن نيست  پس قوه ديگري بايد آن جامعه را تا حدودي كه لازمه زندگي است اداره كند.2

1-دكتر خليل رفاهي ، آشنايي با اسلام ، ص288

2-سيد احمد موثقي ، علل وعوامل ضعف وانحطاط مسلمين ، ص52

جوزف شومپتر مي گويد:

«با محدوده نظام اخلاق مذهبي و قانون بوده است كه اقتصاد توانسته براي خود موجوديت جداگانه‌اي بيابد و افرادي كه در اين رابطه كار كرده‌اند بيش از هر كس ديگري برازنده نام «پايه‌گذاران» اقتصاد علمي هستند.»1

پس با اين اوصاف نتيجه مي گيريم كه اگر در يك حرفه اخلاق حرفه اي باشد آن حرفه پيشرفت مي كند وگرنه بايد منتظر نابودي آن رشته بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                         

 

 

 

 


1-     جورج گويدو‌هالسمان  ،1389 ،www. raznameh.com

با تشكر فراوان از اساتيدزير كه در اين مقاله به من كمك كرده اند:

حجت السلام والمسلمين ميمنه

استاد حسن زارع

استادمحمد حسين ثابت

استاد محمد جعفر مؤيدي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

مقدمه

1-1 كليات

1-2 شرح تأسيسات اوليه

1-3 شرح توسعه تأسيسات بمنظور نمك زدائي

1-4 شرح توسه هاي تدريجي در حين عمليات

1-5 شرح وضعيت فعلي واحد

1-6 توجيه بازرسي فني

2- شرح نيازها

3- بررسي وضعيت كلي واحد سلمان از جهات مختلف

3-1 وضعيت واحد در حالت مطلوب عملياتي

3-2 تأثير عوامل مختلف در وضعيت مطلوب عملياتي

3-2-1 خسارات ناشي از بمباران

3-2-2 مسائل ناشي از طول مدت بهره برداري

3-2-3 مسائل مربوط به گسترش حوزه عملياتي

3-3 تغييرات اعمال شده در واحد در حين عمليات

3-4 نيازهاي جديد

4- روش بازرسي فني و امور تكميلي مربوط به آن

4-1 بازرسي فني

4-1-1 روش پرسنلي بازرسي فني

4-1-2 روش هاي فني بازرسي فني

4-1-3 وسائل و ابزار بازرسي فني

4-2 بررسي هاي مهندسي و اندازه گيري در محل

4-3 طراحي در محل

5- ملاحظات فني، اقتصادي و اولويت ها

5-1 امور اقتصادي و سرمايه گذاري

5-2 زمان بندي

5-3 امور فني

5-4 اولويت ها

5-5 تعميرات برنامه ريزي شده

6- گزارش بازرسي فني تأسيسات سبويل و سازه

6-1 شرح تأسياست سيويل و سازه

6-2 وضعيت حصار و دروازه ورودي

6-3 خاكريزهاي حفاظتي

6-4 سيستم محوطه سازي

6-5 راههاي ارتباطي داخلي

6-6 سيستم زهكشي و دفع آبهاي سطحي، حوضچه جداسازي آب آغشته به نفت

6-7 ساختمانها

6-8 فونداسيون ها

6-9 سازه ها

6-10 اسكله

6-11 محوطه مخازن


1- مقدمه

1-1 كليات

واحد بهره برداري سلمان در سال 1967 ميلادي توسط شركت مهندسي و ساختماني Root & Brown به منظور فرآورش و تثبيت 000/220 بشكه در روز نفت خام حاصله از حوزه دريايي سلمان بطور يكپارچه طراحي و اجراء گرديد. اين واحد حدود 2 سال بعد يعني سال 1969 راه اندازي گرديد و از آن موقع تا كنون اغلب بطور پيوسته در مدار توليد نفت صادراتي بوده است.

حوزه نفتي دريايي سلمان در 90 مايلي جنوب جزيره لاوان قرار دارد. نفت حاصله از اين ميدان پس از يك مرحله تفكيك در سكوهاي مستقر در فلات قاره ايران، توسط يك رشته خط لوله زير دريايي 22 اينجي از نوع  به واحد بهره برداري سلمان كه در جزيره لاوان مستقر است منتقل مي شود. جهت اطلاع از موقعيت جغرافيايي جزيره لاوان نسبت به ساحل اصلي ايران و محل تقريبي حوزه نفتي سلمان به شكل شماره 1 كه ضميمه گزارش است مراجعه فرماييد.

1-2 شرح تأسيسات اوليه

تأسيسات اوليه فرآورش كه بعنوان تأسيسات پايه از آنها نام برده خواهند شد شامل دو مدار اصلي فرآورش نفت و گاز مي باشد.

در مدار اول فرآيند، نفت ترش و گاز همراه پس از تحويل به واحد سلمان وارد تفكيك كننده هاي مرحله دوم ميگردد. در فاز بعدي فرآورش برجهاي تماس قرار دارند (مرحله سوم تفكيك و شيرين سازي نفت در اثر تماس با گاز تصفيه شده بطور همزمان در همين برجها انجام مي گيرد) كه پس از آن مرحله تبخير نهايي انجام شده و نفت به مخازن ذخيره تلمبه مي شود (شش مخزن هر كدام بقطر 245 و ارتفاع 64 فوت و ظرفيت 512000 بشكه).

نفت ذخيره شده در مخازن با استفاده از اختلاف ارتفاع وارد ايستگاه اندازه گيري (Metering Station) شده و سپس توسط دو رشته لوله 36 اينچي به اسكله بارگيري جريان مي يابد. اسكله بارگيري قابليت پذيرش يك نفت كش 000/200 تني در يك طرف (سمت دريا) و يك نفت كش 000/600 تني در طرف ديگر (سمت خشكي) را دارا مي‌باشد.

مدار فرآيند گاز عبارتست از جمع آوري گاز مراحل مختلف تفكيك، تقويت فشار و ارسال آن به واحد شيرين سازي و شيرين نمودن گاز در اثر تماس با كربنات پتاسيم، گاز شيرين توليد شده بمصرف تماس با نفت ترش در برجهاي تماس (Strippers) و نيز سوخت نيروگاههاي برق و بخار مي‌رسد.

بمنظور خودگراني واحد بهره برداري سلمان، تأسيسات جانبي شامل 2 ديگ بخار، سه دستگاه آب شيرين كن، 4 توربوژنراتور، سيستم پمپاژ آب دريا، تلمبه آتش نشاني و مدار مربوطه و دو دستگاه كمپرسور هوا نيز نصب شده بودند.

1-3 شرح توسعه تأسيسات بمنظور نمك زدائي

در سال هاي 1971 و 1972 بنابر نياز جديد يعني ادغام تأسيسات نمك زدايي (Desalting) ، واحد بهره برداري سلمان توسعه داده كه طراحي آن به شركت مهندسي JOVAN و نصب و اجرا به يك پيمانكار داخلي واگذار گرديد. حدود توسعه واحد مذكور در اين راستا شامل اضافه نمودن دو مرحله تبخير متوالي پس از برجهاي تماس (Stripper) يعني برج گاززدا (Degassing Boot) و Flash Tank ، تعدادي تلمبه و كمپرسور، سه رديف متفاوت مبدلهاي حرارتي، دستگاههاي نمك زدا بانضمام سيستم هاي لوله كشي، كابل كشي و كنترل جديد بوده است.

همراه با تغييرات فوق اغلب واحدهاي جانبي قبلي برچيده شدند و بجاي آنها سه دستگاه ديگ بخار، دو دستگاه آب شيرين كن، سه تلمبه تأمين آب دريا و يك تلمبه آتش نشاني كه همگي از ظرفيت بالاتري نسبت به تأسيسات جانبي پايه برخوردار بودند نصب گرديد.

يك دستگاه توربوژنراتور از نوع قبلي بعنوان واحد پنجم به نيروگاه و يك كمپرسور هوا مشابه دستگاههاي قبلي نير به كل مجموعه افزوده شد.

باين ترتيب واحد بهره برداري سلمان براي توليد نفت خام و نمك همراه بر اساس استاندارد قابل قبول بين المللي (حداكثر 20 پوند نمك در هر هزار بشكه نفت) تجهيز گرديد.

1-4 شرح توسعه هاي تدريجي در حين عمليات

در ادامه بهره برداري از واحد و بر اساس نيازهاي جديد عملياتي ضمن توجه به گسترش تأسيسات همجوار و مناطق مسكوني، بتدريج و تا تاريخ تنظيم گزارش تأسيسات ذيل به واحد سلمان افزوده شده است.

- يك دستگاه واحد آب شيرين كن بعنوان واحد سوم.

- يك توربوژنراتور بعنوان واحد ششم (در تاريخ تهيه گزارش اين دستگاه در محل نصب نبود و بجاي ديگري منتقل شده است).

- دو دستگاه ديگ بخار بعنوان واحدهاي چهارم و پنجم (واحد پنجم فعلاً روي فوندانسيون مربوط نيست)

- برج هوازدا از آب تزريقي به Desalter ها.

- دو دستگاه كمپرسور هوا با ظرفيت بالاتر (كمپرسورهاي قبلي اعم از تأسيسات پايه و طرح نمك زدائي همگي برچيده شده اند.)

- يك مخزن Flash Trank (مخزن Flash Tank قديمي تبديل به مخزن آب شده است).

- دو مخزن يك ميليون بشكه اي جديد

- دو دستگاه پمپ شناور تأمين آب دريا بعنوان تلمبه هاي چهارم و پنجم

 اطلاعات و مشخصات عمومي اغلب وسايل و تأسيسات واحد بهره‌برداري سلمان در بخش هاي بعدي اين گزارش ارائه شده اند. و جداول و نقشه هاي ساده جهت سهولت كسب اطلاعات نيز ضميمه گرديده تا ضمن مراجعه به آنها بتوان وضعيت كلي واحد را تجزيه و تحليل نمود.

1-5 شرح وضعيت فعلي واحد

در تاريخ تنظيم گزارش از كل مجموعه بهره برداري سلمان بدلايلي مانند خسارات ناشي از جنگ، امور ايمني، صدمات ناشي از فرسودگي و تداوم بهره برداري كه در فصول بعدي بطور مشروح مورد بررسي قرار خواهند گرفت تأسيسات ذيل در مدار توليد قرار نداشته و يا در محل خود مستقر نبوده اند.

 1-5-1 تفكيك كننده هاي مرحله دوم

1-5-2 برجهاي تماس

1-5-3 كمپرسورها

1-5-4 بخشي از تلمبه ها

1-5-5 واحد شيرين سازي گاز

1-5-6 بخشي از مبدلهاي حرارتي

1-5-7 تأسيسات اندازه گيري نفت صادراتي

1-5-8 بخشي از دستگاههاي نمك زدا

1-5-9 بخشي از لوله ها و سيستم هاي كنترل و برق

1-5-10 سه مخزن 512000 بشكه اي.

بجز موارد فوق در حال حاضر يكي از تفكيك كننده هاي قديمي، همراه با برج گاززدا و مخزن تبخير (Flash Tank) همراه با تأسيسات جانبي در مدار توليد نفت خام قرار دارند.

1-6 توجيه بازرسي فني

براي آ‍ماده سازي مجدد واحد بهره برداري سلمان با ظرفيت كامل يعني 000/220 بشكه نفت در روز حدود صدمات ناشي از بمباران در طول جنگ و خسارات وارده به بعضي از سيستم ها در اثر فرسودگي مي بايست مشخص گردد. علاوه بر دو مورد مذكور نيازهاي جديدي مانند توليد حوزه هاي مجاور (رشادت، رسالت و بلال)، عدم تكافوي بعضي از سيستم هاي جانبي و تعويض واحد قديمي و فرسوده شيرين سازي گاز نيز مدنظر بوده است كه بر اساس كليه نيازهاي مذكور تصميم به بازسازي و نوسازي واحد گرفته شده است. بمنظور تعيين حدود خسارات و همچنين حصول اطمينان از قابليت بهره برداري تأسيساتي كه به ظاهر صدمه نديده اند، بازرسي فني وسايل و سيستم‌هاي بكار برده شده در واحد سلمان ضروري بوده تا پس از تعيين حدود مورد نظر بتوان بر اساس اطلاعات بدست آمده، طرح بازسازي را اجرا نموده و واحد را مجدداً براي مدت زمان طولاني در مدار توليد نفت صادراتي قرار داد.

2- شرح نيازها

 بر اساس نكاتي كه در مبحث مقدمه به اطلاع رسيد و با توجه به خسارات وارده در اثر بمباران، پروژه بازسازي و نوسازي واحد بهره‌برداري سلمان مطرح و جهت انجام امور پروژه، قراردادي با شركت انرشيمي منعقد گرديده سر فصل نيازهاي عمده بر طبق قرارداد منعقده بشرح موارد 2-1 الي 2-3 مي باشد. لازم باطلاع است كه در حين اجراي كارهاي بازرسي فني نيازهاي ديگر علاوه بر موضوع قرارداد مشاهده گرديد. نيازهاي جديد حسب مورد باطلاع مسئولين شركت نفت فلات قاره رسيد و مقرر شد كه همگي مد نظر و مورد بازرسي فني و بررسي مهندسي قرار گرفته و نتايج عيناً جهت اطلاع و تصميم گيري مسئولين شركت نفت فلات قاره ايران در گزارش بازرسي فني ارائه شود تا در صورت تصويب، نسبت به انجام آنها در مرحله بازسازي و نوسازي اقدام گردد.

محدوده نيازهاي جديد بشرح مواد 2-4 الي 2-7 مي باشد.

2-1 بازرسي فني تأسيسات و تعيين حدود خسارات و صدمات وارده به‌ آنها در اثر بمباران و تعيين وضعيت اقلامي كه از محل خود خارج شده اند.

2-2 نيازهاي جديد كه بترتيب عبارتند از:‌

الف – تعويض واحد شيرين سازي گاز، (واحد قبلي كه بر مبناي فرآيندي قديمي و تقريباً خارج از رده در مقايسه با روش هاي امروزه كار مي‌كرده مي بايست با سيستم جديدتر حاوي روش فرآورش پيشرفته جايگزين گردد.)

ب – بررسي امكان استفاده از تأسيسات فرآورش نفت سلمان بطور همزمان براي تثبيت نفت خام استحصالي از حوزه هاي مجاور (55000 بشكه در روز نفت حاصله از ميادين رشادت، رسالت و بلال).

2-3 ارائه طرح بازسازي و نوسازي واحد بهره برداري بر اساس موارد فوق.

2-4 مسائل مبتلا به واحد در اثر تداوم بهره برداري و  خورندگي در اثر شرايط حاد اقليمي (رطوبت و گرماي زياد، وجود آتمسفر همراه با املاح ناشي از تبخير آب دريا و هيدروژن سولفوره).

2-5 گسترش تدريجي حوزه عمليات شركت نفت فلات قاره ايران در منطقه لاوان و بالنتيجه كمبود بعضي از اقلام سرويس هاي جانبي (مثلاً آب تصفيه شده شيرين) و اشكالات بعضي از سيستم ها (مانند تأمين آب دريا و آتش نشاني).

2-6 انعكاس تغييرات اعمال شده در طول مدت بهره برداري در طرح بازسازي و نوسازي.

2-7 تطبيق اطلاعات فني و نقشه هاي تأسيسات با آنچه كه در محل موجود است و ساخته شده (As Built) تا بتوان بر اساس نقشه هاي زمينه تصحيح شده و به روز در آورده شده تغييرات مورد نياز طرح بازسازي و نوسازي را اعمال نمود.

با توجه به شرح نيازها اعم از موارد قراردادي و جديد ضمن مراعات دو اصل مهم يعني فوريت طرح و هم چنين اشتراك حوزه بهره‌برداري بلافاصله امور مربوط به بازرسي فني شروع گرديد. كارهاي مربوط به اين بخش از تاريخ 6/9/1367 الي 20/11/1367 توسط گروههاي مختلف بازرسي فني سيويل و سازه، مكانيك و لوله‌كشي، برق و ابزار دقيق انجام گرفت كه گزارش حاضر نتايج بازرسي فني را باستحضار مي رساند.

3- بررسي وضعيت كل واحد سلمان از جهات مختلف

در اين بخش از گزارش بترتيب وضعيت مطلوب تأسيسات واحد بهره برداري سلمان، تأثير عوامل مختلف، تغييرات اعمال شده در طول مدت بهره برداري و هم چنين نيازهاي جديد بعنوان مباني اخذ تصميم به تفصيل مورد بحث قرار مي گيرند.

3-1 وضعيت واحد در حالت مطلوب علمياتي

وضعيت مطلوب عملياتي حالتي است كه واحد قادر به توليد 000/220 بشكه نفت خام تثبيت شده بر اساس استاندارد صادراتي باشد. در اين حالت تأسيسات فرآورش مانند سيستم دريافت نفت خام، تفكيك كننده ها، برج هاي تماس و گاززدا، مخازن تبخير، تلمبه ها، كمپرسورها، مبدلها، دستگاههاي نمك زدا و واحد شيرين سازي گاز همگي همراه با تأسيسات جانبي مانند سيستم هاي توليد آب، بخار، آتش نشاني، آب شيرين، برق و سيستم اندازه گيري صادرات با ظرفيت كامل در مدار توليد قرار گرفته باشند، مختصات كلي وضعيت مطلوب عملياتي توسط شكل ها و جداول مشخص شده اند. رجوع شود به شكل شماره 2 (موقعيت محلي و نمايش كلي تأسيسات)، شكل شماره 3 (نحوه استقرار) و شكل شماره 4 (مدار فرآورش) كه همگي بطور خلاصه تهيه شده اند. جزئيات فني تأسيسات واحد بهره برداري لاوان در ليست وسايل (Equipment List) ارائه گرديده.

3-2 تأثير عوامل مختلف در وضعيت مطلوب عملياتي

عوامل موثر در تغيير وضعيت واحد بهره برداري سلمان از حالت مطلوب به موقعيت فعلي بترتيب عبارتند از خسارات ناشي از بمباران، مسائل ناشي از طول مدت بهره برداري و مسائل مربوط به گسترش حوزه عملياتي. شرح مفصل اين عوامل بترتيب ذيل مي باشد.

3-2-1 خسارات ناشي از بمباران

عامل عمده اي كه در تغيير وضعيت واحد بهره برداري سلمان بسيار موثر بوده خسارات ناشي از بمباران در طول جنگ مي‌باشد. اين خسارات بترتيب عبارتند از:‌

3-2-1-1 از بين رفتن توپك گير انتهائي خط لوله، شيرآلات و كنترل‌هاي آن در اثر انفجار و آتش سوزي.

3-2-1-2 انهدام شش دستگاه اندازه گير (Mater) نفت خام صادراتي، صافي ها، كنترل ها و دستگاههاي Prover و Calibration Tank ، مخزن زيرزميني و تلمبه برگشت همراه با كليه تأسيسات همجوار در اثر آتش سوزي.

3-2-1-3 از بين رفتن يك مخزن 512000 بشكه اي نفت خام (مخزن شماره 5) در محوطه مخازن همراه با لوله كشي ها و شيرآلات و كنترل ها در اثر آتش سوزي.

3-2-1-4 تغيير فرم مخزن شماره 6 كه در مجاورت مخزن شماره 5 قرار داشته در اثر تشعشات حرارتي ناشي از آتش سوزي.

3-2-1-5 برجهاي تماس بدرجات مختلف در اثر اصابت مستقيم و يا تركش انفجار بشدت صدمه ديده بنحوي كه يك برج در اثر اصابت مستقيم بشدت پاره شده و در يك حلقه كمانه نموده، در دو برج هر يك در بيش از ده مورد پارگي ايجاد شده و برج چهارم نيز در چند مورد سوراخ شده است.

3-2-1-6 ايجاد خسارات در اثر تركش هاي ناشي از انفجار در محوطه تفكيك كننده هاي مرحله دوم بخصوص در قسمت لوله كشي‌ها.

3-2-1-7 ايجاد خسارت بدرجات مختلف در بخش عمده اي از تأسيسات شيرين سازي گاز يعني مخازن تحت فشار، برجها، مبدلها، لوله كشي ها و تلمبه ها.

3-2-1-8 اصابت تركش بدرجات مختلف به خطوط لوله 36 اينچي انتقال نفت از محوطه مخازن به اسكله بخصوص در ناحيه تفكيك كننده‌ها.

3-2-2 مسائل ناشي از طول مدت بهره برداري

عوامل ديگري كه در وضعيت واحد بهره برداري موثر بوده اند شامل نكاتي است  كه ذيلاً باطلاع مي رسد. اين مسائل بيشتر در اثر طول مدت بهره برداري و عمليات در شرايط حاد جوي مانند رطوبت همراه با املاح آب دريا و گاز ترش و بعضاً اشكالات تعميراتي عارض واحد گرديده است:

3-2-2-1 خورندگي داخلي بعضي از سيستم ها و تأسيسات مانند تفكيك كننده هاي مرحله دوم، نمك زداها، لوله كشي ها و شيرآلات مربوطه در اثر تماس با نفت و گاز ترش همراه با آب نمك.

3-2-2-2 خورندگي خارجي اغلب لوله كشي ها و بخصوص سازه‌ها در اثر تماس با شرايط حاد جوي.

3-2-2-3 افت راندمان در اثر طول مدت بهره برداري مانند دستگاههاي تبديل آب دريا به آب شيرين ديگهاي بخار و ژنراتورها.

3-2-2-4 فرسودگي و كهنگي بعضي از ماشين آلات مانند كمپرسورهاي گاز بعلت سرويس زياد.

3-2-2-5 افت ظرفيت تبادل حرارتي در بعضي از مبدلهاي حرارتي بخصوص مبدلهاي نفت بعلت رسوبات زياد و سوراخ شدن لوله ها در اثر فرسودگي.

3-2-2-6 بهره برداري مداوم از بعضي از سيستم ها مانند لوله‌كشي هاي بخار و نياز به تعويض آنها

3-2-3 مسائل مربوط به گسترش حوزه عملياتي

بعلت ارائه سرويس هاي جانبي به تأسيسات همجوار مانند تأسيسات مسكوني جزيره لاوان، كمبودهايي در بعضي از اقلام سرويس هاي جانبي (مانند آب شيرين و در مواقعي برق) ايجاد شده است. موضوع كمبود آب آشاميدني با توجه به افت راندمان دستگاههاي آب شيرين كن (رجوع شود به 3-2-2-3 فوق) باعث شده است كه دو تغيير عمده در سالهاي اخير در واحد ايجاد گردد:

3-2-3-1 استفاده از آب دريا براي نمك زدايي از نفت خام بجاي آب شيرين كه در نهايت باعث نصب واحد اكسيژن زدايي از آب دريا و تلمبه هاي مربوطه گرديده.

3-2-3-2 نصب دستگاه سوم توليد آب آشاميدني در واحد

كه با اينهمه موضوع كمبود آب آشاميدني هنوز مرتفع نگرديده و درخواست شده كه در طرح بازسازي و نوسازي مدنظر قرار گيرد. لهذا بعنوان يكي ديگر از عوامل موثر در وضعيت مطلوب واحد پيشنهاد مي‌گردد كه مورد توجه قرار گيرد.

3-3 تغييرات اعمال شده در واحد در حين عمليات

در طول مدت بهره برداري از اين واحد تغييراتي در سيستم هاي مختلف آن اعمال گرديده اند كه جهت اطلاع و منظور نمودن آنها در طرح بازسازي و نوسازي مي بايست مدنظر قرار گيرند، اين تغيير و تبديلات به ترتيب عبارتند از:‌

3-3-1 اضافه نمودن دستگاه سوم تبديل آب دريا به آب آشاميدني با ظرفيتي معادل دستگاه هاي اوليه.

3-3-2 اضافه نمودن ديگهاي چهارم و پنجم به واحد ظرفيت ديگهاي بخار شماره چهار و پنج با ديگهاي بخار اوليه با حدود بيست و پنج درصد اضافه توليد متفاوت مي باشد.

3-3-3 اضافه نمودن توربوژنراتور ششم به نيروگاه.

3-3-4 برچيدن كمپرسورهاي اوليه هوا و جايگزين نمودن آنها با دو كمپرسور با قدرت بيشتر (دستگاههاي خشك كننده هوا همان دستگاههايي هستند كه در ابتدا نصبت شده اند).

3-3-5 تغيير مدار تغذيه آب واحدهاي نمك زدا (Desalters) از آب شيرين به آب دريا كه در اين مورد نصب برج اكسيژن زدايي و تلمبه‌هاي مربوطه ضروري بوده است و اين سيستم نيز به تأسيسات افزوده شده است.

3-3-6 اضافه نمودن دو مخزن يك ميليون بشكه اي در محوطه مخازن همراه با لوله كشي هاي مربوطه.

3-3-7 خارج نمودن مخزن تبخير قديمي از سرويس نفت خام و قرار دادن آن در سرويس آب بمنظور عمليات.

3-3-8 نصب مخزن تبخير جديد.

3-3-9 نصب دو عدد تلمبه توربيني عمودي جديد در محوطه روي اسكله بمنظور تأمين آب دريا.

3-3-10 تغيير و تبديل در چند مخزن تحت فشار مانند تبديل مخزن آب به مخزن هواي فشرده و يا مخزن گاز ويل به سرويس ديگر.

تبصره: اغلب تغييرات فوق در نقشه ها و مدارك فني تأسيسات واحد بهره برداري سلمان منعكس نگرديده اند و ضروري است كه حسب مورد، مورد توجه قرار گيرند و در موقع خود نسبت به ادغام اين تغييرات اقلاً در نقشه هاي واحد اقدام شود.

3-4 نيازهاي جديد در رابطه با نوسازي

نيازهاي جديدي كه مي بايست در طرح بازسازي و نوسازي ملحوظ گردند بشرح ذيل مي باشد.

3-6-1 برچيدن واحدهاي شيرين سازي قديمي گاز و جايگزين نمودن آنها با سيستم جديدتر و پيشرفته تر.

3-6-2 بررسي امكانات استفاده همزمان از اين تأسيسات براي فرآورش نفت خام حاصله از حوزه هاي نفتي رسالت، رشادت و بلال.

4- روش بازرسي فني و امور تكميلي مربوط به آن

بر اساس نيازهاي طرح بازسازي و نوسازي و هم چنين ساير مواردي كه در مباحث قبلي باطلاع رسيد ضمن توجه به برنامه فشرده پروژه ترتيبي اتخاذ گرديد كه امور مربوط به بازرسي فني تأسيسات بهره برداري سلمان در مدتي بين 2 الي حداكثر 5/2 ماه انجام گيرد. لهذا پس از ابلاغ پروژه يك برنامه توجيهي كوتاه مدت ترتيب داده شد تا مسئولين مربوطه به تأسيسات آشنايي كافي پيدا نموده و بتوانند در اسرع وقت به محل تأسيسات مراجعه و وظايف محوله را انجام دهند. در طول مدت توجيه پروژه (3 هفته) براي گروه هاي بازرسي فني و بعداً براي گروهي كه مسئول طرح در محل تأسيسات خواهند بود دستورالعمل مربوطه تهيه گرديد و همراه با نقشه ها و اطلاعات لازم در اختيار پرسنل هر گروه گذارده شد.

بر اساس نظريات بازرسين فني تصميم گرفته شد كه واحد اولاً مي‌بايست از نظر مهندسي نيز مورد بررسي قرار گيرد و ثانياً نقشه‌هاي موجود در موارد متعددي با آنچه كه ساخته شده تطبيق نمي نمايد. با توجه به اين دو موضوع ترتيب بازديدهاي مهندسي و طراحي در محل تأسيسات نيز داده شد. جزييات اموري كه در هر يك از مراحل بازرسي فني، بازبيني مهندسي و طراحي در محل انجام شده و روش‌هاي مربوطه ذيلاً باستحضار مي رسد:

4-1 بازرسي فني:

4-1-1 روش پرسنلي بازرسي فني

گروه اصلي بازرسي فني در مدت 6 آذر الي 20 بهمن 1367 مشغول بكار بوده است (بر اساس دو هفته متوالي تمام وقت در محل تأسيسات و يك هفته استراحت كه ضمن آن گزارش مربوطه را تهيه مينموده اند.) جهت همكاري در امور مربوطه و رعايت عدم تداخل با عمليات روزمره بهره برداري ترتيبي داده شده بود كه پرسنل تعميراتي و كمكي تداخل با عمليات روزمره بهره برداري ترتيبي داده شده بود كه پرسنل تعميراتي و كمكي حداكثر تا 10 نفر و در اغلب موارد بر حسب لزوم، از طرف شركت نفت فلات قاره ايران تأمين و در اختيار بازرسين فني گذارده شود. جهت هماهنگي بين بازرسين فني و پرسنل عملياتي يك نفر رابط از طرف اداره مهندسي مأمور به هماهنگي گرديد.

بازرسين فني كه در مدت فوق بوظايف محوله اشتغال داشته اند عبارتند از:‌

4-1-1-1 مسئول گروه بازرسي فني كه ضمن هماهنگي و سرپرستي، مسئوليت بازرسي فني از تأسيسات لوله كشي، ماشين آلات (تلمبه ها و كمپرسورها)، مخازن تحت فشار و برجها، مبدلهاي حرارتي و ساير دستگاههاي مكانيكي را بعهده داشته است.

4-1-1-2 مهندس مكانيك و مسئول بازرسي و اندازه گيري سيستم لوله كشي ها و مشخص نمودن لوله كشي هايي كه مي بايست پيش‌سازي شوند.

4-1-1-3 بازرسي فني برق براي نيروگاه، پست هاي ترانسفورماتور، تابلوهاي توزيع، شبكه كابل كشي، موتورهاي برق، سيستم اتصال زمين و روشنايي محوطه (بجز اسكله).

4-1-1-4 بازرسي فني ابزار دقيق و كنترل براي سيستم ابزار دقيق، كنترل هاي محلي، مدارهاي ارتباطي و مراكز فرمان.

4-1-1-5  بازرسي فني سيويل و سازه براي بررسي وضعيت فونداسيونها، سازه ها، ساختمانها و ساير تأسيسات ساختماني. (اين مورد توسط سرپرست بازرسي فني و همكاري 2 نفر مهندس سيويل و سازه انجام شد).

4-1-2 روش هاي فني بازرسي فني

روش هاي فني اجرا شده در مورد بازرسي تأسيسات بترتيب ذيل بوده است:

4-1-2-1 بازرسي فني تأسيسات سيويل و سازه

در مورد تأسيسات سيويل و سازه اغلب بر اساس اندازه گيري در محل و مشاهده وضعيت ظاهري ساختمانها، فونداسيونها و سازه ها تصميم گيري شده. در چند مورد مانند فونداسيون هاي برج تماس (Stripper) ، برج گاززدا (Boot) و تكيه گاههاي لوله 42 اينچي خروجي گاز از برج پس از محاسبات مجدد تصميمات لازمه اتخاذ گرديد.

4-1-2-2 بازرسي فني تأسيسات مكانيكي

الف – لوله كشي و متعلقات مربوطه بطريق بررسي وضعيت ظاهري، كسب اطلاعات در محل، ثبت نقاط صدمه ديده با اندازه گيري از يك مبدأ، ثابت و مشخص نمودن مقاديري كه بايد بر چيده شوند مورد بازرسي فني قرار گرفته اند. ضخامت جدار كليه لوله هايي كه از نظر ظاهري سالم و قابل استفاده تشخيص داده شده از جهات مختلف اندازه گيري شده تا اطمينان حاصل گردد كه در سرويس بعدي مناسب باشند. در موارد متعددي علاوه بر اندازه گيري ضخامت جدار، داخل لوله ها نيز مورد بازرسي فني قرار گرفته و حدود تشكيل رسوبات، خوردگي و زنگ زدگي بررسي شده و اندازه گيري گرديد.

ب – ماشين آلات مستقر در محل مانند تلمبه ها و كمپرسورها از لحاظ وضعيت ظاهري، بررسي سوابق عملياتي و اطلاعات در محل، كسب نظريات مسئولين عمليات و تعميرات، آزمايش در حين حركت (Running Test) ، نحوه استقرار، تولرانس هاي كوپل شدن با گرداننده، وضعيت اتصال مكانيكي و كنترل، لقي و حدود مجاز آن در ناحيه محور و يا طاقانها و تولرانس مربوطه مورد بازرسي فني قرار گرفتند. در مورد ماشين آلاتي كه از محل خود خارج شده اند كليه موارد فوق تا حد امكان انجام گرديد.  

ج – مخازن تحت فشار، مبدلهاي حرارتي، ديگهاي بخار و دستگاههاي نمك زدا (Desalter) از لحاظ وضعيت ظاهري، بررسي سوابق عملياتي، كسب نظر مسئولين عمليات و تعميرات، مشخص نمودن نقاط صدمه ديده خارجي در اثر Corrosion ، نحوه اتصال به فونداسيون، ثبت پارگي ها و صدمات، بررسي حدود مجاز فرو رفتگي‌ها، بازرسي فني از داخل و وسايل داخلي مانند Mesh ، Trays ، Tubes و Tube Bundles ، نمونه گيري از مقاديرThinning ، اندازه‌گيري ضخامت جدار در هر حلقه در جهت هاي مختلف، اندازه‌گيري ضخامت گلوئي ها و دهانه ها و درپوش هاي عمده و وضعيت سطوح خارجي مورد بازرسي قرار گرفته اند. در مورد هر يك از اين وسايل برگ گزارش بازرسي (Inspection Data Sheet) تهيه گرديد كه خلاصه نتايج در گزارش ارائه مي گردد.

د – در مورد دستگاههاي يكپارچه و در سرويس مانند تأسيسات شيرين سازي آب دريا با مراجعه به سوابق عملياتي، عمر مفيد و توان فعلي آنها تصميم گيري شده است.

4-1-2-3 بازرسي فني تأسيسات برق

الف – نيروگاه برق از لحاظ Tnsulation Test ، بررسي سوابق عملياتي و تعميرات و اطلاعات محلي و آزمايشات كه در مورد ساير ماشين آلات بآنها اشاره شده بازرسي گرديد.

ب – پست هاي ترانسفورماتور و تابلوهاي برق از لحاظ ظاهري بازرسي شده، سيستم حفاظتي و رله هاي حفاظتي تابلوها در مقابل حداكثر بار و گرمايش بيش از حد آزمايش شده و Meger Test روي آنها بعمل آمد.

ج – مدارهاي اصلي و كابل ها از تابلوهاي توزيع تا مصرف كننده‌ها از لحاظ مقاومت، اتصال زمين، اتصال كوتاه و انتقال جريان آزمايش شدند.

د – آزمايش هاي در حين كار (Running Test) ، بررسي فازهاي مختلف و نحوه اتصال زمين از تمام موتورهاي برق بعمل آمده و راهنماي تعميرات براي آنها تهيه گرديد.

ه‍ - آزمايش مدارهاي اتصال زمين و بررسي سيستم روشنائي محوطه بعمل آمد و نتايج Earthing Continuity Test گزارش گرديد.

و – بررسي ظاهري سيستم‌هاي ترانسفورماتور و ركتيفابر دستگاه‌هاي نمك زدا انجام گرديد.

 

13- 1-2-4- بازرسي فني تأسيسات ابزار دقيق و كنترل

الف – شيرهاي اطمينان و شيرهاي كنترل از نقطه نظرهاي ظاهري، بررسي سوابق عملياتي و تعميراتي، كسب نظريات مسئولين عمليات و تعميرات، قابليت تنظيم، فرمان پذيري، رواني حركت و بررسي شرائط در حالات كاملاً بسته و كاملاً باز بررسي گرديدند.

ب -  وسائط كنترل و ابزار دقيق نصب شده در محل اعم از نشان دهنده‌هاي مستقيم و يا حس كننده‌ها و انتقال دهنده‌هاي مختصات فرآيند بترتيب بازرسي گرديده و در مورد نشان دهنده‌ها اقلام سالم و قابل بكار مشخص شدند.

ج – مدارهاي پنوماتيك و مركز كنترل از لحاظ جريان پذيري و دريافت و ثبت علائم بازرسي گرديد و مدارها و ابزارهاي سالم و قابل بكار مشخص شدند، ليست كليه اقلاميكه نه در محل بودند و نه در انبارها نيز تهيه گرديد.

د – با تعقيب مدار و بررسي دستگاه‌هاي ثبت كننده و يا نشان دهنده علائم روي تابلو فرمان واقع در اطاق كنترل و نحوه اتصالات از صحت دستگاه‌ها روي تابلو كنترل اصلي اطمينان حاصل گرديد و دستگاه‌ها و مدارهاي قابل كار مشخص گرديدند.

 

4-1-3- وسائط و ابزار بازرسي فني

وسائط و دستگاه‌هائي كه در بازرسي فني بكار برده شده‌اند به دو گروه تقسيم مي‌شوند. گروه اول شامل وسائل و ابزار آلات تعميراتي مي‌باشد كه اغلب در تعميرگاه و يا انبار واحد وجود داشته و از آنها استفاده گرديده است (ليست ابزار و دستگاههاي مورد نياز در شروع مرحله بازرسي فني در اختيار مسئولين طرح گذارده شد و در حين اجرا نيز از طرف پرسنل عمليات و تعميرات در محل تأمين گرديد). گروه دوم شامل ابزار و وسائل تخصصي مانند D Meter، مايع مخصوص Ultrasonic Test Set دستگاه‌هاي سنجش جريان، مقاومت، اتصال كوتاه، E.P.Mrger , Avometer و غيره مي‌باشند كه اغلب در محل واحد وجود داشته و از آنها استفاده بعمل آمد. در يك مورد بخصوص نيز با همكاري مهندسين مشاور زمين شناس و استفاده از دستگاه اندازه گيري مقاومت، شبكه زمين تاسيسات آزمايش و گزارش مربوطه تهيه گرديد.

 

4-2- بررسي‌هاي مهندسي و اندازه گيري در محل

بمنظور حصول اطمينان از روش و نحوه اجراي بازرسي فني، كسب اطلاعات، آمار و ارقام مربوط به توليد سرويس‌هاي جانبي ترتيبي داده شد كه در فاصله زماني استراحت پرسنل بازرسي  فني، مهندسي سيويل، سازه، مكانيك، برق، ابزار دقيق و تأسيسات جانبي از محل واحد بازديد نمايند. در اين بازديد مهندسين مذكور با تأسيسات واحد و حدود خسارت وارده به آنها آشنا شده اطلاعات لازمه را جمع آوري و اندازه گيري‌هاي ضروري را انجام دادند.

 

4-3- طراحي در محل

همانطور كه قبلاً باطلاع رسيد در بسياري از موارد نقشه‌هاي تأسيسات موجود با آنچه كه واقعاً ساخته و نصب شده است مطابقت نمي‌كرد. باين دليل و براي دردست داشتن نقشه‌هاي صحيح، موضوع به روز در آوردن نقشه‌ها ضروري تشخيص داده شد. جهت عملي ساختن اين نياز، طراح مكانيك و لوله كشي بمدت متجاوز از سه ماه به محل اعزام و نسبت به تصحيح نقشه‌هاي مكانيكي  و لوله كشي و به روز در آوردن آنها اقدامات لازم بعمل آمد.

5- ملاحظات فني، اقتصادي و اولويت‌ها

بر اساس گزارشات بازرسين فني و هماهنگي نتايج با گروه‌هاي مختلف مهندسي نتيجه گيري گرديد كه راه حل‌هاي پيشنهادي از نظر امور اقتصادي، فني، زمانبندي و اولويت‌ها مي‌بايست حتي المقدور مناسب‌ترين و عملي ترين راه حل در هر مورد بوده بعلاوه پس از بازسازي و نوسازي تعميرات و نگهداري برنامه ريزي شده نيز مدنظر قرار گيرد. سر فصل‌هاي عمده عواملي كه در تجزيه و تحليل اقتصادي و فني مورد توجه بوده‌اند بترتيب ذيل است :

 

5-1- امور اقتصادي و سرمايه گذاري

در اين مورد فرض بر آن بوده است كه براي بازسازي و نوسازي با توجه به اشتراك حوزه نفتي، برآورد بازده حوزه در يك مدت زمان قابل پيش بيني (مثلاً 10 سال) ضمن اعمال ضريب بهره دهي و هزينه‌هاي اجرائي در رابطه با عمليات و نگهداري، مي‌بايست در حدود منطقي و معقول سرمايه گذاري گردد.

 

5-2- زمانبندي

با توجه به روند قبلي توليد براي مراحل مختلف پروژه اعم از

طراحي، تهيه كالا و مصالح و اجراء و آماده سازي براي بهره برداري با ظرفيت كامل جدول زماني بين 24 الي 28 ماه مدنظر بوده است.

 

5-3- امور فني

در اين باره فرض شده است كه از دانش فني و تجربه موجود در بهره برداري و نگهداري بنحو كامل استفاده گرديده و سيستم‌هاي جايگزين حتي المقدور مشابه تأسيسات فعلي بوده تا نياز به آموزش و آشنائي با سيستم جديد نباشد. يك استثناء در اين مورد احتمالاً مي‌تواند سيستم كنترل و ابزار دقيق باشد.


5-4- اولويت‌ها

در پيشنهادات مربوط به بازسازي و نوسازي سه اولويت بشرح ذيل مدنظر مي‌باشد :

اولويت درجه اول : مربوط به تأسيسات و سيستم‌هائي مي‌گردد كه 
                             مي‌بايست‌ حتماً در طرح بازسازي مورد توجه
                             قرار گرفته و نسبت انجام آن در حين اجراي
                               طرح تصميم لازم اتخاذ گردد و در هر
                               صورت انجام آن‌ها ضروري است.

اولويت درجه دوم : مربوط به تأسيسات و سيستم‌هائي است كه
                                   چنانچه در طرح بازسازي ملحوظ گردند در ‌           
                                   تداوم بهره برداري بعدي بسيار مؤثر خواهند
                                   بود و بهتر است كه در شرائط فعلي نسبت
                                   بانجام آنها تصميم مقتضي گرفته شود.

اولويت درجه سوم : مربوط به اموري است كه انجام آن‌ها مي‌تواند ‌                  
                                  بزمان ديگري موكول گردد مثلاً پس از ‌
                                  بازسازي و در حين عمليات بهره برداري
                                  نسبت به انجام آنها اقدام نمود.

 

5-5- تعميرات برنامه ريزي شده

نگهداري و تعميرات تاسيسات بر طبق يك برنامه معين حائز اهميت بسيار است و مي‌بايست در تمام مراحل بهره برداري مورد توجه قرار گيرد. در اين رابطه توصيه گرديده كه پس از انجام مرحله بازسازي برنامه جزئيات تعميرات و نگهداري تهيه و در اختيار پرسنل تعميراتي گذارده شود. با اعمال تعميرات و نگهداري بموقع مي‌توان از حداكثر كارائي تاسيسات استفاده و در بسياري از هزينه‌هاي غير ضروري صرفه جوئي نمود. با توجه به شرائط جوي، در مورد سطوح فلزي مانند بدنه مخازن، لوله كشي، بدنه مخازن و برجهاي تحت فشار، اسكله و سازه‌ها، رنگ آميزي مداوم بر اساس روش‌ها و استانداردهاي مهندسي و  فني كاملاً ضروري بوده و توصيه مي‌شود.

6 گزارش بازرسي فني تاسيسات سيويل و سازه

       6-1- شرح تاسيسات سيويل و سازه

    تاسيسات سيويل و سازه واحد بهره برداري سلمان اعم از برون واحد و داخل واحد بترتيب در شكل‌هاي شماره 8 و 9 نشان داده شده و شامل قسمت‌ها و سيستم‌هاي ذيل مي‌باشد.

-       حصار و دروازه ورودي  (*)

-       خاكريزهاي حفاظتي        (*)

-       سيستم‌ محوطه سازي    (*)

-       راههاي ارتباطي داخلي   (*)

-  سيستم زهكشي و دفع آبهاي سطحي و حوضچه جدا سازي آب آغشته به نفت (*)

-       ساختمانها

-       فونداسيون‌ها

-       سازه‌ها

-       اسكله      (*)

-  محوطه مخازن، فونداسيون مخازن و ديوارهاي حائل مربوطه   (*)

نتايج بازرسي فني و بررسي‌هاي بعمل آمده در هر مورد به تفصيل همراه با راه حل مربوطه در اين مبحث از گزارش ارائه مي‌شود. لازم باطلاع است كه كليه مواردي كه با علامت ستاره (*) مشخص شده‌اند با آنكه از لحاظ قرار دادي در محدوده بازرسي فني منظور نگرديده بودند نيز بررسي و براي هر كدام راه حلي پيشنهاد شده است تا چنانچه مورد موافقت و تصويب قرار گيرند در طرح كلي بازسازي و نوسازي ادغام شوند.

 

6-2- وضعيت حصار و دروازه ورودي واحد

بخش عمده‌اي از حصار و همچنين دروازه ورودي واحد در وضعيت مناسبي مي‌باشند. طول كل حصار واحد حدود 16000 فوت (9/4 كيلومتر) مي‌باشد كه قسمت اعظم آن در بخش‌هاي شمالي و شرقي سالم و قابل استفاده است. در قسمت غربي حدود 1500 فوت (460 متر) از حصار برچيده شده است (بنظر مي‌رسد كه اين موضوع در رابطه با توسعه محدوده واحد بمنظور اضافه نمودن دو مخزن يك ميليون بشكه‌اي بوده و قسمت برچيده شده در مكان‌هاي ديگر مجدداً نصب شده باشد). بهر صورت در اين قسمت فقط پايه‌هاي حصار موجود است ولي توري سيمي و سيم خاردار نصب نشده است. قسمت‌هائي نيز در جنوب (سمت دريا)، چند قسمت در غرب و دو بخش جزئي در قسمت شرقي حصار جمعاً حدود 1350 فوت (415 متر) در اثر خورندگي و ساير عوامل بشدت پوسيده و آسيب ديده بنحوي كه با كمترين فشار پايه و توري سيمي ريزش مي‌نمايد. قسمت‌هاي صدمه ديده با جزئيات مربوطه روي نقشه‌ها مشخص شده‌اند تا چنانچه نسبت به نوسازي آنها تصميمي اتخاذ گردد در طرح تفصيلي ادغام شوند. لازم باستحضار است كه نوسازي قسمت‌هاي صدمه ديده با توجه به وضعيت كلي ايمني جزيره لاوان از اولويت درجه سوم برخوردار است و مي‌تواند به موقعيت ديگري موكول گردد.

 

6-3- خاكريزهاي حفاظتي

بمنظور ايجاد ايمني بيشتر در هنگام حملات هوائي، پيرامون واحدهاي مختلف تأسيسات بهره برداري سلمان ديوارهاي حفاظتي بصورت خاكريز يا گوني و بشكه‌هاي مملو از خاك و شن ايجاد شده است كه مجموعاً حجمي در حدود 1600 الي 1800 متر مكعب را تشكيل مي‌دهند. براي استفاده مجدد از ظرفيت كامل واحد و همچنين سهولت تردد اين خاك ريزها بايد برچيده شده و از هم اكنون با استفاده از كارگران ساده محلي مي‌توان اقدام به برچيدن آنها نمود.

در صورتيكه استفاده از كارگران محلي مقدور نيست توصيه مي‌شود كه بعنوان يك مسئله حائز اولويت درجه در طرح بازسازي گنجانيده شده و دستورالعمل مربوطه در اسناد مناقصه پيمان ارائه گردد.

6-4- سيستم محوطه سازي

سيستم محوطه سازي واحد مي‌بايست بطريقي اصلاح گردد سطوح تمام شده بتني (F.F.L.) با سطوح خاك ريزي شده متمايز باشند، در اين مورد با توجه به آنكه حجم تسطيح رقم قابل ملاحظه‌اي نيست مي‌توان عيناً بر طبق روش گفته شده درباره خاك ريزهاي حفاظتي اقدام نمود و يا آنكه نقشه محوطه سازي (Site Development Plan) در اختيار پيمانكار بازسازي گذارده شده و در موقع خود نسبت بانجام آن اقدام شود. در صورتيكه روش اماني مورد نظر باشد بايد توجه داشت كه اولاً تسطيح فقط توسط وسائل دستي عملي است، ثانياً شيب طبيعي زمين حفظ گردد و ثالثاً سطوح تمام شده بتني حدود 5 سانتيمتر از سطوح خاك ريزي و تسطيح شده بالاتر باشند.

بآنكه اين موضوع حائز اولويت دوم است ولي توصيه مي‌شود كه با موضوع سيستم زهكشي و دفع آبهاي سطحي ادغام (مبحث 6-6) و همه يكجا انجام شوند.

نكته ديگر آنكه توصيه مي‌شود تمام محوطه داخل حصار تسطيح و مواد زائد مانند قطعات لوله قديمي، وسائل شكسته، سازه‌هاي كهنه و شكسته بتن و اطاقكهاي غير ضروري، خاك ريزهاي و تپه‌هاي خاكي همه برچيده شده و به نقطه ديگري در خارج حصار منتقل شوند.

 

6-5- راههاي ارتباطي داخلي

6-5-1- راههاي ارتباطي داخلي واحد بصورت زمين كوبيده شده ناهموار درآمده و مناسب تشخيص داده نشده‌اند. ضمناً بايد توجه داشت كه وضعيت راهها در اثر تردد وسائل و ماشين آلات سنگين پيمانكار بازسازي ممكن است از وضعيت فعلي هم نامناسب تر شود. لهذا بعنوان يك اولويت درجه دوم توصيه مي‌شود كه در صورت موافقت روكش نمودن راههاي ارتباطي داخل واحد در مراحل نهائي بازسازي مورد توجه قرار گيرد. كوبيدگي راههاي ارتباطي مناسب است و مسئله مربوط مي‌گردد به روكش نمودن حدود 6/0 الي 8/0 كيلومتر راههايب ارتباطي داخلي.

6-5-2- در محوطه تفكيك كننده‌ها و برجهاي تماس (Stripper) بعلت فواصل كم محلي براي مانور ماشين آلات و وسائل سنگين كه احياناً براي تعميرات ضروري خواهند بود در نظر گرفته نشده و در اين مورد توصيه مي‌شود كه جاده جنوبي نوسازي شده به غرب واحد و پشت اين تأسيسات امتداد يابد و محوطه‌اي بتني براي قرار دادن اشيائي كه بايد تعمير شوند نيز در نظر گرفته شود.

 

6-6- سيستم زهكشي و دفع آبهاي سطحي و حوضچه جداسازي آب آغشته به نفت

اين واحد اصولاً داراي سيستم زهكشي و دفع آبهاي سطحي نيست و بايد بنحو صحيح تسطيح گرديده و كانالهاي مناسب براي هدايت آبهاي سطحي به خارج واحد ايجاد شود.

حوضچه آب آغشته به نفت از نظر محل استقرار و همچنين ملاحظات ايمني مناسب نمي‌باشد و اصولاً در مسير وزش باد قرار دارد و گازهاي متصاعد از آن مجدداً به واحد بر مي‌گردد. بعلاوه در موقعيتي مرتفع‌تر از بعضي از تأسيسات قرار داشته و آبهاي جمع آوري شده نمي‌توانند از بعضي نقاط وارد مخزن جداسازي شده و همچنين فاقد وسيله جداسازي آب از نفت است. توصيه مي‌شود كه اين حوضچه به محلي با خط طراز پائين تر منتقل گردد و لوله كشي زيرزميني جمع آوري آب آغشته به نفت و سيستم Drain فرآيند نيز تعويض شود (رجوع شود به مبحث گزارش بازرسي فني لوله‌هاي زيرزميني). محلي كه براي حوضچه APT در نظر گرفته شده در امتداد لوله‌هاي بارگيري و به فاصله 100 الي 150 متري از محل فعلي توپك گير ورودي خواهد بود (Scraper Receiver). هر دو موضوع زهكشي و تغيير محل حوضچه جداسازي آب و نفت از اولويت درجه اول برخوردار مي‌باشند.

 

6-7- ساختمانها

ساختمان نيروگاه و اطاق تابلوهاي توزيع برق كه در مجاورت نيروگاه قرار دارد در وضعيت مناسب هستند و با توجه به سازه‌هاي مربوطه براي مدت طولاني قابل استفاده‌اند. اطاق كنترل اصلي واحد و اطاق كنترل تأسيسات جانبي از لحاظ ايمني در حد استاندارد نيستند بخصوص اطاق كنترل اصلي كه در مجاورت خط محور لوله‌هاي 36 اينچي نفت خام و در مسير شيب لوله‌ها قرار دارد. با توجه به شرائط واحد براي اطاق كنترل تاسيسات جانبي ساختمان جديد پيشنهاد شده باين ترتيب كه تاسيسات تابلو موجود به ساختماني جديد در مجاورت اطاقك فعلي منتقل گردد. در مورد اطاق كنترل اصلي دو راه حل بشرح ذيل پيشنهاد مي‌گردد.

الف – بهسازي اطاق كنترل يعني عريض نمودن آن تا حدود سه متر و استفاده از بخش اصلي تأسيسات كنترل موجود و اضافه نمودن 2 تابلوي جديد براي واحد اندازه گيري و واحد شيرين سازي جديد.

ب – تعبيه اطاق كنترل جديد در محلي ديگر با توجه به انتخاب سيستم كنترل نهائي واحد نوسازي شده.

 

6-8- فونداسيون‌ها

درصد عمده‌اي از فونداسيون‌هاي واحد بهره برداري سلمان بجز موارديكه ذيلاً شرح داده مي‌شوند از وضعيت مناسب برخوردار بوده و براي مدتي طولاني قابل استفاده هستند. بطور كلي در مورد فونداسيونهاي بتني صدمه ديده روش‌هائي كه ذيلاً باستحضار مي‌رسد توصيه شده‌اند :

6-8-1- تمام فونداسيونهاي دو واحد قديمي شيرين سازي گاز بروش‌هاي مكانيكي برچيده خواهند شد. زمين محل تسطيح و كوبيده مي‌گردد و در همان محل فونداسيون‌هاي جديد براي واحد يكپارچه (Package Unit) شيرين ساخته خواهد شد.

6-8-2- روش فوق عيناً درباره محوطه اندازه گيرها (Meters)، Prover، توپك گير ورودي (Scraper Receiver) و Calibration اعمال گرديده با تفاوت آنكه براي هر كدام از اين وسائل فونداسيون مجزا ساخته مي‌شود.

6-8-3- تمام فونداسيون‌هاي مربوط به برجهاي مشعل قديمي و جديد (چهار فونداسيون) بدليل شكاف برداشتن تعويض مي‌گردند و باين ترتيب كه خط لوله Flare باندازه 15 فوت ادامه داده شده و فونداسيون جديد در اين محل ساخته خواهد شد.

6-8-4- فونداسيون برج تماس (Stripper Tower) V-2140 بدليل آنكه 8 عدد از ميل‌هاي مهار برج در اثر اصابت مستقيم به بالاي برج بريده شده‌اند و دو ميل مهار ديگر بيرون آمده‌اند ميبايست با وسائل مكانيكي برچيده شده و بجاي آن فونداسيون ديگري ساخته شود.

6-8-5- فونداسيون برج گاززدا (Degassing Boot) ظاهراً سالم بمنظر مي‌رسد ولي بدلائل مختلف از قبيل عدم فاصله مناسب بين لبه پائيني برج و كناره فونداسيون، استاندارد نبودن محل پيچ‌هاي اتصال به فوانداسيون جديدي ريخته شود. نحوه تقويت صفحه پاييني برج و انتقال محل ميل مهارها از داخل برج به خارج آن در مبحث گزارش بازرسي فني تأسيسات مكانيكي ارائه خواهد شد.

6-8-6 فوندانسيون كمپرسورهاي بازگرداني گاز (Recycle Gas Compressors) با توجه به فرسودگي و از بين رفتن كمپرسورهاي مربوطه نيز بايد برچيده شده و براي كمپرسورهاي جايگزين فونداسيون جديد ساخته شود.

در مورد كمپرسورهاي گاز سوخت و گاز مازاد (Residue Gas) پيشنهاد مي شود كه حتي المقدور از فونداسيون هاي موجود استفاده بعمل آيد مگر آنكه اين موضوع در حين طراحي تفصياسي با اشكال عمده اي روبرو گردد.

6-8-7 در مورد تفكيك كننده هاي مرحله دوم (Second Stage Separators) پيشنهاد ميگردد كه با اعمال اصلاحاتي فونداسيونهاي موجود بجز دو مورد كه ميل مهارها از سطح فونداسيون بريده شده‌اند استفاده شود.

6-8-8 فونداسيون قابل تعمير و فونداسيون هاي جزئي شامل موارد ذيل مي باشد:

6-8-8-1 فونداسيون مخزن شماره V-1040

ديواره شرقي كاملاً شكاف برداشته است و توصيه مي گردد كه اين فوندانسيون تعويض شود.

6-8-8-2 فونداسيون Piperack و تكيه گاههاي لوله ها (Pige Supports) و فوندانسيونهاي جزيي كه بايد تعويض شوند در شكل شماره 5 نشان داده شده است. اين موارد شامل فونداسيون هاي مربوط به لوله 42 اينچي خروجي از برج گاززدا، بخشي از Piperack و تعدادي فونداسيون "T" Support مي باشد. فوندانسيون هاي زير لوله هاي انتقال گاز به برجهاي مشعل S-3000 و S-3010 همگي شكاف برداشته اند ولي با ملات ماسه سيمان ترميم شده و در حال حاضر شكافها نمايان نمي باشد. توصيه مي گردد كه همه اين فوندانسيون ها برچيده و نوسازي شوند.

6-8-8-3 فوندانسيون Dump Condenser نيز بعلت شكاف برداشتن مي بايست تعويض گردد.

6-8-8-4 تعدادي فونداسيون جزيي مانند فونداسيونهاي سايه بانها و دو ديگ بخار نيز مي بايد پس از برداشتن يك لايه كم و ايجاد حفره‌هاي مناسب با تزريق بتن مخصوص تعمير گردند.

6-8-8-5 لوله هاي انتقال گاز به مشعل هاي قديمي از روي تكيه‌گاههاي فلزي H شكل عبور مي نمايند. فونداسيون هاي مربوط به شانزده عدد از اين تكيه گاهها شكاف هاي عميق برداشته و شكسته شده بنحويكه تكيه گاه از حالت عمودي خارج و تا حدودي متمايل به يك سمت گرديده است. اين فونداسيون ها در كل مسير مي بايد نوسازي و تعويض گردند.

توضيح 1: محل ميل مهارهاي كليه وسايل و ماشين آلات و نحوه اتصال آنها به فونداسيون ها عيناً بر طبق تأسيسات موجود انتخاب خواهد شد و اطلاعات مربوطه به سازندگان نيز منعكس مي گردد. اين موضوع از لحاظ صرفه جويي در زمان طراحي حايز اهميت است و در هزينه ساخت وسايل تأثيري ندارد.

توضيح 2: كليه مواردي كه درباره فونداسيون ها توصيه شده است همگي از نظر نوسازي و بازسازي از اولويت درجه اول برخوردار مي‌باشند.

6-9 سازه ها

سازه هايي كه در اثر بمباران بكلي از بين رفته و سوخته اند شامل سازه هاي واقع در محوطه اندازه گيري نفت خام مي باشد و عبارتند از تعدادي راهرو (Walk way) و سكوهاي عملياتي (Operating Platform) كه همگي بر طبق طرح اوليه ضمن توجه به تغييرات دستگاههاي اندازه گيري نوسازي خواهند شد.

بقيه سازه ها خوشبختانه در اثر بمباران صدمات زيادي نديده اند. قسمت هايي كه خسارت ديده اند و منحصر به بخش هايي از Piperack مي باشد در شكل شماره 6 نشان داده شده اند. اين قسمت‌ها همراه با تعدادي سكوي عملياتي، نردبام و حفاظ همه نوسازي خواهند شد.

علاوه بر موارد فوق تكيه گاه فلزي لوله 42 اينچي خروجي از برج گاززدا (بين برج و كمپرسورهاي برگشت گاز) نيز در اثر مرور زمان، تنش هاي حرارتي، لرزش، انقباض و انبساط و نداشتن بادبند بكلي غير قابل استفاده شده است و بجاي اينكه تكيه گاه لوله 42 اينچي باشد در مواردي سازه توسط لوله 42 اينچي در محل نگهداشته شده است. اين تكيه گاه همراه با فونداسيونهاي مربوطه (رجوع شود به 6-8-8-2) نيز تعويض و نوسازي خواهد شد. كليه امور مربوط به سازه هاي فوق حائز اولويت درجه اول است.

در مورد سازه ها موردي كه بسيار ضروري بنظر مي‌رسد نگهداري آنها مي باشد. با توجه به طول مدتي كه سازه ها مي بايست در سرويس باشند همگي اعم از سازه هاي درون و برون واحد بخصوص سازه هاي مربوط به مشعل ها و تكيه گاههاي فلزي لوله هاي مشعل مي يابد بطور متناوب پس از آنكه رسوبات و زنگ خوردگي ها (Corrosion Products) با وسايل مكانيكي برداشته شدند با وسايل تميز كاري مكانيكي (Power Tool) يا پاشيدن ساچمه ناهمگوني فولادي (Grit Blasting) تميز و با يك لايه مناسب آستري ضد زنگ و 2 لايه رنگ ضد رطوبت و مقاوم در شرايط حاد جوي رنگ آميزي گردند. اين روش مي بايد در طول مدت عمليات و بهره برداري با توجه به شرايط حاد جوي اقلاً هر 2 سال يكبار تكرار گردد تا سازه ها در وضعيت مناسب بمانند.

كليه پيچ هاي اتصال وسايل و ماشين آلات به فونداسيون ها نيز بايد با روشي كه فوقاً گفته شد تميز شده و رنگ آميزي گردند. پس از خشك شدن رنگ ها پيچ و مهره ها بايد با پوشش روغني مناسب (مثلاً گريس مرغوب و مقاوم در برابر رطوبت) پوشيده شوند تا از زنگ زدگي بيشتر آنها جلوگيري شود.

6-10-1 اسكله

اسكله نيز با آنكه در محدوده قرارداد منظور نگرديده بود مورد بازرسي قرار گرفت. مسئله مبتلا به اسكله نيز زنگ زدگي شديد در اثر شرايط بسيار حاد محيط و عوامل جوي مي باشد. براي حفاظت اسكله نيز پيشنهاد مي شود كه اولاً سيستم حفاظت كاتدي تقويت و آندهاي غوطه ور و در صورت امكان بازديد شده و در صورت نياز تعويض گردند. ثانياً ناحيه همجوار آب دريا و هوا (Splash Zone) با خمير مقاوم در برابر شرايط جوي پوشيده شود. نحوه پوشش منحصراً دستي است Manual Application . سطوح فوقاني اسكله (بعد از Splash Zone) بايد شن و يا ساچمه پاشي شده و سطوح كاملاً تميز و رنگ آميزي گردند (يك لايه آستري ضد زنگ مخصوص تأسيسات دريايي و  دو لايه رنگ مقاوم در برابر شرايط دريايي). رنگ آميزي و نگهداري اسكله بايد بطور مداوم و تا هنگاميكه انتظار بهره وري مي‌رود ادامه داشته باشد و بطريقي كه درباره سازه ها توضيح داده شد عمل گردد.

6-11 محوطه مخازن

در محوطه مخازن دو مورد بايد انجام گيرد. اين دو مورد با آنكه ظاهراً مهم بنظر نمي رسند ولي در شرايط اضطراري حايز اهميت بسيار است. مورد اول آنكه محوطه مخازن بنحو مناسب با حفظ شيب‌هاي مشخص شده تسطيح گردد و ثانياً ديوارهاي حائل اين محوطه كه بعنوان سدي در برابر جريان نفت عمل مينمايند همگي مرمت گرديده و بخصوص ارتفاع اين ديواره ها مجدداً تا حدود مشخص شده در نقشه ها رسانيده شود. مخزن شماره 5 كه بكلي سوخته شده مي‌بايست برچيده شده و براي مخزن جديد فونداسيون از نو ساخته شود و فونداسيون مخزن شماره 6 نيز تعمير گردد. اين موضوع بستگي به اتخاذ تصميم در مورد دو مخزن 512000 بشكه اي فوق دارد.

7- گزارش بازرسي فني تأسيسات مكانيكي

7-1 شرح تأسيسات مكانيكي و لوله كشي

تأسيسات مكانيكي و لوله كشي واحد بهره برداري سلمان بطور خلاصه در شكل شماره 4 (مدار فرآورش) و شكل شماره 9 نشان داده شده اند. جزييات بيشتر شامل مشخصات فني، تعداد، اوزان و اندازه‌هاي تقريبي وسايل و ماشين آلات و تاريخچه هر كدام در جدول وسايل (Equipment List) ارائه گرديده است.

به طور خلاصه تأسيساتي كه در مدارهاي مختلف فرآورش نفت و گاز و مدار تأسيسات جانبي قرار دارند عبارتند از مخازن آتمسفريك و تحت فشار، برجها، مبدلهاي حرارتي، تلمبه ها، كمپرسورها، ماشين آلات و وسايل مربوط به تأسيسات جانبي، دستگاههاي نمك زدا، لوله‌كشي ها و شيرآلات كه بترتيب نتايج بازرسي فني در مورد هر گروه از وسايل و ماشين آلات ارائه مي گردد. خلاصه نتايج بازرسي فني در مورد تأسيسات واحد بر اساس برگهاي اطلاعاتي تنظيم شده در محل در جدول بازرسي فني (Equipment Inspection Summary Report) ارائه شده است.

7-2 مخازن آتمسفريك

7-2-1 مخازن ذخيره نفت خام

اين مخازن با آنكه در محدوده قرارداد منظور نگرديده بودند بررسي شده و نتايج بررسي ها باين شرح گزارش شده اند.

- مخزن شماره T-1 جديداً تعمير شده، سقف آن تازه تعمير و رنگ‌‌آميزي شده، كف با مواد مخصوص پوشش شده، بهمزن ها تازه تعمير بوده و بطور كلي قابل استفاده مي باشد.

- مخزن شماره T-2 در سرويس قرار داشت ولي بعلت سوراخ بودن سقف حدود 20 سانتي متر نفت روي دايره مركزي جمع شده بود. اين مخزن بايد بطور اساسي مانند مخزن شماره 1 تعمير و براي بهره برداري بعدي آماده گردد.

- مخزن شماره T-3 مانند مخزن شماره 1 جديداً تعمير شده ولي سطوح خارجي احتياج به آماده سازي و رنگ آميزي دارد.

- مخزن شماره T-4 در دست تعميرات و بايد همانند مخزن شماره 1 براي سرويس بعدي آماده گردد.

- مخزن شماره T-5 بكلي سوخته و از بين رفته است و مخزن و فونداسيون مي بايد از نو ساخته شوند.

- مخزن شماره T-6 احتياج به تعمير اساسي بدنه، تعويض سقف شناور و بهسازي كف دارد تا پس از تعميرات مذكور و رنگ آميزي در سرويس قرار داده شود.

- لازم باطلاع است كه مخازن مي بايست در طول مدت بهره برداري به نوبت بازديد شده، سيستم حفاظت كاتدي كف بررسي شده و بعلاوه با روش Shot or Grit Blast قسمت هاي زنگ زده و پوسيده بدنه ها تميز گردند (در مورد سقف ها از سيستم Water Blast با آب تصفيه شده استفاده شود). سپس با يك لايه ضد زنگ مخصوص و دو لايه رنگ مقاوم پوشيده گردند.

- مخازن يك ميليون بشكه اي جديد T-7 و T-8 در وضعيت مطلوب بوده و قابل استفاده هستند.

- اولويت نوسازي و تعمير مخازن 5 و 6 و مرمت بقيه با توجه به حجم سرمايه گذاري منوط است به تصميم مسئولين شركت نفت فلات قاره ايران. بنظر مي رسد كه اين دو مخزن بدليل استقرار در بالاترين خط تراز (نسبت به واحد اندازه گيري و اسكله) بيشتر از ديگران در سرويس بوده اند و چنانچه ساخته نشوند، جهت تأمين فشار لازم در خطوط لوله بارگيري، احتمالاً بايد تلمبه هاي جديد نصب گردد و يا آنكه مخازن يك ميليون بشكه اي يا Recirculation دائماً پر شده و از آنها استفاده شود.

7-2-2- مخازن واقع در داخل محوطه واحد بهره برداري

7-2-2-1 مخزن T-21 يا Flash Tank قديمي كه اكنون تبديل به مخزن آب آشاميدني شده و همچنين مخزن 23-T (Flash Tank جديد) كه بعداً ساخته شده است هر دو وضعيت مناسب قرار دارند و قابل استفاده هستند.

7-2-2-2 مخازن آب فرآيند (T-31) و آب آشاميدني دوم (T-23) هر دو از نوع گالوانيزه پيچ و مهره اي مي باشند و با توجه به نوع جنس آنها براي سرويس هاي مذكور كاملاً مناسب هستند. تعميراتي كه با جوشكاري روي اين مخازن انجام شده احتمالاً باعث تضعيف در محل جوشكاري مي گردد. بعلت سرويس مداوم لايه گالوانيزاسيون داخلي آنها از بين رفته و فعلاً با رنگ آميزي از داخل قابل استفاده اند. بهر حال اين دو مخزن براي مدتي قابل پيش بيني بسته به كيفيت و دوام رنگ داخلي (حدود 5 سال) و بيشتر مي توانند مورد استفاده قرار گيرند.

7-2-2-3 مخزن آب T-4 نيز از وضعيت مناسب و مطلوبي برخوردار است و پيش بيني مي شود كه حداقل در 5 سال آينده بتواند در سرويس باشد.

7-3 مخازن تحت فشار و برجهاي واحد بهره برداري بترتيب ذيل باطلاع ميرسد. بطور مختصر لازم باستحضار است كه از حدود 350 الي 360 تن مخازن و ظروف تحت فشار و برجهاي نصب شده در تأسيسات واحد بهره برداري حدود 80 درصد آنها يعني 260 الي 280 تن مي بايست بدلايل مختلفي كه در حين بازرسي فني مشخص گرديدند برچيده شوند. لازم باطلاع است كه نيازهاي جديد و جايگزين در ارتباط با مخازن تحت فشار، بدليل تغيير واحد شيرين سازي گاز تا حدودي كمتر از ميزان اوليه خواهد بود. كليه موارد مربوط به مخازن و ظروف تحت فشار حائز اولويت درجه اول مي باشد.

7-3-1 مخزن هواي فشرده V-1020 كه در طرح اوليه نصب شده بود تا كنون در سرويس مي باشد و براي آينده نيز قابل استفاده است.

7-3-2 مخزن جمع آوري نفت V-1020 اين مخزن زيرزميني كه در محوطه اندازه گيري نفت خام نصب شده بود بدليل آتش سوزي ناشي از بمباران بكلي از بين رفته و بايد مخزن نو تهيه گردد.

7-3-3 مخزن سوخت ديزل V-1030 در وضع مناسب و قابل استفاده است.

7-3-4 مخزن ذخيره آب V-1040 در وضعيت مطلوب مي باشد و از آن بعنوان مخزن ذخيره هواي فشرده استفاده مي گردد. با توجه به فشار و حرارت طراحي براي منظور مذكور مناسب تشخيص داده شد.

7-3-5 مخزن جمع آوري نفت اسكله V-1060 در شرايط فعلي قابل استفاده مي باشد. امكاناً با تغييرات طرح تعويض مي گردد.

7-3-6 مخازن ذخيره آب براي فرآيند و آشاميدن V-1070A و V-1070B ، هر دو مخزن در وضعيت مناسب بوده و قابل استفاده اند. از مخزن V-1070B جهت ذخيره گازوئيل استفاده مي شود.

7-3-7 توپك گير ورودي V-2000 كه در انتهاي خط لوله ورودي نصب شده است بدليل آتش سوزي پس از بمباران از بين رفته و مي‌بايست توپك گير (Scraper Receiver) جديد تهيه شود.

7-3-8 تفكيك كننده هاي مرحله دوم V-2010 ، V-2020 ، V-2050 و V-2060 :

دو تفكيك كننده اولي براي تعميرات بخارج از جزيره ارسال شده بودند، V-2050 در محل ديگر در سرويس بوده كه از آن اندازه‌گيري‌هاي لازم بعمل آمد، V-2060 از داخل و خارج دقيقاً بازرسي گرديد. با نتايجي كه از بازرسي دو تفكيك كننده موجود گرفته شده توصيه مي گردد. كه چهار تفكيك كننده جديد با همان مشخصات قبلي تهيه و در سرويس قرار گيرند. استفاده از چهار تفكيك كننده قبلي با توجه به حدود بيست سال سرويس در شرايط حاد اعم از جوي و فرآيندي ديگر توصيه نمي گردد مگر در موارد جزئي ماند شرايط فعلي.

7-3-9 برجهاي تماس (Strippers) ، V-2080 ، V-2090 ، V-2140 و V-2150 :

- در برج V-2080 در اثر اصابت تركش حدود 10 بريدگي و سوراخ ايجاد شده و احتياج به تعميرات بسيار زياد دارد.

- برج V-2090 هم به تعميرات بسيار زياد احتياج دارد در اين برج هم بيش از 12 مورد بريدگي و سوراخ بزرگ ايجاد شده است.

- برج V-2140 بدليل اصابت مستقيم و پارگي بسيار بزرگ در بالاي آن و كمانش حلقه سوم از بالا بكلي از حيز انتفاع خارج مي باشد و نه تنها برج بلكه حدود 10 ميل مهار فونداسيون نيز از بين رفته است.

- برج V-2150 در دو نقطه مورد اصابت تركش قرار گرفته و سه مورد هم فرورفتگي دارد (دو فرو رفتگي كوچك و يك فرو رفتگي بزرگ). 

برجهاي مذكور از لحاظ ضخامت بدنه و همچنين از داخل بررسي شدند و همگي چنانچه مورد اصابت قرار نگرفته بودند، بدليل آنكه نوع فولاد انتخاب شده براي سرويس مورد نظر مناسب بوده در وضعيت مطلوبي قرار داشتند. برجهاي V-2090 و V-2140 بدليل شدت صدمات در هر حال مي بايد تعويض شوند. براي اخذ تصميم نهايي در مورد برجهاي تماس دو راه حل زير در نظر گرفته شده:

راه حل اول تعويض برجهاي V-2090 و V-2140 و استفاده از قسمت هايي از برجهاي قبلي براي تعميرات برجهاي V-2080 و V-2150 مشروط بازسازي و سازندگان داخلي رعايت گردد.

راه حل دوم -  تعويض هر چهار برج جديد كه در اينصورت پيمانكار موظف خواهد بود كه كنترل ها و سيني هاي قابل استفاده برجهاي V-2090 و V-2140 را باز نموده و پس از تميز كردن براي استفاده بعدي به انبار واحد ارائه نمايد. در اين صورت برجهاي 2080 و V-2150 مي‌توانند در جا تعمير و محل هاي مرمت شده تنش زدايي گردد.

 

 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

دهه ي فجر، ايام بروز فرهنگ و هنر ايران

 

يكي از خصوصياتي كه سنت خوبي بود كه از دوران وزارت ارشاد آقاي خاتمي پايه ريزي شده، اين است كه دهه ي فجر، ايام بروز فرهنگ و هنر كشور است.

جشنواره سينما، موسيقي، تئاتر و جايزه ي كتاب سال همه نشان از آن دارد كه دهه سالگرد انقلاب، ايام يادآوري فرهنگ و هنر ملي ايران است.

اين سنت، جاودانه ترين چيزي است كه دهه فجر را براي مردم با ساير ايام متمايز مي كند.

واقعاً هم هنر و فرهنگ را از ملت پر هنر و پر تاريخ ايران نمي توان جدا كرد. شايد اين روش ماندگار در دهه ي فجر از يك واقعيت ديگر هم حكايت دارد: آنان كه به فرهنگ و هنر غني كشور اعتنا ندارند و انقلاب را خارج از اين چهارچوب تعريف مي كنند، از روح انقلاب فاصله دارند.

از دست اندركاران به خصوص از وزارت فرهنگ و ارشاد كه اين سنت حسنه ي آقاي خاتمي را ادامه مي دهند، تشكر مي كنم.

                     *******************

در ضمن، در ده روز آينده كمتر امكان دسترسي به  كامپيوتر دارم و طبعاً امكان بررسي پرسش و پاسخ ها را ندارم.

بعد از پايان هفته ي آينده دوباره به سؤالات پاسخ خواهم داد.

22 بهمن

 

در تاريخ روزهايي هستند كه جزء تاريخ ايران شده اند. 22 بهمن و سقوط 2500 سال شاهنشاهي قطعاً از بزرگترين روزهايي است كه هيچ گاه از حافظه ي تاريخ ايران محو نخواهد شد.

                         *******************

آنها كه وقايع تاريخي را در ظرف زماني خود بررسي نمي كنند، به خود و تاريخ ظلم مي نمايند. طبعاً كساني هستند كه از روند مسائل بعد از انقلاب دل خوشي ندارند.كساني هستند كه معتقدند انقلاب از مسير خود خارج شده است. و دهها مسئله ي ديگر. اما هيچكدام از اينها نمي توانند واقعه ي تاريخي 22 بهمن را با شرايط امروز بررسي كنند.

                        *******************

فراموش نكنيم واقعه ي پيروزي انقلاب و سقوط شاه، در 22 بهمن ماه بزرگترين افتخار مردم ايران بود. واقعاً در آن دوران جنگ سرد باور نكردني بود. اگر كسي امروز بدلايل مشكلات، اصل آن حركت تاريخي را نفي كند، به تاريخ ايران و نسل آن دوران توهين كرده است.

                         ******************

هيچ فكر كرده ايد كه روشنفكرترين نويسندگان، شاعران، هنرمندان، سينماگران و اهالي تئاتر كه حتي بعدها از مخالفان نامدار جمهوري اسلامي شدند، شعري، اثري در عظمت كار بزرگ امام يا مردم در آن ايام دادند. اين نشانه ي آن است كه همه ي كساني كه آن تاريخ را درك كرده اند، نمي توانسته اند در برابر بزرگي كار مردم و امام و پيروزي انقلاب ساكت باشند.

                     **********************

اين روز بزرگ ملي و تاريخي مبارك باشد.

سرود

                          بهمن خونين

آمده موسم فتح و ايمان             شعله زد بر افق نور قرآن

در دل بهمن سرد تاريخ           لاله سرزد ز خون شهيدان

لاله ها قامت سرخ عشقند         سرنوشت تو با خون نوشتند

(پيكر پاكت اي جان به كف را   از عزل تا شهادت سرشتند) : 2

بهمن خونين جاويدان                تا ابد زنده بادا قرآن

بهمن خونين جاويدان                تا ابد زنده ياد شهيدان       

تا ابد زنده ياد شهيدان               تا ابد زنده ياد شهيدان

مقدمت را اماما شهيدان             با نثار تن خود گشودند

خونشان فرش راه تو بادا          عاشق پاك راه تو بودند

آمدي با پيامت خميني               از تباهي و از غم زدودي

(آن كه بر ظلم شب حمله ور شد اي خميني تو بودي تو بودي) : 2

بهمن خونين جاويدان               تا ابد زنده بادا قرآن

بهمن خونين جاويدان               تا ابد زنده ياد شهيدان       

در دل تار شب اي شهيدان        دست قهار خلق خدايي

از تبار حسين شهيدي              (از ديار عروج و خدايي) : 2

 

 

ضرب المثل

ضرب المثل های ایران

سر کاو توی خمره گیر کرده :  به آدمی که به درد سر افتاده گفته می شود

 هر که خربزه می خورد پای لرزش مینشیند: کاری که کردی باید فکر عاقبتش هم باشی

خدا خر را شناخت و شاخ بهش نداد: در مورد افرادی گفته می شود که اگر قدرت داشت باشند امان را از خلق الله می گرفتند

پایت را به اندازه گلیمت دراز کن : به اندازهای که توانایی داری توقع داشته باش

بادمجان بم آفت نداره: به آدمهای پوست کلفتی که از خطرات جان سالم بدر میبرند گفته می شود

دوستی خاله خرسه:  اشاره به همنشینی و رفاقت با آدم نادان 

 

نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است: اشاره به کسانی که عمل نادرست آنان، جزء عادتشان شده در حالیکه قصد رنجاندن  کسی را ندارند

 

کاریکلماتور

طلوع خورشيد، نويد تولد هزاران سايه است

كلمات، رد پاي ذهن متفكر بر روي كاغذ هستند

غار، از خود كوه به خودش نزديك‌تر است

پرسشی که پاسخی لایق خود نیافته باشد، تا ابد مجرد می‌ماند

پرسش، برای رهایی از دست ذهن پرسشگر، برای خود پاسخی دست و پا کرد

ذهن پرسشگر از غم پرسش‌هایی که روی دستش مانده بود، بیخواب شد

 

بازگشت امام


سرانجام صبح روز 12 بهمن 1357 بود که رهبر انقلاب به روي پله هاي هواپيما ظاهر گرديدند. جمعيت انبوهي که به استقبال رهبر خود رفته بودند در فرودگاه و در طول مسير آن تا بهشت زهرا در طرفين خيابان ساعتها به انتظار نشسته بودند تا حتي يک لحظه از نزديک چهره نوراني رهبر دور از وطن خويش را ببينند. همه شهر گلباران و چراغاني بود. خنده از لبهاي هيچ کس دور نمي شد. ميليونها انسان که از سراسر ايران براي ديدار امام خميني (ره) به تهران آمده بودند در انتظار بودند.
    عده اي نيز در شهرستانها (بنا به قول کارکنان راديو تلويزيون) انتظار ميکشيدندتا جريان آمدن امام را مستقيما از تلويزيون تماشا کنند . در فرودگاه عده اي از علما و ياران ديرين امام خميني (ره) به استقبال آمده بودند. امام خميني (ره) قصد داشتند ابتدا در دانشگاه تهران چند دقيقه صحبت کنند، اما فشار جمعيت به حدي بود که اين کار غير ممکن مي نمود، لذا مستقيما به بهشت زهرا تغيير مسير دادند و اين خود نمايانگر احترام و ارزشي است که امام خميني (ره) قلبا به شهيدان و راه آنها دارند که به جاي رفتن به هر محل ديگر بهشت زهرا را پس از 15 سال دوري از وطن جهت سخنراني انتخاب مي کنند. مقصد امام خميني (ره) در بهشت زهرا مزار شهداي گلگون کفن 17 شهريور بود...
    دهه ي فجر برهمه ايرانيان و مسلمانان جهان مبارک باد!
    

ديده بان فرهنگ و هنر(4) :
اقدام غير منتظره ي شرق

۸۴/۱۰/۲۷ - ۲۴:۲۷ - پندار

 

ديده بان در روز سه شنبه، به اخبار دوشنبه پرداخته است. انتشار مقاله اي از مسعود بهنود در روزنامه ي شرق، نگاهي به انتشار روزنامه ي اعتماد ملي و ... از مسائلي است كه در اين بخش مورد توجه قرار گرفته اند.
 

 

 

ديده بان پندار، گزارش مي دهد كه صبح روز سه شنبه، روزنامه ي پر مخاطب شرق تعجب بسياري از مخاطبانش را برانگيخته است. عكسي از مسعود بهنود روزنامه نگار با تجربه ي ايراني كه اكنون چندي است در لندن سكونت دارد و مطالب او در نشريات چاپي منتشر نمي شود، در مقاله اي درباره ي جشنواره ي فيلم تهران در سال هاي مياني دهه ي پنجاه بر صفحه ي نخست شرق نشست و در صفحه ي آخر روزنامه ي شرق نيز، متن كامل يادداشت وي منتشر شد. اين نخستين بار است كه روزنامه ي شرق در بخش تيتر هاي سمت راست صفحه ي نخست خود، از عكس استفاده مي كند.

ديگر خبر اين كه بسياري از علاقه مندان و مخاطبان روزنامه ها، اين روز ها در انتظار انتشار روزنامه ي اعتماد ملي به سر مي برند. اين روزنامه كه متعلق به مهدي كروبي و دوستانش است قرار است طي يكي دو روز آينده (نهايتا" شنبه) نخستين شماره ي خود را روانه ي دكه ها كند همچنين به گزارش ديده بان، بيلبورد هاي بسياري در شهر را تبليغات روزنامه ي اعتماد ملي اشغال كرده اند. يكي از اعضاي تحريريه ي اين روزنامه به ديده بان پندار گفت كه اعتماد ملي تيم جواني دارد كه حتما بعضا برخي از دبير تحريريه هاي آن هنوز تجربه ي كار در يك روزنامه ي سراسري را ندارند، اما در كنار آن ها نام هاي بزرگي ديده مي شود كه مي تواند تا حدي موفقيت اين روزنامه را تضمين كند.

از سوي ديگر خبر مي رسد كه برخي بلاگر هاي شاخص ايراني در اين روز ها احساس خوبي ندارند و جامعه ي وبلاگ نويسي فرهنگي هنري هم نسبت به گذشته اش دچار سكون شده است. پرستو دوكوهكي، خبرنگار اجتماعي از (...)‌ مي گويد و سيد رضا شكراللهي (خوابگرد)‌، از احساس موقت بودن نوشته است. اما در اين گير و دار، نيك آهنگ كوثر جور همه ي وبلاگ هاي سوت و كور را با تعداد زيادي مطلب در هر روز مي كشد!

از تئاتر شهر خبر رسيد كه قرار است گشايش جشنواره ي تئاتر در محوطه ي باز پارك دانشجو برگزار شود. اين روز ها تئاتري ها به تكاپو افتاده اند. بد نيست در اين ميانه، نگاهي به اين مقاله ي آرمان اسلامبولچي، ستون نويس پندار بيندازيم كه ظاهرا حسابي از عدم همسويي با شعار "تئاتر براي همه"، دلزده است.

و اما ديگر خبر هاي يك روز گذشته در پندار :

طنز انقلابي!

 

 

آقايان صنف جگرکي!

مي گويند آقاي دکتر اميني نخست وزير فعلي کشور شاهنشاهي که به علت بيانات مفصل و طولاني خود پس از «ام کلثوم» معروف مصري، «بلبل شرق» لقب گرفته، تاکنون در حدود 3 هزار کيلومتر نوار، سخنراني کرده که همه در آرشيو اداره کل انتشارات و تبليغات (راديو) بايگاني است. از جمله شيرين کاري هاي دکتر اين است که روزيدر حضور فارغ التحصيلان دانشگاه سخنراني مي کرد. ناگهان ميان حرفش خطاب به فارغ التحصيلان گفت: البته آقايان صنف جگرک فروش اطلاع دارند... .

ناگهان صداي اعتراض بلند شد که ما فارغ التحصيل دانشگاه هستيم نه جگرک فروش. نخست وزير که متوجه مي شود اشتباه کرده مي گويد: چون من چند دقيقه قبل در صنف جگرک فروش صحبت مي کردم... اشتباه رخ داد، معذرت مي خواهم.

 

جان نثار، سپهبد احمدعلي محققي

 

طنزهاي ملکه مادر

مادر شاه در خاطرات خود، ضمن پاره اي افاضات به نکات جالبي از درون دربار پهلوي اشاره مي کند که ذکر آن خالي از لطف نيست.

- به جهنم که مردم سلطنت ما را نخواستند. قابل نبودند. يک روزي خودشان پشيمان مي شوند وچراغ برمي دارند و دنبال ما مي گردند!

- ايادي هميشه به من اطمينان مي داد که جاي نگراني نيست و موضوع مريضي محمدرضا به خاطر شيطنت هاي زياد او و ضعف قوه است ! خدا لعنت کند اسداله علم را که بساط شيطنت براي محمدرضا درست مي کرد و باعث تحليل رفتن قوه پسرم مي شد. به هر حال پسرم شاه بود واگر شاه از شاه بودنش لذت نبرد و شاهي نکند چه بکند؟!

- سلطان خوب است. مثل سلطان ژاپن که مردم مثل بت او را مي پرستند و نه اين که در مملکت ايران بيابند و اسائه ادب کنند و بگويند مرگ بر شاه! بيچاره محمدرضا رفته بود بالاي سر تظاهر کنندگان ميدان شهياد(آزادي کنوني) و آنجا آنقدر صدا زياد بود که از داخل هليکوپتر شنيده بود مردم مي گويند مرگ بر شاه!

- ما خودمان پيشقدم کشف حجاب شديم. من و اشرف و شمس با سرهاي باز و بدون چادر و چاقچور در جشن کشف حجاب شرکت کرديم. اما مردم به جاي آن که از ما تبعيت کنند، نسبت هاي ناجور به ما دادند و اشعار جلف در هجو ما سرودند و چه کارها که نکردند!

- خبرهاي مربوط به اعدام روساي دولتهاي گذشته و ماموران دولتي و ارتشي و مستخدمين ساواک و دربار روي من اثرات بدي گذاشته است ...لابد اگر ما هم در ايران مانده بوديم ما را هم اعدام مي کردند؟!

- عباس قره باغي که ما به او عباس پشگل مي گفتيم. هميشه بوي پهن و پشگل و سرگين اسب و استر مي داد. در بين افسران هم جزو بي سوادها بود.

محمدرضا دست اين آدم را گرفت و او را بالا کشيد و کرد رئيس ستاد بزرگ ارتش.

نقل از: خاطرات تاج الملوک

« انقلاب اسلامی »

 

انقلاب ، انقلاب ، انقلاب اسلامی

 

جسم من ، جان من ، ( خون من تو را حامی ) 2

 

ای خونبهای شهیدان ، پر ثمر نهال ایمان

 

ای شعله های فروزان ، جلوه خروش انسان

 

پاس می دارمت ز جان ( 2 )

 

ای گرفته سامان ، ز خون جوانان

 

یادگار یاران ای انقلاب انقلاب انقلاب

 

ای ز تو گریزان تبهکار دوران

 

ای غریو توفان ای انقلاب انقلاب انقلاب

 

تویی تویی تو حاصل شکنجه ها

 

وعده های انبیاء هدیه ی خدا به خلق ما

 

تویی تویی تو دست قدرت خدا

 

حالیا بر آمده ، از آستین توده ها

 

روزها کوشم و شب نخوابم

 

پاس می دارم از انقلابم ( 2 )

 

با ، نثار جانم ، تا مگر توانم ، بر ثمر برسانم

 

این انقلاب انقلاب انقلاب

 

جان چه ارزدم گر من فدا کنم

 

در راه پاک این خونین انقلاب انقلاب انقلاب

 

به کف مسلسلم ، عزم همچو آهنم

 

در کمین دشمنم تا که ریشه اش ز بن کنم

 

از دمی خدا ، فرصتی دهد مرا

 

جان خود کنم فدا ، بهر خاک پاک میهنم

 

روزها کوشم و شب نخوابم

 

پاس می دارم از انقلابم ( 2 )

 

روزها کوشم و شب نخوابم

 

پاس می دارم از انقلابم انقلابم انقلابم ...

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

 

آرامگاه بابا طاهر

 

يكي از ديدني هاي شهر همدان, ‌آرامگاه بابا طاهر است. باباطاهر كه حدودا“ در اواخر قرن چهارم  و اوايل قرن پنجم مي زيست, از شعرا و عرفاي بزرگ روزگار خويش بوده است. مساحت كل زير بناي آرامگاه و باغ آن حدود 8965 متر مربع  برآورد شده است .

 

گبند جبليه : بناي تاريخي است كه به شكل گبند منفردي بر روي يك ساختمان پنج ضعلي در دامنه شيوشگان (سيد حسين فعلي) و به احتمال قوي در دوره ساسانيان ساخته شده است. اين ساختمان آتشكده اي بوده و در داخل آن مقبره اي قرار دارد. احتمالا ابوعلي محمد بن الياس كه در قرن چهارم (ه.ق) مي زيسته در تعمير آن تقش اساسي داشته است.

مسجد جامع مظفري يا كبير : از بناهاي امير محمد مظفر (قرن 8 ه.ق) است كه كاشيكاري هاي آن از حهت هنري از بديع ترين نوع كاشيكاري ايران محسوب مي شوند. اين مسجد در دوره آل مظفر ساخته شد.

 

 مشتاقيه : از بناهاي دوره قاجاريه ، قبر مشتاق علي شاه صوفي است كه در سال 1154(ه.ش) كشته شد.

گنج علي خان : گنج علي خان حاكم كرمان در دوره صفويه بود كه بين سالهاي 975 تا 1004 (ه.ش) زندگي مي كرد. او يك ميدان بزرگ ، بازار اصلي شهر كرمان ، حمام ، آب انبار ، مسجد و يك كاروان سرا را در شهر كرمان ساخت. ميدان گنج علي خان در نزديكي بازار قرار دارد. كاروان سراي گنج علي خان در اصل براي مدرسه ساخته شده بود ، ولي در حال حاضر در جهار طرف اين كاروان سرا مغازه هايي قرار دارد. در وسط محوطه اين كاروان سرا مغازه هايي قرار دارد. در وسط محوطه اين كاروان سرا محل تخليه بار ، فضا سبز و يك حوض كوچك قرار دارد.

 

 

 

بازار وكيل يا بازار كرمان : در زمان زنديه شخصي بنام وكيل الدوله اين بازار را ساخت. اين بازار شامل راسته بازار ، بازار طلا و نقره فروش ها ، در دو طرف بازار مسگرها و تعدادي كاروانسرا است. اين بازار از ميدان باغ شروع مي شود و تا ميدان مشتاقيه ادامه دارد. اين بازار شامل تيمچه حاج علي نقي ، كاروانسرا سردار (اين كاروانسرا دو طبقه بود كه در طبقه پايين مغازه ها قرار دارند و در طبقه بالا هم بالا خانه است) ، كاروانسرا حاج آقاعلي (به لهجه كرماني اجاق علي) ، تيمچه حاجب الدوله ، كاروانسرا چهار سوق ، كاروانسراهاي هندوها و گنج علي خان. ميدان بارفروش ها در قسمت اول بازار كرمان بود و كاروانسراي هندوها مغازه عمده فروشي بود.             

 

دره اي زيبا ومنحصر به فرد قابل رقابت به تمام طبيعت ايران وافسونگر از شاهكار خلقت

اين آبشاروطبيعت افسونگر درزمستانها تبديل به يخشار ميگردد24 كيلومتري شهرياسوج            

قرار دارد در ميان كوههاي بنار وسقاوه از مسيري ديگر در 60كيلومتري شهرشيراز و از                          

شهرسپيدان                                              

هواي مارگون معتدل ومرطوب است . آبشار مارگون بزرگترين وشايد زيباترين آبشار خاورميانه است وبه دليل قرار گرفتن در داخل تنگه زيباي مارگون و تعدد رگه هاي آبشاري كه به درون دره سرازير مي شودند جذابيتي خاص و منحصر به فرد دارند.

گلهاي وحشي كه منظره دشت هاي اين روستا را در بهار مملو از لاله هاي وحشي و واژگون مي سازند و گلهاي ختمي و رنگارنگ خاطره اي بديع وفراموش نشدني را در ذهن هر بيننده اي ايجاد ميكند .

 

 

 

 

 

آبشار آب سفيد عروس زيباي لرستان
آبشار آب سفيد يكي از طبيعي ترين و زيباترين آبشارهاي كشور است كه در بخش بشارت اليگودرز واقع شده است، اين آبشار با ارتفاعي بيش از 60متر از تونلي در دل كوه بيرون مي آيد و سرچشمه آن در پرده ابهام باقي مانده است.هر ساله در فصل بهار و تابستان اين عروس سفيدپوش ميزبان اكثر مردم ايران است. آنان با طي كردن مسيري صعب العبور به دور از هياهوي شهرنشيني ساعاتي و حتي بعضاً چندين روز را دراين منطقه سپري مي كنند، منطقه اي ييلاقي با كوههاي سر به فلك كشيده و درختان زيباي بلوط و گردو كه حتي در تابستان براي گذران شب به ناچار بايد در پناه چادر بيتوته كني، اگر در خلوت صبح مقابل اين عروس سفيدپوش بنشيني و لحظه اي به صدايش گوش فرادهي با تو سخن مي گويد، سخن از قدرت و عظمت حضرت باري تعالي، قدرتي كه ما انسانها از درك واقعي آن عاجزيم، قدرتيكه مختص ذات اوست و انديشه درباره آن لرزه بر اندام انسان مي اندازد.آبشار آب سفيد در 90كيلومتري شهرستان اليگودرز قرار دارد و تنها مسير آن از روستاهاي كاكلستان و قليان است كه سال گذشته آسفالت آن به طور كامل انجام شده است و آب آن نيز يكي از بهترين و سالمترين آبهاي معدني به شمار مي رود.

 

تالارالماس

 

 

بنياد و اساس تالار الماس همراه شكل ، تقسيمات ، درها ،پله‌ها و مقرنس كاري‌هاي آن‌ مربوط به دوره فتح‌علي‌شاه است كه در زمان ناصرالدين شاه در ظاهر و تزيينات آن تغييراتي داده‌اند. اين تالار به دليل آينه كاري‌هاي داخلي‌اش به نام الماس خوانده شده و شامل يك تالار بزرگ‌، اتاق‌ها، گوشواره‌ها، دهليزها، بالاخانه‌ها و پستوهاي متعدد است‌.
    در زير تالار نيز حوض خانه يا زير زميني وسيع وجود دارد. در سه طرف تالار( بالاتر از رف‌ها) به سبك بناهاي فتح‌علي‌شاه‌، سه ايوانچه آينه كاري مقرنس و طاق‌هاي باريك و كشيده ساخته شده و سمت شمالي تالار با ارسي‌هاي بزرگ و شيشه‌هاي رنگي زيبايي‌، پوشيده شده است‌. اغلب طاق‌ها و طاق نماهاي جناغي اين تالار را مانند بسياري از طاق‌هاي ديگر كاخ گلستان‌، در عهد ناصرالدين شاه، به طاق‌هاي قوسي يا رومي تبديل كرده و ديوارهاي تالار را با انواع كاغذ ديواري خارجي پوشانيده‌اند. قوي‌ترين اثر در تالار، مقرنس‌هاي آينه كاري شده ايوانچه سمت جنوبي تالار، از بقاياي آثار عهد فتح‌علي‌شاه است‌.
    در حال حاضر ويترين‌هاي داخل ديوار در راهروهاي باريك تالار قرار داده شده است كه اشياي چيني و بلور فرانسه و چين را در آن به نمايش گذاشته‌اند. كف راهرو و سالن اصلي را ،كه با كاشي موزاييك‌هايي منقوش شده است‌، با موكت فرش كرده‌اند. در اين سالن يك مجسمه مفرغي روسي از عباس ميرزا و تابلوهايي از فتح‌علي‌شاه قاجار و ظروف چيني داخل ويترين‌ها ديده مي‌شود و ديوارهاي پوشيده از كاغذ ديواري قرمز رنگ و درهاي چوبي هماهنگي خاصي به اين فضا بخشيده است‌.

 

 

 

 

 

 

 

باغ فردوس

 

به دستور محمدشاه قاجار ،درسال 1264 ق‌، قصري براي او در نزديكي تجريش ساخته شد؛ اما هم زمان با بيماري و مرگ او قصر نيمه تمام ماند و و ي در همان قصر نيمه تمام به نام محمديه (در محل محموديه فعلي‌) از دنيا رفت‌.
    هم زمان با ساخت قصر محمديه‌، درباريان نزديك به او نيز در همان حوالي اقدام به احداث باغ يا عمارت ييلاقي كردند. از جمله‌ حسين‌علي‌خان معيرالممالك باغي احداث كرد كه به باغ فردوس مشهور شد.
    عمارت باغ فردوس در دو طبقه به سبك قاجاريه و معروف به گوش فيل بنا گذاشته شد. زمين‌هاي قسمت جنوبي و سراشيبي باغ نيز با سنگ چين‌هايي به صورت هفت قطعه مسطح و مطبق در آمد و روي هريك از قطعات‌، استخري با فواره‌هاي متعدد احداث شد. استخرها به گونه‌اي ساخته شده بودند كه از فواصل دورتر، بزرگ‌تر به نظر مي آمدند.
    سپس‌، دوست‌علي‌خان‌، پسر حسين‌علي‌خان‌، به همت معماران اصفهاني و يزدي‌، ساختماني در قسمت جنوبي باغ برپا كرد و نام آن را رشك بهشت گذاشت‌. پلكان و بخش‌هاي ديگري از ساختمان از مرمر اعلاي يزد و ديوارهاي داخل اتاق با كاغذهاي طلايي برجسته پوشانده شده بود. اما دوست‌علي‌خان اعتناي چنداني به باغ و ساختمان آن نكرد و با گذشت زمان ساختمان رو به خرابي گذاشت تا حدي كه سنگ‌هاي مرمر آن كنده و به عمارت اميريه (مدرسه‌نظام‌) برده شد. بعد از آن مالكيت باغ چند بار دست به دست شد تاسرانجام ،در سال 1318 ق‌، در زمان سلطنت مظفرالدين شاه قاجار، محمدولي‌خان سپهسالار تنكابني آن را از ورثه امين‌الملك خريد.
    سپهسالار، علاوه بر ايجاد فواره و استخرهاي مطبق‌، قنات باغ فردوس را نيز احيا كرد و سر دري با شكوه در مظهر قنات (ميدان گاه فعلي باغ فردوس‌) ساخت‌. ولي به دليل بدهي به تجارت‌خانه طومانيانس‌، باغ را به او داد و طومانيانس نيز باغ را در ازاي بدهي‌ به دولت رضاخان واگذار كرد. سرانجام‌، درسال 1316 ش‌، وزارت معارف (آموزش و پرورش‌) آن‌جا را خريد و ساختمان را مرمت و دبيرستان شاپور تجريش را در آن تأسيس كرد
    درسال 1350 ساختمان موجود در باغ به مركز فرهنگي و هنري و نمايشگاهي تبديل شد و پس از انقلاب نيز در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفت‌.
    مساحت باغ فردوس 20000 متر مربع و طول آن 280 متر وشيب آن از شمال غربي به جنوب شرقي است‌.
    هم‌چنين‌، دكترمحمود افشار يزدي، درسال 1316، قسمتي از باغ و ساختمان اندروني را كه حدود 6000 متر مربع بود، خريد و به تدريج با خريدن قطعات اطراف‌، مساحت باغ را به 12000 متر مربع رسانيد. سپس درسال 1337، باغ و ساختمان‌هاي داخل آن را وقف امور فرهنگي كرد؛ از جمله ،درسال 1352، قسمتي از آن براي استقرار مؤسسه لغت نامه دهخدا و مؤسسه باستان شناسي به دانشگاه تهران واگذار شد كه هم‌چنان داير است‌.

 

 

 

كاروانسراي خانات

 

سابقه اين كاروان‌سرا، با مساحت 10000 متر مربع و 54 حجره كوچك، به زمان قاجار باز مي‌گردد. در ورودي كاروان‌سرا با ارتفاع پنج متر از چوب روسي ساخته شده و 40 گل ميخ آن نظر هر بيننده‌اي را به خود جلب مي‌كند. اين كاروان‌سرا اكنون به نام بنگاه خانات شناخته و از آن به عنوان انبار استفاده مي‌شود. معماري آن به شيوه ي آجر كاري است و داراي دو بخش حياط و راهروي ورودي است‌

كاخ گنجينه اصلي نياوران

آثار به جاي مانده از دوران پهلوي مانند فرش‌هاي نفيس، ظروف، مجسمه و ... در اين گنجينه به نمايش گذاشته شده است. اين گنجينه در خيابان نياوران (شهيد باهنر)؛ ميدان شهيد باهنر ، كاخ نياوران واقع مي‌باشد

كاخ گلستان از جنوب به ميدان ارگ (ميدان پانزده خرداد فعلي‌)، از شمال به خيابان صور اسرافيل و وزارت دارايي‌، از غرب به خيابان داور (وزارت دادگستري‌) و از شرق به خيابان ناصر خسرو و ميدان امام خميني (توپ‌خانه‌) منتهي مي‌شود.
. تخت مرمر

 اين تخت به تخت سليماني هم معروف است و بنا بر افسانه سليمان نبي‌، فتح‌علي‌شاه به اين تخت‌، تخت سليمان هم مي‌گفت و براساس همان افسانه‌ها، اين تخت را بر دوش ديوان و پريان استوار ساختند. فتح‌علي‌خان صبا ملك‌الشعرا نيز قصيده‌اي در مدح شاه يا سليمان زمان سرود كه 17 بيت از آن به تعداد ترنج‌هاي داخلي و خارجي طارمي‌هاي تخت انتخاب گرديد كه در مصرع آخر، تاريخ ساخت تخت‌، 1221 قيد شده است‌. به طوركلي‌، تخت از 65 قطعه مرمر بزرگ و كوچك تركيب يافته است‌: مسطحه تخت از 5 قطعه تخته سنگ مرمر صاف به ضخامت 12 سانتي‌متر كه با مسمارهاي آهني از زير به يك ديگر متصل گرديده‌اند، پله‌ها از 7 قطعه‌، طارمي و تكيه‌گاه‌ها از 21 قطعه‌، پايه‌ها و ستون‌ها و مجسمه‌هاي حامل تخت از 20 قطعه و مجسمه‌هاي كوچك دور تخت از 12 قطعه تشكيل شده‌اند.
    ارتفاع تخت از كف ايوان حدود يك متر است كه از چهار طرف بر دوش سه ديو و شش فرشته يا انسان (مردان و زنان جوان‌) و 11 ستون مارپيچي كه بعضي از آن‌ها بر پشت شير قرار دارند، مستقر شده است‌. در جلو تخت در وسط دو پله نيز دو شير نشسته حجاري گرديده‌است‌.
  طاق بستان  

طاق بستان مجموعه‌ای از سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نبشته‌های دوره‌ی ساسانی است که در شمال غربی شهر کرمانشاه در غرب ايران واقع شده است. وجود کوه و چشمه در اين مکان، آن را به گردشگاهی روح‌فزا تبديل نموده که از زمان‌های ديرين تا به امروز مورد توجه بوده است.

طاق بستان در زبان بومی (کردی) طاق وسان گفته می‌شود. «سان» به معنی سنگ می‌باشد و به اين ترتيب طاق بستان طاق سنگی معنی می‌دهد. اين مجموعه در قرن سوم ميلادی ساخته شده است. شاهان ساسانی نخست نواحی اطراف تخت جمشيد را برای تراشيدن تنديس‌های خود برگزيدند، اما از زمان اردشير دوم و شاهان پس از او طاق بستان را انتخاب کردند که در بين راه جاده‌ی ابريشم قرار داشت و دارای طبيعتی سرسبز و پر‌آب بود.

طاق بستان شامل سنگ‌نگاره‌ی تاج‌گذاری اردشير دوم و دو طاق ميباشد که طاق کوچک‌تر شاهپور دوم و سوم و طاق بزرگ‌تر خسرو پرويز را به تصوير کشيده است. در سمت راست طاق کوچک‌تر و در بيرون از طاق سنگ‌نگاره‌ای تراشيده شده که تاج‌گذاری اردشير دوم را نشان ميدهد.

تاج‌گذاری اردشير دوم

در اين تصوير شاه در ميان و در سمت راست وی فروهر (FARAVAHAR) قرار دارد.

برابر آيين ايرانيان باستان هر کس که می‌خواست شاه باشد لازم بود دارای شايستگی شاهی و فر کيانی (ايزدی) باشد. از نيروی اين فر کيانی است که شخص به کمالات روحانی و نفسانی آراسته می‌گردد و از سوی خداوند برای راهنمايی مردم برگزيده می‌شود. در آيين زرتشتيان، هر کس که مورد خشنودی پروردگار باشد خواه پادشاه، خواه پارسا يا خواه دانشمند، دارای فر ايزدی است.

نگاره‌ی فروهر هميشه در زمان باستان به صورتی که در اينجا نقش شده، نمايان است که در آن فروهر تاجی کنگره‌دار بر سر دارد و حلقه‌ی فر ايزدی را به شاه می‌دهد. لباس شاه و نگاره‌ی فروهر تا حدی يکسان است. هر دوی آن‌ها شلواری چين‌دار به پا دارند که توسط بندی به مچ پايشان چسبيده است. هم‌چنين هر دو دارای کمر‌بند و دست‌بند هستند. درسمت چپ شاه، ميترا يا مهر، پيامبر باستانی ايران قرار دارد. مسيح از لحاظ تولد و آيينش بسيار شبيه ميتراست. حتی بسياری از آيين‌های مسيحی همان آيين‌های ميتراييسم هستند.

تصوير وی در کنار تصوير شاه بيان‌گر پاک شدن قلب شاه از نفرت و روی آوردن به مهرورزی است که اين مفهوم همواره از ديد ايران‌شناسان بيگانه دور مانده است. پيکان‌های نوری از سر ميترا در تمامی سمت‌ها پراکنده شده و هر پيکان نوريست که مهر می‌پراکند تا شاه را در بر گيرد. هم‌چنين ميترا شاخه‌ای از نبات که «برسم» نام دارد در دست دارد که با آن مشغول اجرای آيين زايندگی و کاميابی است.

طاق کوچک از مجموعه‌ی طاق بستان

طاق کوچک که بين نگاره و طاق بزرگ‌تر واقع شده، دارای دو نقش در بالای ديواره‌ی طاق و دو کتيبه است. اين کتيبه‌ها به خط پهلوی ساسانی هستند و داستان نقوش را بيان می‌کنند. دو تنديس طاق کوچک، نقش های شاهپور دوم و سوم هستند.

در سترگ‌ترين طاق، سه تنديس مشاهده می‌شود. شاه در ميان، فروهر در سوی راست وی، که مانند تاج‌گذاری اردشير دوم است و آناهيتا در سوی چپ شاه. آناهيتا فرشته‌ی آب‌هاست و نمود خرمی و سرسبزی.

نمايی دور از طاق بزرگ و کوچک

خسرو پرويز علاقه‌ی زيادی به آناهيتا داشت و معبد آناهيتا را در نزديکی کنگاور، شهری در خاور کرمانشاه ساخت و در آن‌جا دل به مهر شيرين نهاد.

در کناره‌ی ورودی طاق، سنگ‌نگاره‌ای زيبا از فرشتگان بال‌دار، درخت زندگی، مجالس شکار گراز و شکار مرغان و ماهيان در مرداب و نقش‌های فيل، اسب و قايق می‌باشد که حاکی از مراسم بزم و شادی است.

شکار گراز

در زير نقش تاج‌گذاری خسرو پرويز سواری زره‌پوش سوار بر اسب قرار دارد. يقين نيست که اين سوار کيست، يا يک رزم‌جوست يا خسرو پرويز يا پيروز ساسانی. اما نشان‌گر فر و قدرت شاه و ايرانيان است.

اسب‌سوار زره‌پوش

گويند فرشی از جواهر بر کف طاق بوده که هنگام حمله‌ی اعراب ميان فرماندگان عرب تقسيم شده است. طاق بستان از دير باز مورد حمله‌ی مهاجمان به ايران بوده و در زمان حضور نيروهای استالين و انگليس خساراتی به آن وارد شده اما هنوز شکوهمند است.

کتيبه بيستون( کتيبه داريوش ) :

در 30 کيلومتري شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متري بر روي صخره اي داريوش کتيبه مشهور خود را حک کرده است که تا سال 1835 کسي از راز آن آگاه نبود . چشمه بيستون محل اطراق کاروانها در دورانهاي مختلف بوده است براي همين کسان زيادي کتيبه داريوش را ديده اند و شرحي از آن را در سفرنامه ها يا خاطراتشان گفته اند . از قديمي ترين آثار درباره اين نوشته ، گفته هاي ديودورسس سيسيلي است که در قرن اول پيش از ميلاد اين حجاري را به الهه سميراميس و صد نيزه داري که اطرافش را گرفته اند نسبت داده و گفته است بدستور سميراميس در زير نقش برجسته نوشته اي با حروف سرياني نقل کرده اند ديودور با تکيه بر نوشته کتزياس چنين آورده است که صخره مکان مقدسي بوده و به زئوس خداي بزرگ یونانيان تعلق داشته است .

ايزيدور خاراکسي جغرافي نويس باستان درباره راه کاروان رويي که از شرق بابل تا مرزهاي خاوري امپراطوري روم کشيده شده شرحي نوشته و در آن بيستون را باپتانا در ناحيه ، کامبادنا ناميده است و مي نويسد در باپتانا نوشته و تصويري از سميراميس است . و با وجود اختلاف نام بيستون با باپتانا که ايزيدور از آن ياد کرده در يکي بودن آنها کمتر مي توان ترديد داشت چون در کتيبه ، داريوش از ناحيه کامپادنا در سرزمين ماد در محل کتيبه نام برده شده است .

ابن حقول آنرا نقش مکتب خانه اي مي داند که معلم براي تنبيه شاگردانش تسمه اي در دست دارد . گاردان جهانگرد فرانسوي در سال 1794 اين نقش را پيکره دوازده حواري مسيح دانست ، و تصوير فروهر را به مسيح نسبت داد . پورتر در سال 1818 حدس زد که اين نقش ها پيکره شلم نصر و دو سردار و ده سبط ( قبيله ) اسرائيل است که به اسارت افتاده اند . خطر صعود از کوه مانع از آن مي شد که کسي به کتيبه نزديک شود . پورتر تا نيمه راه صعود کرد و طرحي از پيکره ها کشيد . او درباره خطر بالا رفتن از کوه مي گويد " هيچ زماني بدون بيم مرگ از آنجا نمي توان بالا رفت " . بالاخره در سال 1835 اولين کسي که اين صخره را در نورديد راولينسون انگليسي بود که از ستون اول متن فارسي باستان نسخه برداري کرد . او افسر انگليسي مأمور تربيت سربازان شاهي در ايران بود ولي به علت اختلافي که بين دولت ايران و انگليس پيش آمده بود راولينسون مجبور شد ايران را ترک کند . اما در سال 1844 بعد از شرکت در جنگ افغانها (جنگ افغانستان ) مجدد به ايران آمد و

بقيه متن فارسي باستان را رونويسي کرد و از ترجمه ايلامي آن که سکايي ، مادي و شوشي جديد نيز خوانده شده نسخه برداري کرد . مطالعات وي در سال 1857 مورد توجه انجمن آسيايي پادشاهي لندن واقع گرديد و به اين ترتيب راز کتيبه بيستون گشوده شده . کار راولينسون سبب شد تا اين کتيبه مورد توجه دانشمندان زيادي قرار گيرد از جمله پروفسور ويليام جکسن از دانشگاه کلمبيا که در سال 1903 از آنجا ديدن کرد و مطالعاتي بر روي کتيبه انجام داد که بيشتر تصحيح کار راولينسون بود . در سال 1904 اولين عکسها توسط لينگ و تامپسون براي موزه بريتانيا گرفته شد و مطالعات مفصل تري در ادامه کار راولينسون انجام شد . سپس در سال 49-1948 ژرژکامرون کتيبه را مجدداً و به طور کامل مورد مطالعه قرار داد . کامرون راه کوچکي را که سابقاً براي رسيدن به نقوش و کتيبه ها در سنگ تراشيده بودند پيدا کرد و کتيبه ديگري را که در طرف راست واقع است و تا آن زمان نسخه برداري نشده بود نسخه برداري کرد که معلوم شد ادامه کتيبه ايلامي است ضمناً کامرون يک قالب تهيه کرد که هم اکنون در دانشگاه ميشيگان است . نتيجه مطالعات اين دانشمند در مورد کتيبه بيستون اين بود که داراي سه نوع خط فارسي باستان ، ايلامي نو ، بابلي نو يا اکدي مي باشد و پس از رمزگشايي فارسي باستان فهميده شد که تصاوير به داريوش و دو سردارش و ده شورشگر که در اوايل سلطنت او قيام کرده بودند تعلق دارد و شرح سرکوب اين ياغيان مي باشد .

 

 

- مشخصات ظاهري کتيبه بيستون :

اين کتيبه يکي از معتبرترين و مشهورترين سندهاي تاريخي جهان است . زيرا مهمترين نوشته ميخي زمان هخامنشي است . مجموعاً سطحي که اين کتيبه در برگرفته به طول 5/20 ( بيست متر و پنجاه سانتيمتر ) و عرض 80/7 ( هفت متر و هشتاد سانتيمتر ) مي باشد . براي آسان شدن توضيحات ، کتيبه را در دو بخش مورد بررسي قرار مي دهيم .

 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

بنا و يادمانهاي تاريخي

آرامگاه پير بكران  

در 30 كيلومتري جنوب غربي اصفهان در روستاي پيربكران ، يك اثر مذهبي, تاريخي وهنري وجود دارد كه از نمونه هاي عالي آثار قرن هشتم ايران به شمار مي رود. بناي مزبور شامل 3 قسمت است. اول رواق بقعه، دوم صحن بقعه, سوم آرامگاه پيربكران كه در ضلع شمالي بقعه و متصل به اتاقي محفوظ كه ظاهراُ محل تدريس و رياضت محمد بكران بوده است. كتيبه اي در آرامگاه وجود دارد كه شامل سوره (فاتحه) و آياتي از سوره (سين) است و در ذيل آن ها, كتيبه تاريخي سنگ آرامگاه به تاريخ سال 703 هـ .ق وجود دارد.

آرامگاه بابا ركن الدين

درضلع جنوبي زاينده رود و مجاور جاده قديم شيراز، در قبرستان قديمي اصفهان ـ تخت پولاد ـ آرامگاه يكي از عرفاي مشهور قرن هشتم هجري به نام باباركن الدين مسعود بن عبدالله بيضاوي واقع شده است كه در تاريخ يكشنبه 26 ربيع الاول سال 769 هـ . ق وفات يافته و در اين مكان دفن شده است .

آرامگاه بابا قاسم  

اين بنا در طرف غرب خيابان هاتف اصفهان و در حدود پانصد متري مسجد جامع عتيق در كوچه باباقاسم قرار دارد. بر اساس اسناد موجود مي توان گفت محمد ـ معروف به باباقاسم ـ از عرفا و صلحاي رباني و علماي قرن هشتم هجري قمري بوده است.

آرامگاه ميرفندرسكي

آرامگاه ميرفندرسكي از عرفا و حكماي معروف عهد صفويه در ” تكيه مير “ تخت فولاد اصفهان واقع شده است

آرامگاه شاهزادگان

درمجاورت يكي از زيارتگاه هاي اصفهان به نام ” بستي فاطمه “ بقعه شاهزادگان واقع شده است. مدفونين اين بقعه, نوادگان دختري شاه عباس اول و فرزندان ” عيسي خان “‌ قورچي باشي هستند كه به دستور شاه صفي به قتل رسيده اند. نام مقتولين بر سنگ مزار آن ها منقور است .

آرامگاه واله

” آقا محمد كاظم واله “ از شعرا و اعاظم اصفهان در دوره سلطنت فتحعلي شاه قاجار بوده است كه در سال 1229 هجري قمري در گذشته و بر مزار او بقعه اي بنا شده است. آرامگاه واله در حاشيه خيابان فيض واقع است .

آرامگاه صائب تبريزي  

صائب تبريزي , شاعر بلند پايه سبك هندي در سال 1006 متولد و درسال 1081 هـ .ق در اصفهان در گذشت و در باغ شخصي خود , به نام باغ تكيه مشرف به شهر نياسر , به خاك سپرده شد .

آرامگاه هماي شيرازي

آرامگاه هماي شيرازي از شاعران و نويسندگان و عارفان ايراني در قرن 13 هجري در پايين يكي از جرزهاي شرقي ايوان شمالي بقعه امام زاده احمد قرار دارد .

آرامگاه مجلسي

اين آرامگاه , در گوشه شمال غربي مسجد جامع اصفهان واقع شده و مدفن چند تن از علماي بزرگ شيعه از جمله آخوند ملا محمدتقي مجلسي و فرزندش آخوند ملا باقر مجلسي ـ صاحب بحارالانوار ـ است .

آرامگاه ميرعماد

اين آرامگاه در مسجد مقصود بيك اصفهان واقع شده است . مير محمد بن حسين حسني سيفي قزويني , ملقب به عمادالملك و مشهور به مير , خطاط معروف ايراني ( 961 – 1024 هـ .ق ) و يكي از بزرگترين نويسندگان خط نستعليق زمان خود بوده است .

گردشگاه و باغ هاي تاريخي چهارباغ    ر

اصفهان در سال 1006 هجري رسماُ به پايتختي شاه عباس اول انتخاب شد و بنا به دستور شاه عباس از محل دروازه دولت تا دامنه كوه صفه, خيابان طويل و عريض مشجري تحت عنوان چهارباغ احداث شد تا به عنوان گردشگاه خانواده سلطنتي ودرباريان استفاده شود. باغ هاي مشهور چهارباغ عبارت بودند از : باغ تخت , باغ طاووس خانه , باغ كاج , باغ پهلوان , باغ بابا امير , باغ توپخانه , باغ نسترن , باغ چهل ستون , باغ بلبل يا بهشت

كاخ چهل ستون

باغ چهل ستون كه بالغ بر 67000 متر مربع مساحت دارد , در دوره شاه عباس اول احداث شده است و در وسط اين باغ , عمارت چهل ستون قرار دارد . در زمان شاه عباس دوم در اين بنا تغرات كلي پديد آمد و تالار آينه و تالار هجده ستون و دو اتاق شمالي و جنوبي تالار آينه و ايوان هاي طرفين سرسراي پادشاهي و حوض بزرگ مقابل تالار با كليه تزئينات نقاشي و آينه كاري و كاشي كاري ديوارها و سقف ها به آن افزوده  شده است. قسمت هاي جالب وديدني كاخ چهل ستون به شرح زير است :

 

ـ سقف باشكوه نقاشي شده تالار هجده ستون و سقف آينه كاري تالار آينه و مدخل آينه كاري تالار جلوس شاه عباس دوم

ـ ستون هاي عظيم تالارهاي هجده ستون و تالار آينه

ـ شيرهاي سنگي چهارگوشه حوض مركزي تالار و ازاره هاي مرمري منقش اطراف كه معرف صنعت حجاري دوره صفويه است .

ـ تزئينات عالي طلاكاري سرسراي پادشاهي و اتاق هاي طرفين تالار آينه و تابلوهاي بزرگ نقاشي تالار پادشاهي كه تصوير شاهان صفوي را نشان ميدهد.

ـ تصويري از شاه عباس اول باتاج مخصوص و مينياتورهاي ديگري در اتاق گنجينه كه در مرمت سال هاي 1334 و 1335 خورشيدي از زير گچ خارج شده است .

ـ آثار پراكنده اي از دوران صفويه مانند سردر ” مسجد قطبيه “‌و سردرهاي ” زاويه دركوشك “ و آثاري از ”مسجد درب جوباره “ يا ” پير پينه دوز ”  و ”مسجد آقاسي “ كه بر ديوارهاي ضلع غربي و جنوب غربي باغ نصب شده است .  كاخ چهل ستون به موجب اشعاري كه در جبهه تالار از زير گچ خارج شده به ” مبارك ترين پتجمين سال سلطنت شاه عباس دوم بنا شده است . شير ها و مجسمه هاي سنگي اطراف حوض و داخل باغچه ها تنها آثاري است كه از دو قصر با شكوه ديگر دوره صفوي يعني آينه خانه و عمارت سرپوشيده باقي مانده و بعد ها به اين محل آورده شده است .اگرچه انعكاس ستون هاي بيست گانه تالارهاي چهل ستون در حوض مقابل عمارت مفهوم چهل ستون را القا ميكند ولي در حقيقت واژه چهل در نام اين عمارت نشانه كثرت است و وجه تسميه عمارت مزبور به علت تعدد ستون هاي آن است .

 

كاخ هشت بهشت

عمارت تاريخي هشت بهشت نمونه اي از كاخ هاي محل سكونت آخرين سلاطين دوره صفوي است كه در دوره ” شاه سليمان “ ( 1080 هـ . ق ) بنا شده است. ازباغ وسيع ( هشت بهشت ) وسعت زيادي باقي نمانده, ولي قصر تاريخي آن هنوز اثري ارزنده و جالب توجه است .

از آثار قابل توجه اين قصر كه نماهاي خارجي را تزيين كرده است كاشي كاري هايي است كه انواع حيوانات و پرنده و درنده و خزنده را نشان ميدهد .

در دهه اخير پارك مجلل و زيبايي به همت شهرداري اصفهان در اطراف اين كاخ تاريخي طراحي و ساخته شده است كه در حال حاضر از گردشگاههاي مشهور شهر اصفهان است .

 

عمارت عالي قاپو  

اين قصر كه درعهد صفويه ( قصر دولتخانه يا دولتخانه مبارك نقش جهان ) نام داشت نمونه منحصر به فردي از معماري كاخ هاي عهدصفوي است كه در اوايل قرن يازدهم هجري به امر شاه عباس اول ساخته شده است. شاه صفوي, سفيران و شخصيت هاي عاليقدر را در اين‌كاخ به‌حضور مي پذيرفت .

عالي قاپو داراي پنج طبقه ساختمان است و هر طبقه تزئينات ويژه اي دارد . با آنكه بعد از دوره صفويه به تزئينات بناها خرابي ها و لطمات جبران ناپذيري وارد آمده است ولي هنوز شاهكارهايي از گچبريها و نقاشيهاي عهد صفويه را در بر دارد و تماشاكنندگان را به تحسين وا ميدارد .

مينياتورهاي هنرمندانه رضا عباسي, نقاش معروف عهد شاه عباس ( كه آسيب فراوان ديده اند ) نقاشي هاي گل و بوته , شاخ و برگ , اشكال وحوش و طيور و گچ بري هاي زيباي آن به شكل انواع جام و صراحي در تاق ها و ديوارها تعبيه شده است وشاه صفوي و مهمانان او , از تالار همين عمارت مناظر بازي چوگان , چراغاني , آتش بازي ها و نمايش هاي ميداني را تماشا مي كردند.

 

تالار اشرف

ساخت و احداث اين عمارت كه در اندرون كاخ سلطنتي صفوي جاي داشت به شاه عباس دوم نسبت داده مي شود و انتساب آن به اشرف هيچ ارتباطي با اشرف افغان ندارد. اين بنا تقريباُ با چوب بست ساخته شده است بام آن مسطح و برپايه هاي بلند ضخيم پوشيده از طلا نهاده شده است ، سقف آن با قطعات چوب متصل به هم تزئين شده و در بخش هاي مختلف آن نظير بقيه قسمتها , برق طلا مي درخشد . گفته مي شود , تالار اشرف در اواخر سلطنت شاه سليمان و يا در عهد سلطنت شاه سلطان حسين  ساخته شده است.

 

مدرسه شمس آباد

اين مدرسه از مدارس طلبه نشين دوره ” شاه سلطان حسين “ صفوي است كه درمحله ” شمس آباد “ اصفهان واقع شده است و به وسيله يكی از رجال آن دوره به نام ” آقا مير محمدمهدي “ تاجر عباس آبادي , درسال 1125 هجري قمري بنا شده است .

مدرسه كاسه گران

اين مدرسه طلبه نشين نيز از بناهاي دوره شاه سليمان صفوي است كه در بازار ” ريسمان “ اصفهان واقع شده است. اين مدرسه تزئينات گچ بري و كاشي كاري هاي زيبايي دارد و به وسيله يكي از رجال آن دوره به نام ” آقا مير محمد مهدي “ ملقب به ”‌ حكيم الملك “ در سال 1105 هجري قمري بنا شده است . كتيبه هاي داخلي مدرسه سال 1013 هجري قمري را نشان مي دهد .

منار جنبان

اين بنا به صورت يك بقعه و دو مناره است كه بر روي قبر ( عمو عبدالله ) از زاهدان و صلحاي معروف قرن هشتم هجري بنا شده است و سنگ قبر آن تاريخ 716 هـ .ق مقارن با اواخر سلطنت (اوليجاتيو) ايلخان مغول را نشان مي دهد .ايوان منار جنبان يكي از نمونه هاي ابنيه سبك مغولي ايران است كه از آن دوره كاشي كاري هايي نيز به يادگار دارد . مناره ها بعداُ و احتمالاُ در اواخر عصر صفويه به ايوان مزبور اضافه شده است و با حركت دادن يكي از آنها ديگري نيز حركت ميكند .نكته جالب در اين بنا قديمي آن است كه وقتي يكي از مناره هابه حركت در آيد  نه تنها مناره ديگر به حركت در مي آيد بلكه تمامي اين ساختمان مرتعش مي شود . در حال حاضر, از اين اثر تاريخي بشدت مراقبت مي شود.

مناره دارالضياء

دو مناره معروف به مناره هاي ” دارالضيافه “ كه ” دارالضياء “ نيز گفته شده است ، در محله ” جوباره “ اصفهان واقع شده اند و از بناهاي قرن هشتم هجري اند. كتيبه مناره ها فرو ريخته است و نمي توان سال قطعي ساختمان آن ها را دريافت. اين دو مناره تزئينات كاشي كاري نيز دارند و چنان كه از نام آن ها پيداست, سردر مهمان سراي مشهوري بوده اند كه به امير يا حكمران يا پادشاهي در قرن هشتم تعلق داشته است .

مناره باغ قوشخانه

اين مناره را (طوقجي) و به واسطه مجاورت آن با ” آرامگاه علي بن سهل “ مناره علي بن سهل نيز گويند . اين مناره در منتهي اليه شمالي محله  جوبار واقع شده واز بناهاي قرن هشتم هجري است. اين مناره داراي تزئينات كاشي كاري است و قسمتي از تارك مناره و تزئينات كاشي كاري آن فروريخته است. وجه تسميه آن به قوشخانه , به مناسبت  مجاورت آن با يكي از باغ هاي سلطنتي دوره شاه عباس اول صفوي است كه گويا بازهاي شكاري پادشاهان صفوي در اين باغ نگهداري مي شده اند .

مناره چهل دختر
يكي از آثار جالب دوره سلجوقي در اصفهان مناره چهل دختر است كه با تزئينات آجري و كتيبه هاي كوفي آراسته شده است ، اين مناره را ” ابوالفتح نهوجي “ در سال 501 هجري بنا كرده است. نهوج از توابع اردستان و سال 501 مقارن با سومين سال پادشاهي سلطان محمدبن ملكشاه سلجوقي است كه در آن زمان اصفهان پايتخت سلسله سلجوقي بوده است .

مناره ساربان

اين مناره در شمال محله ( جوباره ) و در قسمت يهودي نشين اصفهان واقع شده است و از زيباترين مناره هاي عهد سلجوقي است كه در قرن ششم هجري بنا شده است و تزئينات آجري و كاشي كاري دارد . اين مناره حدوداُ 54 متر ارتفاع دارد .

مناره زيار

اين مناره در دهكده ( زيار ) در 30 كيلومتري شرق اصفهان و در ساحل جنوبي زاينده رود واقع شده و تزئينات آجري زيبايي دارد. زمان ساخت آن را قرن ششم هجري مي دانند. نام زيار كه به محل استقرار اين مناره اطلاق مي شود, به احتمال قوي , با دوره حكمراني مرداويج زياري ارتباط دارد كه در آغاز قرن چهارم , شهر اصفهان پايتخت وي بوده است و در ساحل زاينده رود قصرهايي براي سكونت و مراكز اداري حكومت وي بنا شده بود .

مناره راهروان

اين مناره كه در خارج از شهر اصفهان قرار دارد, يكي از آثار قرن ششم هجري است كه تاريخ بناي آن را بعد از مناره هاي ”مسجد علي“ و ”ساربان“ حدس زده اند. اين مناره از مناره هاي زيباي عهد سلاجقه است .

قلعه فارفا آن

اين قلعه در قريه ”فارفا آن“ رويدشت اصفهان واقع شده است و دژي است كه در عهد ساسانيان بنا گرديده است.   ” فارفاآن “ در قديم يكي ازشهرهاي حاكم نشين اصفهان به شمار مي آمد.

كاروان سراي مهيار

اين كاروان سرا كه در 52 كيلومتري جنوب اصفهان و در دهكده اي به همين نام قرار گرفته است , به صورت چهار ايواني و به شكل مستطيل بنا شده است . اين كاروانسرا به احتمال زياد , در زمان شاه اسماعيل بنا گرديده است . اهميت ديگر آن در بناهاي متعدد آن مانند آسياب , نانوايي , قهوه خانه وبازار است كه در مجموع يك شهرك كوچك رادر اين جاده تشكيل مي داده است.

پل الله وردي خان ( سي وسه پل )

اين پل كه در نوع خود شاهكار بي نظيري از آثار دوره شاه عباس اول صفوي است, به هزينه و نظارت سردار معروف او ” الله وردي خان “‌ بنا شده است. اين پل به نام هاي ”سي و سه چشمه“, ”چهار باغ“ , ” جلفا “ و بالاخره ” زاينده رود “ معروف است . تاريخ بناي اين پل را شيخ علي نقي كمره اي شاعر زمان شاه عباس در يك قطعه شعر به ماه تاريخ , سال 1005  هجري ذكر كرده است. اين سال مقارن ايامي است كه خيابان چهارباغ نيز احداث شده است . اين پل در حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و طولاني ترين پل بر روي زاينده رود است . در دوره صفويه مراسم جشن آبريزان يا آبپاشان در كنار اين پل صورت مي گرفت . در سفر نامه هاي سياحان اروپايي آن دوران  به برگزاري اين جشن اشاره شده است . ارامنه جلفا هم مراسم  خاج شويان خود را در محدوده همين پل برگزار مي كرده اند . اين پل يكي از شاهكارهاي معماري و پل سازي ايران محسوب ميشود و از زيبايي و عظمت منحصر بفردي برخودار است .

پل خواجو

پل خواجو يا ” پل شاهي “ كه از اواخر دوره تيموري شالوده هايي داشته است, به امر شاه عباس دوم درسال 1060 هجري به صورت امروزي آن ساخته شد. غرفه هاي آن با تزئينات كاشي كاري و نقاشي پوشيده شده است. پل خواجو به هنگام طغيان آب زاينده رود, منظره اي ديدني مي يابد. براي اقامت موقتي شاه صفوي و خانواده او در وسط پل ساختمان مخصوصي كه به نام ” بيگلر بيگي “ شهرت دارد, بنا شده است. اين ساختمان هم اكنون نيز وجود دارد. اتاق هاي آن داراي تزئينات نقاشي است. نام اصلي اين پل در مآخذ دوران صفوي, پل شاهي آمده است. و خواجو نامي است كه طي دو قرن اخير به مناسبت مجاورت با محله خواجو به آن اطلاق شد .

نام اين پل هيچ ارتباطي به نام شاعر قرن هشتم هجري يعني خواجوي كرماني ندارد . اين پل در سالهاي نه چندان دور به نامهاي ” پل شيراز “ و “ پل بابا ركن الدين “  معروف بوده است .

 

پل شهرستان

اين پل در ناحيه ”جي“ قديم و 4 كيلومتري شرق اصفهان واقع شده و قديمي ترين پلي است كه بر زاينده رود احداث شده است. پل شهرستان از نظر معماري فوق العاده جالب توجه است و به عقيده باستان شناسان اساس و بنياد آن به دوره ساسانيان مربوط است؛ ولي ساختمانهاي روي پل از نحوه معماري دوره اسلامي متاْثر گرديده اند .

 

پل مارنان

نام اين پل كه در اصل ”ماربين“ نام داشته , از كلمه ” مهربين “ اوستايي اخذ شده است. قرن ها قبل از ظهور زرتشت , معبد مهرپرستان بر فراز كوه سنگي قرار داشت. نام اين بلوك در دوره ساسانيان مهربين بود و در طول مدت 14 قرن دوره اسلامي به ” ماربين “ معروف شد. پل مارنان واسطه اتصال دو ساحل شمالي و جنوبي رودخانه در غربي ترين سمت شهر اصفهان بود

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

قبل از كودتا (زمينه)
تاريخ جامع مبارزات نهضت ملي‌شدن صنعت نفت از حوصلة اين نوشتار خارج است. اين مقاله بيشتر به وقايع روز 28 مرداد و فرآيند جهاني تكيه و توجه دارد. ولي براي نشاندن بحث در چارچوب تاريخي براي نسل كنوني,‌ مقدمه‌اي هرچند خلاصه لازم به نظر مي‌رسد. پس از كسب سمت نخست‌وزيري, اولين بخشنامه صادر شده از دكتر مصدق به شهرباني (با رونوشت به دادگستري), تأكيد به آزادي بيان داشت, و اين‌كه مطبوعات به خاطر هرگونه انتقاد يا دشنام به مقام رئيس دولت به‌هيچ‌وجه تحت تعقيب قرار نگيرند. در آن دوره سانسور مطبوعات در قلمرو كار شهرباني بود و مسئوليت آن با شخصي به‌نام "محرم علي‌خان" بود كه به‌وسيلة دكترمصدق بركنار شد. دولت دكترمصدق با وجود كشمكش با توطئه‌هاي استعمار و كارشكني‌هاي هواداران دربار, با برخورداري از حمايت آيت‌الله كاشاني, لايحة قانون صنعت ملي‌شدن نفت را از مجلس گذراندند و در رودررويي با انگليس در دادگاه لاهه پيروز برآمد. به علاوه در عمر كوتاه دولت او تعدادي قوانين اصلاحي, منجمله لايحة قانون كار و بيمه‌هاي اجتماعي تصويب شد. ولي لايحة قانون بيست درصد افزايش بهرة زارعين, به‌خصوص نيروهاي اجتماعي را به چالش مي‌طلبيد. قانون مذكور سهم رعايا را ده‌درصد بالا برده و ده‌درصد باقي,‌ باز از بهرة مالكين به عمران و آبادي روستاها و مناطق اختصاص مي‌داد. اين رفرم اجتماعي, به بار سياسي ـ اقتصادي جريانات اضافه كرده و با تقليل‌دادن بهرة مالكين, طبيعتاً فئودال‌ها را به مرزبندي سياسي تشويق مي‌نمود. بايد در مدنظر داشت كه مصدق همچون اصلاح‌گران ديگر چون قائم مقام و اميركبير داراي دشمنان خارجي و دشمنان داخلي بود. خاطرنشان مي‌شود كه در آن مقطع تاريخي, دربار همواره به‌وسيلة امكانات ارتش در انتخابات مجلس كشور دخالت مي‌نمود. براي نهادينه‌كردن انتخابات سالم, دولت دكترمصدق اصلاح قانون انتخابات مجلس را در دستور كار خود قرار داده بود. ولي فراكسيون اقليت به رهبري جمال امامي و ميراشرافي در دورة هفدهم با يك هماهنگي سياسي با اغتشاشات و مانورهاي كارشكني, موانع ايجاد كرده و از پيشرفت كار دولت جلوگيري مي‌كردند. همان‌طور كه ذيلاً ملاحظه خواهيم كرد و از مدارك محرمانة سازمان سيا هويداست, انگليس و امريكا بودجة مخصوصي براي تقويت نمايندگان مخالف در نظر گرفته بودند. مخالفين با ربودن و ترور سرتيپ افشارطوس رئيس كل شهرباني كشور درصدد سقوط دولت برآمدند. با آن‌كه مظفر بقايي كه با دكترمصدق تا تيرماه 31 همكاري داشت, در اين حادثه دست داشت, نمايندگان مخالف از تعقيب و دستگيري مشاراليه به‌عناوين مختلف جلوگيري كردند.(4)
براي جلوگيري از به بن‌بست كشيدن مجلس و تعطيلي كار دولت, يك هيئت هشت‌نفره مركب از نمايندگان بي‌طرف تشكيل مي‌شود كه به اختلافات رسيدگي, و راه‌گشايي نمايد. گزارش آن هيئت به حمايت از دولت دكترمصدق, به وي حق و اختياراتي براي ادارة كشور ارائه مي‌كند.
طراح اصلي پروژة آژاكس, يكي از تحليل‌گران سرويس اطلاعاتي سيا وابسته به دانشگاه پرينستن امريكا, شخصي بود به‌نام دكتر دونالد ويلبر
Dr.Donald Wilber . وي در ماه مارس 1954 يعني چهارماه بعد از كودتاي 32, گزارشي براي قسمت آرشيو تاريخي سيا (عمليات سري گزارش 280) تهيه مي‌نمايد و در مقدمة گزارش اهميت درس‌هاي تجربة كودتاي ايران را براي پروژه‌هاي آينده متذكر مي‌شود. در آوريل 2000 روزنامة معتبر نيويورك تايمز مدعي شد كه يكي از مقامات سابق سيا گزارش دونالد ويلبر را به‌منظور انتشار, در اختيار آنها قرار داده است. نيويورك تايمز در دو مرحله, آوريل و ژوئن 2000, با حذف قسمت‌هايي آنها را به چاپ مي‌رساند.(5)
تاريخ محرمانة كودتا به روايت دونالد ويلبر چندين نكتة برجسته داشت كه در سال گذشته توجه ناظرين را به خود جلب كرده است:
ـ نزديكي و عمق همكاري دولت‌هاي انگليس و امريكا و سيستم‌هاي اطلاعاتي آنها را براي پروژة آژاكس منعكس مي‌سازد.
ـ در نوامبر 1952, حتي زماني‌كه امريكا مذاكرات نفت را با ايران ادامه مي‌دهد, درحقيقت در پشت پرده با بريتانيا در حال تداركات كودتا بودند.
ـ پروژة بحران‌سازي آژاكس براي بركناري دولت دكترمصدق داراي برنامه‌ها و سطوح مختلفي بود كه در انتها به كودتا ختم شد. به‌عنوان مثال:
ـ رشوه و استخدام خبرنگاران مطبوعات ايراني در يك شبكة مخفي به‌نام بدمن
Bedman براي تبليغات سياسي و جنگ رواني عليه دولت مصدق. شبكة سري بدمن به همت دو جاسوس اصلي به نام‌هاي مستعار "نرن" و "سيلي" (علي جلالي و فاروق كيواني) فعال بود. در اين گزارش, حيطة كار بدمن اين‌گونه تشريح شده: انتشار اعلاميه و جزوات آماده, درج مقالات و كاريكاتور,(6) تربيت جاسوس براي نفوذ در احزاب سياسي, ايجاد باندهاي اوباش, اعمال تحريك‌كننده چون حمله به مساجد (گازيوزوسكي, مارك, ص 269)(7)
ـ ايجاد تفرقه بين مصدق و روحانيون (گزارش ويلبر: صفحات 32 و 20, ضميمة الف صفحة 7, ضميمة‌ب صفحات 23 و 24)
ـ مقدار 150000 دلار براي اين‌گونه اقدامات اختصاص يافته بود (ضميمة ب صفحة 15)
ـ عمليات صحنه‌سازي چون كارگزاري بمب در منزل يك روحاني (گزارش اسم نمي‌برد) براي ايجاد بحران. جوّ تشنّج و بي‌اعتباركردن ملّيون, ايجاد توهّم خطر حزب‌توده (گزارش ويلبر: صفحات 37, ضميمة ب صفحات 24 و 22). البته مشابه همان را گازويوزوسكي قبلاً در مقالة تحقيقي‌اش آن نكته را در قلمرو اهداف شبكه بدمن عنوان كرده بود كه اين عوامل براي تشديد سوءظن و به‌خصوص ايجاد دل‌رنجي و كدورت بين مرحوم آيت‌الله كاشاني و مصدق از تبليغات مذموم استفاده مي‌كردند. (گازويوزوسكي, ص 269). گازويوزوسكي مي‌نويسند كه براي آن پژوهش تحقيقي, با هفت مأمور و تحليلگر سيا كه در آن زمان فعال بودند مصاحبه به‌عمل آورده است.( گازويوزوسكي, پاورقي 42, ص 283). از منابع و مأخذش پيداست كه تعداد زيادي مدارك محرمانه وزارتخارجه و سفارت بريتانيا در ايران را بررسي نموده است. گزارش دونالد ويلبر در تأييد اطلاعات سابق گازويوزوسكي, نور بيشتري بر مسيله تشنجات در مجلس و كارشكني فراكسيون مخالف مي‌تابد. در بيست ماه مي 1953 به شعبة سيا در تهران اجازه داده مي‌شود تا به‌منظور پرداخت رشوه و خريدن بعضي نمايندگان مجلس, هفته‌اي يازده هزار دلار بودجه كنار بگذارد (گزارش ويلبر, ص 18 و 19). در رابطه با آشفته‌كردن برنامة دولت و مجلس, معاون وزير امورخارجه انگليس در ملاقات با شاه متذكر مي‌شود كه "براي كنارگذاشتن مصدق برنامه‌هاي غيرمستقيم و پشت پرده لازم است" و "در مجلس پيشرفت‌هايي حاصل شده است."(8)
جزيي از اقدامات نهايي, سرويس اطلاعاتي انگليس پيشنهاد داد كه به "بيست نماينده كه اكنون در كنترل ما نيستند رشوه پرداخت شود" (گزارش ويلبر, ضميمة الف ص 4). در روز 14 ژوئيه كه فراكسيون ملي به پيشنهاد دكترمصدق استعفا داد, دفتر مركزي سيا در واشنگتن از نمايندگان مخالف به‌طور غيرمستقيم خواست كه در صورت امكان مقاومت كرده, بست بنشينند تا ابتكار عمل و كنترل مجلس را به‌‌عهده بگيرند. (گزارش ويلبر, ص 31) رابين زانر
Robin Zaehner پروفسور دانشگاه آكسفورد و كارمند سرويس اطلاعاتي انگليس كه در آن زمان در ايران فعال بود, مي‌افزايد كه عوامل و جاسوسانشان موفق شدند كه بين حسين مكي و دكترمصدق اختلاف بيندازند (گازويوزوسكي, ص 265). دوهفته پس از انتشار گزارش محرمانة سيا (دونالد ويلبر) در روزنامه نيويورك تايمز, پروفسور نوم چامسكي در مصاحبه با دكتر رامين جهانبگلو گفت "... كوشش براي كنترل منابع و ذخاير خود, ديوانگي است! اين از نظر آنها درسي بود براي هر كشوري كه مي‌كوشد تا منابع و كشور خود را, خود اداره و كنترل كند. اين در نيويورك تايمز ستايش شده بود

 

كودتا (28 مرداد)
"در روابط بين‌المللي, ما قوانين و اصول عرفي را رعايت كرده و در امور داخلي كشورهاي ديگر دخالت نمي‌كنيم. ما معتقديم كه بايد به نهادهاي قانوني و سياسي ديگران احترام گذاشت و آنها در سرنوشت سياسي, خودمختار و آزاد باشند". (از سخنراني آلن‌ دالس رئيس‌كل سرويس اطلاعاتي سيا ]در زمان كودتا[ به‌جمعي از فارغ‌التحصيلان دانشكدة حقوق دانشگاه شيكاكو در سي‌تير, نوامبر 1954‌).
در مارس 1953 ژنرال والتر بدل اسميت, معاون وزارت خارجه امريكا به اين نتيجه رسيد كه دولتي بايد جايگزين دولت مصدق شود كه در تركيب آن اثري از افراد جبهه‌ملي نباشد (گزارش ويلبر, ص 4) و در آوريل 1953 شعبه سيا به‌وسيلة ناخدا اريك پولارد, وابستة نيروي دريايي امريكا با زاهدي تماس مستقيم برقرار مي‌كند.
در همان آوريل, ويلبر خود عازم نيكوزيا مي‌شود كه با سرويس اطلاعاتي انگليس و رايزن آنها "نورمن دربي شاير" طرح دقيق عملياتي برنامة‌ كودتا را بريزند. (گزارش ويلبر, ص 5) به‌دليل آن‌كه سرويس اطلاعات پنتاگون (
G2 ركن دو امريكا) اطلاعات وسيعي در مورد تركيب ارتش ايران و افسران آن نداشت كه براي طرح نظامي آژاكس به‌كار گيرد. درحقيقت بخش نظامي طرح آژاكس چندين ماه پيش در دفتر مركزي سيا در واشنگتن تهيه شده بود (ضميمة د, ص 2). ضميمة د گزارش "عمليات سري 208 دونالد ويلبر", همان طرح نظامي عمليات آژاكس مي‌باشد.
در روز 25 مرداد, بعد از شكست فاز اول كودتا, كرميت روزولت (رئيس بخش خاور نزديك كل سازمان سيا, و كارگردان و مدير اجرايي عمليات در تهران) با عوامل ارشد نرن, و سيلي (علي جلالي و فاروق كيواني) تماس گرفته و دستورات لازم را مي‌دهد. در عين حال ژنرال مكلور (وابستة نظامي امريكا) را به ديدن تيمسار رياحي مي‌فرستد كه سر گوش آب دهد و بپرسد كه دولت امريكا چه كسي را بايد به‌عنوان دولت رسمي بشناسد (ويلبر, ص 46). همان روز كرميت روزولت به‌عنوان كارگردان ميداني عمليات در تهران, جلسة سري و سرنوشت‌سازي را در محل سفارت با حضور تيمسار زاهدي, برادران رشيديان (با اسم رمز برادران باسكو) تيمسار گيلانشاه, سرهنگ فرزانگان و جرج كارول
George Carroll به‌پا داشت. جلسه چهار ساعت به‌طول انجاميد, با تصميم بر اين‌كه كودتا در 28 مرداد (19 اوت) به اجرا درآيد, در آن جلسه طرح عملياتي با ابعاد سياسي, نظامي و مالي تهيه مي‌شود (ويلبر, ص 57). چون به نظر مي‌رسيد تيپ‌هاي نظامي تهران به دولت قانوني وفادار باشند, تصميم گرفته شد, براي عمليات نظامي لشكرهاي خارج از تهران بسيج شوند. جرالد تان Gerald Towne (كارمند شعبه سيا در تهران) و سرهنگ فرزانگان براي جلب حمايت تيمور بختيار فرماندة لشكر كرمانشاه به آنجا فرستاده شدند. جرج كارول و اردشير زاهدي براي ديدن فرماندة لشكر اصفهان (ضرغامي) عازم شدند (همان مأخذ). ضرغامي در اثر مذاكرات با استاندار اصفهان دكتركشاورز صدر, مردد به‌نظر مي‌رسيد. جرج كارول, افسر سيا, با گروه "افسران نظامي توطئه" (گزارش واژة توطئه را به‌كار مي‌برد) در تماس نزديك بود و در آخرين جلسه آنها در 13 اوت, خود حضور داشت (ويلبر, ص 37). آقاي جرج كارول متخصص سيا در عمليات شبه‌نظامي و تهيه‌كننده ضميمه د گزارش, با تجربيات تازه از كره به ايران فرستاده شده بود. با قوارة دومتري و اندي فرد مشخصي به نظر مي‌رسد. در روز 18 اوت (27 مرداد) براي انجام طرح, "جهت عمليات از شعبه به مركز و بالاترين سطوح سيا ارتقا يافت" (ويلبر, ص 64).
براي آرامش بخشيدن به جوّ تهران و جلوگيري از هرج‌ومرج بعد از 25 مرداد, دولت دكترمصدق از همة نيروهاي سياسي خواست كه از تظاهرات خياباني ممانعت ورزند. با اين توصيف در شب 27 مرداد (18 اوت) به‌دستور "نرن" و "سيلي", عوامل ارشد شعبه سيا در تهران, افراد مشكوك و اوباش, شلوغي و تظاهرات به راه انداختند, با اين دستور كه "درخيابان‌هاي لاله‌زار و اميريه شيشه‌هاي مغازه‌ها را شكستند, با به هم ريختن اوضاع وانمود كنند كه اين كار حزب‌توده است و شهر در تشنج است" (ويلبر, ص 63).
صبح زود روز 28 مرداد (19 اوت) دسته‌ها و باندهاي ضربت براي صبحانه و آماده‌باش در مكان‌هايي كه حاج خداداد از مالكين ميدان امين‌السلطان فراهم كرده بود, جمع مي‌شوند. با هزينة برادران رشيديان مقدار زيادي چماق و اسلحه سرد شب قبل تهيه شده بود. گروه‌هاي اوباش دسته‌دسته از ميدان تره‌بار و امين‌السلطان به طرف بازار, مكان راندوو به حركت مي‌‌افتند. "نرن" عامل سيا با دو مأمور زيردست خود منصور افشار و مجيدي با جيپ و چندين كاميون در روبه روي بازار, مكان ملاقات منتظر بودند (گزارش ويلبر, ص 66). در لحظة رسيدن دسته‌ها, عوامل شعبة سيا رهبري را به‌عهده مي‌گيرند. گروه‌ها تقسيم شده, يك‌عده به رهبري "نرن" به طرف مجلس حركت مي‌كنند و سر راه به‌دستور وي دفتر روزنامه "باختر امروز" كه تحت مديريت دكترفاطمي وزير امورخارجه مصدق بود, را به آتش مي‌كشند. در عين حال, اين عوامل گروه‌هايي را به‌طرف دفاتر احزاب و روزنامه‌هاي ديگر هدايت مي‌كنند. (همان)
طبق قرار قبلي سرهنگ دماوند صبح زود با تانك در ميدان بهارستان روبه‌روي مجلس ظاهر مي‌شود. "سيلي" ديگر مأمور ارشد شعبه سيا, دسته‌هايي را در خيابان‌ فردوسي به طرف مركز پليس نظامي هدايت مي‌كند كه سرهنگ نصيري را آزاد كنند. تيمسار نخعي هم براي كمك در خيابان‌ها مي‌چرخيد (ويلبر, ص 67 و 70). يادآور مي‌شود كه سرهنگ نصيري در توطئة كودتاي 25 مرداد دستگير شده بود. كنت‌لاو, خبرنگار روزنامة نيويورك تايمز,‌ به‌دستور كرميت روزولت براي مصاحبه به مقر مخفي زاهدي برده مي‌شود. لاو در نوشته‌اي, جرج كارول را متخصص شيوه‌هاي شبه‌نظامي و تكنيك‌هاي كنترل خياباني معرفي كرده و گروه‌هاي ضربت را "باندهاي آقاي كارول" مي‌نامد.(10) كنت‌لاو به نقل از جرج كارول كه تازه از كره رسيده بود مي‌نويسد "سازمان سيا آماده‌باش بوده در صورت لزوم سرنگوني سينگمن ري, طرح شورش را به راه بيندازند" (كنت لاو, ص 37). تيمسار فضل‌الله زاهدي كه از 25 مرداد فراري محسوب مي‌شد در اين لحظه در يك مكان امن سيا در نزديكي كرميت روزولت مخفي بود.(11) همين‌طور كه دسته‌هاي شورشيان در خيابان‌ها حركت مي‌كردند, "ديك مأمور زيردست روزولت از وي مي‌پرسد كه آيا هنگام آن رسيده است كه زاهدي را براي اعلان پيروزي خارج ببريم؟ روزولت پاسخ مي‌دهد: خير, صبر مي‌كنيم تا شورشيان به منزل مصدق برسند (روزولت, ص 188). ساعتي بعد مأمور ايراني تبار از روزولت اجازه مي‌گيرد كه دسته‌ها را براي تصرف راديو حركت دهد. روزولت پاسخ مي‌دهد كه "بله, طبق برنامه عمليات اقدام كنيد" (روزولت, ص 188).
گردان حافظ منزل دكترمصدق در خيابان كاخ, زير فرمان سرهنگ ممتاز و سروان داورپناه مقاومت شديد و طولاني از خود نشان مي‌دهند, ولي كودتا موفق مي‌شود. سرگرد سخايي رئيس شهرباني كرمان به‌خاطر مقاومت و نپيوستن به صف كودتاچيان, به‌وسيلة‌ آنها كشته مي‌شود. در آن سال‌ها افراد زياد و گمنامي به‌خاطر مبارزه براي آزادي جان خود را از دست مي‌دهند. افرادي چون دكترغلامحسين ‌زيرك‌زاده, دكترمهدي شرف‌الدين, قاسم عينكچي, عباس لؤلؤ و... بعد از اصابت گلوله, امير بيجار با خون خود نوشت: "يا مرگ يا مصدق".
مفسر امريكايي اندرو توالي
Andrew Tully دربارة ماهيت كودتاي 28 مرداد گفت: "احمقانه است كه بعضي‌ها نوشته‌اند مصدق را ايراني‌ها برانداختند؛ اين عمليات از اول تا آخر يك يورش امريكايي بود" (كتاب عربستان بدون سلاطين, تأليف فرد هاليدي, متن انگليسي چاپ بريتانيا 1974, ص‌473). پژوهشگراني معتقدند كه شرايط دروني ويژه, و ساختارهاي اجتماعي آن زمان اجازه نمي‌داد كه آن جنبش مدني به‌سر مقصد منظور رسد. اين مقاله از منظر نقش عوامل و اسباب بيروني و سلطة جهاني به موضوع نگريسته. يكي از مفسرين سياسي بر اين باور است كه در پيشبرد اهداف نهضت, دكترمصدق راه ديگري در پيش رو نداشت. وي مي‌افزايد: "جهان پس از جنگ جهاني دوم, جهان پس از مرگ استالين, جهان جنگ سرد, راه شرافتمندانه ديگري براي مصدق و هيچ نهضت‌ آزاديبخش ديگري باقي ننهاد".(12)
چند روز بعد از كودتا, مرحوم محمد نخشب از مؤسسين حزب مردم ايران, كه فراري و مخفي بود, به سراغ آقاي ابراهيم كريم‌آبادي نمايندة اصناف در جبهة‌ملي و مدير "روزنامة اصناف" مي‌رود, آن دو به اتفاق آقاي حسين شاه‌حسيني در منزل آيت‌الله سيدرضا زنجاني جمع شده و اولين اعلاميه با عنوان "نهضت ادامه دارد"‌ تهيه مي‌شود و نطفة نهضت مقاومت ملي تشكيل مي‌گردد.(13)




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

تاريخچه عکاسی :

سالها قبل از اينکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربين عکاسی وجود داشت. يک دانشمند مسلمان به نام ابن هيثم در قرن پنجم هجری / يازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی  یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.

این وسیله، طی جنگهای صليبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.

این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند.
این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحيحی برخوردار بود.

در حدود سال ۱۵۰۵ میلادی نیز ژرم کاردان (Jerome Cardan) ریاضی دان ایتالیایی یک عدسی محدب بر روزنه اتاقک تاریک نصب کرد، این کار باعث شد تا تصویر وضوح بیشتری پیدا کند.

اما سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسیله شیمیدان آلمانی ، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقی کشف شد. ماجرا از این قرار بود که روزی وقتی شولتز وارد آزمایشگاه شد، متوجه شد برگ درختی بر روی کاغذی که به نیترات نقره و آهک آغشته بود افتاده، بعد از اینکه برگ را از روی کاغذ برداشت متوجه شد که قسمتی که برگ روی آن بوده مثل سایر بخش های کاغذ سیاه نشده است.
این پدیده باعث آغاز فعالیتهای جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور شد.


و اینکه در سال ۱۸۱۹ سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel)  انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد. ماده ای که هرشل به عنوان ماده ثابت کننده تصویر معرفی کرد هیپوسولفیت دوسود نام داشت. کار مهم دیگری که هرشل انجام داد به کاربردن الفاظ منفی (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاویر بود.

تا اینکه سرانجام بین سالهای ۱۸۲۲ و ۱۸۲۶ یک مخترع فرانسوی به نام نیسفور نی یپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولین عکس دنیا را ثبت کند

وی این عکس را در املاک شخصی خود واقغ در دهکده ای به نام سن لودووارن در چند کیلومتری شالن سورسن تهیه کرد.

نی یپس در واقع برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد. عکسی که وی تهیه کرد حدود ۸ ساعت بوسیله خورشید نور دیده بود. وی این روش را هلیوگرافی (Heliography) یا ترسیم بوسیله خورشید نامید.

نی یپس در سال ۱۸۲۹ با یک فرانسوی دیگر به نام لویی ژاک مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. اگر نقاش مرفه و صاحب گالری در پاریس بود و ضمنا تجربه های با ارزشی نیز در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت.

پس از مرگ نی ئپس ، داگر کار وی را ادامه داد و او پس از چند سال روشی را ابداع کرد که آن را (داگرئوتیپ) نامید

داگر و نی پپس:

سالها بعد کلمه فتوگرافی که بوسیله سرجان هرشل و از ترکیب دو کلمه یونانی فتوس (Photo) به معنی نور و گرافوس (graphein) به معنای رسم کردن ابداع شده بود جای آن را گرفت.


در آن زمان عکاسی برای مردم سحر و جادو تلقی می شد تا جایی که تصاویر به دست آمده را آینه حافظه دار نامیده بودند.

در سال 1838 شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام هنری فوکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر ، بزرگسازی تصویر و به دست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی را در ظهور عکس تکمیل کرد.

قبل از این عکاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شی مورد نظر بسازند. ( فرض کنید اگر قرار بود از یک فیل عکس بگیرند چه دوربینی با چه اندازه ای می خواستند!!)


در آن زمان برای گرفتن عکس مدت و هزینه زیادی صرف میشد .لابراتوارها سیار بودند و حمل و نقل شیشه ها (که عکس ها روی آنها ظهور میشد) بسیار سخت بود.

از طرفی سوزه باید در طول زمان گرفته شدن عکس بدون حرکت میماند! که برای سوژه های جاندار مثل انسان از آپولو (وسیله ای برای شکنجه انسان) استفاده میکردند. با اختراع امولسیون تر یا کلودیون این زمان به ۲-۳ ثانیه تقلیل یافت. بعدها با اختراع امولسیون ژلاتین دار یا امولسیون خشک توسط ریچارد مادوکس (Richard Maddox) این زمان به ۱/۲۵ ثانیه کاهش پیدا کرد.

و اما اشخاص زیادی برای ارتقاء عکاسی تلاش کردند که یکی از معروفترین این افراد جرج ایستمن (George Eastman) بود که تلاش کرد تا عکاسی را در اختیار همگان قرار دهد وی هم چنین بنیانگذار موسسه کداک است.

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه هنر: «دوران مشروطيت از عكس براي ثبت يك رخداد اجتماعي بهره بردند  و براي نخستين بار در تاريخ ايران  عكاسي به عنوان يك رسانه به مفهوم دقيق آن مطرح مي‌شود.»

عكاسي تنها هشت سال پس از تولد به ايران پاي گذاشت و در مدت زمان كوتاهي توانست جاي خود را باز كند. اين پديده در مواجهه با مهمترين و نخستين خيزش عمومي مردم ايران  نقش خود را به خوبي ايفا كرد. بي‌ترديد عكس در دوره مشروطه به عنوان يك رسانه كاركرد صحيح خود را به انجام رساند .

مهرداد نجم آبادي عكاس،‌ مدرس دانشگاه و پژوهشگر با اشاره به پيشينه‌اي از وضعيت عكاسي ‌معتقد است:« مشروطيت صرف‌نظر از تبعات و آثارش يكي از درخشان‌‌ترين حوادث   200 سال گذشته كشور ما است. اعتقاد دارم هر زماني كه ثبات اقتصادي داريد مردم وقت مي‌كنند كه به نداشته‌هايشان فكر كنند. پنجاه سال سلطنت ناصرالدين شاه در ايران چه قبول داشته باشيم يا نپذيريم به همراه خودش   ثبات به همراه آورد. در اين دوره مسئله كسب علوم جديد به طور جدي مطرح و  ارتباط ملموسي با بحث فرهنگ پديد آمد .  كساني كه   به غرب رفتند،  مظاهر جديدي از فرهنگ و تمدن را  به ايران وارد كردند. »

بخشي از اين مظاهر به با ابزاري به نام عكس وارد  شد:« اين عكس ها تصويري مثبت از فرنگ و مظاهر تمدني جديد را در مقابل ايرانيان گشود . درست است كه ميان ايران و غرب از دوران صفويه ارتباطاتي به وجود آمده بود، اما اين ارتباط شكل تصويري نداشت . تا آستانه دوره ناصري تصوير درستي از افرادي كه در سرزمين‌هاي خارج از ايران زندگي مي‌كردند، موجود نبود و  به آن‌ها به عنوان موجودات خنده‌دار مي‌نگريستند. »

اماعكس‌هاي كه از خارج آمد  با  مطالبي همراه شد كه برخي از روشنفكران ايراني در روزنامه‌هاي فارسي خارج   كشور زندگي  منتشر و به ايران مي‌آمد ، منتشر مي‌شد.

نجم آبادي مي‌گويد :« ما در دوره قاجار تولد روزنامه را شاهد هستيم و مفهوم رسانه وارد جامعه شد. روزنامه‌ها در آغاز به دليل محدوديت‌هاي موجود فاقد عكس بود، اما با توجه به گسترش و اهميت رسانه‌اي عكس اين پديده وارد مطبوعات شد. در روزنامه‌ها چند عكس به صورت گراور چاپ مي‌شد. روزنامه‌ها و ارگان‌هاي خبري به لحاظ ضعف در كيفيت تصويري ، به شدت از  نيمه دوم قرن نوزدهم از سكه افتاده بود. عملا از 1900 به بعد به صورت جدي شاهد حضور عكس در نشريات هستيم در ايران هم  اين اتفاق دير تر ،اما سرانجام رخ داد. امكانات طبع عكس هم  با مشروطه به وجود مي‌آيد.  »

نجم آبادي با اشاره به اين كه از دوران مشروطيت از عكس براي ثبت يك رخداد اجتماعي استفاده كاربردي مي‌شد،‌افزود:« براي نخستين بار در تاريخ عكاسي ايران اين هنر  به عنوان يك رسانه به مفهوم كامل مطرح مي‌شود. پيش از مشروطه عكس برخي از رخدادها مانند اعدام يا تنبيه افراد وجود داشت كه اغلب آنها  در باب تفنن بود. اما  عكس‌هاي مشروطه  صرفا به لحاظ فرونشاندن فضولي ديداري بود. »

آيا عكاسي هنر است؟

ما اين سوال را بارها و بارها شنيده ايم كه آيا عكاسي مي تواند در ذات خود ، هنر محسوب شود؟ و شاهد رسالات و مقالات زيادي در رد يا تاييد اين نظر هستيم.ايراد و استدلال نخست در رد اين نظر اينست كه به نظر مي رسد در عكاسي يك پروسه مكانيكي قسمت عمده كار را بر عهده دارد كه عكاس قادر به افزودن چيزي جز مقداري دستكاري در چاپ عكس ، به آن نيست.( و اين هم در صورتي است كه عكاس خود چاپ عكس را در تاريكخانه اش انجام دهد. براي مثال عكاسان جنگ جهاني دوم كه آثار تامل برانگيزي هم خلق كردند تنها لحظه ها را شكار و فيلم ها را براي ظهور و چاپ به لابراتوار هايي خارج از مهلكه ارسال مي كردند و خود معمولا تصور دقيقي از نتيجه كار- اگر نتيجه اي وجود مي داشت - نداشتند)


شايد از طريقي كه در ادامه پي خواهم گرفت قادر به كمك به بعضي نتيجه گيري ها در اين بحث شوم. طي سال هاي 1956 تا 1957 بيش از يك سال را با
William Mortensen در Leguna Beach كاليفرنيا گذراندم و فلسفه و تكنيك او را كه بيش از 40 سال به هر دوي آنها در كارهايم به عنوان يك عكاس چهره نگار وفادار مانده ام ، از او آموختم. آقاي Mortensen تكنيك هاي شخصي و خاص خودش را در نورپردازي سوژه ، زمان بندي نوردهي و ظهور و چاپ فيلم داشت. او در هر يك از اين مراحل در برابر گروه معروفf/64 به رياست آنسل آدامز قرار مي گرفت كه معتقد به عدم هر گونه دستكاري در ظهور و چاپ فيلم بود. به نظر مي رسد چنين فلسفه اي با استدلالي كه ارائه مي دهد به خودي خود عكاسي را از جرگه هنر خارج مي كند. گروه آنقدر قدرت و نفوذ داشت كه به مدت بيش از يك دهه در كنار گذاشتن مجازي Mortensen از تاريخ عكاسي موفق شد. Mortensen مفهوم " نور دادن براي سايه ها و ظهور براي روشني ها " را با تجربه بر عكس قضيه يعني " نوردادن براي روشني ها و ظهور براي سايه ها " متغير كرد. مفهوم قبلي، تكنيسين هاي تاريكخانه را وادار مي كرد با استفاده از تكنيك معروف “Pull” نگاتيو را به نقطه مشخصي از پروسه ظهور كه توسط فاكتور شناخته شده اي به نام " گاما" تنظيم مي شد ، برسانند. اين تغيير مختصر پيش از آنكه پروسه ظهور كامل شود نگاتيو را از ادامه راه نگه مي داشت. من نمي توانم در مورد نتايجي كه با استفاده از اين روش و توسط ستارگان پر فروغي همچون گروه F/64 كه مطمئنا عكس هاي باشكوهي خلق كرده اند كه براي هميشه باقي خواهند ماند ، بحث و استلال كنم ، اما مي توانم در باره آن مفهوم پايه و اساسي حرف هايي بزنم. Mortensen مي گفت ، نگاتيو مانند " دوربين پيچيده " چشم انسان است كه به اندازه كافي براي ضبط و انتقال تدريجي يك سوژه دچار محدوديت و مضيقه است و بيشتر ، سوژه را قاپ مي زند و مي دزدد تا آن را با تمام جزييات و حواشي اش نشان دهد . مفهوم پايه و قديمي ارائه شده هم تنها همين كار را انجام مي دهد. ايده Mortensen بر اساس مفهوم " نوردادن براي روشني ها و ظهور براي سايه ها " منجر به ظهور كامل فيلم براي دستيابي به آنچه كه نامش را " 7 مشتق " (7-D) گذاشته بود ، شد. او حتي براي اثبات نظريه اش فيلمي را به اندازه كافي در پروسه ظهور تحريك كرد تا كاملا ظاهر شود. او به جاي 5 دقيقه ، نگاتيو را حدود يك تا يك و نيم ساعت يا تا قبل از آنكه نگاتيو آسيب ببيند و لكه دار شود در “Developer” نگاه داشت . همه چيز به خوبي با يك نگاتيو كاملا ظهور يافته به پايان رسيد.تنها كمي كار بر روي كاغذ با قي مانده بود تا عكسي عالي از سفيد سفيد تا سياه سياه بدست آيد.من اين كار را بارها انجام داده ام ،ظهور يك تا يك و نيم ساعته بدون هيچ اثر نامناسبي بر روي نگاتيو. به موضوع اصلي برگرديم. اين درگيري عكاس براي ارائه يك عكس مسير طولاني است كه عكاسي را در زمره هنر قرار مي دهد ، اما به يك چيز ديگر نيز نياز است كه Mortensen به خوبي از پس آن نيز بر آمده است.مدتها پيش از آنكه او وارد عكاسي شود در نيويورك با هنرمنداني از جمله Bridgeman، Henri و Bellows مشغول تحصيل بود و طي يك سال در "يونان " از بسياري جاها نقاشي كرد.پس از بازگشت به Salt Lake City به تدريس در كلاس هاي هنر دبيرستان قديمي خود پرداخت . من تعدادي از كارهاي رنگ و روغن او را در Laguna Beach مشاهده كردم كه كارهاي بسيار با ارزشي بودند.مسئله اينست كه او يك هنرمند مسلم بود و آن استعداد و سرشت را با خود به عكاسي آورده بود.


من هيچ عكاس ديگري را سراغ ندارم كه پرتره هايي با كيفيت آثار
mortensen ارائه كرده باشد. احساس من اينست كه يادگيري اغلب هنرمندان از طريق منابع يكساني بوده و در نتيجه كارهاي آنها هم شبيه بهم و يكسان به نظر مي رسد. به نظر من ، هر چند كه آنها تكنيسين هاي خوبي محسوب مي شوند اما فاقد آن بارقه هنرمندي هستند و آن بارقه خصوصيتي است كه فرد با آن متولد مي شود و آموختني نيست هر چند كه مطالعه عميق و دقيق تاريخ هنر و آثار هنرمندان متقدم و موفق، به بهبود درك افراد از هنر و ارتقا كيفيت آثار آنها كمك مي كند. من به عكس هاي بسياري توجه كرده ام و مجلات و كتاب هاي متعددي را ورق زده ام و در آنها آثاري را ديده ام كه بيشتر آنها را تكنيسين ها و نه هنرمندان تهيه و عرضه كرده اند. يك مثال : Mortensen براي كمك به داوري در يك نمايشگاه عكس در Santa Ana دعوت شده بود، يكي از معدود دفعاتي كه از خانه و استوديو اش در Laguna Beach دور شده بود. او به قانون Schnitt رياضي دان آلماني كه ميگفت بايد نسبت A به B برابر با نسبت B به A-B باشد ( افقي و عمودي) در تركيب بندي عكس معتقد بود و در ميان عكس ها به دنبال تصاويري بود كه بيشتر با اين قانون مطابقت كنند. چند تايي از عكس هايي كه قانون Schnitt در آنها بيشتر رعايت شده بود توجه او را به خود جلب كردند ، آنها را جدا و براي مقايسه و بررسي بيشتر آنها را به ديوار تكيه داد. بقيه داوران گيج شده بودند بيشتر انتخاب هاي آنها در ميان عكس هايي كه Mortensen انتخاب و جدا كرده بود وجود نداشتند.او توضيح داد كه اگر يك عكس چاپ شده كمپوزيسيون خوبي نداشته باشد ، هر چقدر هم كه خوب گرفته و چاپ شده باشد اين مسئله مهم نيست و دستورالعمل Schnitt به سادگي يك پرينت با كمپوزيسيون خوب را از پرينتي كه فاقد آن است مشخص و معين مي كند. باقي داوران سرانجام با Mortensen موافقت كردند و نهايتا جايزه به عكسي كه او انتخاب كرده بود تعلق گرفت. من در مورد عكاساني كه آثارشان را به طور معمول عرضه مي كنند نظري ندارم اما در مورد آنهايي كه سعي مي كنند كار هاي متوسطي را كه به لحاظ تكنيكي عالي اما فاقد كيفيت حقيقي هنري هستند ،به مثابه هنر قلمداد كنند نظراتي دارم. مدت هاست كه از من براي داوري در نمايشگاه ها و مسابقات عكاسي دعوت نمي شود زيرا همه مي دانند كه من عكس هاي رنگي را كه مشخص است توسط خود عكاس چاپ نشده اند قبول ندارم و رد مي كنم . بيشتر عكاسان چاپ هاي رنگي شان را به لابراتوار هايي مي دهند كه از تجهيزات گران قيمت استفاده مي كنند .

براي آنكه عكاسي جايگاه خودش را در هنر داشته باشد بايد بدست هنرمندان برجسته و عكاسان خبره به لحاظ فني اعتلا يابد .بسياري از عكاسان تكنيكي ، كارهاي درخشاني در زمينه ثبت و ضبط آنچه كه جهان دارد ارائه مي دهند اما تنها " عكاسان هنرمند" قادر به حفظ جايگاه عكاسي در سالن هاي هنري و كلكسيون ها هستند.

 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

ليزر

 

 

ليزر مخفف عبارت light amplification by stimulated emission of radiation می باشد و به معنای تقويت نور توسط تشعشع تحريک شده است.اولين ليزر جهان توسط تئودور مايمن اختراع گرديد و از ياقوت در ان استفاده شده بود در سال ۱۹۶۲ پرو فسورعلی جوان اولين ليزر گازی را به جهانيان معرفی نمود وبعدها نوع سوم وچهارم ليزرها که ليزرهای مايع و نيمه رسانا بودند اختراع شدند.در سال ۱۹۶۷ فرانسويان توسط اشعه ليزر ايستگاههای زمينی شان دو ماهواره خود را در فضا تعقيب کردند بدين ترتيب ليزر بسيار کار بردی به نظر امد.
نوری که توسط ليزر گسيل می گردد در يک سو وبسيار پر انرژی و درخشنده است که قدرت نفوذ بالايی نيز دارد بطوريکه در الماس فرو ميرود . امروزه استفاده از ليزر در صنعت بعنوان جوش اورنده فلزات و بعنوان چاقوی جراحی بدون درد در پزشکی بسيار متداول است.
ليزرها سه قسمت اصلی دارند:
۱-پمپ انرژی يا چشمه انرژی: که ممکن است اين پمپ اپتيکی يا شيميايی و ياحتی يک ليزر ديگر باشد
۲- ماده پايه وزفعال که نام گذاری ليزر بواسطه ماده فعال صورت ميگيرد
۳- مشدد کننده اپتيکی : شامل دو اينه بازتابنده کلی و جزئی می باشد
طرز کار يک ليزر ياقوتی:
پمپ انرژی در اين ليزر از نوع اپتيکی ميباشد ويک لامپ مارپيچی تخليه است(flash tube) که بدور کريستال ياقوت مدادی شکلی پيچيده شده(ruby) کريستال ياقوت ناخالص است و ماده فعال ان اکسيد برم و ماده پايه ان اکسيد الومينم است.
بعد از فعال شدن اين پمپ انرژی کريستال يا قوت نور باران می شودو بعضی از اتمها رادر اثرجذب القايی-stimulated absorption برانگيخته کرده وبه ترازهای بالاتر می برد.

پديده جذب القايی: اتم برانگيخته = اتم+فوتون

با ادامه تشعشع پمپ تعداد اتمهای برانگيخته بيشتر از اتمهای با انرژی کم ميشود به اصطلاح وارونی جمعيت رخ می دهد طبق قانون جذب و صدور انرژی پلانک اتمهای برانگيخته توان نگهداری انرژی زيادتر را نداشته وبه تراز با انرژی کم بر ميگردند وانرژی اضافی را به صورت فوتون ازاد می کنند که به اين فرايند گسيل خودبخودی گفته می شود ولی از انجايی که پمپ اپتيکی
مرتب به اتمها فوتون می تاباند پديده ديگري زودتر اتفاق می افتد که به ان گسيل القايی-stimulated emission گفته می شود .وقتی يک فوتون به اتم برانگيخته بتابد ان را تحريک کرده و زودتر به حالت پايه خود بر می گرداند.

گسيل القايی: اتم+دو فوتون = اتم برانگيخته+ فوتون

اين فوتونها دوباره بعضی از اتمها را بر انگيخته ميکنند و واکنش زنجير وار تکرار می شود.
بخشی از نور ها درون کريستال به حرکت در می ايند که توسط مشددهای اپتيکی درون کريستال برگرداننده می شوند واين نورها در همان راستای نور اوليه هستد بتدرج با افزايش شدت نور لحظه ای می رسد که نور ليزر از جفتگر خروجی با روشنايی زياد بطور مستقيم خارج می شود .

 

 

ليزر CO2

ليزرهاي گازي نوع خاصي از ليزر است كه در آن گازي داخل يك لوله ي شفاف مثل لامپ مهتابي مي رود. عبور جريان از اين لوله باعث رفت و آمد ِ فوتون مي شود. اولين نوع ِ اين ليزرها هليم نئون بود. يعني همين ليزرهاي خانگي و مدارس. اين ليزر ِ ايمن توسط يك ايراني در مؤسسه ي بل به نام دكتر علي جوان اختراع شد. نوع ديگر ليزر ليزر CO2 است. البته در محفظه ي آن هليوم و مقداري نيتروژن هم هست. كاز نيتروژن انرژي ِ الكترودها را ذخيره مي كند. پس از برخورد مولكولهاي نيتروژن به مولكول CO2 اين انرژي انتقال مي يابد. مولكولهاي CO2 برانگيخته مي شوند. گاز هليوم به انتقال ِ انرژي كمك مي كند. همچنين كمك مي كند تا مولكولهاي دي اكسيد كربن زودتر به ترازهاي انرژي عادي يا حالت عادي خود برگردند. اين ليزرها بازده خوبي دارند.

نمايي از ليزر گازي دکتر علي جوان.  مجله "Smithsonian" آوريل 19

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

كودهاي شيميايي

در كشاورزي قديم، كودهاي آلي درتغذيه گياه و توليد محصول نقش منحصر به فردي داشته اند. با اينكه توليد تجاري كودهاي شيميايي، روند مصرف كودهاي آلي را كاهش داد، اما امروزه با شناخت اثرات سوء كودهاي شيميايي بر محيط زيست و سلامتي انسان و دوام، توجه به استفاده از كودهاي آلي فزوني يافته است. چون دركشاورزي نوين، كودهاي الي به تنهايي قادر به تامين كافي نياز غذايي گياه نيستند. عمدتا به صوررت تلفيق با كودهاي شيمايي استفاده مي شو. يكي از منابع مهم كودهاي آلي، كودهاي دامي مي باشد. اين كودها معمولا در دراز مدت خصوصيات مختلف خاك را تحت تاثير قرار مي دهند. بنابراين، در اكثر ازمايش ها تاثير كودهاي دامي در افزايش عملكرد محصول همان سال، مخصوصا از نظر نيتروژن چشمگير نبوده است. در بعضي آزمايشات ، كود دامي در اثر افزايش EC خاك با سوزش تعدادي از بذور، باعث كاهش عملكرد گياه شده است. در تحقيقات ميشل و انتري ، همبستگي مثبت معني داري بين درصد ماده آلي و خاك و عملكرد پنبه به دست آمده است. در آزمايش ايندال و همكاران، با مصرف كود مرغي بعنوان منبع تامين نيتروژن پنبه، محصول بيشتري نسبت به كود نيترات آمونيوم توليد شده است. همچنين، افزايش عملكرد گياه با كاربرد تلفيقي كودهاي دامي و شيميايي در آزمايشات زيادي مشاهده شده است.

كودهاي ارگانيك تجاري

هنگامي كه بازيافت مواد غذايي به صورت سيستميك انجام مي گيرد به مقداري كود ارگانيك از خارج احتياج است كه آنها مي توانند بعنوان مكمل در بازيافت مواد غذايي و همچنين بعنوان يك جايگزين بكار روند. منابع  با ارزشي از مواد مغذي و مواد ارگانيك وجود دارد كه مي توانند بكار برده شوند. مخصوصاً اگر قيمت آن پايين باشد. اغلب كودهاي ارگانيك تجاري از ضايعات فرايندهاي كشاورزي يا ضايعات صنايع غذايي بدست مي آيد. كودهاي تجاري بايد بطور دقيق بر طبق مواد غذايي و مواد سمي و قيمت آن انتخاب شوند. اين كودها بهترين مخلوط با بقيه مواد ارگانيك در مزرعه هستند (شامل كود مزرعه) كه بعنوان كود كمپوست يا توليد بيوگاز استفاده مي شوند و آن چنان كود متعادلي هستند كه از مدتها قبل مزارع بكار برده مي شدند. استفاده از كودهايي با قيمت بالا در صورتي بكار برده مي شوند كه داراي عايدي بالا و مطمئني باشند

كودهاي ارگانيك مايع

گياهان مي توانند مواد مغذي را 20 برابر بيشتر و سريعتر از طريق برگ‌ها جذب كنند نسبت به هنگامي كه اين مواد را در خاك بكار بريم. بنابراين كود مايع را مي توان براي كمبودهاي موقتي گياه بكار برد.در كشاورزي ارگانيك استفاده اصلي از كود مايع براي تحريك رشد طي فصل رشد انجام مي گيرد. هنگامي كه جذب مواد غذايي از طريق ريشه انجام نمي گيرد.

كود مايع از كودهاي مزرعه يا مواد گياهي ساخته مي شود. (درخت چاي يا فضولات آبدار) مواد غذايي غني، در آب به مدت چندين روز يا چندين هفته جهت تخمير حل شده. تكان دادن دائمي باعث فعاليت بيشتر ميكروب‌ها مي شود. مايع بدست آمده مي تواند بعنوان كود برگي يا در خاك بكار برده شود.

كودهاي معدني

كودهاي معدني كه در كشاورزي ارگانيك استفاده از آن جايز نيست بايد پايه آن سنگ‌هاي طبيعي زمين باشد. با توجه به توصيه هاي ارائه شده مي توانند آنها را بعنوان مكمل كودهاي ارگانيك بكار برد. اگر محتويات مواد معدني آنها به راحتي قابل حل در آب باشد زندگي خاك را تخريب كرده و باعث عدم تعادل مواد غذايي مي گردد. در بعضي از موارد كودهاي معدني از نظر اكولوژيكي يعني طريقه جمع آوري، حمل، مصرف انرژي و همچنين از بين برنده عادت هاي طبيعي جاي سوال دارند.

تاريخچه‌اي در خصوص انواع كودها

ميزان توليد محصول، با ميزان عرضه عناصر معدني و بعضاً آلي خاك كه براي آنها قابل استفاده باشد، متناسب است. از ديرباز بشر به اهميت نقش عناصر معدني و آلي در رشد گياه و توليد محصول پي‌برده بود. بعد از جنگ دوم جهاني، مهمترين اين عناصر (ازت، فسفر و پتاسيم)، به صورت كودهاي سنتزي شيميايي با هدف افزايش توليد محصولات كشاورزي، مورد استفاده قرار گرفتند. كاربرد روزافزون كودهاي شيميايي باعث بروز خسارات جبران‌ناپذير زيست‌محيطي، بهداشتي و اقتصادي شده است. كاربرد كودهاي شيميايي ازته بواسطة برجاي ماندن آنها در طبيعت، باعث آلودگي آب و خاك شده و از اين طريق باعث ايجاد بيماري‌هاي مختلفي از قبيل سرطان و متهموگلوبينا در انسان مي‌شوند.
از طرفي توليد هر كيلوگرم كود شيميايي ازته، مستلزم مصرف 2200 كيلوكالري انرژي است. اين مقدار انرژي عموما از منابع نفتي و در صنايع پتروشيمي تأمين مي‌گردد. اين معايب كودهاي شيميايي باعث شد كه توليد كودهاي بيولوژيك مورد توجه جدي قرار ‌گيرد

اهميت اقتصادي كودهاي شيميايي

مصرف كودهاي شيميايي ازته در قارة آسيا از 5/1 ميليون تن در سال 1961 به 47 ميليون تن در سال 1996 رسيد و بر اساس پيش‌بيني‌هاي انجام شده، در سال 2010 اين مقدار به 75 ميليون تن خواهد رسيد. اين آمار خود مؤيد بازار گسترده كود شيميايي ازته و فرآورده‌هاي جانشين آن است. با توجه به اهميت كود‌هاي شيميايي در توليد غذا كه در حوزة امنيت ملي از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد، نياز و بازار مصرف اين فرآورده، از گستردگي خاصي در كشور برخوردار است. شوراي اقتصاد، به استناد بند 5 تبصرة 5 قانون بودجه سال 1381 و همچنين بند ب مادة 37 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين، مجوز تهية كودهاي شيميايي را در سال 1381 به ميزان 3 ميليون و 211 هزار تن صادر نموده است. از اين رقم، 2 ميليون و 472 هزار تن آن از طريق توليدات داخلي و 739 هزار تن، از محل واردات، تأمين شده است.

بر اساس همين مصوبة شوراي اقتصاد، مبلغ 103 ميليارد و 400 ميليون تومان از محل بودجة رديف 503621 و مبلغ 56 ميليارد و 30 ميليون تومان از محل رديف 503021، جمعاً 159 ميليارد و 430 ميليون تومان به‌عنوان يارانه تأمين كودهاي شيميايي، تخصيص يافته است. براي محاسبة بهتر هزينه‌هاي تهيه و تأمين كودهاي شيميايي، بايد به هزينه‌هاي بخش حمل و نقل و نگهداري و توزيع آن نيز توجه نمود كه بر اساس مطالعات انجام شده، معمولاً 50 درصد هزينة تهيه اين كودها را شامل مي‌شود. بر اساس مصوبة شوراي اقتصاد، هزينه‌هاي جنبي تدارك و توزيع كودهاي شيميايي، توسط سازمان مديريت و برنامه‌ريزي و با هماهنگي سازمان حمايت از مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان و شركت خدمات حمايتي برآورد و تأمين مي‌گردد. با در نظر گرفتن اين مورد، تهيه و توزيع كودهاي شيميايي در سال 1381 بالغ بر 239 ميليارد و 145 ميليون تومان براي دولت هزينه دربر داشته است. اين مبلغ در سال 1378، 83 ميليارد و 100 ميليون تومان اعلام شده است.

علاوه بر اين موارد، توليد كودهاي شيميايي به‌ويژه كودهاي ازته، از حمايت‌هاي مالي در صنايع بالادست هم برخوردار است. به‌عنوان مثال، در سال 1380 نرخ تعرفة گاز مصرفي براي مصارف تجاري و عمومي 133 ريال، صنعتي 115 و براي مجتمع‌هاي پتروشيمي توليدكنندة كود اوره 22 ريال بوده است.

اهميت توليد كود بيولوژيك به صورت بومي

با توجه به سازگاري ميكروارگانيزم‌ها با شرايط محيطي و اقليمي زيستگاه خود، استفاده از باكتري‌هاي خارجي كه از مناطقي با ويژگي‌هاي متفاوت نسبت به شرايط اقليمي كشور به‌دست آمده‌اند، جهت توليد كود بيولوژيك و استفاده از آنها در شرايط اقليمي كشور، مسلماً از كارايي لازم برخوردار نخواهد بود. بنابراين، استفاده از باكتري‌هاي بومي كه با شرايط خاك و اقليم كشور سازگار هستند، براي توليد كود بيولوژيك از ارزش ويژه‌اي برخوردار است.

ساير مزاياي ناشي از كاربرد كودهاي بيولوژيك

علاوه بر صرفه‌جويي فوق، توليد و مصرف كودهاي بيولوژيك مي‌تواند مزاياي زير را براي كشور به‌دنبال داشته باشد:

- حفظ و توسعة باروري خاك (Soil Productivity) به‌موازات افزايش حاصلخيزي خاك (Soil Fertility).
- جلوگيري از ايجاد آلودگي خاك و منابع آب‌هاي سطحي و زيرزميني ناشي از تركيبات باقيماندة كودهاي شيميايي.

- جلوگيري از توسعه بيماري‌هاي ناشي از مصرف آب و محصولات آلوده به تركيبات ازته‌اي كه در اثر كاربرد كودهاي شيميايي به‌ويژه كودهاي ازته ايجاد مي‌شوند. سرطان‌هاي دستگاه گوارش و متهموگلوبينيا از اين دسته بيماري‌ها به‌شمار مي‌روند

كودها

كودهاي گاوي توليد شده( ازمدٿوع  گاو شيرده يا گوساله) حاوي 1 تا 2 درصد نيتروژن، 3/0 تا 5/0 درصد ٿسٿر و 5/0 تا 1  درصد پتاسيم است.  كودي كه از گاو شيري بدست مي آيد مقادير نمك كمتري نسبت به كودي دارد كه از گوساله بدست مي آيد. كودي كه تازه نباشد و بمدت كاٿي از زمان توليد آن توسط حيوانات گذشته باشد، كودي مناسب براي سبزيجات، گياهان يكساله و چند ساله مي باشد.

كود بدست آمده از مرغ هم كود غني و عالي است، بطوريكه تا 3 درصد نيتروژن، 4 درصد ٿسٿر و 3 درصد پتاسيم دارد، هر چند كه بوي شديدي دارد. اين كود موجب به اصطلاح "سوزانيدن" برخي گياهان مي شود




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

تشكل هاي زيست محيطي – مقدمه

ضرورت كوچك شدن دولت‌ها در اين برهه از تاريخ و همياري مردم براي پيشبرد وظايف اجتماعي، موجبات جلب مشاركت هاي مردمي را در اداره امور و تشكيل و تقويت نهادهاي       مدني فراهم كرده است.

      جامعه مدني، شامل همه تشكل‌هاي مردمي است كه در جهت توسعه كشور و با اهداف غيرانتفاعي و عام‌المنفعه تلاش مي‌كنند.

به تعريف سازمان ملل متحد NGOها يا سازمان‌هاي غيردولتي را گروه‌هاي غيرانتفاعي داوطلبانه، از شهروندان هستند كه در سطح محلي، ملي و بين‌المللي تشكيل شده باشند.

      سازمان حفاظت محيط‌زيست در تعريف سازمان‌هاي غيردولتي زيست‌محيطي چنين مي‌گويد: “سازمان‌هاي غيردولتي زيست‌محيطي به كليه تشكل‌هاي غيردولتي، غيرانتفاعي و غيرسياسي اطلاق مي‌گردد كه حاصل تشكل اشخاص حقيقي بطور داوطلبانه به‌گونه‌اي سازماندهي شده است. اين اشخاص با تدوين اساسنامه از تاريخ ثبت در مراجع رسمي به عنوان يك شخصيت حقوقي جهت تحقق اهداف به فعاليت مي‌پردازند.

 

 تاريخچه شكار و صيد و تشكيل سازمان حفاظت محيط زيست در ايران

كشورما ايران، به دليل تنوع گياهي و اقليمي كم نظير، داراي حيات‌وحش بسيارمتنوع بوده و از جنبه شكاردر سراسر دنيا مورد توجه مي باشد.

 

شكار و شكارگري در ايران ريشه‌اي ديرينه دارد. هخامنشيان شكار را مناسب‌ترين مكتب براي تعليم و تربيت و آموزگار حقيقي فنون جنگ، سحرخيزي، بردباري، تحمل سختي‌ها، آموختن نظم و ترتيب به كودكان و نوجوانان مي‌دانستند و فرزندانشان را از كودكي در اين مكتب مي‌پروراندند.

علاقه و وابستگي به شكار بعد از 500 سال به ساسانيان كه خود را وارث هخامنشيان مي‌دانستند منتقل شد و تا آن جا گسترش يافت كه فعاليت عمده و تفريح پادشاهان و بزرگان ساساني را شكل داد. تا قبل از ظهور اسلام ضابطه و محدوديتي براي شكار وجود نداشت و شكارگر با استفاده از وسايل گوناگون و با هر كيفيتي به شكار حيوان موردنظر مي‌پرداخت. ضوابطي كه در اسلام براي آلات و ادوات و نحوه شكار و نيز نوع حيوان و شيوه ذبح آنها وضع شده اولين ضوابط تعيين شده در اين زمينه در طول تاريخ است. ضوابطي چون مجاز بودن شكار حيواناتي كه توانايي دويدن يا پريدن داشته‌اند و يا در خواب نباشند.

دوران حكومت قاجاريه، خصوصاً سلطنت طولاني ناصرالدين شاه، دوران رواج انواع تفريحات و شكار و گرمي بازار قوشدارباشي‌ها، ميرشكارباشي‌ها و تفنگدارباشي هاست. در اين زمان مناطق و املاك بسياري به قرقگاههاي سلطنتي و خصوصي براي شكار اختصاص داده شد. دست‌نوشته‌ها و خاطراتي كه از حكام،‌ سلاطين و شاهزادگان به جاي مانده خود نشان‌دهنده بسياري از سهل‌انگاريهاي ايشان در قبال حفظ نسل حيات‌وحش ايران است.پس از انقلاب مشروطه و انقراض قاجاريه، مالكان بزرگ و سران ايلات و عشاير رونق دوباره‌اي به شكار بخشيدند.

قبل از شكل‌گيري طبقه شكارچيان محلي، شكار منحصر به طبقه‌اي خاص بود كه شكارگاههاي اختصاصي و كليه لوازم و امكانات شكار را در اختيار داشت ولي با بركناري اين طبقه شكارگاههاي اختصاصي نيز در معرض تجاوز ديگران بويژه شكارچيان محلي قرار گرفت و موجب كاهش قابل توجه جمعيت بسياري از جانوران قابل شكار ايران شد.

شكار بيش از حد وحوش موجب تشكيل كانون شكار ايران در سال 1335 گرديد. اين قانون در تاريخ 4 اسفند ماه 1335 به عنوان اولين مقررات مستقل و نسبتاً جامع در زمينه حفاظت از حيات وحش مشتمل بر هفت ماده و ده تبصره به تصويب مجلس وقت رسيد. پس از آن در 16 خرداد 1346 قانون مذكور سازمان مذكور سازمان شكارباني و نظارت بر صيد تشكيل و جايگزين كانون شكار گرديد كه اين سازمان به عنوان يك دستگاه مستقل دولتي داراي شخصيت حقوقي و استقلال مالي بود و مقررات استخدامي خاص خود را داشت.

در سال 1350 بر اساس ماده 4 قانون تجديد تشكيلات و تعيين وظايف سازماني وزارت كشاورزي و منابع طبيعي و انحلال وزارت منابع طبيعي مصوب 12 بهمن 1350 نام سازمان شكارباني و نظارت بر صيد به سازمان حفاظت محيط زيست و نام شورايعالي شكارباني و نظارت بر صيد به شورايعالي حفاظت محيط زيست از جمله پيشگيري و ممانعت از هر گونه اقدام كه منجر به آلودگي يا تخريب محيط زيست شود از اختيارات و وظايف اين سازمان محسوب شد.

در تاريخ 28 خرداد 1353 با تصويب قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست، سازمان حفاظت محيط زيست ضمن تغيير ساختار تشكيلاتي داراي اختيارات وسيعي در زمينه جلوگيري از آلودگيها و تخريب محيط زيست گرديد. به موجب قانون مذكور سازمان محيط زيست وابسته به نخست وزيري سابق و زير نظر شورايعالي حفاظت محيط زيست اداره مي‌شد.

در نهايت پس از پيروزي انقلاب اسلامي اصل پنجاهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران (مصوب سال 1358) پيام‌آور ضرورت حفاظت از محيط زيست كه نسل امروز و نسلها بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشدي داشته باشند تصويب گرديد. به موجب اين اصل هر گونه فعاليت اقتصادي و اجتماعي و غيره كه ملازم با آلودگي و تخريب غير قابل جبران محيط زيست باشد ممنوع اعلام گرديده است. اصل پنجاهم قانون اساسي يكي از معتبرترين و مهمترين قوانين اصولي كشور در زمينه حفاظت محيط زيست محسوب ميشود.

طبق اين قانون هر نوع فعاليتي كه باعث تغيير و تخريب غير قابل جبران محيط زيست انسان اععم از خشكي و دريا شود ممنوع است. اگر تخيب را از بين بردن شرايط و موقعيت طبيعي يك منطقه و يا بهره‌برداري بيش از ظرفيت محيط تعريف كنيم پس هر عملي كه توسط انسان در طبيعت صورت گيرد موجب تخريب آن مي‌شود.

 

تاريخچه دفتر ارزيابي زيست محيطي

سازمان حفاظت محیط زیست بر اساس ماده 6 قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست و وظایفی که به لحاظ انجام مطالعات و بررسیهای زیست محیطی پیش بینی شده بود در سال 1354 در ساختار تشکیلاتی خود یک بخش ویژه بنام دفتر بررسی اثرات توسعه  ایجاد نمود که وظیفه این دفتر بر اساس شرح وظایف مصوب بررسی اثرات فعالیتهای مختلف در محیط زیست بود. در سال 1358 با کوچک شدن ساختار تشکیلاتی سازمان  دفتر بررسی اثرات توسعه نیز منحل شد.

مجددا در سالهای اخیر واحد مذکور با عنوان دفتر ارزیابی زیست محیطی در حوزه معاونت محیط زیست انسانی سازمان ایجاد گردید و اجرای مقررات نظارتی مربوط به ارزیابی اثرات زیست محیطی طرح ها و پروژه های توسعه را بر عهده گرفت.

 

شرح وظایف مصوب دفتر ارزيابي زيست محيطي :

 

مطالعه وتحقیق در زمینه سیاستهای مدیریت حفاظت محیط زیست با هدف دراز مدت افزایش کیفیت محیط زیست در سطح کشور با همکاری واحدهای ذی ربط

مطالعه، شناسایی،  ارزیابی  و تعیین ظرفیت قابل تحمل بیوم های کشور  جهت آماده سازی سرزمین و برقراری زمینه توسعه منطقه ای و ملی بر مبنای شاخص های زیست محیطی

مطالعه، شناسایی،  ارزیابی بیو م های کشور جهت مکان یابی برای کاربری های گوناگون زمین با استفاده از شاخص های زیست محیطی منطقه ای بمنظور ممانعت از تخریب محیط  و کاهش تخریب تا حد ممکن و نیز تهیه ضوابط امکان یابی بر اساس شرایط منطقه ای

مطالعه و تحقیق در زمینه چگونگی بهره برداری ار منابع طبیعی قابل تجدید و غیر قابل تجدید با همکاری واحدهای ذی ربط بمنظور حفظ و تداوم بازدهی این منابع

تحقیق در زمینه امکانات پیشگیری از زیانهای ناشی از فعالیتهای اقتصادی بر عوامل زیست محیطی و نیز ارائه گزینه هایی که از کمترین اثرات نامطلوب بر محیط زیست برخوردار باشند.

مطالعه در زمینه مسائل زیست محیطی ناشی از جمعیت و محیط زیست مصنوع بمنظور ارائه  گزینه های مناسب جهت پیشگیری از بروز اثرات سوء جابجایی، مهاجرت، حاشیه نشینی و سایر پدید ه های شهرنشینی در محیط زیست

بررسی ارزیابی کلیه طرحهای عمرانی، خدماتی، صنعتی، تولیدی شهری و کشاورزی بمنظور پیشگیری از تخریب محیط زیست و یا کاهش تخریب تا حداقل ممکن

تهیه و تنظیم الگوی تغییرات اکولوژیک زیست محیطی منتج از طرح های آبادانی و بهره برداری در حال اجرا و آینده کشور

بررسی و تحقیق بمنظور شناخت علل بروز اثرات زیست محیطی ناشی از طرحهای توسعه شهری، صنعتی، کشاورزی ، خدماتی و تولیدی بر محیط زیست و ارائه گزینه های مناسب جهت کاهش و یا جبران اثرات نامطلوب آنها

 

 

اهميت ارزيابي اثرات زيست محيطي:

شورايعالي حفاظت محيط زيست در مصوبه شماره 138 مورخ 23/1/1373 براي نخستين بار در كشور هفت طرح و پروژه بزرگ توسعه را مشمول ارزيابي اثرات زيست محيطي نمود. كه بدليل فقدان الگوي مصوب هيچ حركتي در اجراي مصوبه مذكور نگرديد  تا آنكه مجددا در تاريخ 2/10/1376 با تصويب الگوي تهيه گزارش ارزيابي اثرات زيست محيطي در شوراي ياد شده حركت بسوي پيش بيني و رعايت ملاحظات زيست محيطي در احداث و بهره برداري طرح هاي توسعه گشوده شد. بدين نحو كه مجريان طرح ها موظف شدند تا بهمراه گزارش امكان سنجي و مكان يابي پروژه ها نسبت به تهيه گزارش ارزيابي پيامدهاي زيست محيطي طرح اقدام نمايند.

ابتدا هفت طرح و پروژه مشمول ارزيابي گرديد و متعاقبا ساير طرح ها كه فهرست آنها بقرارصفحه بعد مي باشد مشمول انجام مطالعات ارزيابي گرديد

 

قوانين و مقررات شكار و صيد

امروزه شكار و صيد با توجه به نياز جوامع و روابط مبادلاتي و تجارتي حاكم بر آن از لحاظ اقتصادي نيز اهميت ويژه‌اي يافته است. اما شكار و صيد بي‌رويه، موجب نابودي اكوسيستم‌هاي طبيعي و انقراض گونه‌هاي گياهي و جانوري شده و يكي از عوامل محدودكننده رشد اقتصادي به شمار مي‌رود. از طرفي ممنوعيت شكار اصولاً راه مناسبي نيست زيرا گروه‌هايي از شكارچيان از اين طريق امرار معاش مي‌كنند و ممنوعيت شكار موجبات مشكلاتي را براي اين عده و نيز تشويق به شكار غيرمجاز فراهم خواهد كرد. شكاري كه ديگر ضابطه و مقرراتي بر آن حاكم نيست. حال آن كه قوانين شكار و صيد باعث تعيين سهميه، مشخص نمودن آغاز و پايان فصل شكار، برنامه‌ريزي عملي، تنظيم روشها و متدهاي شكار و نحوه استفاده از محصولات جنبي آن مي‌شود. بنابراين با رعايت قوانين و مقررات، جنبه‌هاي زيست‌محيطي شكار و صيد يعني حفظ حيات‌وحش و جلوگيري از انقراض نسل حيوانات وحشي است نيز فراهم مي‌شود.

در جمهوري اسلامي ايران شكار و صيد تحت مقررات و ضوابط خاص خود قرار دارد و سازمان حفاظت محيط زيست وظيفه تهيه و تنظيم قوانين مربوطه و اجراي قوانين مذكور را بر عهده دارد.

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف


مغناطیس (Magnetic)

تاریخچه

علم مغناطیس از این مشاهده که برخی سنگها (ماگنتیت) تکه‌های آهن را جذب می کردند سرچشمه گرفت. واژه مغناطیس از ماگنزیا یا واقع در آسیای صغیر ، یعنی محلی که این سنگها در آن پیدا شد، گرفته شده است. زمین به عنوان آهنربای دائمی بزرگ است که اثر جهت دهنده آن بر روی عقربه قطبهای آهنربا ، از زمانهای قدیم شناخته شده است. در سال 1820 اورستد کشف کرد که جریان الکتریکی در سیم نیز می‌تواند اثرهای مغناطیسی تولید کند، یعنی می‌تواند سمت گیری عقربه قطب نما را تغییر دهد.
در سال 1878 رولاند (H.A.Rowland) در دانشگاه جان هاپکینز متوجه شد که یک جسم باردار در حال حرکت (که آزمایش او ، یک قرص باردار در حال دوران سریع) نیز منشاأ اثرهای مغناطیسی است. در واقع معلوم نیست که بار متحرک هم ارز جریان الکتریکی در سیم باشد. جهت مطالعه زندگینامه علمی رولاند فیزیکدان برجسته آمریکایی به کتاب زیر مراجعه شود:

 البته دو علم الکتریسیته و مغناطیس تا سال 1820 به موازات هم تکامل می یافت اما کشف بنیادی اورستد و سایر دانشمندان سبب شد که الکترومغناطیس به عنوان یک علم واحد مطرح شود. برای تشدید اثر مغناطیسی جریان الکتریکی در سیم می‌توان را به شکل پیچه‌ای با دورهای زیاد در آورد و در آن یک هسته آهنی قرار داد. این کار را می‌توان با یک آهنربای الکتریکی بزرگ ، از نوعی که معمولا در پژوهشگاههای برای کارهای پژوهشی مربوط به مغناطیس بکار می‌رود، انجام داد.



تولد میدان مغناطیسی

دومین میدانی که در مبحث الکترومغناطیس ظاهر می شود، میدان مغناطیسی است. این میدانها و به عبارت دقیقتر آثار این میدانها از زمانهای بسیار قدیم ، یعنی از همان وقتی که آثار مغناطیسهای طبیعی سنگ آهنربا (Fe3O4 یا اکسید آهن III) برای اولین بار مشاهده شد، شناخته شده‌اند. خواص شمال و جنوب یابی این ماده تاثیر مهمی بر دریانوردی و اکتشاف گذاشت با وجود این، جز در این مورد مغناطیس پدیده ای بود که کم مورد استفاده قرار می گرفت و کمتر نیز شناخته شده بود، تا اینکه در اوایل قرن نوزدهم اورستد دریافت که جریان الکتریکی میدان مغناطیسی تولید می‌کند.

این کار تواأم با کارهای بعدی گاؤس ، هنری . فاراده و دیگران نشان دادند که این شراکت واقعی بین میدانهای الکتریکی و مغناطیسی وجود دارد و این دو توأم تحت عنوان میدان الکترومغناطیسی حضور دارند. به عبارتی این میدانها به طرز جدایی ناپذیری در هم آمیخته شده‌اند.

حوزه عمل و گسترش میدان مغناطیسی

تلاش مردان عمل به توسعه ماشینهای الکتریکی ، وسایل مخابراتی و رایانه‌ها منجر شد. این وسایل که پدیده مغناطیسی در آنها دخیل است نقش بسیار مهمی در زندگی روزمره ایفا می‌کنند. با گسترش و سریع علوم از اعتبار این علوم اولیه کاسته نمی‌شود و همیشه سازگاری خود را با کشفیات جدید حفظ می‌کند.

مغناطیسهای طبیعی و مصنوعی

·         بعضی از سنگهای آهن یاد شده در طبیعت خاصیت جذب اشیای آهنی کوچک ، مانند براده‌ها یا میخهای مجاور خود را دارند. اگر تکه‌ای از چنین سنگی را از ریسمانی بیاویزیم ، خودش را طوری قرار می‌دهد که راس飁ڂp://daneshnameh.roshd.ir تکه‌های چنین سنگهایی به آهنربا یا مغناطیس معروف است.

·         یک تکه آهن یا فولاد با قرار گرفتن رد مجاورت آهنربا ، آهنربا یا مغناطیده می‌شود، یعنی توانایی جذب اشیای آهنی را کسب می‌کند. خواص مغناطیسی این تکه آهن یا فولاد هر چه به آهنربا نزدیکتر باشد، قویتر است. وقتی که تکه‌ای از آهن و آهنربا با یکدیگر تماس پیدا کنند ، مغناطش یا آهنربا شدگی به مقدار ماکزیمم (میخ آهنی که به آهنربا نزدیک شود خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند و براده‌های آهنربا را جذب می‌کند) می‌باشد.

·         هنگامی که آهنربا دور شود، تکه آهن یا فولاد که توسط آهنربا شده‌اند بخش زیادی از خواص مغناطیسی بدست آورده را از دست می‌دهند، ولی باز هم تا حدی آهنربا می‌مانند. از اینرو به آهنربای مصنوعی تبدیل می‌شوند و همان خواص آهنربای طبیعی را دارد. این پدیده را می‌توان با آزمایش ساده‌ای به اثبات رسانید. خاصیت آهنربایی که به هنگام تماس تکه آهن با آ‌هنربا پیدا می‌شود بر خلاف مغناطش بازمانده که با دور شدن آهن ربا باقی می‌ماند، مغناطش موقت نامیده می‌شود. آزمایشهایی از این نوع نشان می‌دهد که مغناطش بازمانده خیلی ضعیفتر از مغناطش موقت است، مثلا در آهن نرم فقط کسر کوچکی از آن است.

·         هم مغناطش موقت و هم مغناطش بازمانده برای درجات مختلف آهن و فولاد متفاوت است. مغناطش موقت آهن نرم و آهن تابکاری شده از آهن نرم و فولاد تابکاری نشده به مقدار زیادی قویتر است. بر عکس مانده مغناطش فولاد ، به ویژه درجاتی از آن که شامل مثلا آمیزه کبالت است، خیلی قویتر از مغناطش باز مانده در آهن نرم است. در نتیجه ، اگر دو میله یکسان ، یکی ساخته شده از آهن نرم و دیگری از فولاد را اختیار کنیم و آنها را در مجاورت آهنربای یکسانی قرار دهیم ، میله آهن نرم قویتر از فولاد آهنربا می‌شود.
ولی اگر آهنربا را دور کنیم، میله آهن نرم تقریبا بطور کلی مغناطیده می‌شود، در حالیکه میله فولاد مقدار قابل توجهی از خاصیت آهنربایی اولیه خود را حفظ می کند. در نتیجه ، آهنربای دائمی از میله فولادی از میله آهنی خیلی قویتر است. به این دلیل آهنرباهای دائمی را از درجات خاصی از فولاد درست می‌کنند نه از آهن.

·         آهنرباهای مصنوعی که بطور ساده با قرار دادن تکه‌ای فولاد در نزدیکی یک آهنربا یا با تماس با آن بدست آمده نسبتا ضعیف هستند. آهنرباهای قویتر را با مالیدن تیغه فولادی با آهنربا در یک جهت بدست می‌آورند. البته در این حالت نیز آهنرباهایی که بدست می‌آید که از آهنربایی که مغناطش به توسط آن انجام شده است، ضعیفتر است. هر نوع ضربه یا تکانی در طول مغناطش عمل را آسانتر می‌کند. برعکس تماس دادن آهنربای دائمی با تغییر ناگهانی و زیاد دمای آن ممکن است باعث وامغناطش آن شود.

·         وامغناطش بازمانده نه تنها به ماده بلکه به شکل جسمی که آهنربا می‌شود نیز بستگی دارد. میله‌های نسبتا کوتاه و کلفت از آهن نرم بعد از دور شدن آهنربا تقریبا به کلی خاصیت آهنربایی را از دست می‌دهند. با وجود این ، اگر همین آهن را برای ساختن سیمی به طول 300 تا 500 برابر قطر آن بکار بریم، این سیم (ناپیچیده) خاصیت مغناطیسی خود را به مقدار زیادی حفظ خواهد کرد.

 




 

 

آنچه باید بدانیم

·         یک آهنربای قائم ، گوی آهنی را از فاصله‌ای جذب می‌کند که نیروی جاذبه آن حسین خادم آخرین اصلاحات: یکشنبه 02 بهمن, 1384 [11:34:53] توسط مجید آقاپور تعداد بازدید ها: 62856


مغناطيس گرانشي
Gravitomagnetisem

فضا پيماي Gravity Probe B or GPB بيستم آوريل 2004 زمين را براي جستجوي نيرويي از طبيعت كه در وجودش ترديد است، ترك كرده است. اين نيرو كه هيچ وقت ثابت نشده مغناطيس گرانشي يا Gravitomagnetisem ناميده مي شود.
مغناطيس گرانشي بوسيله ستاره ها يا سياره هايي كه به دور خود مي چرخند توليد مي شود. كلير فرد ويل از دانشگاه واشنگتن مي گويد " از نظر شكل شبيه يك ميدان مغناطيسي است كه توسط يك كره (توپ) باردار در حال چرخش توليد مي شود" بار را با جرم جايگزين كنيد مي شود مغناطيس گرانشي ما در حالي كه زندگي مي كنيم، مغناطيس گرانشي را احساس نمي كنيم. اما بر طبق نظريه عام اينشتين اين حقيقت دارد وقتي كه يك ستاره يا سياه چاله يا هر چيزي كه جرم زيادي دارد به دور خود مي پيچد فضا و زمان اطراف را به دور خود مي كشد.
عملي به نام كشش چارچوب
Frame dragging

ساختار فضا - زمان مثل يك گرداب پيچيده مي شود. انيشتين به ما مي گويد تمام نيروهاي گرانشي هم ارز با خم شدن (پيچيده شدن) فضا-زمان است كه مغناطيس گرانشي است.
مغناطيس گرانشي چه كار مي كند؟
ويل مي گويد " مي تواند مدار اقمار را منحرف كند و باعث شود كه ژيروسكوپ قرار داده شده در زمين بلرزد. هر دو پديده خيلي كوچك هستند و اندازه گيري آن سخت است. محققان تحت رهبري اگنا كيوفليني Ignazio ciufolini فيزيكدان سعي مي كنند انحراف مسير اقماري را كه مغناطيس گرانشي آن را ايجاد مي كن آشكار كنند. براي مطالعه اين دو پديده (پديده هاي مورد بحث ويل) آنها از ماهواره هاي ليزري ژئوديناميكي Lagoes استفاده كردند.
دو كره با قطر 60 سانتيمتر كه آينه هايي روي آنها كار گذاشته شده است. دسته بندي ليزرهاي دقيق از هر دو نوع مدارهايشان را نشان مي دهد.
اما يك مشكل وجود دارد: تحدب ناحيه استوايي باعث انحرافي بيليون ها بار بزرگتر از مغناطيس گرانشي زمين مي شود. آيا كيوفوليني براي يافتن مغناطيس گرانشي اين كشش بزرگ را با دقت كافي كم مي كند؟ ويل مي گويد دانشمندان زيادي نتايج كيوفوليني را پذيرفتند در حالي كه ديگران شك دارند.



GPB كه توسط دانشگاه استنفورد و ناسا توسعه داده شده، آزمايش را به گونه ديگري و با استفاده از ژيروسكوپ انجام داده است. فضا پيما زمين را در مدار قطبي به ارتفاع 400 مايل دور مي زند. چهار ژيروسكوپ وجود دارد كه هركدام يك كره يا يك گوي به قطر 1.5 اينچ است كه در خلا معلق اند و ده هزار بار در دقيقه مي چرخند. اگر معادلات انيشتين درست باشد و مغناطيس گرانشي واقعي باشد، ژيروسكوپ هاي در حال چرخش بايد هنگامي كه زمين را دور مي زنند بلرزند. كم كم محور دورانشان جا بجا مي شود، تا يك سال ديگر محور دورا ژيروسكوش ها در حدود 42 mili-arc second از جايي كه آنها شروع كردند دور مي شوند. GPB مي تواند اين زاويه را با دقت 0.5 mili-arc second يا حدود يك درصد اندازه بگيرد. هرچند زاويه اندازه گيري شده mili-arc second خيلي جوچك است، اين را در نظر بگيريد كه يك arc second برابر با يك درجه است. يك mili-arc second هزار بار از arc second كوچكتر است. مقدار 0.5 mili-arc second انحراف مورد انتظار در GPB هم ارز با اين است كه بخواهيم ضخامت يك ورق كاغذ را از فاصله ضد مايلي اندازه گيري كنيم. حس كردن اين مقدار به اين كوچكي چالش بزرگي است.
دانشمنداني كه روي GPB كار مي كردند بايد تكنوژي هاي جديدي كاملي را براي آن اختراع مي كردند.
فيزيكدانان هم نگران و هم هيجان زده هستند. نگران براي اين كه شايد مغناطيس گرانشي آنجا نباشد. نظريه انيشتين مي تواند غلط باشد ( احتمالي كه اكثراً دوستش ندارند) و اين باعث تحولي در فيزيك خواهد بود. و به همين دليل آنها هيجان زده نيز هستند. هر كسي خواستار اين است كه در پيشرفت بزرگ بعدي علم مقدم باشد، و پيش دستي كند.
نزديك زمين مغناطيس گرانشي ضعيف است به خاطر همين است كه ژيروسكوپ هاي GPB فقط 42 mili-arc second تكان مي خورند.
اما در جاهايي از عالم اين ميدان قوي است. براي مثال در نزديكي يك سيه چاله يا يك ستاره نوتروني. يك ستاره نوتروني نوعي جرمي در حدود خورشيد دارد اما قطر آن 10 كيلمتر است و چند هزار بار سريع تر از زمين به دور خودش مي چرخد. بنابراين مغناطيس گرانشي در آنجا خيلي قوي خواهد بود.
اخترشناسان احتمالاً آثار مغناطيس گرانشي را قبلاً مشاهده كرده اند. بعضي سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني جت هاي روشني از ماده و با سرعتي نزديك نور به بيرون دارند. اين جت ها در صورتي كه از قطب هاي يك شئي چرخنده نشات بگيرند جفتي و مختلف الجهت هستند.
نظريه پردازان تصور مي كنند جت ها توسط مغناطيس گرانشي قدرت مي گيرند. بعلاوه سياه چاله ها بوسيله ديسكي از ماده به نام accretion disk دارند و به قدري داغ است كه تابش اشعه X طيف الكترومغناطيسي ساتع مي كند. شواهدي وجود دارد كه توسط تلسكوپ هاي اشعه ايكس نظير Nasa's chandra X ray obsevatiry جمع شده و مي گويد اين ديسك ها مي لرزند. ژيروسكوپ هاي GPB هم انتظار همين را مي كشند.
اينجا در منظومه شمسي ما، مغناطيس گرانشي در بهترين حالت مي توان گفت كه ضعيف است. سئوالي پيش مي آيد: بعد از آنكه مغناطيس گرانشي را پيدا كرديم چه كنيم؟
سئوالي شبيه اين بارها در قرن 19 پرسيده شده بود. وقتي كه ماكسول، فارادي و ديگران الكترومغناطيس را بررسي مي كردند. چه استفاده اي دارد؟ امروز ما توسط فوايد تحقيقات آنها محاصره شده ايم: چراغ، كامپيوتر، ماشين لباسشويي، اينترنت و غيره

 

 

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

معرفي معماري

در دهه گذشته فناوري اطلاعات (Information Technology ) با سرعت چشم گيري در حال تحول بوده است . بعبارت ديگر ، فناوريهاي جديد اطلاعاتي ، هنوز از گرد راه نرسيده ، کهنه ميشوند و سازمانها براي مجهز نگهداشتن خود به آخرين فناوري ها ، ناگزير بطور مستمر هزينههاي هنگفتي متحمل مي شوند. از طرف ديگر فناوري اطلاعات از يک فناوري براي کاهش هزينه ها و اطلاع رساني سريع ، فراتر رفته و بعنوان يک ابزار توانمندساز (Enabler ) مطرح است . معماري اطلاعات وسيله ايست براي برنامه ريزي توسعه کاربرد فناوري اطلاعات در سازمانها و به عبارت ديگر چارچوبي است براي يکپارچه سازي منابع IT .

تعريف معماري :

هر جا كه نياز به طراحي موجوديت يا سيستمي باشد كه ابعاد يا پيچيدگي آن از يك واحد معين فراتر رفته، يا نيازمنديهاي خاصي را تحميل نمايد، نگرشي ويژه و همه جانبه را لازم خواهد داشت كه در اصطلاح به آن ( معماري) گفته ميشود. معماري تركيبي است از علم، هنر و تجربه كه در رشتههايي نظير ساختمان داراي قدمتي چند هزار ساله است. معماري يعني ارائه توصيفي فني از يك سيستم كه نشان دهندة ساختار اجزاء آن، ارتباط بين آنها و اصول و قواعد حاكم بر طراحي و تكامل آنها در گذر زمان باشد.

معماري اطلاعات :

اساس معماري اطلاعات اين است که رويکرد معماري را (که سالها در ساير رشته هاي مهندسي بکار رفته است) در برنامه ريزي و توسعه فناوري اطلاعات در يک سازمان يا دولت بکار گيرد .

برنامه ریزی معماری اطلاعات در یک سازمان یا دولت (محلی یا ملی)در سه مرحله عمده انجام می شود :

1.      تدوین معماری موجود (وضعیت موجود سازمان از نظر فناوری اطلاعات را بررسی می کند)

2.      تدوین معماری مطلوب (وضعیت مطلوب سازمان از نظر فناوری اطلاعات را تعیین می کند)

3.      تدوین برنامه گذار از وضع موجود به وضع مطلوب (با توجه به امکانات ، منابع و محدودیتها)

 هر معماری اطلاعات از چهار جنبه يا بعد تشکيل شده است :

1.      کارومکان : يعني نحوه سازماندهي فرايندهاي کاري سازمانها و توزيع مکاني آنها

2.      مجموعههاي اطلاعاتي : يعني دادههاي لازم براي انجام فرآيندهاي کاري

3.      برنامههاي کاربردي : که براي دسترسي به مجموعههاي اطلاعاتي و کار با آنها مورد استفاده قرار ميگيرد.

4.      زير ساخت فني : شامل سخت افزار ، شبکه و ارتباطات لازم براي اجراي برنامههاي کاربردي

هنگامي که از تعريف معماري موجود يا معماري مطلوب سازمان سخن ميگوئيم ، منظور توصيفي است که بايد هرچهار جنبه فوق را در سطحي از کليت ، روشن سازد.

 

تاريخچه معماري اطلاعات :

درسال 1996 قانوني در کنگره آمريکا به تصويب رسيد که به قانون کلينگر-کوهن معروف شد . مطابق اين قانون ، همه وزارتخانهها و سازمانهاي فدرال آمريکا ملزم شدند معماريIT  خود را تنظيم نمايند. مسئوليت تدوين ، اصلاح و اجراي معماري IT يکپارچه در هر سازمان مطابق اين قانون بر عهده مدير ارشد اطلاعاتي (CIO) آن سازمان قرار گرفت . قانون کلينگر- کوهن ، معماري IT را چنين تعريف مي کرد :

« يک چارچوب يکپارچه براي ارتقاء يا نگهداري فناوري موجود و کسب فناوري اطلاعاتي جديد براي نيل به اهداف راهبردي سازمان و مديريت منابع آن ».

بدنبال تصويب قانون کلينگر کوهن ، که مهمترين سند قانوني در مورد الزام تنظيم معماري اطلاعاتي در سازمانهاي دولتي آمريکاست ، سازمان مديريت و بودجه ريزي آمريکا (OMB)  نيز رهنمودي که در سال 1996 منتشر ساخت ، بر لزوم هماهنگي طرحها و هزينههاي انجام شده توسط مؤسسات فدرال آمريکا ، از جمله وزارتخانهها ، سازمانها ، نيروهاي نظامي و دانشگاهايي که از بودجه دولتي استفاده ميکنند ، پروژههايي را براي تنظيم و تدوين معماري اطلاعاتي خود به انجام رساندهاند.

برخی اصول راهبردي معماری اطلاعات :

1.   بهينهسازي بودجه سازماني از طريق برنامهريزي و هماهنگي منابع مديريت اطلاعات بين برنامهها ، بخشها و ادارات مختلف

2.      تسهيل تصميمگيري مناسب از طريق تأمين اطلاعات مقتضي

3.   پاسخگويي سريع به نيازهاي اطلاعاتي از طريق ساماندهي پايگاهها و سيستمهاي اطلاعاتي با هدف تأمين حداکثر دسترس پذيري ، تغييرو گزارش گيري

4.   حل مسائل سازماني با راهحلهاي سازماني از طريق به حداقل رساندن افزونگي و دوباره کاريهاي اطلاعاتي بين برنامه ، بخشها و ادارات مختلف 

5.      بهينه سازي سرمايهگذاري سازماني در IT از طريق تدوين برنامهها و معماري جامع IT

6.   حرکت در جهت همگرايي و يکپارچهسازي اطلاعاتي ادارات محلي ، سازمانهاي تابع و پيمانکاران با تشويق به تبديل سيستمهاي قديم و ايزوله

7.      مديريت صحیح و کارامد پروژههای فناوری اطلاعات

8.      پاسخ گويي به شرايط در حال تغيير

معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه میکند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارتست از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند.»(1)
« تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارتست از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسبترین اصول ساختمان.»(2)

« .... اینکه معماری در لحظه ای از خلاقیت بوجود می آید، یک حقیقت انکار ناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواسته هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی تر از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته می شود و آماده می گردد تا توانائی های شاعرانه ای را به معرض نمایش گذارد که ما را بر می انگیزانند و به ما لذت و سرور می بخشد

 

معماري، ساختاري است از قطعات، ارتباط ميان آنها و اصول و راهنمايي هايي كه طراحي و تطور اين ساختار را طي زمان، اداره مي كند

معماري با تعدادي نقشه فني (BLUE PRINT) بيان مي شود كه هركدام از نقشه هاي معماري از جنبه خاصي به موضوع مي پردازد.
براي بيان معماري از مدلهاي خاصي استفاده مي شود كه هريك از آنها از استانداردهاي ويژه اي براي بيان علائم، قواعد معنايي و نحوي، پيروي مي نمايند.
پرسش مطرح اين است كه يك سازمان چرا به معماري نياز دارد در پاسخ بايد گفت كه معماري سازمان بر تنظيم رابطه كسب و كار و سيستم هاي اطلاعاتي نظارت مي كند. اين طرح شامل توسعه و برقـــراري معماري سازمان بر پايه نيازهاي كسب و كــــار و جهت گيريهاي فناوري خواهدبود. همچنين تحليل فاصله ميان معماري موجود و مطلوب سازمان و تنظيم طرحهاي توسعه براي انتقال به معماري جديد را برعهده خواهدگرفت.

چنانچه معماري سازمان با ساختاري مناسب براي سازمان تهيه شود حاوي منافع گوناگون خواهدبود مثلاً سيستم هايي كه برپايه آن تهيه مي شوند، مقياس پذير (SCALEABLE) و قابل اعتماد مي باشند. اين سيستم ها با هزينه كم ودر زمان كوتاهتر انجام مي شوند و با نيازهاي جديد كسب و كار منطبق خواهند بود. ازطرفي راهبري و مديريت آنها هزينه كمتري دربرخواهد داشت

وجوه معماري سازمان
- تعريف اهداف و مأموريتهاي سازمان به طوركلي.
- خدمات ومحصولات سازمان.
- فرايندهاي كاري سازمان و ارتباط متقابل آنها
- ساختاركلي سازمان
- تعامل موارد فوق با يكديگر در سازمان.
در وجه سيستم هاي كاربردي مي توان به تشريح خدمات ماشيني كه فرايندهاي كاري معرفي شده در معماري كسب و كار سازمان را پشتيباني مي كنند اشاره كرد.
شرح تعامل و روابط متقابل سيستم هاي كاربردي، اولويت بندي توليد سيستم هاي جديد و ارتقا يا تغيير سيستم هاي موجود براساس معماري كسب وكار سازمان از ديگر وجوه سيستم هاي كاربردي در EAمي باشد.
وجه اطلاعــات معماري سازمان شامل مدلهاي استاندارد اطلاعاتي والگوهاي توليد و ارائه اطلاعات در سازمان است و درنهايت وجه آخر يعني وجه تكنولوژيك است كه شامل موارد زير مي شود:
- ايستگاههاي كاري و SERVERها
- سيستم هاي عامل
- چاپگرها
- ارتباط با اينترنت
- توپولوژي
- محيط توسعه نرم افزار - امنيت شبكه
- مشخصات فني.
در بحث مربوط به دستور كار عملي پروژه در سازمان در خصوص تشكيل تيم مجري معماري سازمان بر موارد زير تاكيد شد:
- اخذ تاييد و اطمينان از تعهد مديريت مبني بر اجراي EA
- تهيه سريع يك تصوير كلي از وضعيت موجود ITدر سازمان
- تعيين اينكــــه سازمان در 3 تا 5 سال آينده مي خواهد به كمي برسد.
- شناسايي فواصل بين وضعيت موجود با وضع مطلوب
- شناسايي و اجراي پروژه هاي كوتاه مدت
- تهيه برنامه كاري و بودجه لازم براي اجراي پروژه هاي بلندمدت تر
- تهيه يك طرح كلي كه مشخص مي كند چگونه اجزاي مختلف IT در درون سازمان بايد با هم كار كنند.
- تصحيح ساليانه برنامه هاي بودجه اي و راهبري و درنهايت
- جمع آوري بازخوردهاي ناشي از تهيه معماري سازمان.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

ويژگي ها ي مهم
از مهمترين ويژگي هاي مرتبط با مادربرد، مي توان به موارد زير اشاره نمود :
Chip Set مادربرد ، عملياتي حياتي و مهم نظير روتينگ داده از هارد ديسك به حافظه و پردازنده را انجام و اين اطمينان را بوجود مي آورد كه تمامي دستگاههاي جانبي و كارت هاي الحاقي ، قادر به گفتگو ( ارتباط) با پردازنده مي باشند. توليد كنندگان مادربردها ، با افزدون چيپ ست هاي متفاوت بر روي مادر برد توليدي خود نظير كنترلر RAID و پورت هاي Fireware ، قابليت ها ي مادربرد توليدي خود نسبت به ساير محصولات مشابه را نشان مي دهند.

چيپ ست هاي موجود بر روي يك مادربرد ، باعث اعمال محدوديت در رابطه با انتخاب نوع پردازنده ، حافظه و ساير تجهيزات جانبي ديگر نظير كارت گرافيك ، كارت صدا و پورت هاي USB 2/0 مي گردد. ( برخي از امكانات فوق نظير كارت صدا ، مي تواند بعنوان پتانسيل هاي ذاتي همراه مادربرد ارائه گردد)

اغلب مادر بردهائي كه از يك نوع مشابه Chip set استفاده مي نمايند ، ويژگي هاي متعارفي را به اشتراك گذاشته ( به ارث رسيده از Chip set) و كارآئي آنان در اكثر موارد مشابه مي باشد.

آگاهي از نوع پردازنده ، حافظه ، سرعت كنترل كننده IDE ، كارت گرافيك و صدا ، مي تواند كمك مناسبي در خصوص انتخاب مادربرد را ارائه نمايد (خصوصا> در موارديكه از Chip set مشابه استفاده مي گردد ).

پردازنده : توليد كنندگان مادربرد در برخي حالات ، فهرست مادربردهاي توليدي خود را بر اساس نوع سوكتي كه مادربرد حمايت مي نمايد ، ارائه مي نمايند. مثلا سوكت 478 براي P4 و سوكت A براي Athlon

در اكثر كاربردهاي تجاري ، كاربران تفاوت مشهودي را در ارتباط با سرعت بين دو پردازنده Athlon و P4 مشاهده نمي نمايند در حاليكه ممكن است تفاوت قيمت آنان مشهود باشد. بهرحال نوع و سرعت پردازنده اي كه مي تواند همراه يك مادر برد استفاده شود ، يكي از نكات مهم در رابطه با انتخاب مادربرد است.

حافظه : امروزه اكثر مادربردها از حافظه هاي SDRam DDR (Double Date Rate) استفاده مي نمايند. البته هنوز مادر بردهائي نيز وجود دارد كه از RDRAM يا Rambus استفاده مي نمايند. (تعداد اين نوع از مادربردها اندك است)

حافظه هاي DDR داراي سرعت هاي مختلفي بوده و پيشنهاد مي شود كه سريعترين نوعي را كه مادربرد حمايت مي نمايد ، انتخاب گردد.

توليد كنندگان مادربرد، حافظه هاي DDR را بر اساس سرعت Clock و يا پهناي باند تقسيم مي نمايند. سرعت اين نوع از حافظه ها ( DDR ) به ترتيب از كندترين به سريعترين نوع، بصورت زير مي باشد:
DDR333)PC2700)
DDR266 ) PC2100)
DDR200 ) aka PC1600) DDR400)PC3200)


بردهايي كه از RDRAM استفاده مي نمايند داراي Chip set اينتل 850 يا 850E مي باشند.
اين نوع از حافظه ها ( RDRAM ) مي بايست بمنظور افزايش كارآئي ، بصورت زوج بر روي مادربرد استفاده شده و اسلات هاي خالي توسط CRIMM تكميل (پر) گردند•حافظه ها ي RDRAM، قادر به تامين پهناي باند بالاي مورد نياز برنامه هائي با حجم عمليات سنگين در ارتباط با حافظه، مي باشند.( برنامه هاي ويرايش فيلم هاي ويديوئي و يا بازيهاي سه بعدي گرافيكي)

قيمت حافظه هاي RDRAM نسبت به حافظه هاي DDR دو برابر است.
حافظه هاي RDRAM در حال حاضر با دو سرعت متفاوت ارائه مي گردند : PC800 و PC1066• در صورت انتخاب پردازنده اي از نوع P4 كه بر روي BUS با سرعت 533 مگاهرتز اجراء مي گردد، سرعت بيشتر پردازنده معيار اصلي انتخاب قرار گيرد. در زمان انتخاب حافظه ، مي بايست تعداد سوكت هاي DIMM و RIMM موجود بر روي مادربرد بهمراه حداكثر حافظه قابل نصب بر روي آن دقيقا> بررسي گردد.

صدا و گرافيك: اكثر مادربردهاي موجود داراي كارت صدا بوده و بندرت مي توان مادربردي را يافت كه فاقد اين قابليت باشد. آخرين مدل مادر بردها داراي چيپ ست ديجيتالي صداي 6 كاناله بوده كه براي بازي ها و فايل هاي MP3 مناسب تر مي باشد. در صورتيكه قصد نصب يك كارت صدا بر روي مادر برد بمنظور افزايش كيفيت صدا وجود داشته باشد ، مي توان با استفاده از Jumper و يا BIOS سيستم ، كارت صداي موجود بر روي مادربرد (OnBoard) را غير فعال و از كارت صداي مورد نظر خود استفاده نمود.

در صورتيكه بخواهيم از بازي هاي كامپيوتري استفاده نمائيم كه داراي گرافيك سه بعدي مي باشند ، مي بايست كارت گرافيك موجود بر روي مادربرد را غيرفعال و يك كارت گرافيك متناسب با نوع نياز را بر روي مادر برد نصب نمود. در اين رابطه لازم است به اين نكته دقت شود كه مادربرد انتخابي داراي اسلات AGP باشد. امروزه اكثر كارت هاي گرافيكي موجود از اسلات AGP بمنظور ارتباط با كامپيوتر استفاده مي نمايند.

نحوه ارتباط با دستگاههاي ذخيره سازي: اكثر مادربردها، با استفاده از يك كنترلر IDE از درايوهاي ATA/100 يا ATA/133 پشتيباني مي نمايند. بر اساس مطالعات انجام شده، تفاوت بين دو استاندارد فوق، بسيار ناچيز بوده و اين امر نمي تواند تاثير چنداني در رابطه با انتخاب يك مادربرد را داشته باشد.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

مكانيزاسيون كشاورزي در ايران


مكانيزاسيون كشاورزي در ايران موضوعي است كه طي سالهاي گذشته يا بهتر بگوئيم از سال 1345 ، يعني سالي كه قرارداد بين ايران و جمهوري روماني به منظور خريد تراكتور و بعضي ادوات كشاورزي منعقد شد و تعداد تراكتور از آن سال در كشور رو به فزوني گذاشت مورد بحث متخصصين فن بوده است.
وقتي از مكانيزاسيون كشاورزي صحبت به ميان مي آيد ، اكثرا به فكر كاربرد و استفاده از موتورهاي احتراق داخلي و ماشين هاي مختلف كشاورزي در مزارع مي افتند ، در حالي كه مكانيزاسيون به معني اعم، اين نيست كه حتما از موتور احتراق داخلي و يا از آخرين مدل هاي ماشين هاي كشاورزي استفاده شود. قبل از اينكه مكانيزاسيون كشاورزي را تعريف كنيم ، ابتدا لازم است موتور و ماشينرا از يكديگر تشخيص داده و جدا كنيم. "ماشين " وسيله اي است كه اگر به آن توان دهيم ، برايمان كار انجام مي دهد ولي خود به تنهايي قادر به انجام كار نيست . " موتور" وسيله اي است كه توليد توان مي كند ولي به تنهايي نمي تواند كاري انجام دهد مگر اينكه اين توان را به ماشيني بدهد تا آن ماشين بتواند كار توليد كند. به طور مثال يك گاوآهن را مي توان به وسيله ي يك يا چند حيوان كار به حركت درآورد و زميني را شخم زد ، گاوآهن در اينجا ماشين را تشكيل مي دهد و حيوان يا حيواناتي كه آن را مي كشند در حكم موتور مي باشند. يك موتور ممكن است در يك زمان، دو ماشين را به حركت درآورد و گاهي حركت هر دو ماشين ، براي انجام كار ، ضروري است.
اكنون با روشن شدن فرق بين ماشين و موتور مي توان مكانيزاسيون كشاورزي را تعريف نمود. كلمه ي مكانيزاسيون در كشاورزي مترادف با كلمه ي اتوماسيون در صنعت است كه خود به معني اتوماتيك كردن مي باشد و اتوماتيك كردن يعني كم كردن كار كارگري. بنابراين مكانيزاسيون يعني استفاده از ماشين و موتور در كشاورزي جهت كاهش نياز به نيروي كارگري. البته اين نياز هنگامي به وجود مي آيد كه درآمد حاصل از كار كارگري كمتر از درآمد به دست آمده از جايگزين نمودن ماشين و موتور باشد كه خود به عوامل متعددي از جمله عوامل زير بستگي دارد:
1- دستمز كارگر بالا باشد.
2- مشكلات كارگري موجب وقفه در كار، در زمان معين شود.
3- زيان هاي حاصل از طولاني بودن كار كارگري بيش از هزينه هاي استفاده از ماشين و موتور شود.
4- كيفيت كار ماشين آنقدر بالا باشد كه هزينه هاي آ را مستهلك نمايد.
معني اعم مكانيزاسيون كشاورزي اتخاذ هر روشي است كه موجب ازدياد درآمد شود. با اين تعريف جايگزين كردن كارگر با ماشين و موتور يكي از روش ها محسوب مي شود و استفاده از بذر اصلاح شده براي بدست آوردن عملكرد محصول بيشتر روشي ديگر، كه هر دو بخشي از موضوع مكانيزاسيون هستند.

آشنايي با وضعيت كشاورزي سنتي ايران
ايران از قديم الايام مهد تمدن هاي باستاني و يكي از مراكز توليد مواد كشاورزي دنياي باستان بوده است.به طوري كه بسياري از پيشرفتهاي كشاورزي و دامپروري مانند پرورش اسب و ترويج نباتات سودمند را بايد مرهون زحمات و ابتكارات اهالي اين مرزوبوم دانست. حفاري هايي كه در تپه ي سيالك كاشان انجام يافته ، نشان مي دهد كه حدود شش هزار سال پيش ، كشاورزي در ميان مردم آن منطقه معمول بوده و ايرانيان متمدن قرن ها پيش از اين در اين راه كار كرده اند. از نقش روي استوانه اي كه در شهر شوش كشف شده ، معلوم گرديده كه در سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح مردم ايران گندم را در مخزن هايي كه امروزه هم در بعضي از نواحي ديده مي شود ،ريخته و انبار مي كرده اند. يونجه ، اين علوفه ي پر ارزش براي دام ها ، توسط ايرانيان به يونان و سپس به روم و ساير نقاط جهان برده شد.
ابزارهاي كشاورزي كه در ايران باستان به كار مي رفت شامل انواع ابزارهاي دستي ساده مانند بيلها، كج بيلها ، داسهاي دسته كوتاه ، كلنگ و وسائل دامي چوبي از قبيل گاوآهن ، هرسهاي دندانه اي ، خرمن كوبها و غيره بوده اند.
منبع توان و ابزارهاي كشاورزي معمول امروزي در نقاط مختلف كشور بخصوص در نقاط دورافتاده به مرور زمان تغيير زيادي پيدا نكرده و با ابزارهاي قديمي فرق چنداني ندارند. هنوز در اكثر نقاط دور افتاده ي كشور از يك يا دو جفت گاو به عنوان توان كششي منحصر به فرد و از گاوآهن هاي دامي چوبي و هرسهاي دندانه اي ، خرمن كوبها و ساير وسائل كه اكثرا از چوب ساخته شده اند به عنوان ابزار مورد نياز استفاده مي گردد.

شرايط و امكانات توسعه ماشين هاي كشاورزي در ايران
در كشور ما استفاده از تراكتور و ماشبن هاي كشاورزي خيلي ديرتر از كشورهاي اروپايي و امريكا شروع شد و اصولا در قرن هيجدهم كه در اروپا گاوآهن هاي فلزي برگردان دار معمول شد، و در قرن نوزدهم كه خرمن كوبهاي جديد در امريكا اختراع گرديد ، در وسائل و ادوات كشاورزي كشور ما هيچگونه تغييري حاصل نگرديد. عملا در طول 50 تا 60 سال اخير بوده است كه به تدريج كشاورز ايراني با انواع ماشين هاي كشاورزي آشنا شده است، اما هنوز هم آن طوري كه شرايط امروز ايجاب مي كند كشاورزي مملكت ما ماشيني نگشته است و در مواردي هم كه اين امر به صورتي انجام گرفته است ، به علل بنيادي مواجه با مشكلات عديده اي مي باشد كه همه ي دست اندركاران و منخصصين كشاورزي ماشيني با آن آشنا هستند.
اولين گاوآهن فلزي برگردان دار دامي در زمان ناصرالدين شاه قاجار به ايران وارد شد و در اروميه مورد استفاده قرار گرفت . اولين نمايشگاه ماشين هاي كشاورزي در سال 1300 خورشيدي در تهران برگزار گرديد . اولين تراكتور نفتي ساده به دستور رضاخان در سال 1308 بري مدرسهي فلاحت خريداري گرديد و اين مدرسه بعدها به دانشكده كشاورزي تبديل شد. با وقوع جنگ جهاني دوم و مشكلات داد و ستد با كشورهاي فروشنده و همچنين اثرات اين جنگ در امور داخلي كشور، عملا اين طرح متوقف و بهره برداري از آن نيز مسكوت ماند. پس از جنگ كمكم سرمايه داران و بعضي از شركت ها شروع به وارد كردن تراكتور در ايران نمودند. ابتدا روستاييان از پذيرفتن تراكتور و ماشين هاي كشاورزي در مزارع خود خودداري مي كردند و اعتقاد داشتند كه بركت كشاورزي در سم گاوها مي باشد، ولي به تدريج كه با نتايج كار آشنا شدند تا حدودي آنها را پذيرفتند.
آغاز فعاليت بنگاه توسعه ماشين هاي كشاورزي از سال 1331ر حقيقت سرآغاز ماشيني كردن كشاورزي ايرا ن به شمار مي رود. اين مؤسسه از سال 1331 تا سال 1336 خود اقدام به وارد كردن تراكتور و ماشين هاي كشاورزي مي نمود و آنها را به اقساط به فروش مي رساند ، اما از سال 1336 تا سال 1345 بنگاه به متقاضيان خريد تراكتور وام ميداد تا آنها مطابق سليقه و امكانات خود اقدام به خريد تراكتور و كمباين و ساير ادوات كشاورزي بنمايند.اين طرز كار سبب شد كه به تدريج مارك هاي مختلف تراكتور و كمباين م به تعداد كمي وارد كشور شود و چون براي فروشندگان تامين لوازم يدكي و تعميرگاه هاي لازم مقرون به صرفه نبود، اغلب اين وسائل در مدت كوتاهي از كار افتاده و بي استفده مي ماند.
در سال 1345 قراردادي با كشور جمهوري روماني منعقد شد كه طي آن تعدادي تراكتور و ساير ادوات كشاورزي از جمله گاوآهن و ... از طريق بنگاه توسعه ماشين هاي كشاورزي در اختيار كشاورزان گذاشته شود. طبق اين قرار داد در مراكز عمده فروش اقدامات لازم براي تاسيس نمايندگيهاي لوازم يدكي تعميرگاه هاي ثابت و سيار به عمل آمد. به موازات اين قرارداد از سال 1346 شروع به ساخت كارخانه ي تراكتور سازي تبريز شد كه از سال 1349 بهره برداري از آن آغاز شد، قطعات تراكتور از روماني وارد و در آن كارخانه مونتاژ گرديد .در حال حاضر مونتاژ تراكتورهاي مسي فرگوسن نيز در اين كارخانه انجام مي گيرد، همچنين كارخانه ي جاندير اراك به مونتاژ تراكتور ، كمباين و ساير ادوات كشاورزي جاندير پرداخت.
در حال حاضر كارخانه جات تراكتورسازي ايران ، تراكتورهاي يونيورسال مدل 650M با توان 65 اسب بخار، تراكتور مسي فرگوسن مدل 399 با توان 110 اسب بخار و مدل285 با توان 75 اسب بخار و مدل 240 با توان 47 اسب بخار و تراكتورهاي مدل 750ITM با توان 75 اسب بخار را توليد مي كند.

نيروي كار انساني و لزوم استفاده ي ماشين در كشاورزي ايران
با توجه به ارقام و آمار موجود و تقليل جمعيت روستايي، به طور طبيعي نياز به تراكتور و ماشين هاي كشاورزي جهت جبران توان انساني بيشتر خواهد شد . اما در تامين توان مكانيكي مورد نياز، بررسي انواع تراكتور و ماشين هاي مورد نياز كشاورزي ايران با توجه به سطح پايين تكنولوژي در كشور و به خصوص روستاها كه متناسب با سطح محدود زير كبراي هر كشاورز و دامدار مي باشد بايد مورد توجه قرار گيردو سعي در بالا بردن دانش كشاورزي كشاورزان و آموزش آنها در استفاده ي صحيح از ماشين، شود. به خصوص تلاش در محدود كردن انواع تراكتورها و ماشين هاي وارده به چند نوع متناسب با شرايط خاص مناطق مختلف كشور ، و سعي در ساختن بعضي ما شين ها وابزار در داخل كشور كه امكان ساخت آنها وجود دارد ، تامين و ساخت لوازم يدكي ، تربيت كارگران ماهر و متخصصين براي به كار بردن تراكتور و ماشين هاي مورد نياز و ايجاد تعميرگاه ها به تعداد كافي در نقاط مختلف كشور، از جمله برنامه هايي است كه در آينده بايد به طور وسيع و كاملتر انجام گيرد

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

تاريخچه

  پيشرفت سريع علوم و تكنولوژي كامپيوتر در جهان كنوني اثرات خاصي در امور و مسائل گوناگون جوامع بشري داشته و استفاده از آن پيشرفت ساير علوم را سرعت زيادي بخشيده است . افزايش روز افزون مسائل ، پيچيده تر شدن آنها ، احتياج به حل مسائل در زمان كوتاه و بهره برداري از حداكثر امكانات ، نياز به داشتن مراكز كامپيوتري با تجهيزات پيشرفته و افراد متخصص دارد تا بتوان جوابگوي احتياجات بود. در همين راستا در سال1344 مركز كامپيوتر دانشگاه شيراز با هدف ارائه خدمات بهتر و سريعتر به دانشگاه و بقيه دواير با همت اساتيد دانشگاه تاٌسيس گرديد. در آن زمان بعلت منحصر بفرد بودن مرکز کامپيوتر دانشگاه در استان فارس , به عنوان مرکز کامپيوتر مشاع استان فارس ناميده شد . از همان اوان , مرکز کامپيوتر علاوه بر مکانيزه نمودن امور مربوط به دانشجويان و سيستم حقوقی کارکنان دانشگاه که در آن زمان علاوه بر دانشکده ها و واحدهای کنونی دانشگاه , دانشکده ها و بيمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی کنونی را نيز در بر می گرفت , امور مربوط به ادارات دولتی و شرکتهای خصوصی مختلف از قبيل شهرداری , بهداری , سازمان آب , سازمان اتوبوسرانی , کارخانه کاشی حافظ , کارخانه لاستيک دنا , کارخانه آزمايش , کارخانه شماره بيست و . . . را نيز بعهده گرفت .      در حال حاضر بعلت گسترده شدن شبکه اينترنت , هر دانشکده دارای يک مرکز کامپيوتر و يک سرور مستقل است که مسئولين هر مرکز سرويس دهی شبکه مربوط به دانشکده خود را بعهده دارند.

کامپیوتر در لغت به معنای شمارنده و یا ماشین حساب میباشد...در ظاهر سیستمی یکپارچه است اما از بخشهای مختلفی تشکیل شده که در طول سال های بعد از اختراع کامپیوتر تغییراتی در انها ایجاد شده...در این تغییرات همیشه سعی بر ان بوده که از طرفی سرعت سیستم و هر قطعه بالاتر برود و از طرفی دیگر مصرف انرژی و تولید گرمای ان کمتر بشود.

امروزه یک واحد کامپیوتر رومیزی IBM Class حداقل از 13 قطعه تشکیل شده که نسبت به نیاز کاربر تعداد این قطعات قابل افزایش است...در این مقاله ما فقط به معرفی این 13 قطعه ی اصلی و چند غیر اصلی بسنده میکنیم تا سطح مطالب را به صورت منظم در جلسات بعد بالاتر ببریم

     اين مركز در آغاز با كامپيوتر IBM 1620  كه از نسل دوم كامپيوترها بود شروع به كار كرد . دانشگاه شيراز شايد اولين و يا دومين دانشگاهي بود كه از اين ابزار شگفت انگيز به خوبي استفاده كرده است . در آن زمان ، زبان برنامه نويسي FORTRAN  به دانشجويان علوم و مهندسي تدريس مي گرديد . نكته اي را نبايد فراموش كرد و آن اينكه در آن زمان ابزاري بنام ديسكهاي مغناطيسي وجود نداشته و تمام اطلاعات برروي كارتهاي منگنه نگهداري مي شد . به همين جهت از ماشينهاي كمكي ديگري در كنار كامپيوتر استفاده مي گرديد كه هر كدام كار بخصوصي را انجام مي دادند . بعضي از ماشينهاي كمكي عبارت بودند از SORTER  , REPRODUCER  , VERIFIER  , PUNCH  , COLLATOR  , GANGPUNCH    , پس از مدتی شركتM  IB کامپيوتر IBM  1130  را به بازار معرفي كرد و از آنجا كه دانشگاه شيراز هميشه از آخرين تكنولوژي استفاده مي كرد بلافاصله كامپيوترهاي IBM  1620   را با اين مدل جديد تعويض نمود. كامپيوتر IBM  1130  به عنوان حافظه فرعي داراي يك دستگاه    ديسك خوان بود كه با ديسكهاي يك صفحه اي كار ميكرد و وجود ديسك به كارها سرعت  زيادي    مي بخشيد

     پس از چند سال دانشگاه شيراز اين كامپيوتر را با IBM  360  و سپس در سال 1353 كامپيوتر IBM  370  جايگزين كامپيوترهاي قبلي گرديد و با توجه به اينكه اين سيستم داراي ديسكهايي با گنجايش زياد بود بنابراين لازم شد كه تغييرات اساسي در سيستم  خدمات آموزشي داده شود و برنامه ها به زبان PL/I  نوشته شد و كارتها همه بوسيله كارت خوان خوانده شده و بصورت فايلهائي روي ديسكها قرار گرفت . در آن زمان از سيستم عامل DOS استفاده مي شد و تغيير كامپيوتر باعث شد كه كارها بطور چشمگير آسانتر شود و ليستهائي كه بعضي اوقات  حتي يكي دو هفته براي تهيه آنها وقت صرف مي شد به كمتر از نصف روز تقليل يافت . در سال 1355 برای اولين بار در ايران سيستم عامل VM  روي كامپيوترMain Frame دانشگاه شيراز  نصب گرديد. و به اين ترتيب بقيه كاربران  نيز مي توانستند از كامپيوتر همزمان باخدمات آموزشي استفاده كنند و سيستم DOS  خدمات آموزشي تبديل به سيستم عامل OS   گرديد كه تحت VM به صورت همزمان با بقيه كاربران كار مي كرد . پس از پيروزی  انقلاب اسلامی سيستم خدمات آموزشي از لاتين به فارسي تبديل گرديد و اين سيستم تا سال 73 تمام كارهاي خدمات آموزشي را انجام   مي داد . در سال 1373 كامپيوتر IBM  4341  و سپس كامپيوتر IBM  4381  براي مركز كامپيوتر تهيه گرديد .

     از سال 73 به بعد بعلت گسترده تر شدن VM  و پر قدرت گرديدن كامپيوترها لازم بود كه تغييراتي در سيستم آموزشي بوجود بيايد و اين سيستم به يك سيستم  ONLINE  تبديل گردد زيرا كه VM  جديد به خوبي مي توانست فايلهاي بزرگ را HANDLE  كند .  سيستم ONLINE  خدمات آموزشي و حقوق و دستمزد در سال 1374-1373 طراحي گرديد . كه از اين سيستم تا به امروز استفاده مي شود .  در سال 1378  كامپيوتر  IBM  9221  مدل 170  از سري كامپيوترهاي  ES9000  در مركز كامپيوتر دانشگاه شيراز نصب و مورد بهره برداري قرار گرفت و سيستم عامل VM/ESA V2R3 بر اين كامپيوتر نصب گرديد كه اين سيستم عامل داراي انعطاف پذيري زياد براي ايجاد سيستم هاي مختلف است و سيستم عامل هاي ديگر تحت اين سيستم عامل فعال  مي شوند و محيطي ساده براي كاربر آماده مي سازد . بدين ترتيب نحوه ارتباط با كامپيوتر و استفاده از آن به شيوه هاي قديمي منسوخ و با روشهاي آسانتر و سريعتر جايگزين گرديد .

     درسال 1380  ارتباط بين PC  و Main Frame   توسط پروتکل TCP/IP برقرار گرديد و شئ های زيادی در محيط Delphi  برای ارتقاء نرم افزار های موجود برروی Main Frame   نوشته شد .  

     هم اکنون کليه کاربران واحدهای مختلف دانشگاه در محل کار خود با سايت Main Frame   ارتباط مستقيم دارند و کليه برنامه های حقوقی و آموزشی تحت سيستم ONLINE  اجرا می گردد

در بالا اشاره شد به کامپیوترهایIBM Class  که ممکن است برای بعضی خوانندگان نا مفهوم باشد. در واقع دو نوع استاندارد در دنیا برای ساخت کامپیوتر های رومیزی وجود دارد که یکی از انها ای بی ام است (نام شرکتی است که سرچشمه ی دیگر شرکت های کامپیوتری است و یا بقیه موظف هستند از استانداردهای ان پیروی کنند) و دیگری Apple  میباشد. این شرکت دوم رقیب سر سختی برای ای بی ام است. بنابر این دو استاندارد وجود دارد یکی ای بی ام کلاس و دیگری اپل کلاس که در ایران تقریبآ تمام کامپیوترهایی که در حال حاظر وجود دارند همان استاندارد ای بی ام هستند به همین دلیل ما فقط به بررسی و مقایسه ی این رده بسنده میکنيم.

 

وسايل ورودى:

اين اجزاى سخت افزارى داده ها را در يافت كرده و يا به عبارتى آنهـا را مىخوانند و سپس آنهـا را به واحد پردازش مىفرستند.

پردازشگر :

 اين بخش كه به آن cpu گفته مىشود داراى مداربندى الكـترونيكى است كه داده هاى ورودى را به اطلاعات در خواستى تبديل مىكند . cpu در حقيقت دستورات كامپيوتر را به اجرا در مىآورد

وسايل خروجى: اين وسايل داده هاى پردازش شده را براى استفاده در اختيار كاربر قرار مىدهد

وسايل ذخيره سازى :

منظور از اين وسايل همان حافظه ى فرعى است . اين حافظه رسانه هاى ذخيره سازى داده به غير از RAM (حافظـه ى دسترسى مستقيـم كامپيـوتر) را شامـل مىشود . از جمله ى اين رسانه ها مىتوان به ديسكت اشاره كرد . اين وسايل ، تكميل كننده ى حافظه هستند و مىتوانند داده ها و برنامه ها را به طور موقت نگه دارى كنند

مغز كامپيوتر چيست؟

سخت افزار پردازنده کامپيوتری که هم اکنون بکمک آن در حال مشاهده و مطالعه اين صفحه هستيد ، دارای يک ريزپردازنده است . ريزپردازنده بمنزله مغز در کامپيوتر است. تمام کامپيوترها اعم از کامپيوترهای شخصی ، کامپيوترهای دستی و ... دارای ريزپردازنده می باشند. نوع ريزپردازنده استفاده شده در يک کامپيوتر می تواند متفاوت باشد ولی تمام آنها عمليات يکسانی را انجام خواهند داد. تاريخچه ريزپردازنده ها ريزپردازنده که CPU هم ناميده می گردد، پتانسيل های اساسی برای انجام محاسبات و عمليات مورد نظر در يک کامپيوتر را فراهم می نمايد. ريزپردازنده از لحاظ فيزيکی يک تراشه است . اولين ريزپردازنده در سال 1971 و با نام Intel 4004 معرفی گرديد. ريزپردازنده فوق چندان قدرتمند نبود و صرفا" قادر به انجام عمليات جمع و تفريق چهار بيتی بود. نکته مثبت پردازنده فوق، استفاده از صرفا" يک تراشه بود.قبل از آن مهندسين و طراحان کامپيوتر از چندين تراشه و يا عصر برای توليد کامپيوتر استفاده می کردند. اولين ريزپردازنده ای که بر روی يک کامپيوتر خانگی نصب گرديد ، 8080 بود. پردازنده فوق هشت بيتی و بر روی يک تراشه قرار داشت . اين ريزپردازنده در سال 1974 به بازار عرضه گرديد.اولين پردازنده ای که باعث تحولات اساسی در دنيای کامپيوتر شد ، 8088 بود. ريزپردازنده فوق در سال 1979 توسط شرکت IBM طراحی و اولين نمونه آن در سال 1982 عرضه گرديد. وضعيت توليد ريزپردازنده توسط شرکت های توليد کننده بسرعت رشد و از مدل 8088 به 80286 ، 80386 ، 80486 ، پنتيوم ، پنتيوم II ، پنتيوم III و پنتيوم 4 رسيده است . تمام پردازنده های فوق توسط شرکت اينتل و ساير شرکت های ذيربط طراحی و عرضه شده است . پردازنده های پنتيوم 4 در مقايسه با پردازنده 8088 عمليات مربوطه را با سرعتی به ميزان 5000 بار سريعتر انجام می دهد! جدول زير ويژگی هر يک از پردازنده های فوق بهمراه تفاوت های موجود را نشان می دهد.يك PC چه كاري انجام مي‌‌دهد

يك كامپيوتر، اطلاعات را پردازش مي‌‌كند. شما اطلاعات و دستورالعمل‌‌ها را از يك سو وارد مي‌‌كنيد و كامپيوتر، آنها را به روش‌‌هايي براي حصول نتايج در سوي ديگر پردازش مي‌‌كند (خروجي). اين چرخه، ورودي، پردازش و خروجي براي همة ما آشنا است ولي ما معمولا" به دنياي واقعي برحسب اين طبقه‌‌بندي خاص فكر نمي‌‌كنيم. به عنوان مثال،  اگر لباسشويي را يك پردازشگر لباس در نظر بگيريد، متوجه خواهيد شد كه ما انتظار داريم كه خروجي(لباس‌‌هاي شسته شده) متفاوت از  ورودي باشد، در مورد كامپيوتر نيز چنين است.

اگر ما فهرستي از نام‌‌ها و نشاني‌‌ها را تايپ كنيم(مثلا" اسم و نشاني خريداران) انتظار داريم كه كامپيوتر، اطلاعات را به صورت قابل استفاده‌‌اي پردازش كند. آنها را بر حسب موقعيت، شمارش يا گروه‌‌بندي كند. خروجي مي‌‌تواند به صورت فهرست‌‌هاي چاپ‌‌شده كه حالا ذخيره شده‌‌اند و يا برحسب نشاني‌‌ها و همين طور صدها نامه با نام‌‌ها و نشاني‌‌هاي مختلف روي هر كدام باشد. همچنين، ما از كامپيوتر انتظار داريم كه اطلاعاتي را كه تايپ كرده‌‌ايم براي استفادة در آينده، نگهداري كند. اين توانايي كامپيوتر، براي پردازش اطلاعات خام و تبديل آنها به اطلاعات ساختار يافته و قابل دسترسي است كه آن را ارزشمند مي‌‌سازد

داخل Case چيست؟

   سخت افزار پردازشگر به طور كامل در 

جعبه‌‌اي كه واحد سيستم(System Unit) 

ناميده مي‌‌شود قرار دارد.

   CPU (واحد پردازشگر مركزي) 

مهم‌‌ترين بخش از تجهيزات است كه در 

جعبة سيستم قرار دارد و معمولا" به زبان 

ساده، پردازشگر ناميده مي‌‌شود. CPU را مي‌‌توان مغز كامپيوتر يا موتور كامپيوتر به 

حساب آورد.

   ساير اجزاي ضروري داخل واحد سيستم كنترل كنند‌‌ه‌‌ها،  كارت‌‌هاي گرافيكي، حافظة كامپيوتر(RAM) و محرك‌هاي(drive) داخلي و خارجي هستند. كارت گرافيكي مجموعه‌‌اي از اجزاي الكترونيكي است كه صفحة كامپيوتر را كنترل مي‌‌كند. نوع و پيچيدگي كارت‌‌هاي گرافيكي، عواملي را مانند، اين كه چند رنگ مختلف مي‌‌توانيد روي صفحه نشان دهيد و چند نقطه رنگي براي ساختن تصوير استفاده ‌‌شوند، تعيين مي‌‌كند.

    به دليل اين كه حافظة فعال كامپيوتر، هر زمان كه شما واحد سيستم را خاموش مي‌‌كنيد خالي است، محرك‌‌هاي داخلي كامپيوتر براي ذخيره كردن اطلاعات جهت استفادة مجدد استفاده مي‌‌شوند. محرك‌‌هاي داخلي ديسك سخت Hard Disk)) ناميده مي‌‌شوند. اطلاعات به صورت مغناطيسي در ديسك سخت ذخيره مي‌‌شود و معمولا" شما نمي‌‌توانيد خود محرك را ببينيد زيرا، در داخل واحد سيستم نصب شده است اما تقريبا" هميشه يك چراغ روي سيستم واحد وجود دارد كه نشان مي‌‌دهد ديسك سخت در حال كاركردن است.

     محرك‌‌هاي خارجي مخصوص ورود فلاپي است. همه كامپيوتر‌‌هاي مدرن از يك فلاپي5/3  اينچي كه در پوشش سخت پلاستيكي قراردارد، استفاده مي‌‌كنند. ديسك در يك شيار روي واحد سيستم كه پشت آن يك محرك فلاپي قرار دارد، جاي مي‌‌گيرد.

     محرك‌‌هاي فلاپي و ديسك سخت، اساسا" شبيه به هم كارمي‌‌كنند ولي ديسك سخت سريع‌‌تر است و مي‌‌توان اطلاعات بيشتري را ذخيره ‌كند. نوع ديگري از محرك كه در اكثر PCها به طور استاندارد قرار دارد محرك CD-ROM است. CD-ROMها شبيه CDهاي موسيقي معمولي و معادل حدود 400 فلاپي ديسك هستند.

     امروزه، بيشتر نرم‌‌افزار‌‌ها به صورت CD تهيه مي‌‌شوند. نرم‌‌افزار‌‌هايي كه به صورت CD تهيه نشده‌‌اند به صورت فلاپي ديسك‌‌هاي متعدد درمي‌‌آيند و قبل از اينكه شما بتوانيد از آنها استفاده كنيد، بايد محتويات آنها را روي ديسك سخت داخل كامپيوتر كپي‌‌كنيد. اين فر‌‌آيند،»نصب كردن« نام دارد. فلاپي ديسك همچنين مي‌‌تواند براي ذخيرة كپي‌‌هاي اضافي از كار شما در شرايطي كه ديسك سخت دچار اشكال شده و يا براي انتقال به شخص ديگر مورد استفاده قرار گيرد.

مودم و پويشگر

   مودم‌‌ها براي مرتبط ساختن كامپيوتر شما به سيستم تلفن استفاده مي‌‌شود. از طريق سيستم تلفن، شما مي‌‌توانيد توسط اينترنت با ساير كامپيوتر‌‌ها ارتباط برقرار كنيد. مي‌‌توانيد از يك سيستم دستيابي پيوسته      (On-Line) مانند سرويس دهنده كامپيوتر استفاده كنيد يا با هر كامپيوتر ديگري كه مجهز به مودم است ارتباط برقرار كنيد.

    در واقع، همه مودم‌‌ها امكان فرستادن و يا دريافت دورنگار را براي شما فراهم مي‌‌كنند و بسياري از انواع جديد، آنها مي‌‌توانند با ضبط‌‌كردن پيام‌‌ها روي ديسك سخت كامپيوتر به عنوان پيام‌‌گير تلفني مورد استفاده قرارگيرند.

  پويشگر(Scanner) تصاوير چاپ شده يا لغات را به شكل الكترونيكي ترجمه مي‌‌كند بنابراين، تصاوير و لغات مي‌‌توانند توسط كامپيوتر ذخيره و يا  دست‌‌كاري شوند. براي اسكن كردن عكس‌‌ها شما به يك پويشگر رنگي كه قادر به تشخيص حداقل250 رنگ باشد نياز داريد ولي گفته شده كه16بيت يا بيشتر مي‌‌تواند بيشتر از 65000 رنگ را تشخيص دهد و نتيجة واقعي‌‌تري ارائه دهد

كنترل كننده‌‌هاي گرافيكي

   كنترل كننده گرافيكي يك صفحه مدار است( به عنوان يك كارت شناخته مي‌‌شود) كه در داخل كامپيوتر شما قرار گرفته و تعداد رنگ‌‌هاي متفاوتي كه شما مي‌‌توانيد در هر لحظه روي صفحة نمايش داشته باشيد و همچنين نقاطي كه براي ساخت تصوير استفاده مي‌‌شود را مشخص مي‌‌كند. كارت‌‌هاي گران‌‌تر عموما" سريع‌‌تر عمل مي‌‌كنند و كيفيت تصويري (Resolution) بالاتري دارند. مطمئن شويد كه كارت به عنوان PCI يا AGP تعريف شده و حداقل 2 مگابايت حافظه دارد.

RAM 
  RAM حافظة اطلاعات تصادفي است. RAM عموما" با مگابايت اندازه‌‌گيري مي‌‌شود و 16 مگابايت حداقل حافظه‌‌اي است كه اگر شما مي‌‌خواهيد از برنامه Windows استفاده كنيد به شما پيشنهاد مي‌‌كنيم

درايو CD- RAM

 امروزه بيشتر محرك‌‌ها، داراي سرعت 32 هستند ولي محرك‌‌هاي سريع‌‌تر به‌‌تدريج رايج مي‌‌شوند

ديسك سخ ديسك سخت اطلاعاتي را كه شما در زمان كار با كامپيوتر مي‌‌سازيد،  ذخيره مي‌‌كند. در شرايط فعلي، واقعا"خريد ديسك كمتر از2 گيگابايت به‌‌صرفه نيست. اگر مي‌‌توانيد ديسك بزرگتري بخريد. 

قطعات اضافي ضروري

معمولا" سيستم اوّليه شامل چاپگر نيست بنابراين، ممكن است براي چاپگر، جداگانه هزينه شود. براي اينكه كامپيوتر خود را در هر زمينه‌‌اي كارامد سازيد به نرم‌‌افزار‌‌هايي براي هر يك از اين كارها نياز داريد. اين نرم‌‌افزارها عبارتند از: پردازشگر لغات، نرم‌‌افزارحسابداري، نرم‌‌افزار گرافيك و صفحة گسترده و... و وسايل تكميلي مانند فلاپي ديسك، كاغذ، پودر جوهر(Toner).

كامپيوترها همه زندگي مارا و همچنين روش هاي قديمي انجام كارها را باسرعت فوق بشري خود تغييرمي دهند.آنها در اندازه هاي مختلف ؛ازكامپيوتر هاي بسيار بزرگ تاكامپيوترهاي كوچك جيبيبه بازار عرضه مي شوند.

آنها تقريبا درهر زمينه كاري مي توانند مورد استفاده قرارگيرند.هيچ كس نمي تواند تاثيرواهميت آنهارا انكاركند. كامپيوترها براي طراحي چيزهاي مختلف بكار مي روند. آنها درهواپيماي غول پيكر و اتومبيل هاي جديد مورد استفاده قرار مي گيرند. همه سفينه هايي كه درفضا به گردش مي آيند به وسيله كامپيوترها كنترول مي شوند. كامپيوترها علاوه براينكه به ما كمك مي كنند بهتر كار كنيم زمينه هاي جديدي رابراي سعي و تلاش باز مي كنند.

شايد مهمترين آنها درپزشكي باشد كه به پزشكان درجهت تحقيق برروي بيماري ها به داروسازها درطرح ساخت داروها و به معلولين درجهت يادگيري مهارت ها كمك مي كنند .اما كامپيوترچگونه قادراست وظايف مختلف زيادي را انجام دهد.يك كامپيوترهمه اين كارها را ازطريق پردازش اطلاعات انجام مي دهد.آن مي تواند همه اين كار ها را انجام دهد چون قابل برنامه ريزي است .اين بدان معني است كه مي توان به آن دستوري داد كه برنامه ناميده مي شود.بادادن برنامه هاي مختلف كامپيوتر هارا مي توان از كاري به كار ديگر تغيير داد. علاوه براين كامپيوترها مي توانند برنامه ريزي شوند تاكارهاي متفاوت ومجزاي زيادي را به طور هم زمان انجام دهند.

به عنوان مثال كامپيوترهاي مركزي يك خط هوا پيمايي ؛به طور مدام مشغول ارسال و دريافت اطلاعت بادفاترو فرودگاه هاي اطراف جهان است

طبقه بندي كامپيوترها از لحاظ قدرت پردازش

- ابر كامپيوترها

اصطلاحي است كه به سريع ترين وقدرتمندترين وبزرگترين و گران ترين كامپيوترهاي جهان اطلاق مي شود .شركتهاي سازنده اين نوع كامپيوتر هادر جهان انگشت شمارند و تعداد معدئدي ابر كامپيوتردر سراسر جهان نصب شده استكه بيشتر در امور فضايي ودفاعي وپروژه هاي عظيم عملي و تحقيقاتي مورد استفاده قرار مي گيرند .چنين كامپيوترهايي براي كار كردن به چند صد كيلو وات برق نياز دارند.

 كامپيوترهاي بزرگ

اين نوع كاميوترها اغلب در شركتهاي بزرگ تجاري و واحدهاي دولتي نظيروزارتخانهها ونيز دانشگاهايي كه در انها تنوع كارها وحجم اطلاعات براي پردازش بسيار زياد است مورد بهرهب داري قرار مي گيرند همچنين كامپيوتر هاي بزرگ اين امكان را فراهم مي اورند كه هزاران نفربه طور

هم زمان به انها متصل شده و چندين برنامه مختلف رااجراكنند.

- كامپيوتر هاي كوچك

اين كامپيوترها در بسياري از مراكز تجاري ودولتي ودانشگاهي كه حجم اطلاعات براي پردازش و تنوع كارهاي انها متوسط است به كار مي روند.

- كامپيوترهاي شخصي

كامپيوترها ي شخصي وكوچكترين وكم قدرتمندترين وپر مصرف ترين

كامپيترهاي موجودنصبت به ديگر رده ها هستند . در سالهاي (بين 1970  تا  1980)به اين نوع كامپيوترهاوميكروكامپيوترگفته مي شد.

كامپيوترهاي شخصي از نظر شكل و اندازه

- كامپيوترهاي روميزي

- كامپيوترهاي كيفي

- كامپيوترهاي دستيار ديجيتالي شخصي   

تعريف شبكه كامپيوتري

يك شبكه كامپيوتري متشكل ازدو يا چند كامپيوتري است كه به يكديگر متصل شده اند

اين كامپيوترها مي توانند همگي در يك طبقه از ساختمان يا در دو سوي كره زمين قرارداشته باشند.

قسمتهاي اصلي يك سيستم ارتبط داده اي

- كامپيوتر سرويس دهنده

- وسيله لازم براي ارسال و در يافت داده ها

- كانال ارتباطي  مانند 1- كابلهاي ويژه شبكه  2- خطوط تلفن

- كامپيوتر سرويس گيرنده

انواع شبكه ها از نظر فاصله

1- شبكه محلي

2- شبكه گسترده يا شبكه راه دور

3- شبكه شهري

 شبكه محلي  ياLAN

چنان چه دو يا چند كامپيوتر را كه در يك ساختمان و يا ساختمانهاي مجزا قرقر گرفته اند به يكديگر متصل كنيد شبكه ايجاد شده را شبكه محلي گويند.

شبكه گسترده يا شبكه راه دور  يا WAN

 به شبكه بزرگي كه كامپيوترهاي موجود در نواي مستقل جغرافيفيي را به يكديگر متصل مي كند شبكه گسترده گويند مانند شبكه كشوري عابر بانك

 يا  شبكه شهري        MAN

شبكه هاي شهري در مقايسه با شبكه هاي محلي از مقايس بزرگ تري برخوردارند

واز شبكه هاي گسترده كوچكتر هستند .اين شبكه ها معمولا براي اتصال دفاتر يك سازمان در يك شهر صورت مي گيرد و مي تواننداختصاصي ويا عمومي باشند.

آشنايي با چاپگرها ، انواع آنها و ويژگي آنها

اين دستگاها به دستگاهاي كپي سخت يا(HARD COPY)معروفند. چاپگرها انواع و اقسام گوناگون دارند كه به بررسي چند نمونه از آنها مي پردازيم.

چاپگرهاي ضربه اي

اصول كار اين چاپگرها بر اساس ضربه اي است كه بر روي نوار رنگي(RIBBON)زده مي شود پس يك شكل روي كاغذ ايجاد مي شود. چاپگرهاي زير از اين دسته چاپگرها هستند.

چاپگرهاي سوزني 

در اين نوع چاپگرها علائم توسط نقطه هاي كوچكي به نامDOY حاصل مي شود.كه اين نقاط توسط سوزن نازكي به نامPINبا برخورد با ريبون و انتقال رنگ بر روي كاغذ به وجود مي آيد. اين چاپگرها با سروصداي رياد به كار خود ادامه مي دهند و سرعت آنها به طور متوسط 300 كاراكتر در ثانيه است.

چاپگرهاي مدل LQ-100وLQ-1170وLQ-300 از كارخانهEPSONاز اين دسته هستند. هر چه تعداد سوزنها(PIN) بيشتر باشد چاپگر مي تواند تصاوير ظريفتري را توليد كند و مطمئناً گرانتر خواهند بود.

چاپگر حروفي(حروفي)

در اين چاپگرها تمامي علائم و اعداد به صورت برجسته بر روي يك گوي قرار دارند. هرگاه علامتي مي خواهد چاپ شود اين علامت در جلوي هد چاپگر قرار مي گيردو سپس با ضربه اين علامت روي كاغذ چاپ مي شود. اين چاپگرها بسيار شبيه دستگاه ماشين نويسي هستند. سرعت آنها حداكثر 10 تا 90 كاراكتر در ثانيه است.

چاپگرهاي زنجيري

در اين نوع چاپگرها علائم واعداد روي يك زنجيره و بصورت برجسته نقش بسته اند.با حركت زنجير موقعيت علامت براي چاپ بر روي كاغذ مشخص  مي شود و با ضربه اي به زنجير علامت مورد نظر بر روي كاغذ چاپ مي شود. سرعت عمل اين چاپگرها معادل 2400 خط در دقيقه يا 40 خط در ثانيه است كه نسبتاً سرعت خوبي مي باشد. عموماً در سايت هاي كامپيوتري MAIN از اينگونه چاپگرها استفاده مي شود.

چاپگرهاي غير ضربه اي

گونهاي از چاپگرها هستند كه عمليات مكانيكي مانند زدن ضربه در آنها وجود ندارد و داراي سروصداي كمتري هستند اما معمولاً گرانتر بوده و با تكنولوژي بالاتري ساخته مي شوند. بطوركلي اين چاپگرها بر اساس پاشيدن جوهر يا حرارت يا ليزر كار مي كنند. حال به بررسي مهمترين آنها مي پردازيم.

 چاپگر جوهر افشان

در اين چاپگر مخازن رنگ هاي گوناگون وجود دارد.جوهر از روزنه هايي خارج و روي كاغذ پاشيده مي شود. بدين ترتيب شكل مورد نظر روي كاغذ نقش

مي بندد. كيفيت كار اين چاپگرها بالا است و بدون سروصدا كار مي كنند. اين نوع چاپگرها براي كارهاي نقاشي وگرافيكي مناسب هستند. بايد روزنه هاي كوچك، كه عمل پاشيدن رنگ را انجام مي دهند خشك شوند و همچنين در نگهداري اين چاپگرها بايد دقت لازم را به عمل آورد. يكي از راهاي پيشنهادي   اين است كه هر چند وقت يكبار اجباراً يك تصوير يا يك متن كوتاه را چاپ كرد.

چاپگر حرارتي

كاغذ اين چاپگرها مخصوص مي باشد. بر روي همه اين چاپگرها سوزنهايي وجود دارد كه با گرم شدن سوزن ها تغيرات شيميايي روي كاغذ حاصل مي شود. نگهداري كاغذ اين چاپگرها مشكل است زيرا در اثر گرما و يا در زمانهاي طولاني رنگ كاغذ عوض مي شود و شايد علائم و اعداد چاپ شده ديگر قابل چاپ نباشند.

چاپگرهاي الكترواستاتيكي

اين چاپگرها حساس به الكتريسيته مي باشند. اين نوع چاپگرها نيز مانند چاپگرهاي حرارتي كاغذ مخصوصي دارند ولي يك لايه نازك فلزي روي كاغذ اين چاپگر كشيده مي شود كه با عبور الكتريسيته از سوزنهاي هد چاپگر به طرف الكترودي كه در پشت كاغذ قرار دارد آن قسمت از فلز كاغذ از بين مي رود و رنگ سياه زير سطح فلزي نمايان مي شود. كاغذ اين چاپگرها ظريف است و بايد با دقت آن را نگهداري كرد.

چاپگرهاي ليزري

طرز كار اين چاپگرها مانند دستگاه فتوكپي است. در ابتدا كاغذ توسط نور ليزر كه با سرعت روشن و خاموش مي شود، انرژي داده مي شود. پس از اين مرحله كاغذ در محول ظهور فرو مي رود و يا پودري روي كاغذ كشيده مي شود. حال به نسبت انرژي هاي قرار گرفته روي كاغذ، پودر يا مايع در آنجا قرار مي گيرد و در نهايت تصوير نهايي روي كاغذ پديد مي آيد.

اين چاپگرها به دليل كيفيت بالا، قيمت مناسب و طرز استفاده ساده از بهترين چاپگرها به شمار مي روند

 

 

سخت افزار

سخت افزار شامل تمام قسمتهای فیزیکی کامپیوتر می شود که از اطلاعات درون آن و همین طور عملیاتی که بر روی این اطلاعات انجام می دهد و از نرم افزاری که دستوراتی برای انجام وظایف سخت افزار ارائه می دهد مجزا است. سخت افزار و نرم افزار مرز نامشخصی دارد.

فرم ویر، نرم افزاری است که به صورت توکار در سخت افزار ساخته شده است. اما این نوع فرم ویر معمولا در قلمرو کاری برنامه نویسان و مهندسین کامپیوتر است و یک مسئله نگران کننده برای کاربران کامپیوتر نیست.

یک کامپیوتر شخصی(PC) از قطعات زیر تشکیل شده است:
Case :که در آن قطعات زیر موجومد میباشد:

برد اصلی:وسیله ای است که واحد پردازش مرکزی (CPU)و حافظه اصلی , حافظه جانبی و... را متصل به یکدیگر قرار می دهد.

منبع تغذیه:جعبه ای که در آن ولتاژ برق ورودی به کامپیوتر کنترل شده و به مقدار های مشخص تبدیل می کند.

کنترل کننده های حافظه جانبی:مثلIDE ,SCSI یا نوع های دیگر که دیسک سخت ولوح فشرده و انواع دیگر خواننده های رسانه را کنترل میکند.این کنترل کننده ها به صورت مستقیم بر روی برد اصلی سوار شده اند(on board).

کنترل کننده گرافیکی : خروجی مخصوص مانیتور را تولید می کند.

انواع حافظه: که خود شامل دو گروه :

1-حافظه اصلیRAMوROM
2-حافظه جانبیدیسک سخت وفلاپی دیسک و لوح فشرده و...)می شود.

خطوط انتقال اطلاعات:کنترل کننده هایسریال و موازی وUSBوFireWire )برای ارتباط و کنترل وسایل جانبی خارج از کامپیوترمثل چاپگر و ...

در گاه های کامپيوتر:

1.CPU(درگاه واحد پردازش مرکزی)
2.در گاه های بر روی برد اصلی:
3.PCI
4.ISA
5.USB
6.AGP
صفحه نمایش رایانه

دستگاه های جانبی

علاوه بر این سخت افزار شامل اجزا بیرونی یک سیستم کامپیوتری می شود.
نمونه های زیر از انواع رایج اجزا بیرونی رایانه




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

كامپيوتر چيست

اگر بخواهيم كامپيوتر را تعريف كنيم بايد بگوييم به طور ساده كامپيوتر ماشيني براي پذيرش دادهها (ورود داده ها) و پردازش آنها به صورت اطلاعات مفيد (داده هاي خروجي) است. به اين ترتيب كار يك كامپيوتر شامل چهار بخش اصلي ورود پرودازش خروجي و ذخيره سازي داده ها مي شود و به همين ترتيب چهار بخش سخت افزاري نيز براي انجام هر كدام از اين اعمال لازم است كه آنها را مي توان به ترتيب زير تعريف كرد:

   وسايل ورودى: اين اجزاى سخت افزارى داده ها را در يافت كرده و يا به عبارتى آنهـا را مىخوانند و سپس آنهـا را به واحد پردازش مىفرستند.

  پردازشگر : اين بخش كه به آن cpu گفته مىشود داراى مداربندى الكـترونيكى است كه داده هاى ورودى را به اطلاعات در خواستى تبديل مىكند . cpu در حقيقت دستورات كامپيوتر را به اجرا در مىآورد.

 

 

 

    وسايل خروجى: اين وسايل داده هاى پردازش شده را براى استفاده در اختيار كاربر قرار ميدهد.

  وسايل ذخيره سازى :منظور از اين وسايل همان حافظه ى فرعى است . اين حافظه رسانه هاى ذخيره سازى داده به غير از RAM (حافظـه ى دسترسى مستقيـم كامپيـوتر) را شامـل مىشود . از جمله ى اين رسانه ها مىتوان به ديسكت اشاره كرد . اين وسايل ، تكميل كننده ى حافظه هستند و مىتوانند داده ها و برنامه ها را به طور موقت نگه دارى كنند.

 

 تعريف کامپیوتر

کامپیوتر در لغت به معنای شمارنده و یا ماشین حساب میباشد...در ظاهر سیستمی یکپارچه است اما از بخشهای مختلفی تشکیل شده که در طول سال های بعد از اختراع کامپیوتر تغییراتی در انها ایجاد شده...در این تغییرات همیشه سعی بر ان بوده که از طرفی سرعت سیستم و هر قطعه بالاتر برود و از طرفی دیگر مصرف انرژی و تولید گرمای ان کمتر بشود.

امروزه یک واحد کامپیوتر رومیزی IBM Class حداقل از 13 قطعه تشکیل شده که نسبت به نیاز کاربر تعداد این قطعات قابل افزایش است...در این مقاله ما فقط به معرفی این 13 قطعه ی اصلی و چند غیر اصلی بسنده میکنیم تا سطح مطالب را به صورت منظم در جلسات بعد بالاتر ببریم

حافظه اصلي RAM

نام اختصاري : (رم) RAM

نام كامل : Random Access Memory

معادل فارسي: حافظه اصلي (حافظه با دستيابي تصادفي)

رم يكي از سه قطعه ي اصلي هر كامپيوتر به حساب مي ايد و مهم ترين بخش بعد ازCPU و M.B است. رم حافظه ي اصلي يك كامپيوتر به حساب مي ايد و هر برنامه اي براي اجرا شدن بر روي رم قرار ميگيرد و سيستم عامل نيز از اين قائده جدا نيست و در هنگام روشن شدن كامپيوتر بعد از گذراندن مراحل اوليه بوت فايلهاي هسته ي ويندوز از روي هارد ديسك (حافظه ي جانبي) بر روي رم بار گذاري ميشوند و بعد از اتمام بار گذاري، ويندوز به اصطلاح بالا مي ايد. اكثر افراد اماتور تصور ميكنند هارد ديسك (ديسك سخت) حافظه ي اصلي كامپيوتر است در صورتي كه اينچنين نيست و حافظه اصلي رايانه، رم است.
رم ها در حجم هاي مختلف و سرعت هاي متفاوت ارايه ميشوند كه سرعت و حجم يك رم هرگز نبايد با هم اشتباه گرفته شوند. سرعت يك رم عبارت است از دو فاكتور، يكي زمان خواندن و ديگري زمان نوشتن. بديهي است كه هر چه اين زمان ها كوتاه تر باشند سرعت رم بالاتر ميرود.

اما حجم رم ميزان اطلاعاتي است كه ميتواند بر روي آن ثبت بشود كه بر حسب مگابايت اندازه گيري ميشود و در حال حاضر ظرفيت رمهاي موجود در بازار از 256 مگابايت تا 2048 مگابايت (دو گيگابايت) است

 

 

 

ويندوز و مديريت حافظه

زمانی كه اولين نسخه ويندوز  ارائه شده بود ،‌ امكان مديريت حافظه اندكی توسط آن وجود داشت . در آن زمان ، حافظه گران بود و حتی در صورتی كه استفاده كنندگان توان مالی تهيه آن را داشتند ، كامپيوترهای آن دوره قادر به استفاده از آن نبودند . اين وضعيت تا اواسط دهه 90 ميلادی ادامه داشت و بسياری از افرادی كه دارای كامپيوتر بودند ،‌ صرفا" از 8 مگابايت حافظه اصلی استفاده می كردند كه امكان ارتقاء آن به حداكثر 64 مگابايت وجود داشت .

قيمت بالا و  ظرفيت بردهای اصلی سيستم ( مادر برد ) ، از جمله محدوديت های اساسی كامپيوترها در گذشته ای نه چندان دور است كه قطعا" هم اينك اين وضعيت بهبود يافته است و استفاده كنندگان كامپيوتر از اين بايت كمتر دچار مشكل می گردند.
در اكثر نسخه های ويندوز امكان استفاده از حافظه مجازی وجود دارد . با توجه به اين كه قيمت حافظه هارد ديسك نسبت به حافظه اصلی بمراتب كمتر است ، ويندوز از فضای ذخيره سازی هارد ديسك به منظور جبران كمبود حافظه اصلی سيستم استفاده می نمايد .
حافظه مجازی ، يك راه حل مناسب به منظور غلبه بر محدوديت حافظه اصلی است كه دارای چالش های مختص به خود نيز می باشد :

كند بودن سرعت هارد ديسك نسبت به حافظه اصلی : هارد ديسك دارای سرعتی بمراتب پائين تر ( كندتر ) نسبت به حافظه اصلی است . دستيابی به حافظه اصلی بر اساس نانوثانيه و سرعت هارد ديسك بر اساس ميلی ثانيه اندازه گيری می شود

عدم امكان استفاده مستقيم از حافظه مجازی : يكی ديگر از مسائل در ارتباط با حافظه مجازی ، عدم امكان استفاده مستقيم از آن است . مثلا" فرض كنيد كه يك صفحه اطلاعات از حافظه اصلی بر روی هارد ديسك ( حافظه مجازی ) نوشته گردد . در صورتی كه در ادامه به اطلاعات موجود در اين صفحه نياز باشد ، كامپيوتر نمی تواند مستقيما" به آن دستيابی داشته باشد . در چنين مواردی ، می بايست  قبل از اين كه كامپيوتر بتواند از داده استفاده نمايد ، داده درون حافظه اصلی مستقر گردد . به فرآيند فوق paging گفته می شود

آيا محدوديتی در ارتباط با حافظه وجود دارد ؟

در ابتدای بحث اشاره گرديد كه اطلاعات موجود در اين مقاله صرفا" برای سيستم های 32 بيتی مفيد بوده و در ارتباط با سيستم های 64 بيتی نمی باشد . حقيقت اين است كه حتی سيستم های 64 بيتی نيز در ارتباط با حافظه مجازی می باشند ولی نسخه های 32 بيتی و 64 بيتی بطور كامل از مدل های حافظه مختلفی استفاده می نمايند . سيستم های 32 بيتی صرفا" دارای 32 بيت بوده و می توانند حداكثر 4 گيگابايت حافظه اصلی را آدرس دهی نمايند . يك سيستم 64 بيتی از لحاظ تئوری قادر به آدرس دهی 16 اگزابايت (  بيش از  16،000،000 گيگابايت حافظه RAM  ) می باشد. توليد يك ماشين كه بتواند از اين ميزان حافظه حمايت نمايد در حال حاضر هزينه بالائی داشته و مقرون به صرفه نمی باشد . اكثر سيستم های 64 بيتی موجود ميزان حافظه اصلی را محدود بين 8 گيگابايت و 256 ترابايت نموده اند .

محدوديت فضای آدرس دهی 4 گيگابايتی برای ماشين های 32 بيتی كه برروی آنان ويندوز نصب شده است ، چه پيامدهائی را به دنبال دارد ؟ ويندوز بگونه ای طراحی شده است تا بتواند بطور كامل 4 گيگابايت حافظه را آدرس دهی نمايد . ويندوز فضای چهار گيگابايتی را به دو بخش مساوی تقسيم می نمايد . يكی از بخش ها  توسط سيستم عامل و از بخش ديگر  به منظور User mode ( يا برنامه ها ) استفاده می گردد .
در صورت نياز می توان پيكربندی پيش فرض فوق را تغيير داد . بدين منظور از فايل Boot.ini استفاده می گردد . به عنوان نمونه می توان در فايل فوق از سوئيچ 3GB /    استفاده نمود . بدين ترتيب ويندوز پيكربندی پيش فرض خود را تغيير و از يك فضای يك گيگابايتی برای خود و از يك فضای 3 گيگاباتيی برای  user mode استفاده می نمايد . بدين ترتيب ويندوز می تواند مديريت بهتری را به منظور تامين خواسته برنامه های بزرگی نظير Exchange server انجام دهد(هر گز از سوئيچ اشاره شده  بر روی Small Business Server و يا يك كنترل كننده domain استفاده نگردد

تاثير حافظه اصلی بر كارآئی سيستم

در هر كامپيوتر از مجموعه ای منابع سخت افزاری و  نرم افزاری استفاده می گردد كه هر يك دارای جايگاه مختص به خود می باشند . سيستم عامل ،‌ مسئوليت مديريت منابع موجود در يك كامپيوتر را برعهده دارد . مجموعه پتانسيل های سخت افزاری و نرم افزاری موجود و نحوه مديريت آنان توسط سيستم عامل ، ميزان مفيد بودن و كارآئی يك كامپيوتر را مشخص می نمايد.

حافظه اصلی ( RAM ) يكی از مهمترين منابع سخت افزاری موجود در كامپيوتر است كه با توجه به نقش محوری آن در اجرای برنامه های كامپيوتری ، همواره در معرض پرسش های فراوانی از جانب كاربران كامپيوتر است. به عنوان نمونه ، شايد اين سوال برای شما نيز مطرح شده باشد كه  تاثير افزايش حافظه اصلی بر سرعت كامپيوتر چيست و در صورت افزايش حافظه اصلی ، آيا كارائی سيستم نيز به همان ميزان افزايش خواهد يافت ؟
در اين مطلب به بررسی اين موضوع خواهيم پرداخت كه چرا حافظه اصلی دارای يك نقش مهم  و غيرقابل انكار در كارائی سيستم است . ادامه بحث را با در نظر گرفتن دو فرضيه دنبال می نمائيم . اول اين كه بر روی كامپيوتر از يكی از نسخه های سيستم عامل ويندوز 2000 ، XP و يا 2003 سی و دو بيتی استفاده می گردد و دوم اين كه از يك كاميپوتر مدل جديد با پتانسيل های سخت افزاری مناسب ، استفاده می شود .

هر سيستم عامل  از يك مدل خاص برای مديريت منبع ارزشمند حافظه اصلی استفاده می نمايد . نحوه مديريت حافظه توسط سيستم عامل ، يكی از شاخص های مهم ارزيابی موفقيت يك سيستم عامل محسوب می گردد . ويندوز نيز به عنوان يك سيستم عامل از اين قاعده مستثنی نمی باشد.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

علم نجوم

مقدمه

نجوم مطالعه مواد و مقدمه‌ای است درباره فرآیند بوجود آمدن آنچه در آنسوی جو زمین است که این جهان ، آسمان و گوی آسمان را از اتمهای کوچک تا گیتی وسیع شامل می‌شود. منجمان اجرام آسمانی مانند سیارات ، ستاره‌ها ، ستاره‌های دنباله دار ، کهکشانها ، سحابیها و مواد بین کهکشانها را مطالعه می‌کنند. برای اینکه چگونگی تشکیل شدن ، چگونگی بوجود آمدن و منسب هر کدام را مشخص می‌کنند و اینکه چگونه بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و چه اتفاقی ممکن است برای آنها بیفتد.
بخشی از جهان ما ، زمین و آنچه در آن اتفاق می‌افتد اختر شناسی را شامل می‌شود، در واقع زمین آزمایشگاه ماست و هر چه که درباره جهان می‌دانیم از آنچه از زمین می‌توانیم ببینیم و دریابیم و یا تصور کنیم سرچشمه گرفته است.

چگونه علم نجوم بوجود آمد؟

قبل از اختراع تلسکوپ ، در نزدیکی قرن هفدهم ، نجوم بر مبنای مشاهده با چشم غیر مسلح پایه گذاری شده بود. در ابتدا مردم از محل ستاره‌ها و سیارات در آسمان نقشه تهیه می‌کردند. متمدن ترینها برای نقشه برداری آسمان نظام داشتند و می‌دانیم که امروزه نجوم از نظریات یونانیان باستان سرچشمه می‌گیرد. در سال 150 میلادی یک منجم و ریاضیدان یونانی به نام کلودیوس بطلمیوس یک رساله درباره علم نجوم نوشت. او در آن 48 گروه ستاره‌ای که صورت فلکی نامیده می‌شدند را فهرست کرد ، مانند جبار ، برساووش و ... که بیشتر از اسامی اساطیر گرفته شده‌اند.
همانطور که ما هنگام نگاه کردن به ابرها ، آنها را به اشکالی از اجسام آشنا تصور می‌کنیم، همانگونه بطلمیوس در گروهبندی ستارگان اشکال آشنا را مشاهده کرد. همچنین بطلمیوس متوجه شد که به نظر ستارگان در سرتاسر2耀سمان حرکت می‌کنند، او گفت که تمام اجرام آسمانی به دور زمین که مرکز جهان بی‌حرکت ایستاده حرکت می‌کنند. این نظریه علمی برای قرنها پذیرفته شده بود. تئوری بطلمیوس راجع به جهان طرح زمین مرکز نامیده شد، زیرا در آن زمین در مرکز عالم قراردارد.

چه موقع کشف شد که زمین بدور خورشید می‌چرخد؟

قبول این واقعیت مدتها طول کشید. در سال 1543 میلادی یک منجم لهستانی به نام نیکلاس کوپرنیک De Revolutionibus را منتشر کرد که مشخص می‌کرد سیارات به دور خورشید گردش می‌کنند، اما نظریه او با تعلیمات کلیسای کاتولیک مغایرت داشت و کلیسا قدرتمندترین سازمان اجتماعی و سیاسی آن زمان بود. عقیده‌هایی مانند طرح خورشید مرکزی که در جهان تفکر بدیع بودند سزاوار کیفر مرگ بودند.

بنابراین اگر هم تعدادی دیگر از منجمان طرح کپرنیک را می‌پذیرفتند از تصدیق کردن آن هراس داشتند. در سال 1632 گالیلئو گالیله ، یکی از برجسته‌ترین منجمان در طول تاریخ ، سرانجام یک کتاب در حمایت از نظریه کپرنیک منتشر کرد. کلیسای کاتولیک روم گالیله را برای محاکمه بخاطر بدعت گذارن احضار کرد و این منجم برای برگشتن از حرفش یا مرگ حق انتخاب داشت. گالیله دست از عقیده خود کشید اما کلیسا از پذیرفته شدن طرح خورشید در عرف نمی‌توانست جلوگیری کند (در سال 1992کلیسای کاتولیک روم رسما با گالیله و کپرنیک موافقت کرد).

منجمان چگونه سریعا یک ستاره را از دیگران تشخیص می‌دهند؟

منجمان علاوه بر نقشه موقعیت ستارگان در آسمان تعیین کردند که کدام ستاره از دیگر ستارگان پر نورتر است. یک منجم یونانی به نام هیپارکوس جد بطلمیوس ابتدا ستارگان را بر اساس روشنایی‌اشان طبقه بندی کرد. او شش طبقه روشنایی را با قدرشان لیست کرد (قدر یعنی درخشش یک ستاره که بر روی زمین نمایان می‌شود. قدر یک ستاره تا حد زیادی در تعیین اینکه چقدر از زمین فاصله دارد موثر است)، هیپارکوس 20 ستاره از قدر اول را طبقه بندی کرد و ستارگان ضعیف یعنی آنهایی که با چشم غیر مسلح دیده می‌شوند را در شش قدر طبقه بندی کرد.

نقش گالیلئو گالیله

گالیله در پیزای ایتالیا در 1564 در اواسط دوره رنسانس متولد شد. گالیله فقط اولین کسی که تلسکوپ را روی ستارگان متمرکز کرد نبود، او همچنین دیدگاه متفاوتی نسبت به جهان ایجاد کرد. گالیله استاد نجوم ، ریاضی ، فیزیک ، فلسفه و تبلیغات بود . تصور او (و احتمالا واقعیت) از یک نبوغ ذاتی بود: زیرک ، شوخ و اما زننده بود. مردم مهم انجمن او را جستجو می‌کردند، تا وقتی که کار منفور و خطرناک حمایت از دیدگاه خورشید مرکزی کپرنیک راجع به منظومه شمسی را در کارهایش انتشار داد:

ما این حقیقت را پذیرفتیم که خورشید در مرکز منظومه شمسی است و ما ممکن است گفته باشیم (هرکس می‌داند که خورشید به دور زمین می چرخد و فقط تعداد کمی دانشمند دیوانه فکر می‌کنند غیر از این است). در سال 1543 نیکولاس کوپرنیکوس رساله پیشنهادی‌اش را که تمام سیارات به انظام زمین به دور خورشید می‌چرخند منتشر کرد. این پیشرفت غیر منتظره برای عده‌ای بطور محرمانه خوشایند بود، برای قدرتمندترین دولت اروپا در آن زمان (کلیسای کاتولیک روم) در وضع موجود مسلما منفعتی وجود داشت. با این همه عقاید نظام و توانایی‌اش رویه زمین مرکزی در جهان باقی ماند.

گالیله بطور آشکارا از دیدگاه جهانی کپرنیک در مقابل کلیسا حمات کرد. روش رهبر کلیسا با دیگر بدعت گذاران نادیده گرفتن آنها یا آسیب رساندن به آنها با برخی شرایط بود. اما کلیسا نمی‌توانست گالیله را نادیده بگیرد. در سال 1634 گالیله به دادگاه کلیسا آورده شد و ادعا کرد که دست از عقاید بدعت گذارانه‌اش درباره منظومه شمسی برداشته است. روبرو شدن با شکنجه و مرگ ، گالیه را وادار به تسلیم شدن کرد. او هنگامی که اتاق محاکمه را ترک کرد زیر لب گفت بی اعتنا به آنچه مجبور به گفتن شده بود ادعا کرد که زمین هنوز به دور خورشید می‌چرخد. گالیله بقیه عمر خود را در زیر شیروانی خانه‌ای تا سال 1642 گذراند 355 سال بعد در سال1992 کلیسا رسما طرح کپرنیک را در مورد منظومه شمسی پذیرفت.

 

پدر علم‌ نجوم‌ مدرن‌، يوهانس‌ كپلر

سال‌ پيش‌، پدر علم‌ نجوم‌ جديد دركشور آلمان‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. (يوهانس‌ كپلر)در طي‌ عمر پرفراز و نشيب‌ خود با تفحص‌ درستاره‌ها و سيارات‌، توانست‌ قوانين‌ معروف‌ كپلر راارائه‌ دهد كه‌ امروزه‌ به‌ عنوان‌ قوانين‌ سه‌گانه‌ كپلردر نجوم‌ بكار مي‌رود، او وقتي‌ ادعا كرد كه‌سياره‌ها در مدارهاي‌ بيضوي‌ بدور خورشيدمي‌چرخند و خورشيد تنها نيروي‌ اداره‌ كننده‌مدارهاي‌ سيارات‌ است‌; مورد اعتراض‌ سنت‌ها وباورهايي‌ كه‌ قرن‌ها پايدار بود قرار گرفت‌. قوانين‌سه‌گانه‌ او در مورد حركت‌ سياره‌اي‌ كه‌ به‌ قوانين‌كپلر معروفند تاثير عميقي‌ بر ستاره‌شناسان‌ بعد از اوبه‌جا گذاشتند و امروزه‌ نيز براي‌ تجسم‌ و درك‌منظومه‌ شمسي‌ داراي‌ اهميت‌ فراواني‌ مي‌باشند.


    او يكي‌ از طرفداران‌ سرسخت‌ نظريه‌ خورشيدمركزي‌ يا منظومه‌ شمسي‌ بود. آن‌چه‌ كه‌مي‌خوانيد به‌ بررسي‌ زندگي‌ اين‌ دانشمند و منجم‌اشاره‌اي‌ خواهد داشت‌.
    
    
    فروپاشي‌ خانواده‌
    
    (يوهانس‌ كپلر) در ساعت‌ چهار و سي‌ و هفت‌دقيقه‌ صبح‌ شانزدهم‌ مي‌ 1571 در وايل‌ اشتات‌آلمان‌ متولد شد او تاريخ‌ انعقاد نطقه‌ و ساعت‌ وروز تولدش‌ را در جدول‌ طالع‌بيني‌ خويش‌يادداشت‌ كرده‌ بود.
    يوهانس‌ در تاكستان‌ زيباي‌ سوابيا و كشتزارهاي‌جنوب‌غربي‌ آلمان‌ كه‌ بين‌ جنگ‌ سياه‌ و رودخانه‌راين‌ واقع‌ است‌، دوران‌ كودكي‌اش‌ را گذراند. اودر خانواده‌اي‌ بزرگ‌ شد كه‌ در فقر و تنگدستي‌بسر مي‌بردند. البته‌ پدربزرگ‌ وي‌ سبالدوس‌پوست‌فروش‌ بود و دودماني‌ اشرافي‌ داشت‌.مدتي‌ نيز در مقام‌ شهرداري‌ و جزء افراد برجسته‌شهر به‌ شمار مي‌رفت‌.
    اما پس‌ از وي‌ افراد خانواده‌ محترم‌ كپلر، راه‌انحطاط را پيمودند. فرزندان‌ و نواده‌هاي‌سبالدوي‌ بطور تباه‌ شده‌ همسراني‌ هم‌ كه‌برگزيدند از همين‌ نوع‌ بودند.
    براي‌ مثال‌ پدر يوهانس‌ يك‌ مرد لاابالي‌ وبي‌بند و بار بود به‌ حدي‌ كه‌ حكم‌ اعدامش‌ صادرشده‌ بود. مادر يوهانس‌، كاترين‌ دختر يك‌مهانسرادار بود كه‌ زيردست‌ خاله‌اش‌ پرورش‌يافت‌. خاله‌ او به‌ جزم‌ جادوگري‌ و آلوده‌ كردن‌جوانان‌ به‌ فساد و مواد مخدر سوزانده‌ شد.
    يوهانس‌ در خانه‌ پدر بزرگ‌ خود كه‌ به‌ پدرش‌ارث‌ رسيده‌ بود بزرگ‌ شد. مادر بزرگ‌ يوهانس‌نيز زني‌ تندخو، دروغگو، مفسد و ميخاره‌ بود.
    پدر يوهانس‌، هاليزيش‌ نام‌ داشت‌ مردي‌ شرير،سرسخت‌، ستيزجو و بي‌بندوبار بود، همين‌ رفتار وخلق‌ و خويش‌ سبب‌ شد كه‌ همه‌ ثروت‌ پدر وهمسرش‌ را به‌ باد دهد. پدر و مادر يوهانس‌ هميشه‌در خانه‌ با هم‌ نزاع‌ داشتند.
    يوهانس‌ از دوران‌ كودكي‌اش‌ خاطرات‌ تلخي‌به‌ ياد داشت‌. وقتي‌ يوهانس‌ 6 ساله‌ بود پدر خانه‌را فروخت‌ و ميخانه‌اي‌ گشود. در سال‌ 1578پدر به‌ دليل‌ زايل‌ شدن‌ عقل‌ بر اثر مشروبات‌ الكلي‌بشكه‌ باروتي‌ را منفجر كرد و يوهانس‌ 7 ساله‌ دراين‌ انفجار زخمي‌ شد.
    عليرغم‌ اين‌ كه‌ خانواده‌ كپلر از زمره‌قديمي‌ترين‌ خانواده‌هاي‌ پروتستان‌ شهر وايل‌ به‌شمار مي‌آمدند اما اعضاي‌ خانواده‌ زندگي‌بي‌ريشه‌ و فاسدي‌ داشتند


    پدر يوهانس‌، كاترين‌ همسرش‌ را به‌ شدت‌كتك‌ مي‌زد به‌ طوري‌ كه‌ يك‌ بار زير مشت‌ ولگدهاي‌ او، كاترين‌ يك‌ هفته‌ بيهوش‌ بود. البته‌كاترين‌ نيز در بي‌ثباتي‌ چيزي‌ از همسرش‌ كم‌نداشت‌. او كه‌ با خاله‌ جادوگرش‌ زندگي‌ كرده‌بود، از گياهان‌ مخدرزا شربت‌هايي‌ درست‌مي‌كرد و به‌ جوانان‌ مي‌فروخت‌ و در ميخانه‌شوهرش‌ مي‌رقصيد.
    يوهانس‌ شش‌ خواهر و برادر داشت‌ كه‌ سه‌ تن‌از آنان‌ در كودكي‌ درگذشتند. هاينزش‌كوچكترين‌ برادر يوهانس‌ مبتلا به‌ بيماري‌ صرع‌بود كه‌ ارث‌ خانوادگي‌ آنان‌ به‌ شمار مي‌رفت‌.بعدها در جواني‌ دزد و راهزن‌ شد و سرانجام‌ بادرماندگي‌ نزد مادر بازگشت‌ و در سن‌ 42 سالگي‌در خانه‌ مادر بر اثر بيماري‌ صرع‌ درگذشت‌.
    همان‌طور كه‌ خوانديد يوهانس‌ دوران‌كودكي‌ عجيبي‌ داشت‌، اما از لحاظ خلق‌ و خوي‌بسيار منحصر به‌ فرد بود. او براي‌ تحصيل‌ به‌ مدرسه‌پروتستان‌ رفت‌ و در اثر هنر و استعدادي‌ كه‌ ازخود نشان‌ داد به‌ وسيله‌ استادانش‌ روانه‌ دانشگاه‌توبينگن‌ شد.

 

سال‌ها بود كه‌ پدر خانه‌ را ترك‌ كرد وناپديد شد.
    ورود به‌ دنياي‌ نجوم‌
    كپلر جوان‌ از مشاهده‌ يك‌ ستاره‌ دنباله‌دارعظيم‌ به‌ ستاره‌شناسي‌ علاقمند شد. او براي‌ كسب‌درآمد رو به‌ معلمي‌ آورد و در مدرسه‌ شبانه‌روزي‌پروتستان‌ در گراتس‌ معلم‌ رياضيات‌ شد. او براي‌افزودن‌ درآمد ناچيز خود، تقويم‌هاي‌ نجومي‌ رابه‌ چاپ‌ رساند كه‌ وضع‌ هوا، سرنوشت‌ شاهزاده‌هاو خطرات‌ وقوع‌ جنگ‌ها را پيش‌بيني‌ مي‌كرد.شهرت‌ وي‌ در اين‌ زمينه‌ بزودي‌ در سراسر شهرپخش‌ شد و سرانجام‌ در دربار امپراطور رودلف‌ به‌طالع‌بيني‌ پرداخت‌.

 

    او در سال‌ 1596 كتاب‌ رموز جهان‌ را منتشركرد. در اين‌ كتاب‌ فواصل‌ هريك‌ از سيارات‌خورشيد را بيان‌ كرد.
    او مدت‌ ده‌ سال‌ از عمر خود را صبورانه‌ وقف‌كار سخت‌ و بررسي‌ بر روي‌ حركت‌ سيارات‌ وقوانين‌ رياضي‌ حاكم‌ بر آنان‌ كرد. او همه‌كارهايش‌ را به‌ تنهايي‌ و بدون‌ ياري‌ گرفتن‌ از كسي‌انجام‌ مي‌داد. اماارزش‌ كار او به‌ جز از سوي‌ چندتن‌ از شاگردانش‌ درك‌ نشد.
    طرح‌ تلسكوپ‌ او به‌ عنوان‌ يك‌ تلسكوپ‌ مجهزدر ان‌ زمان‌ ارائه‌ شد. او توانست‌ يك‌ ستاره‌ جديدرا كشف‌ كند كه‌ امروزه‌ آن‌ را اختر كپلر مي‌نامند.

    قوانين‌ كپلر

    كپلر در سال‌ 1606 كتاب‌ نجوم‌ جديد رامنتشر كرد و درآن‌ نشان‌ داد كه‌ سياره‌ها درمدارهاي‌ بيضي‌شكل‌ به‌ دور خورشيد و حول‌ يك‌كانون‌ مشترك‌ حركت‌ مي‌كنند و اين‌ كه‌ اگر خطي‌بين‌ خورشيد و يك‌ ستاره‌ در حال‌ حركت‌ رسم‌شود اين‌ خط در زمان‌ مساوي‌ از نواحي‌ مساوي‌ ازمدار بيضي‌ خواهد گذشت‌. اين‌ ادعاها را به‌عنوان‌ قوانين‌ اول‌ و دوم‌ كپلر مي‌شناسيد.
    او بعد از چندين‌ سال‌ مطالعه‌ در حركت‌سيارات‌ در سال‌ 1618 موفق‌ به‌ كشف‌ قانون‌ سوم‌خود شد. كپلر بر پايه‌ آن‌ يافته‌ها قوانين‌ سه‌گانه‌ رادرباره‌ حركت‌ سيارات‌ بيان‌ كرد وكتاب‌ هماهنگي‌جهان‌ را منتشر كرد.
    كپلر درباره‌ كتب‌ خود چنين‌ نوشته‌ است‌: من‌كتاب‌هاي‌ خود را مي‌نويسم‌ خواه‌ خوانندگان‌مردان‌ فعلي‌ يا آيندگان‌ باشند. برايم‌ تفاوتي‌ندارد. اين‌ كتاب‌ها مي‌تواند سال‌ها انتظارخوانندگان‌ واقعي‌ خود را در بر داشته‌ باشد. مگرنه‌ خداوند شش‌ هزار سال‌ انتظار كشيد تاتماشاگري‌ باي‌ آثار خودش‌ پيدا كند.
    به‌ طور كلي‌ قوانين‌ كپلر رابطه‌ مستقيمي‌ باقوانين‌ حركت‌ نيوتن‌ دارد.
    در واقع‌ نيوتن‌ از طريق‌ قوانين‌ كپلر به‌ قوانين‌گرانشي‌ دست‌ يافته‌ است‌. قوانين‌ كپلر به‌ عنوان‌قوانين‌ مدرن‌ ستاره‌شناسي‌ اهميت‌ زيادي‌ دارند.هم‌ اكنون‌ با استفاده‌ از قوانين‌ كپلر مي‌توان‌ مدارحركت‌ سفينه‌هاي‌ فضايي‌ را پيشگويي‌ كرد. و بااستفاده‌ از محاسبات‌ مداري‌ اجرام‌ سماوي‌ تعيين‌مي‌شود. لذا قوانين‌ كپلر در حال‌ حاضر ازمهمترين‌ و پرفايده‌ترين‌ قوانين‌ فيزيك‌ و نجوم‌شناخته‌ شده‌ است‌.
    كپلر قدرت‌ بينايي‌اش‌ را روز به‌ روز از دست‌مي‌داد. با اين‌حال‌ به‌ مقام‌ رياضيدان‌ و منجم‌ دردربار امپراطور فردينانردوم‌ درآمد.
    كپلر علاقه‌اي‌ به‌ تشكيل‌ زندگي‌ مشترك‌ وداشتن‌ يك‌ خانواده‌ و فرزند نبود. شايد به‌ دليل‌مسائل‌ خانوادگي‌ تلخ‌ و شوم‌ كه‌ براي‌ او در دوران‌كودكي‌ و نوجواني‌ رخ‌ داده‌ بود تمايلي‌ به‌ داشتن‌همسر و فرزند نبود. او هميشه‌ سعي‌ مي‌كردخاطرات‌ ناگوار گذشته‌اش‌ را از ذهنش‌ پاك‌ كند.و از مادر بدكاره‌اش‌ ياد نمي‌كرد. حتي‌ خجل‌ وشرمنده‌ مي‌شد اگر از او درباره‌ خانواده‌ ودودمانش‌ سوالي‌ شود.
    كپلر همه‌ زندگي‌ خود را وقف‌ آموختن‌ علم‌ وبررسي‌ بر روي‌ ستاره‌ها و سيارات‌ كرده‌ بود. اومي‌خواست‌ در سيارات‌ و ستاره‌ها غرق‌ شود تاخاطره‌اي‌ از گذشته‌اش‌ و خانواده‌ بي‌بند وبارخود را به‌ ياد نياورد.
    كپلر به‌ مطالعه‌ درباره‌ مسير مريخ‌ پرداخت‌ وچند سالي‌ را به‌ اين‌ موضوع‌ اختصاص‌ داد.
    او داستان‌ علمي‌ تخيلي‌ به‌ نام‌ سولمنيوم‌ رانوشت‌. اين‌ كتاب‌ داستان‌ يك‌ سفر رويايي‌ به‌ ماه‌مي‌باشد. البته‌ بيست‌ سال‌ بعد از مرگ‌ كپلر به‌ چاپ‌رسيد و مورد استقبال‌ جوانان‌ و دانش‌آموختگان‌قرار گرفت‌.
    سال‌ها از عصر او گذشت‌ و كپلر پا به‌ 59 سالگي‌گذاشته‌ بود. از ضعف‌ بينايي‌ رنج‌ مي‌برد و به‌راحتي‌ نمي‌توانست‌ از تلسكوپ‌ استفاده‌ كند. ازسويي‌ حالت‌ صرع‌ خفيفي‌ گاه‌به‌گاه‌ به‌ سراغش‌مي‌آمد.
    اين‌ دانشمند و منجم‌ بزرگ‌ در 15 نوامبر1630 در سن‌ 59 سالگي‌ هنگامي‌ كه‌ عازم‌ريجنزبورگ‌، از ايالت‌ باواريا بود بر اثر نوعي‌ تب‌ وهمراه‌ با صرع‌ چشم‌ از جهان‌ فروبست‌.
    بعد از مرگ‌ كپلر عده‌اي‌ از شاگردانش‌ به‌احياي‌ قوانين‌ و كتب‌ استادشان‌ اقدام‌ كردند ونوشته‌ها و مقالات‌ كپلر را به‌ صورت‌ كتاب‌ صحافي‌كردند. امروزه‌ بسياري‌ از دست‌نوشته‌هاي‌ كپلر درموزه‌ وايل‌ موجود مي‌باشد.
    اين‌ دانشمند منجم‌ در طول‌ زندگي‌ خودتوانست‌ با بيان‌ قوانين‌ ارزنده‌اش‌ راهگشاي‌آيندگان‌ به‌ فضا باشد.

    واحد نجوم

علم نجوم که روزگاری در اختیار دانشمدان بزرگ ایرانی و اسلامی قرار داشت با گذشت زمان و انتقال علوم تجربی از شرق به غرب به اروپا و آمریکا منتقل شد و امروزه کشور ما حرف چندانی در این زمینه در دنیای پر وسعت علم ندارد.

اما با آموزش این علم و رواج آن در بین دانش آموزان عزیز و مشتاق می تواند فاصله ایجاد شده را در این زمینه با علوم متداول دنیا کم نمود.

بر این اساس پژوهش سرای دانش آموزی صائب با در اختیار داشتن سه تلسکوپ باز تابی و دوربینهای دو چشمی ونرم افزارهای متنوع در این زمینه فعالیت خود را شروع نموده و تاکنون توانسته است خیل دانش آموزانی که به این علم علاقه دارند را پاسخگو باشد.

 فعالیتهای انجام گرفته :

ü      تشکیل کلاسهای تئوری آشنایی با علم نجوم

ü      آشنایی با تلسکوپ و نحوه کاربرد آن

ü      تهیه ماکتهای نجومی

ü      برگزاری رصدهای شبانه در خارج از شهر

ü      کار با نرم افزار آموزشی نجوم




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

علم فیزیک

علم فیزیک رفتار و اثر متقابل ماده و نیرو را مطالعه می‌کند. مفاهیم بنیادی پدیده‌های طبیعی تحت عنوان قوانین فیزیک مطرح می‌شوند. این قوانین به توسط علوم ریاضی فرمول بندی می‌شوند، بطوری که قوانین فیزیک و روابط ریاضی باهم در توافق بوده و مکمل هم هستند و دوتایی قادرند کلیه پدیده‌های فیزیکی را توصیف نمایند.

تاریخچه علم فیزیک

·         از روزگاران باستان مردم سعی می‌کردند رفتار ماده را بفهمند. و بدانند که: چرا مواد مختلف خواص متفاوت دارند؟ ، چرا برخی مواد سنگینترند؟ و ... همچنین جهان ، تشکیل زمین و رفتار اجرام آسمانی مانند ماه و خورشید برای همه معما بود.






·         قبل از ارسطو تحقیقاتی که مربوط به فیزیک می‌شد ، بیشتر در زمینه نجوم صورت می‌گرفت. علت آن در این بود که لااقل بعضی از مسائل نجوم معین و محدود بود و به آسانی امکان داشت که آنها را از مسائل فیزیک جدا کنند. در برابر سؤالاتی که پیش می‌آمد گاه خرافاتی درست می‌کردند، گاه تئوریهایی پیشنهاد می‌شد که بیشتر آنها نادرست بود.

این تئوریها اغلب برگرفته از عبارتهای فلسفی بودند و هرگز بوسیله تجربه و آزمایش تحقیق نمی‌شدند و بعضی مواقع نیز جوابهایی داده می‌شد که لااقل بصورت اجمالی و با تقریب کافی به نظر می‌رسید.

·         جهان به دو قسمت تقسیم می‌شد: جهان تحت فلک قمر و مابقی جهان. مسائل فیزیکی اغلب مربوط به جهان زیر ماه بود و مسائل نجومی مربوط به ماه و آن طرف ماه نیز «فیزیک ارسطو» یا بطور صحیحتر «فیزیک مشائی» بود که در چند کتاب مانند «فیزیک» ، « آسمان» ، « آثار جوی» ، « مکانیک» ، « کون و فساد» و حتی«مابعدالطبیعه» دیده می‌شد.

·         تا اینکه در قرن 17 ، گالیله برای اولین بار به منظور قانونی کردن تئوریهای فیزیک ، از آزمایش استفاده کرد. او تئوریها را فرمولبندی کرد و چندین نتیجه از دینامیک و اینرسی را با موفقیت آزمایش کرد. پس از گالیله ، اسحاق نیوتن ، قوانین معروف خود (قوانین حرکت نیوتن) را ارائه کرد که به خوبی با تجربه سازگار بودند.

·         بدین ترتیب فیزیک جایگاه علمی و عملی خود را یافت و روز به روز پیشرفت کرد، مباحث آن گسترده‌تر شد، تا آنجا که قوانین آن از ریزترین ابعاد اتمی تا وسیعترین ابعاد نجومی را شامل می‌شود. اکنون فیزیک مانند زنجیری محکم با بقیه علوم مرتبط است و هنوز هم به سرعت در حال گسترش و پیشرفت می‌باشد.

نقش فیزیک در زندگی

·         هر فرد بزرگ یا کوچک ، درس خوانده یا بی‌سواد ، شاغل یا بیکار خواه ناخواه با فیزیک زندگی می‌کند. عمل دیدن و شنیدن ، عکس العمل در برابر اتفاقات ، حفظ تعادل در راه رفتن و ... نمونه‌هایی از امور عادی ولی در عین حال وابسته به فیزیک می‌باشند.






·         پدیده‌های جالب طبیعی نظیر رنگین کمان ، سراب ، رعد و برق ، گرفتگی ماه و خورشید و ... همه با فیزیک توجیه می‌شوند.

·         برنامه‌های رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، اینترنت ، تلفن و ... با کمک فیزیک مخابره می‌شوند.

·         با این نمونه‌های ساده می‌توان تصور کرد که اگر فیزیک نبود و اگر روزی قوانین فیزیک بر جهان حاکم نباشند، زندگی و ارتباطات مردم شدیدا دچار مشکل می‌شود.

فیزیک و سایر علوم

·         فیزیک، دینامیک و ساختار درونی اتمها را توصیف می‌کند و از آنجا که همه مواد شامل اتم هستند، پس هر علمی که در ارتباط با ماده باشد، با فیزیک نیز مرتبط خواهد بود. علومی نظیر: شیمی ، زیست شناسی ، زمین شناسی ، پزشکی ، دندانپزشکی ، داروسازی ، دامپزشکی ، فیزیولوژی ، رادیولوژی ، مهندسی مکانیک ، برق ، الکترونیک ، مهندسی معدن ، معماری ، کشاورزی و ... .






·         فیزیک در صنعت ، معدن ، دریانوردی ، هوانوردی و ... نیز کاربرد فراوان دارد. اینکه ابزار کار هر شغلی و هر علمی مبتنی براستفاده ازقوانین و مواد فیزیکی است، نقش اساسی فیزیک در سایر علوم و رشته‌ها را نمایان می‌کند. علاوه برآن استفاده روز افزون از اشعه لیزر در جراحیها و |دندانپزشکی ، رادیوگرافی با اشعه ایکس در رادیولوژی ، جوشکاری صنعتی و ... نمونه‌هایی از کاربردهای بی‌شمار فیزیک در علوم دیگر می‌باشند.

دانشمندان فیزیک

·         دانشمندان گذشته

·         دانشمندان معاصر

فیزیک و آینده

با این روند رو به رشدی که علم فیزیک در کنار سایر علوم دارد، می‌توان امیدوار بود که در آینده به چراها و چگونگی‌های عالم طبیعت پاسخ داده شود و این دنیای فیزیک سکوی پرتاب به عالم متا فیزیک باشد.


در آینده شاید فیزیک بتواند:

·         رسیدن به سرعت نور و فراتر از آن را مقدور سازد.

·         مثالهای عجیب نسبیت را عملی کند.

·         معمای مثلث برمودا را حل کند.

·         واقعیت یوفوها(بشقاب پرنده‌ها) را مشخص کند.

·         به راز وجود یا عدم وجود هوش فرازمینی واقف شود.

·         و ... .

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

ضرورت بهينه سازي

بخش صنعت كشور، به عنوان عنصر مشترك تمامي بخشهاي اقتصادي، نه تنها 24 درصد انرژي نهايي كشور را مصرف مي كند، (تبادل هم افزايي) بلكه نقش اصلي در تعيين ميزان بازدهي مصرف انرژي و يا راندمان محصولات مصرف كننده انرژي را برعهده دارد و اين موضوع، عامل مهم تعيين كننده مصرف انرژي ساير بخشهاي اقتصادي است، چرا كه بسياري از وسايل مورداستفاده امروز، به نوعي حاصل فعاليتهاي توليدي و صنعتي ديروز است از اين رو هرگونه كاهش در مصرف انرژي فعاليتهاي صنعتي و يا افزايش راندمان انرژي محصولات صنعتي، تاحد زيادي مي تواند به كاهش مصرف انرژي در ساير بخشهاي اقتصادي كشور كمك كند و شاخص شدت انرژي كشور (كه نشان دهنده مصرف انرژي براي توليد مقدار معيني كالا و خدمات است) را به حد قابل قبول و معقولانه اي برساند. اين شاخص برحسب عرضه انرژي اوليه و يا مصرف نهايي انرژي محاسبه گرديده و متوسط شدت انرژي به ازاء هر دلار توليد در ايران در سال 2000 ميلادي (به ازاء هر دلار مساوي 8000 ريال)برابر 70 هزار بي تي يو است.

اتلاف و مصرف بي رويه انرژي در فرايندهاي توليدي، و توليد محصولات با راندمان انرژي پايين، تركيب مصرف نهايي انرژي در بخشهاي مصرف كننده را طوري تغيير داده است كه به مرور زمان، سهم بخشهاي مولد (صنعتي و كشاورزي) كاهش و سهم بخشهاي غيرمولد (خانگي و تجاري) افزايش يافته است.
افزايش راندمان مصرف انرژي (به معني كاهش ميزان مصرف انرژي به ازاء هر واحد توليد كالاي صنعتي)، بهبود بازده ماشين آلات، سياستگذاري مناسب و آموزش كاركنان ازجمله راهكارهاي موثر براي كاهش مصرف انرژي در فرايندهاي توليدي و نخستين گام بهينه سازي در بخش صنعت است. براين اساس، لحاظ كردن »ميزان انرژي بري« در توسعه واحدهاي توليدي يعني »كم انرژي مصــرف كــردن يك خط توليد نسبت به گزينه هاي جايگزين« بايد به عنوان يك عامل مهم در تصميم گيريها، موردتوجه قرار گيرد.
گام دوم كاهش شدت مصرف انرژي در بخش صنعت، افزايش بازده انرژي محصولات توليدي است كه در ساير بخشهاي اقتصادي، از قبيل حمل و نقل، خانگي، تجاري، كشاورزي و... مصرف مي شوند چرا كه وقتي در طراحي فرايند توليد يك محصول، مصرف كمتر انرژي توسط اين محصول، پيش بيني شده باشد، مقدمات صرفه جويي انرژي در آينده، فراهم گرديده و در زمان به كارگيري آن محصول، بدون نياز به هزينه هاي جديد، انرژي مصرفي كل كاهش خواهديافت.

به عنوان نمونه متوسط مصرف روزانه بنزين هر خودرو داخلي، 10/5 ليتر، در آمريكا 7/3 ليتر و در فرانسه تنها 2 ليتر است (با وجود كيفيت و كارايي بالاي خوروهاي خارجي) و از اين نظر، افزايش ظرفيت توليد خودرو داخلي با سيستم هاي كنوني مصرف بنزين، به معني تضمين مصرف بي رويه و غيرمعقولانه بنزين توسط اين خودروها، در بيست، سي سال آتي است (معضلات صنعت در ارتباط با انرژي، مهندس اسلامي)

ازطرفي ديگر، لحاظ نكردن مصرف بهينه انرژي در محصولات صنعتي، يكي از موانع اصلي فروش موثر و صادرات محصولات صنعتي ايران به ديگر كشورهاست و چنانچه صنعت كشور در دو بخش كاهش انرژي بري فرايندهاي توليدي و افزايش راندمان انرژي محصولات صنعتي، اقدامات اساسي و موثري انجام ندهد. در آينده اي نه چندان دور محكوم به ورشكستگي كامل در بسياري از عرصه هاي صنعتي خواهيم بود،
درحالي كه توفيق در نيل به اهداف فوق، علاوه بر جلوگيري از اسراف و اتلاف سرمايه هاي غيرقابل احياء انرژي و در كنــار مــزيتهاي نسبي نفت و گاز كشور، زمينه ساز ورود كالاهاي صنعتي ايراني به بازارهاي جهاني و عضويت موثر در سازمان تجارت جهاني(WTO) خواهدبود.

صرفه جويي حاصل از بهينه سازي مصرف انرژي، درآمدي معادل دو الي سه برابر سود حاصل از سرمايه گذاري در بخش صنعت را توليد مي كند و اين ميزان درآمد ملي حاصل از صرفه جويي، ضمن سودآور كردن فعاليتهاي توليدي مي تواند به عنوان منابع جديد مالي براي فعاليتهاي اقتصادي، مورداستفاده قرار گيرد. در اين راستا پيش بيني مي شود موسسات توليدي و خدماتي جديد كه با بهبود ساختارها به نحوي كه توليد توسط نيازمنديهاي بازار هدايت شود و با مهندسي فرايندهاي اداري و توليدي، كيفيت كار، ارتقا يابد، در ايران اوج گرفته و با سرعت جايگزين صنايع با تكنولوژي هاي قديمي خواهندشد و سهم بزرگي از بازار را دركمال ناباوري به خود اختصاص خواهند داد.
آنچه در اين ميان براي صنايع بزرگ و با سابقه حائزاهميت است توجه به اين نكته است كه تكيه و اعتماد صرف، به داشتن تجربه اي طولاني در يك صنعت نمي تواند نجات دهنده صنايع در عرصه رقابت جهاني باشد چرا كه از اين منظر، تجربه چندين و چندساله، تنها تكرار چندين و چندساله يك تجربه يك ساله است و گريزي جز بهبود مستمر و مداوم فرايندها نيست. به عنوان نمونه در فرايندهاي اداري و توليدي آمريكا با اتخاذ »مهندسي ارزش« به عنوان يـك متـدولـوژي، به ازاء هر دلار سرمايه گذاري در اين روش، حدود 20 دلار صرفه جويي در فرايندهاي فوق، عايد مي شود علاوه بر اينكه به بهبود فرايند و كيفيت محصول و خدمات نيز منجر مي شود!

نهايتاً، نگرش صحيح صنايع داخلي به مقوله بهينه سازي مصرف انرژي ضمن تضمين سودآوري اين صنايع، منابع مالي جديدي (را كه قبلاً تلف مي شوند) را به وجود مي آورد كه خود مي توانند منشاء سرمايه گذاريهاي جديد با اتخاذ شيوه هاي علمي مديريتي شوند و درعين حال در سطح ملي مانع از اتلاف منابع ملي مي شود كه درحال حاضر صرف غيـراقتصادي تـر كــردن فعـاليتهاي توليدي مي شود.

راهكارهاي بهينه سازي

ايجاد هماهنگي از مهمترين مباحثي است كه در زمينه صرفه
جويي مصرف انرژي در بخش صنعت بايد به آن توجه شود. اين هماهنگيها در ارتباط با مجموعه فعاليتها به صورت »دولت به عنوان برنامه ريز و سياستگذار«، »صنعت به عنوان مجري سياستها« و درنهايت »جامعه به عنوان مشتري« و در سطح ملي شكل گرفته و درحال پياده سازي است.

راهكارهاي بهينه سازي در سه بخش 1 - راهكارهاي پرهزينه 2 - راهكارهاي كم هزينه 3 - راهكارهاي بدون هزينه در شكل 1- آورده شده و اهميت سياستگذاري، مديريت انرژي و مديريت بار در فعاليتهاي صنعتي و توجه و اهتمام مديران عالي و كاركنان بيش از پيش نمايان مي گردد.

علاوه بر اين، حركتي شبيه به يكسان سازي نرخ ارز براي متعادل سازي قيمت انرژي در كشور، درحال شكل گيري است (هرچند كه به علت كمبود اطلاع رساني صحيح و موثر با مقاومت زيادي مواجه مي شود) و واقعيت اين است كه رشد قيمت انرژي از سال 1353 تاكنون (حداكثر 10% سالانه مطابق ماده 5 قانون برنامه پنج ساله سوم توسعه) كمتر از ميانگين تورم سالانه قيمت كالاها بوده است يعني انرژي در مقايسه با ساير اقلام مصرفي، ارزانتر شده و طبيعي است كه مردم و مصرف كنندگان صنعتـي، نسبت بـه نحــوه مصــرف آن، »بــي تفــاوت تــر« شده باشند. از اين رو پيش بيني مي شود كه در آتيه نزديك، اقتصاد كشور با حركات شوك مانندي به سمت افزايش قيمت انرژي پيش خواهدرفت چرا كه قيمت انرژي در ايران از كشورهايي همچون عربستان نيز، به نسبت ارزانتر بوده و مصرف آن بي رويه تــر است (توسعه كاربرد منطقي انرژي - مهندس هاشمي). حال آنكه ارقام كلاني از بودجه كشور به صورت يارانه مستقيم و غيرمستقيم به تامين انرژي مصرفي كشور، اختصـاص مي يابد درحالي كه مي تواند با بهينه سـازي مصــرف انـرژي منبع مالي سرمايه گذاري جديد باشد.

نكته اي اساسي در اين بين بايد موردتوجه قرار گيرد و آن اينكه اين متعادل سازي قيمت انرژي، حتماً بايد همراه با افزايش تكنولوژي محصولات صنعتي درجهت كم مصرف بودن كالا (راندمان انرژي بالاي محصول صنعتي) باشـد، چرا كه بدون افزايش تكنولوژي، مصرف كننده داخلي مورد ظلم مضاعفي قرار گرفته و مجبور است علاوه بر تحمل هزينه افــزايش قيمت حــاملهـاي انرژي، مصرف بي رويه انرژي توسط محصولات كم بازده صنايع داخلي را نيز متحمل شود. به عنوان نمونه، خودروهاي داخلي با كيفيت موجود
2 الي 3 برابر خودروهاي دنيا مصرف انرژي (بنزين) دارند درحالي كه ازنظر كيفيت و كارايي نيز، تفاوت فاحشي با استانداردهاي جهاني دارند! (توسعه كاربرد منطقي انرژي)
در فرايندي چهارساله، هر دو سياست متعادل سازي قيمت انرژي و افزايش و ارتقاء تكنولوژي صنعتي با پشتوانه هاي قانوني (ماده 121 قانون برنــامــه پنـج ســاله سـوم) و آئين نامه هاي مربوطه، اجرا خواهدشد و در اين راستا پنج وزارتخانه مرتبط با كار پيش بيني و موظف شده اند. (توسعه كاربرد منطقي انرژي)
در اين راستا جهت گيري مناسب بخش صنعت به طوري كه بتواند با بهبود ساختارها، صرفه جويي انرژي را موردتوجه قرار دهد، اولويتي اساسي و ضرورتي اجتناب ناپذير است و الزام به تاسيس مديريتهاي بهينه سازي مصرف انرژي در موسسات توليدي و كارخانجات صنعتي و آموزش متخصصان و حمايت از شركتهاي مشاوره اي بهينه سازي مصــرف انــرژي بــه همين منظور صورت مي گيرد.

دستاوردهادي بهينه سازي

در مصرف كلان انرژي كشور، عرضه نفت خام (بويژه در شش سال گذشته) روند نزولي داشته تاجايي كه از سال 1375 به بعد سهم گاز طبيعي در عرضه انرژي اوليه كشور بيش از نفت خام شده است يعني روند جايگزيني گاز طبيعي به جاي نفت خام در مصرف داخلي كشور كاملاً مشهود و اقدامي درخور تحسين است و رشد متوسط عرضه گاز در مصارف داخلي كشور، به ميزان سالانه 9/4 درصد شاخص ممتازي اين فعاليتها است كه با توسعه شبكه گازرساني كشور و درچارچوب سياستهاي بخش انرژي به دست آمده است. (توسعه كاربرد منطقي انرژي)

سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور، به عنوان يك سازمان چند دستگاهي، وظيفه عمده بررسي، تحقيق و ارائه تسهيلات حمايتي در كاهش انرژي بري فعاليتهاي توليدي و افزايش راندمان انرژي محصولات صنعتي را برعهده دارد و تحت پوشش شركت ملي نفت ايران به فعاليت مي پردازد.

در وزارت صنايع و معادن نيز »طرح كمك به بهينه سازي مصرف انرژي و توليد پاك تر« در حال اجراست. تسهيلات اين طرح از محل تخصيص تدريجي اعتبارات عمومي مندرج در موافقت نامه مبادله شده بين وزارت صنايع و معادن و سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و براساس آئين نامه اجراي

بند الف تبصره 11 قانون بودجه سال 1380 كل كشور و در چارچوب ماده 67 قانون برنامه سوم توسعه، تامين و به صورت وام كم بهره و يا به صورت يارانــه سـود تسهيلات دراختيار صنايع قرار مي گيرد. وجوه دراختيار قرار داده شده در اين طرح دويست ميليارد ريال (200000000000ريال ) براي طول برنامه سوم است كه عمدتاً در سالهاي 1381 تا 1383 دراختيار واحدهاي صنعتي و معدني قرار خواهدگرفت.

كارمزد تسهيلات ارائه شده بسيار كمتر از نرخهاي متداول بوده و اولويت اعطاي تسهيلات به شرح ذيل است

1 - واحدهاي صنعتي و معدني در بخش خصوصي؛

2 - واحدهاي داراي طرحهاي اجرايي آماده در زمينــه بهينـه سازي مصرف انرژي و توليد پاك تر؛

3 - واحدهاي به شدت انرژي بر مثل واحدهاي توليــد فلزات اساسي و صنايع كاني و غيرفلزي. (15)

اقدامات سازمان بهينه سازي مصرف در بخش صنعت نيــز در سه محور زير خلاصه مي شود: (بهينه سازي مصرف انرژي)

1 - تبيين و اجراي پروژه هاي كليدي براي شناسايي وضعيت بخش صنعت از ديدگاه مصرف انرژي شامل:

! مميزي انرژي در صنايع بشدت انرژي بر؛

! بررسي مصرف و شدت انرژي در بخش صنعت با تاكيد بر اثرات تغييرات ساختاري اين بخش بر مصرف انرژي؛

! ايجاد سيستم اطلاع رساني و بانك اطلاعات صنعتي مرتبط با مصرف انرژي.
2 - استفاده از اعتبارات يارانه سود تسهيلات و طرحهاي مصوب بخش صنعت.
3 - استفاده از اعتبارات منابع داخلي شركت ملي نفت ايران جهت اجراي عمليات بهينه سازي در بخش صنعت كه در 11 كارخانه برگزيده از 7 گروه صنعت كشور با استفاده از تسهيلات بيع متقابل درحال اجرا است.

دو نمونه از اقدامات سازمان بهينه سازي مصرف انرژي در ذيل آورده شده است.
طرح توليد همزمان برق و بخار در شركت سهامي عام صنعتي بهشهر
- هدف از اجراي اين طرح جايگزيني يك توربين بخار به جاي ديزل ژنراتورهاي كارخانه به منظور توليد همزمان بخار و برق است؛

 ميزان تسهيلات بانكي: 10 ميليارد ريال؛

 سقف اعتبار يارانه سود تسهيلات دريافتي: 4575 ميليون ريال؛

-  ارزش صرفه جويي ناشي از اجراي طرح سالانه برابر با 7/4 ميليارد ريال است؛

-        زمان بــازگشت ســرمــايه: 6 ماه پس از بهره برداري؛

-       - تاريخ تصويب: بهمن ماه 1380.

-  استفاده از اعتبارات منابع داخلي شركت ملي نفت ايران جهت اجراي عمليات بهينه سازي مصرف سوخت در بخش صنعت

-  اجراي عمليات بهينه سازي مصرف سوخت در 11 كارخانه برگزيده از 7 گروه صنعت شامل:

-  (كارخانه ذوب آهن اصفهان، پالايشگاه تهران، كارخانه سيمان سپاهان، كارخانه سيمان تهران، كارخانه سيمان صوفيان، كارخانه شيشه قزوين، كارخانه پلي اكريل ايران، كارخانه مخمل كاشان، كارخانه روغن سازي صنايع بهشهر، كارخانه شكر آبكوه، كارخانه نيشكر كارون). 1




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

سيل

 پديده اي طبيعي است كه جوامع بشري آنرا به عنوان يك واقعه اجتناب ناپذير پذيرفته اند. دسته اي از حوادث طبيعي كه انسان برآنها برچسب (بلاياي طبيعي) زده است همواره و به خودي خود بلا نيستند و آنچه آنها را بلا گردانيده فعل و انفعالات اختراعي ماست.
هيچ محكمه اي نسيم را به كيفرآنكه خانه عنكبوتان را ويران كرده است به عقوبت نمي رساند. آنجا كه بادآسيابها را به گردش درمي آورد محكوم نيست. اگر بشر خود وسكونتگاه واموال خودرا بدون دفاع درمعرض هجوم سيل قرار نمي داداين پديده طبيعي درخاطره بشرچنان تصوير هول انگيزي باقي نمي گذاشت كه در صدر فهرست مخاطرات طبيعي تهديد كننده حيات جمعي قرارگيرد. چرا كه بشر درجايگاهي برتر، همين سيل مخرب را به انرژي وتوليد غذايش تبديل نموده است .
بنابراين بدنام كردن سيل مارا از مسئوليت معاف نمي كند. كدام صاحب نظري است كه نداند تمدن مصر باستان تا چه حد رونق وجلال افسانه اي خودرا مديون طغيانهاي پربركت سيل بوده است . پس برماست كه با بكارگيري اصول علمي وعملي ابنيه واماكن مسكوني واراضي ، جان خودرا برابر سيل وزيانهاي آن مصون داشته يا به حداقل برسانيم.
باتوجه به اينكه رويداد سيل خودناشي از عوامل متعدد طبيعي وغيرطبيعي است مي توان با اعمال اقدامات مديريتي وفني احتمال بروز سيلاب وبه خصوص خسارات واثرات نامطلوب آنرا كاهش داد.
مديريت جامع مهار وكاهش خسارات سيل مجموعه اي از اقدامات سازه اي وغيرسازه اي ويا تلفيقي از آنهاست كه براي جلوگيري وياكاهش ايجادسيلاب درحوضه ها ، جلوگيري وياكاهش بروز طغيان رودخانه ها ومسيل ها وبه خصوص كاهش تلفات وخسارات ناشي از سيلاب انجام مي گيرد.
مديريت مهار سيلاب باكاهش خسارات سيل كوششي است همه جانبه ومتشكل از برنامه ها واقداماتي براي كاهش اثر سيلاب برشرايط اجتماعي واقتصادي كه در سكونتگاه به خصوص درسيلاب دشت ها بنا نهاده شده اند.
متاسفانه تاچندي پيش موضوع سيل ومديريت كاهش خسارات آن چندان مورد مطالعه جدي قرارنمي گرفت وتنها زماني كه سيلابي جاري ميشود واحساسات وعواطف بشري را مي آزارد توجه مسئولين ومتخصصين امور را به خودجلب مي نمود.
بديهي است كه پديده سيل عليرغم همه پيچيدگي هايش قابل بررسي وشناخت بوده ومي توان براي مهار وكاهش خسارات آن وحتي بهره برداري اقتصادي از سيلاب راه حل هاي مناسب را جستجو كرد.
علي رغم اينكه رگبارشهاي شديد وطولاني وذوب سريع برف درتركيب باساير عوامل حوضه اي شناخته شده وناشناخته مي توانند سيلابهاي مهيب را ايجادكنند ولي دربسياري موارد عوامل شناخته شده وبه نظر كم اهميت ناشي از توجه نكردن به پاره اي ازمسايل ساده وآسان سبب بروز وتشديد سيلاب ميگردد لذا نياز به يك برنامه ريزي جدي براي مديريت كاهش خسارات سيل در سطح كشور ضرورت مي يابد.

روشهاي مديريت مهارسيلاب
دوروش عمده مديريت سيلاب يا كاهش خسارات سيل عبارتنداز:
1-روش سازه اي
2-روش غيرسازه اي يا مديريتي

1- روش سازه اي يا ساختاري عبارتنداز:
الف) سازه هايي كه براساس كاهش اوج سيلاب وتقليل خسارت عمل مي كند كه شامل:
-احداث سدهاي مخزني
-انحراف جريان
-حفاظت خاك
ب)سازه هايي كه براساس عدم كاهش اوج سيلاب وتقليل خسارت عمل مي كندكه شامل:
-احداث خاكريزه ها
-ديواره هاي سيل گير
-بهبودوضعيت موجود
روشهاي غيرسازه اي به مجموعه برنامه ها وعمليات كه براي كاهش اثرات زيان بار سيلاب وجلوگيري از گسترش وتشديد آن انجام مي گيرد.
عمليات مديريت كاهش سيلاب را مي توان در پنج دسته كلي زير تقسيم نمود.
2- روشهاي غيرسازه اي يا مديريتي :
-آبخيزداري ومديريت كاربري حوضه ها
-برنامه ريزي ومديريت درمسير رودخانه ها ومسيل ها
-پهنه بندي سيل ومديريت سيلاب دشت ومناطق سيل گير
-پيش بيني وهشدار سيل
-عمليات پيشگيري وحمايتي درمناطق سيل گير

آبخيزداري ومديريت كاربري اراضي:
بررسي فرايند توليد رواناب وسيلاب به خوبي روشن مي سازد كه غير از ويژگيهاي رگبارش ويا ذوب برف وبرخي اختصاصات نسبتا" پايدار حوضه ها ، مي توان در سايرمولفه ها نظير نفوذ ، ظرفيت ذخيره ، تبخير وتعرق ، افزايش زمان متمركز ويا انتقال رواناب تغييراتي رابراي كاهش دبي اوج ويا حجم سيلاب بوجود آورد.
بافرض ثابت بودن ديگر عوامل موثر در بروز سيلاب ، نقش مديريت منابع واراضي وكاربري آنها باتوجه به استعدادها وجهت گيري توليد رواناب كمتر، فرسايش ناچيز وذخيره فراوان آب موثر خواهدبود.
آبخيزداري ومديريت كاربري اراضي در واقع نقش پيشگيري سيلاب را درمحلي كه بارش نازل ميگردد برعهده دارد وتاقبل از تشكيل آبراهه هاي بزرگ وتوليد رواناب ورسوب قابل ملاحظه قاعدتا" با مشكلات وهزينه كمتري قابل كنترل خواهدبود.
عمليات آبخيزداري وكاربري اراضي در واقع همان اقداماتي است كه درحفاظت از آب وخاك با ايجاد پوشش گياهي ويا عمليات سازه اي كوچك ومتوسط در آبراهه ها براي كاهش فرسايش وافزايش وذخيره آب وتلفات آن، افزايش نفوذ پذيري وذخيره ، رطوبت ، افزايش ميزان تبخير وتعرق ، افزايش زمان تمركز ودرنهايت كاهش رواناب وسيلاب وكاهش ومهار خسارات سيل مي گردد.
اين اقدامات به دودسته تقسيم مي شود:
الف) ايجاد وتوسعه پوشش گياهي
ب) افزايش نفوذ بارش وكاهش رواناب
درموقع نزول باران وبرف، بسته به ويژگي هاي توزيع زماني بارش ومقدار وشدت آن درتركيب با پوشش گياهي ، سطح پوشش وشرايط روش آن ، مقداري از آن قبل از رسيدن به سطح زمين وخاك ذخيره شده وسپس به صورت تلفات آبي مجددا" به اتمسفر باز مي گردد.
ميزان اين تلفات درجنگلها بيش از 30 درصد بارش ساليانه ودر محيط هاي خشك ونيمه خشك كه پوشش كم مي باشد. در دوره رويش گياه حدود 10 تا 20 درصد بارش ساليانه برآورد شده است . پوشش لاشبرگ كف جنگل هم قادر به ذخيره بارش به مقدار فراوان بوده كه آنهم به صورت تبخير مستقيم به اتمسفر باز ميگردد وبخشي مهم به تدريج به ذخيره خاك يا رواناب سطحي تبديل مي گردد.
تبخير وتعرق از سطح خاك ، گيتاه وسطح آزاد آب توام با تعرق برگ گياهي تاحدود 90 درصد درافزايش تبخير وتعرق ، افزايش ذخيره رطوبتي ، تغذيه آبهاي زيرزميني ونهايتا" كاهش سيلاب موثراست.
قطع درختان درحوضه هاي كوچك به صورت صددرصدسبب افزايش رواناب ناشي از ذوب برف به ميزان دوبرابر ميشود. عمليات بيولوژيك درآبخيزداري كه شامل كشت نهال ودرختچه ها ويا احياء وتوسعه مراتع از طريق بوته كاري وبذرپاشي نيازمند داشتن اطلاعات كافي از ويژگي هاي گياهان ، ساختمان آنها، ارتفاع ومقاومت بخش هوايي ، عمق ريشه ، تراكم وتوزيع ريشه ها وهمچنين نرخ رشد گياهان درفصل رشد ودرارتباط با مسايل آب وخاك واثرات متقابل آنها مي باشند انتخاب گونه گياهي سازگار وسريع الرشد براي شرايط اقليمي وخاك مختلف ودر مكانهاي مناسب براي استقرار اوليه آنها از اهميت ويژه اي درعمليات آبخيزداري برخورداراست .
اماقسمت دوم مسئله مديريت آبخيزداري يعني افزايش نفوذ بارش وكاهش رواناب است .
يكي از مهمترين عملكردهاي عمليات آبخيزداري افزايش ميزان نفوذ وكاهش سرعت رواناب سطحي توام با حفظ آب وخاك درسطح حوضه مي باشد. مديريت صحيح اراضي از جمله رعايت اصول درست وعلمي كشاورزي در اراضي شيبدار ومتناسب باعمق وحاصلخيزي خاك توام با انتخاب گونه يا گونه هاي مناسب وسازگار نقش بسيار مفيد ومثبتي در افزايش ميزان خلل وفرج ، ..... نفوذ ، كاهش سرعت رواناب سطحي وآبراهه اي دارد. از جمله اين عمليات مي توان به كشت نواري ودرجهت عمود برشيب دامنه ها، رعايت حدود شيب مناسب براي انواع زراعت ها وهمچنين تناوب زراعي را برشمرد.
عمليات بيولوژيك همگام با عمليات مكانيكي سازه اي آبخيزداري نظير بانكت بندي ، تراس بندي وساير روشهاي ذخيره نزولات در دامنه ها واحداث بندهاي اصلاحي وحفاظتي درآبراهه ها تاثير چشم گيري درافزايش نفوذ وكاهش سرعت جريانهاي سطحي وآبراهه اي به خصوص در سيلابهاي كوچك ومتوسط وبا تكرارهاي فراوان دارد.
استفاده از روشهاي تلفيقي كشاورزي – جنگلكاري به عنوان يك روش مديريتي جامع حوضه هاي آبخيز علاوه بر اثرات ارزنده دركاهش پديده اوج سيلاب ورسوب دهي حوضه ، يك روش پذيرفته واقتصادي ازسوي آبخيز نشينان تلقي ميگردد.

1-برنامه ريزي ومديريت در مسير رودخانه ها ومسيلها :
عمليات مهندسي رودخانه ومهار سيلاب اعم از روش هاي مستقيم (احداث خاكريز وديواره سيل بند، سدهاي مخزن وسدهاي تاخير) وروشهاي غيرمستقيم (انحراف سيلاب بهسازي واصلاح رودخانه ومسيلها وسيستم هاي تخليه آبهاي سطحي وزهكشي) بدون برنامه ريزي ومديريت مستمر كافي نبوده وممكنست پس از گذشت زمان اثرات موردانتظار آنها در طراحي كاسته شده ودر بعضي موارد موجب افزايش وتشديد خسارات وتلفات مي شود. از اين رو ضرورت دارد اقدامات زير در قالب مديريت وبرنامه ريزي مسير رودخانه ها ومسيل ها انجام شود.
الف) تملك دارايي ها وپاكسازي مسيل راه: پاكسازي سيلراه درمناطق بحراني وخطرآفرين فراهم نمودن ظرفيت كافي براي عبور سيلاب از جمله ضرورياتي است كه هميشه بايد در برنامه هاي مديريت كاهش سيل مورد توجه قرار گيرد. شناسايي موانع درمسير رودخانه ها ومسيلها ازقبل پل ها وآبگذرهاي احداث شده يا طراحي نامناسب ، تجاوز به حريم رودخانه ها واحداث ساختمان وتاسيسات مختلف آبگيري ويا هر نوع تغييرات كه منجر به كاهش ظرفيت عبور سيلراه مي گردد. اين امكان رافراهم مي ساز تا جهت اصلاح ويا پاكسازي آنها برنامه ريزي ومديريت جدي انجام گيرد.
جابجايي وانتقال ساختمانها ، سكوتنگاهها از مسير رودخانه ها ومسيلها به مناطق امن ودوراز خطر ازجمله مواردي است كه درازمدت منافع اقتصادي، اجتماعي وزيست محيطي مفيدي به همراه دارد.
اما بدليل هزينه هاي هنگفت براي خريداماكن وابنيه وجابجايي چندان با استقبال تصميم گيران ومسئولين روبرونبوده است . از سوي ديگر اين روش ممكن است سبب برهم خوردن شرايط اجتماعي وكسب وكار وفعاليتهاي وابسته به آن گردد. بنابراين لازم است با برنامه ريزي ومديريت دقيق نسبت به طرح مسئله وروشن نمودن موضوع اقدانات بايسته انجام پذيرد.
به عقيده متخصصين امر سامان دهي رودخانه ها ومهار سيلاب اغلب سيلابهايي كه درمحيطهاي شهري وصنعتي وتجاري در سالهاي اخير رخ داده ناشي از مسدود شدن يا تنگ شدن مسير عبور سيلابها بوده است .
ب) انجام بازديدهاي ضروري وشناسايي نقاط آسيب پذير: از نكات بسيار مهم دراين بخش كنترل ونظارت رودخانه ها ومسيلها قبل از فصل سيلابي وشناسايي نقاط آسيب پذير به خصوص در شهرها ، روستاها وجاده هاي ارتباطي باتوجه به آمار واطلاعات ريزش هاي جوي وجريانهاي سيلابي ومحدوده وقوع آنها مي باشد.
دراين راستا درقالب برنامه ريزي ومديريت مدرن توسط ارگانهاي شهرداري ، جهاد كشاورزي ، امورآب ، راه وترابري وساير دستگاههاي مرتبط در محدوده وظايف ، مسئوليت وعمليات پاكسازي وآزادسازي بستر وشرايط عبور سيلاب را دربستر طبيعي فراهم كنند . حتي بعداز سيلاب مطالعه روند فروكش ومكانيزم آن اهميت بازديدها را محرز مي سازد.
ج) نظارت بر اقدامات رودخانه اي : تدوين برنامه نظارتي بركليه اقدامات رودخانه اي درمسير آبراهه ها وايجاد هماهنگي بين دستگاههاي مختلف اجرايي ورعايت ضوابط ومسايل فني مربوط به تاسيسات وسازه هاي آبي وهمچنين برداشت مصالح دربستر بسيار ضروري است .

3-پهنه بندي سيل ومديريت مناطق سيل گير وسيلابدشت:
پهنه بندي خطر سيل در واقع ابزار اساسي براي مديريت كاهش خطرات سيل مي باشد پهنه بندي
مي تواند وسيله اي قانوني در دست دولت براي كنترل ومديريت كاربري اراضي وبرنام هاي توسعه توام با كاهش خطرات سيل وحفاظت محيط زيست باشد. درمرحله اول براي پهنه بندي خطر سيل با يد عوامل موثر دربروز سيلاب وتشديد آن شناسايي آنها ودر مرحله بعد شناخت ويژگي هاي سيلاب وميزان آسيب پذيري اراضي وتاسيسات مي باشد.
پهنه بندي مستلزم گروه بندي سيلابدشت از نظر آسيب پذيري وگروه بندي مجموعه عمليات وفعاليتهاي عمران وتوسعه اي متناسب با استعداد اراضي است .

4-پيش بيني وهشدار سيل:
پيش بيني سيلاب شامل برآورد جريان سيلابي بويژه تراز سطح آب سيلاب، زمان وقوع وتداوم سيلاب در يك نقطه معين از رودخانه دراثر يك رويدادبارش يا ذوب برف مي باشد. هشدار سيل هم عبارت است از انتشار خبر وقوع وچگونگي يك سيلاب درآينده اي نزديك ودرنقطه معيني از حوضه يا رودخانه است براي انجام يك هشدار باارزش وموثر نياز به پيش بيني به موقع ودقيق سيل توام با آموزش همگاني براي نوع اقدامات لازم در زمان هشدار مي باشد.
اثرات پيش بيني وهشدار سيل دركاهش خطرات وخسارات بستگي به عوامل زير دارد:
1-زمان هشدار وفاصله زماني موثر تاوقوع سيل، كه هرچه اين فاصله زماني بيشتر باشد ومردم فرصت بيشتري براي انجام اقدامات حفاظتي وحمايتي ويا جابجايي اموالشان از منطقه خطر دارند.
2-ميزان آگاهي عمومي ازموضوع سيل وآشنايي مردم از روشهاي مقابله با سيلاب وفرار از آن
3-درستي واعتبار پيش بيني انجام شده واعتماد مسئولان ومردم به پيامهاي هشداردهنده .
انتخاب يك روش مناسب براي پيش بيني وهشدار سيل هم بستگي به موارد زير دارد:
1-نوع سيلاب
2-ميزان وگسترش خدمات در پيش بيني سيلاب كه شامل:
-شبكه هاي ديده باني وبازرسي
-امكانات عمل آوري اطلاعات وايجاد ارتباط تلفني
-طول دوره آماري وكيفيت داده هاي جمع آوري شده

3- وجود اشخاص آموزش ديده وبا تجربه
به طور كلي براي ايجاديك سيستم پيش بيني وهشدار سيل اقدامات زير بايد صورت پذيرد.
1-جمع آوري داده هاي هواشناسي وآبشناسي
2-انتقال داده ها به مراكز عمل آوري اطلاعات وپردازش داده ها
3-پيش بيني هاي هواشناسي
4-تهيه يك مدل براي پيش بيني
5-تهيه وتدارك سيستم هشدار سيل
6-سيستم اطلاع رساني وانتشار خبر(هشدار)
7-سيستم دريافت خبر هشدارسيل توسط مردم
8-بازخورد پاسخ مردم به سيستم هشدار سيل

5-اقدامات پيشگيري وحمايتي در مناطق سيل گير:
براي اين منظور ودرمواقعي كه وقوع سيلاب اجتناب ناپذيراست اقدامات زيرلازم وضروري است .
الف) تخليه اماكن:
درزمان وقوع سيل براي كاهش خسارات جاني ومالي به صورت سريع اقدام به تخليه مردم واموالشان از مناطق آسيب ديده ميشود. رمز موفقيت دريك برنامه تخليه بي شك وجود يك سيستم موثر هشدار ميباشد .

ب) كمك رساني به سيل زدگان:
كمك دولت براي سيل زدگان معمولا" در قالب برنامه هاي بلاياي طبيعي درايران تحت نام حوادث غيرمترقبه انجام مي گيرد. هدف اصلي از اين برنامه ها فراهم ساختن كمك هاي فوري به آسيب ديدگان كه نياز به تعميرخانه هايشان وجايگزيني وسايل ضروري زندگي مي باشد.
كمك به سيل زدگان مي تواند به صورت پرداخت حق بيمه وكمك هاي جزئي براي كاهش اثرات نامطلوب رويداد سيل درآينده باشد. تشويق مردم به جمع آوري اعانه براي كمك به سيل زدگان هم مورد توجه قرارمي گيرد.

ج) دفع سيلاب از ساختمانها:
براي جلوگيري از ورود آب به داخل ساختمانها وتاسيسات ايجاد عمليات ضدسيل، ايجاد مانع يا سپر وشمع كوبي، ديواركشي وحتي كيسه هاي شني وخاكي وغيره ضروري مي باشد.

د) همسازي يا سازگاري با سيل:
واژه همسازي يا سازگاري با سيل به اين معني است كه دريك منطقه مردم وحتي دستگاههاي دولتي وغيردولتي فعاليتهاي خودرا باقبول وقوع سيلابهاي اجتناب ناپذير هماهنگ نموده اند. دراين مناطق با علم وآگاهي از وقوع سيل هايي كه در گذشته اتفاق افتاده واطلاع از ارتفاع آبي كه اراضي را فرا گرفته اماكن وتاسيسات وحتي مزارع وباغات خودرا در سطحي فراتر از آن ايجاد ميكنند وامكاناتي براي جلوگيري از سيل احتمالي انجام مي دهند مانند ديوارحفاظتي وغيره وحتي از كشت وكار دراراضي پرخطر خودداري نموده وحتي آن را محدود به دوره هايي كه احتمال وقوع سيل كمتر است
نموده اند.

ح) افزايش آگاهي وآموزش همگاني :
آگاهي هاي مردم به مسايل مربوط به سيل وميزان اطلاعات آنها از عواقب وپيامدهاي سيل در روشهاي مقابله با آن بسيار ارزنده ودركاهش خطرات وخسارت سيل نقش به سزايي دارد.

خ) بيمه سيل:
روش كلي بيمه ملي سيل اين است كه باتعيين خطر سيل وتشخيص مسئوليت مردم ساكن در سيلاب دشت در روند رويداد سيل بتواند هزينه هاي زندگي وبهره برداري درچنين مناطقي را با جلب مشاركت مردم تامين شود




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

خازن

خازن ها انرژي الكتريكي را نگهداري مي كنند و به همراه مقاومت ها ، در مدارات تايمينگ استفاده مي شوند . همچنين از خازن ها براي صاف كردن سطح تغييرات ولتاژ مستقيم استفاده مي شود . از خازن ها در مدارات بعنوان فيلتر هم استفاده مي شود . زيرا خازن ها به راحتي سيگنالهاي غير مستقيم AC را عبور مي دهند ولي مانع عبور سيگنالهاي مستقيم DC  مي شوند .

ظرفيت :

ظرفيت معياري براي اندازه گيري توانائي نگهداري انرژي الكتريكي است . ظرفيت زياد بدين معني است كه خازن قادر به نگهداري انرژي الكتريكي بيشتري است . واحد اندازه گيري ظرفيت فاراد است . 1 فاراد واحد بزرگي است و مشخص كننده ظرفيت بالا مي باشد . بنابراين استفاده  از واحدهاي كوچكتر نيز در خازنها مرسوم است . ميكروفاراد µF  ، نانوفاراد nF  و پيكوفاراد pF  واحدهاي كوچكتر فاراد هستند .

µ means 10-6 (millionth), so 1000000µF = 1F

n means 10-9 (thousand-millionth), so 1000nF = 1µF

p means 10-12 (million-millionth), so 1000pF = 1nF

انواع مختلفي از خازن ها وجود دارند كه ميتوان از دو نوع اصلي آنها ، با پلاريته ( قطب دار ) و بدون پلاريته ( بدون قطب ) نام برد .

خازنهاي قطب دار :

الف - خازن هاي الكتروليت

در خازنهاي الكتروليت قطب مثبت و منفي بر روي بدنه آنها مشخص شده و بر اساس قطب ها در مدارات مورد استفاده قرار مي گيرند . دو نوع طراحي براي شكل اين خازن ها وجود دارد . يكي شكل اَكسيل كه در اين نوع پايه هاي يكي در طرف راست و ديگري در طرف چپ قرار دارد و ديگري راديال كه در اين نوع هر دو پايه خازن در يك طرف آن قرار دارد . در شكل نمونه اي از خازن اكسيل و راديال نشان داده شده است .

 

در خازن هاي الكتروليت ظرفيت آنها بصورت يك عدد بر روي بدنه شان نوشته شده است . همچنين ولتاژ تحمل خازن ها نيز بر روي بدنه آنها نوشته شده و هنگام انتخاب يك خازن بايد اين ولتاژ مد نظر قرار گيرد . اين خازن ها آسيبي نمي بينند مگر اينكه با هويه داغ شوند .

 

ب - خازن هاي تانتاليوم

خازن هاي تانتاليم هم از نوع قطب دار هستند و مانند خازنهاي الكتروليت معمولاً ولتاژ كمي دارند . اين خازن ها معمولاً در سايز هاي كوچك و البته گران تهيه مي شوند و بنابراين يك ظرفيت بالا را  در سايزي كوچك را ارائه مي دهند .

در خازنهاي تانتاليوم جديد ، ولتاژ و ظرفيت بر روي بدنه آنها نوشته شده ولي در انواع قديمي از يك نوار رنگي استفاده مي شود كه مثلا دو خط دارد ( براي دو رقم ) و يك نقطه رنگي براي تعداد صفرها وجود دارد كه ظرفيت بر حست ميكروفاراد را مشخص مي كنند . براي دو رقم اول كدهاي استاندارد رنگي استفاده مي شود ولي براي تعداد صفرها و محل رنگي ، رنگ خاكستري به معني × 0.01  و رنگ سفيد به معني × 0.1  است . نوار رنگي سوم نزديك به انتها ، ولتاژ را مشخص مي كند بطوري كه  اگر اين خط زرد باشد 3/6 ولت ، مشكي 10 ولت ، سبز 16 ولت ، آبي 20 ولت ، خاكستري 25 ولت و سفيد 30 ولت را نشان مي دهد .

براي مثال رنگهاي آبي - خاكستري و نقطه سياه به معني 68 ميكروفاراد است .

آبي - خاكستري و نقطه سفيد  به معني 8/6 ميكروفاراد است .

 

 

خازنهاي بدون قطب :

خازن هاي بدون قطب معمولا خازنهاي با ظرفيت كم هستند و ميتوان آنها را از هر طرف در مدارات مورد استفاده قرار داد . اين خازنها در برابر گرما تحمل بيشتري دارند و در ولتاژهاي بالاتر مثلا 50 ولت ، 250 ولت و ... عرضه مي شوند .

پيدا كردن ظرفيت اين خازنها كمي مشكل است چون انواع زيادي از اين نوع خازنها وجود دارد و سيستم هاي كد گذاري مختلفي براي آنها وجود دارد . در بسياري از خازن ها با ظرفيت كم ، ظرفيت بر روي خازن نوشته شده ولي هيچ واحد يا مضربي براي آن چاپ نشده و براي دانستن واحد بايد به دانش خودتان رجوع كنيد . براي مثال بر 1/0  به معني 0.1µF يا 100 نانوفاراد است . گاهي اوقات بر روي اين خازنها چنين نوشته مي شود  ( 4n7  ) به معني 7/4 نانوفاراد . در خازن هاي كوچك چنانچه نوشتن بر روي آنها مشكل باشد از شماره هاي كد دار بر روي خازن ها استفاده مي شود . در اين موارد عدد اول و دوم را نوشته و سپس به تعداد عدد سوم در مقابل آن صفر قرار دهيد تا ظرفيت بر حسب پيكوفاراد بدست ايد . بطور مثال اگر بر روي خازني عدد  102 چاپ شده باشد ، ظرفيت برابر خواهد بود با 1000 پيكوفاراد يا 1 نانوفاراد .

 

كد رنگي خازن ها :

در خازن هاي پليستر براي سالهاي زيادي  از كدهاي رنگي بر روي بدنه آنها استفاده مي شد . در اين كد ها سه رنگ اول ظرفيت را نشان مي دهند و رنگ چهارم تولرانس ا نشان مي دهد .

براي مثال قهوه اي - مشكي - نارنجي به معني 10000 پيكوفاراد يا 10 نانوفاراد است .

خازن هاي پليستر امروزه به وفور در مدارات الكترونيك مورد استفاده قرار مي گيرند . اين خازنها در برابر حرارت زياد معيوب مي شوند و بنابراين هنگام لحيمكاري بايد به اين نكته توجه داشت .

 

            

كد رنگي خازنها

رنگ

شماره

سياه

0

قهوه اي

1

قرمز

2

نارنجي

3

زرد

4

سبز

5

آبي

6

بنفش

7

خاكستري

8

سفيد

9

خازن ها با هر ظرفيتي وجود ندارند . بطور مثال خازن هاي 22 ميكروفاراد يا 47 ميكروفاراد وجود دارند ولي خازن هاي 25 ميكروفاراد يا 117 ميكروفاراد وجود ندارند .

دليل اينكار چنين است :

فرض كنيم بخواهيم خازن ها را با اختلاف ظرفيت ده تا ده تا بسازيم . مثلاً 10 و 20 و 30 و . . . به همين ترتيب . در ابتدا خوب بنظر مي رسد ولي وقتي كه به ظرفيت مثلاً 1000 برسيم چه رخ مي دهد ؟

مثلاً 1000 و 1010 و 1020 و . . . كه در اينصورت اختلاف بين خازن 1000 ميكروفاراد با 1010 ميكروفاراد بسيار كم است و فرقي با هم ندارند پس اين مسئله معقول بنظر نمي رسد .

براي ساختن يك رنج محسوس از ارزش خازن ها ، ميتوان براي اندازه ظرفيت از مضارب استاندارد 10 استفاده نمود . مثلاً 7/4 - 47 - 470 و . . .  و يا  2/2 - 220 - 2200 و . . .

 

 

خازن هاي متغير :

در مدارات تيونينگ راديوئي از اين خازن ها استفاده مي شود و به همين دليل به اين خازنها گاهي خازن تيونينگ هم اطلاق مي شود . ظرفيت اين خازن ها خيلي كم و در حدود 100 تا 500 پيكوفاراد است و بدليل ظرفيت پائين در مدارات تايمينگ مورد استفاده قرار نمي گيرند .

در مدارات تايمينگ از خازن هاي ثابت استفاده مي شود و اگر نياز باشد دوره تناوب را تغيير دهيم ، اين عمل بكمك مقاومت انجام مي شود .

 

 

خازن هاي تريمر :

 خازن هاي تريمر خازن هاي متغيير كوچك و با ظرفيت بسيار پائين هستند . ظرفيت اين خازن ها از حدود  1  تا 100 پيكوفاراد ماست و بيشتر در تيونرهاي مدارات با فركانس بالا مورد استفاده قرار مي گيرند .

 

 

خازن

 


 

مقدمه

خازن المان الکتریکی است که می‌تواند انرژی الکتریکی را توسط میدان الکترواستاتیکی (بار الکتریکی) در خود ذخیره کند. انواع خازن در مدارهای الکتریکی بکار می‌روند. خازن را با حرف C که ابتدای کلمه capacitor است نمایش می‌دهند. ساختمان داخلی خازن از دو قسمت اصلی تشکیل می‌شود:


الف – صفحات هادی
ب – عایق بین هادیها (دی الکتریک)

ساختمان خازن

هرگاه دو هادی در مقابل هم قرار گرفته و در بین آنها عایقی قرار داده شود، تشکیل خازن می‌دهند. معمولا صفحات هادی خازن از جنس آلومینیوم ، روی و نقره با سطح نسبتا زیاد بوده و در بین آنها عایقی (دی الکتریک) از جنس هوا ، کاغذ ، میکا ، پلاستیک ، سرامیک ، اکسید آلومینیوم و اکسید تانتالیوم استفاده می‌شود. هر چه ضریب دی الکتریک یک ماده عایق بزرگتر باشد آن دی الکتریک دارای خاصیت عایقی بهتر است. به عنوان مثال ، ضریب دی الکتریک هوا 1 و ضریب دی الکتریک اکسید آلومینیوم 7 می‌باشد. بنابراین خاصیت عایقی اکسید آلومینیوم 7 برابر خاصیت عایقی هوا است.

انواع خازن

الف- خازنهای ثابت


ب- خازنهای متغیر

  • واریابل
  • تریمر

انواع خازن بر اساس شکل ظاهری آنها

1.     مسطح

2.     کروی

3.     استوانه‌ای

انواع خازن بر اساس دی الکتریک آنها

1.     خازن کاغذی

2.     خازن الکترونیکی

3.     خازن سرامیکی

4.     خازن متغییر



خازن کروی

 

خازن مسطح (خازن تخت)

دو صفحه فلزی موازی که بین آنها عایقی به نام دی الکتریک قرار دارد، مانند (هوا ، شیشه). با اتصال صفحات خازن به یک مولد می‌توان خازن را باردار کرد. اختلاف پتانسیل بین دو سر صفحات خازن برابر اختلاف پتانسیل دو سر مولد خواهد بود.

ظرفیت خازن (C)

نسبت مقدار باری که روی صفحات انباشته می‌شود بر اختلاف پتانسیل دو سر باتری را ظرفیت خازن گویند؛ که مقداری ثابت است.

C = kε0 A/d

 

C = ظرفیت خازن بر حسب فاراد

 

Q = بار ذخیره شده برحسب کولن

 

V = اختلاف پتانسیل دو سر مولد برحسب ولت




ε0 = قابلیت گذر دهی خلا است که برابر است با: 8.85 × 12-10 _ C2/N.m2


k (بدون یکا) = ثابت دی الکتریک است که برای هر ماده‌ای فرق دارد. تقریبا برای هوا و خلأ 1=K است و برای محیطهای دیگر مانند شیشه و روغن 1


A = سطح خازن بر حسب m2


d =فاصله بین دو صفه خازن بر حسب m


 

چند نکته

  • آزمایش نشان می‌دهد که ظرفیت یک خازن به اندازه بار (q) و به اختلاف پتانسیل دو سر خازن (V) بستگی ندارد بلکه به نسبت q/v بستگی دارد.
  • بار الکتریکی ذخیره شده در خازن با اختلاف پتانسیل دو سر خازن نسبت مستقیم دارد. یعنی: q a v
  • ظرفیت خازن با فاصله بین دو صفحه نسبت عکس دارد. یعنی: C a 1/d
  • ظرفیت خازن با مساحت هر یک از صفحات و جنس دی الکتریک (K )نسبت مستقیم دارد. یعنی: C a A و C a K

شارژ یا پر کردن یک خازن

وقتی که یک خازن بی بار را به دو سر یک باتری وصل کنیم؛ الکترونها در مدار جاری می‌شوند. بدین ترتیب یکی از صفحات بار (+) و صفحه دیگر بار (-) پیدا می‌کند. آن صفحه‌ای که به قطب مثبت باتری وصل شده ؛ بار مثبت و صفحه دیگر بار منفی پیدا می‌کند. خازن پس از ذخیره کردن مقدار معینی از بار الکتریکی پر می‌شود. یعنی با توجه به اینکه کلید همچنان بسته است؛ ولی جریانی از مدار عبور نمی‌کند و در واقع جریان به صفر می‌رسد. یعنی به محض اینکه یک خازن خالی بدون بار را در یک مدار به مولد متصل کردیم؛ پس از مدتی کوتاه عقربه گالوانومتر دوباره روی صفر بر می‌گردد. یعنی دیگر جریانی از مدار عبور نمی‌کند. در این حالت می‌گوییم خازن پرشده است.

دشارژ یا تخلیه یک خازن

ابتدا خازنی را که پر است در نظر می‌گیریم. دو سر خازن را توسط یک سیم به همدیگر وصل می‌کنیم. در این حالت برای مدت کوتاهی جریانی در مدار برقرار می‌شود و این جریان تا زمانی که بار روی صفحات خازن وجود دارد برقرار است. پس از مدت زمانی جریان صفر خواهد شد. یعنی دیگر باری بر روی صفحات خازن وجود ندارد و خازن تخلیه شده است. اگر خازن کاملا پر شود دیگر جریانی برقرار نمی‌شود و اگر خازن کاملا تخلیه شود باز هم جریانی برقرار نمی‌شود.


 

تأثیر ماده دی‌الکتریک در فضای بین دو صفحه موازی یک خازن

وقتی که خازنی را به مولدی وصل می‌کنیم؛ یک میدان یکنواخت در داخل خازن بوجود می‌آید. این میدان الکتریکی بر توزیع بارهای الکتریکی اتمی عایقی که در درون صفحات قرار دارد اثر می‌گذارد و باعث می‌شود که دو قطبیهای موجود در عایق طوری شکل گیری کنند؛ که در یک سمت عایق بارهای مثبت و در سمت دیگر آن بارهای منفی تجمّع کنند. توزیع بارهایی که در لبه‌های عایق قرار دارند؛ بر بارهای روی صفحات خازن اثر می‌گذارد. یعنی بارهای منفی روی لبه‌های عایق؛ بارهای مثبت بیشتری را روی صفحات خازن جمع می‌کند؛ و همینطور بارهای مثبت روی لبه‌های عایق بارهای منفی بیشتری را روی صفحات خازن جمع می‌کند. بنابراین با افزایش ثابت دی الکتریک (K) می‌توان بارهای بیشتری را روی خازن جمع کرد و باعث افزایش ظرفیت یک خازن شد. با گذاشتن دی الکتریک در بین صفحات یک خازن ظرفیت آن افزایش می‌یابد.

میدان الکتریکی درون خازن تخت

در فضای بین صفحات خازن بار دار میدان الکتریکی یکنواختی برقرار می‌شود که جهت آن همواره از صفحه مثبت خازن به سمت صفحه منفی خازن است. اندازه میدان همواره یک عدد ثابت می‌باشد.

E=V/d



E: میدان الکتریکی

 

V: اختلاف پتانسیل دو سر خازن

 

d: فاصله بین دو صفحه خازن




میدان الکتریکی با اختلاف پتانسیل دو سر خازن نسبت مستقیم و با فاصله بین صفحات خازن نسبت عکس دارد.

به هم بستن خازنها

خازنها در مدار به دو صورت بسته می‌شوند:

1.     موازی

2.     متوالی (سری)

بستن خازنها به روش موازی

در بستن به روش موازی بین خازنها دو نقطه اشتراک وجود دارد. در این نوع روش:

  • اختلاف پتانسیل برای همة خازنها یکی است.
  • بار ذخیره شده در کل مدار برابر است با مجموع بارهای ذخیره شده در هریک از خازنها.

ظرفیت معادل در حالت موازی

مولد V = V1 = V2 = V3

 

بار کل Q = Q1 + Q2 + Q3

 

CV = C1V1 + C2V2 + C3V3

 

ظرفیت کل : C = C1 + C2 + C3




اندیسها مربوط به خازنهای 1 ؛ 2 و 3 می‌باشد. هرگاه چند خازن باهم موازی باشند، ظرفیت خازن معادل برابر است با مجموع ظرفیت خازنها.

 

بستن خازنها بصورت متوالی

در بستن به روش متوالی بین خازنها یک نقطه اشتراک وجود دارد و تنها دو صفحه دو طرف مجموعه به مولد بسته شده ؛ از مولد بار دریافت می‌کند. صفحات مقابل نیز از طریق القاء بار الکتریکی دریافت می‌کنند. بنابراین اندازه بار الکتریکی روی همه خازنها در این حالت باهم برابر است. در بستن خازنها به طریق متوالی:

  • بارهای روی صفحات هر خازن یکی است.
  • اختلاف پتانسیل دو سر مدار برابر است با مجموع اختلاف پتانسیل دو سر هر یک از خازنها.

ظرفیت معادل در حالت متوالی:

بار کل Q = Q1 + Q2 + Q3

 

اختلاف پتانسیل کل V = V1 = V2 = V3

 

q/C = q1/C1 + q2/C2 + q3/C3

 

C-1 = 1/C1 + 1/C2 + 1/C3



ظرفیت کل در حالت متوالی ، وارون ظرفیت معادل ، برابر است با مجموع وارون هریک از خازنها.



 

انرژی ذخیره شده در خازن

پر شدن یک خازن باعث بوجود آمدن بار ذخیره در روی آن می‌شود و این هم باعث می‌شود که انرژی روی صفحات ذخیره گردد. کل کاری که در فرآیند پر شدن خازن انجام می‌شود از طریق محاسبه بدست می‌آید.

کاربرد خازن

با توجه به اینکه بار الکتریکی در خازن ذخیره می‌شود؛ برای ایجاد میدانهای الکتریکی یکنواخت می‌توان از خازن استفاده کرد. خازنها می‌توانند میدانهای الکتریکی را در حجمهای کوچک نگه دارند؛ به علاوه می‌توان از آنها برای ذخیره کردن انرژی استفاده کرد. خازن در اشکال مختلف ساخته می‌شود.

مباحث مرتبط با عنوان

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

حقيقت امر لايه ازن چيست؟

لايه ازون در قسمت شمالي زمين در سال 1980 بين 15تا20 درصد كاهش پيدا كرده است. براي رفع اين مشكل جمعي ازبهترين متخصصان زمين شناسي هر سال براي تحقيق وجستجو دور يكديگر جمع مي شوند .در سال 1992 پروكتيل مونترئال درباره' لايه اوزون مطالعه و تحقيقي داشت كه فهميد بزرگ شدن سوراخ لايه اوزون بستگي به آلودگي هوا و توليد مواد سمّي دارد.در همان سال سازمان ملل متحد و حفاظت از محيط زيست برنامه اي را طرّاحي كرد كه اين برنامه جهت محافظت و حمايت از محيط زيست و مخصوصا لايه اوزون به نام برنامهUNEPطراحي كرد كه اين برنامه جهت جلوگيري از توليد مواد سمّي و مواد شيميايي آلوده كننده،است.مولكولهاي اكسيژن(O2) به اكسيژن اتميك (O) تبديل مي -شوند .اكسيژن اتميك به سرعت با مو لكولهاي بيشتري تركيب شده و به شكل اوزون مي شود .ان پوشش حرارتي كه در سطح بالا رشد كرده و سلامتي لايه اوزون را به خطر انداخته است و اين مورد باعث شده است كه اگر استراتوسفر نباشد ما نتوانيم بدون آن زنده بمانيم . بالاي استراتوسفر مقداري از آلودگي مضّر اشعه مادون بنفش را و همچنين تشعشعاتي از خورشيد (امواج بين 320 تا 240) را كه باعث مي شود لايه اوزون آسيب ببيند و همچنين جان گياهان به خطر بيفتد را جذب ميكند.اشعه مادون بنفش با تابيدن نور مولكولهاي اوزون را ميشكافد ولي اوزون مي تواند تغيير شكل بدهد و عكس العمل زير ازآن حاصل ميشود:

O + O2 è مادون قرمز + O3

O2 + O è O3

همچنين اوزون در اثر عكس العمل زير نابود ميشود :

O3 + O è O2 + O2

عكس العمل دوم با افزايش پيدا كردن ارتفاع آهسته انجام مي شود امّا عكس العمل سوم سريعتر انجام مي شود. دربين همكاري عكس العمل ها تمركز اوزون درحال تعا دل است. دربالاي اتمسفر اكسيژن اتميك هنگا مي كه اشعه مادون بنفش در سطح بالايي است، پيدا مي شود. در اثر حركت استراتوسفر هواي متراكم تري بدست مي آيد وجذب اشعه ي مادون بنفش افزايش مي يابد و سطح اوزون به حد اكثر و تخمينا" km20مي رسد.همراه با تئوري كمپمن يك مشكل نيز وجود داشت كه اين مشكل در سال 1960 تشخيص داده شد وحقيقت اين بود كه اوزون به وسيله عكس العمل 4 آهسته حركت مي كرد و ديده نمي شود. گرم شدن زمين ترميم حفره اوزون را به تعويق مي اندازد دانشمندان هشدار داده اند :پديده گرم شدن زمين مي تواند تلاشها براي ترميم حفره اوزون را كه قرار بود تا سال 2050 انجام گيرد،حدود30سال به تعويق اندازد .اين مو ضوع به رقم پيشرفتهايي است كه باي از رده خارج كردن مواد شيميايي مخرّب اوزون انجام شده است.

طبق گزارشي كاهش فراواني در مصرف گازهاي ساخته دست انسان بنام (كلروفلورو كربن) پديد آمده است .اينها گازهايي هستندكه لايه محافظ زمين را مي خورند .دانشمندان گفتند:اگر كشورها مصمم به دنبال نمودن اين روند باشند ،(حفره داخل لايه اوزون به آغاز به جمع شدن و كوچك شدن خواهد نمودتا اينكه ظرف 50 سال ترميم خواهد شد . ) اين جمع بندي و نتيجه گيري توسط (مجمع بررسي فرايند هاي استراتوسفر و نقش آن در آب و هوا SPARC به عمل آمد .اين مجمع از صد ها كارشناس اقليمي كه دسامبر سال 1999در آرژانتين گرد هم آمدندو در سايه توجهات سازمان هواشناسي جهاني تشكيل جلسه دادند،شكل گرفته است. اين دانشمندان هشدار دادند: حتّي اگر كاهش مصرف گازهايCFC برآورده شود،پديده گرم شدن زمين_كه نتيجه تولييد گازهاي گلخانه اي با وجود كربن به عنوان عنصر اصلي آن است و از سوختهاي سنگواره اي بدست مي آيد _ميتواند محلت ترميم حفره اوزون را چند دهه به تعويق اندازد.به عنوان يك تناقض ، گرم شدن زمين ،جو را در نزديكي سطح زمين حرارت ميدهد اما لايه پاييني (استراتوسفر) يعني جايي را كه اوزون قرار دارد همچنان سرد نگه ميدارد . اين دماهاي پايين به ويژه درزمستان مسبب جمع شدن ابرهاي استراتوسفر در نواحي قطبي ميشود . اين پديده آغازگر واكنشهاي نابود كننده اوزون توسط مولكولهاي كلري استكه توسط كلروفلورو كربن ها آزاد ميشوند. پيش بيني هاي داير بر اين كه حفره اوزون كه بالاي قطب جنوب قرار دارد، به زودي كوچك خواهد شد با آخرين اطلا عات مغايرت دارد كه نشان ميدهد كه اين حفره درحال گسترش است وبه طور بي سابقه اي در چند سال اخير بزرگ شده است.

تاريخچه سوراخ شدن لايه اوزون :

ابتدا: جريان تاسف بار سوراخ شدن لايه اوزون در لايه زير استرا توسفر در بالاي منطقه انتاركتيكا اولين بار در دهه هفتاد (1970 تا 1979)توسط يك گروه تحقيقاتي به نام BAS كشف شد .اين گروه در مورد اتمسفر بالاي منطقه انتاركتيكا از يك ايستگاه تحقيقاتي كه بسيار شبيه اين عكس ميباشد مشاهده مي گردند. *اطلاعات ايستگاه تحقيقاتي هالي * ايستگاه تحقيقاتي BAS فالكر اولين بار در حالي تحقيقات را انجام داد كه اندازه گيري اوليه در سال1985براي اولين بار سوراخ شدن لايه اوزون آنچنان نگران كننده بود كه دانشمندان تصور ميكردند كه دستگاهاي اندازه گيري خراب است .آنها دستگاه هاي ديگري جانشين آن دستگاه ها كردند تا آنكه نتايج بدست آمده اندازه گيري هاي اوليه را تاييد كرد .چندماه بعد كه سوراخ شدن لايه اوزون قابل مشاهده بود،(پس از مشاهده سوراخ شدن لايه اوزون تحقيقات قبلي تاييد شد)از طرف ديگر اطلاعات ماهواره TOMS سوراخ شدن لايه اوزون را نشان نمي داد ،بدين دليل كه نرم افزارهايي كه اطلاعاتي در مورد لايه اوزون ميداد به صورتي برنامه ريزي شده بود كه لا يه اوزون در منطقه كوچكي موردبررسي قرار مي گرفت .بررسي هاي بعدي ، اطلاعات بدست آمد هنگامي كه نتايج گروه BASمنتشر نشد،مورد تاييد قرار گرفت و بيانگر اين مطلب بود كه سوراخ شدن لايه اوزون به طور سريع ودر مقياس بزرگي بر بالاي منطقه انتاركتيكا انجام مي شود.

اوزون لايه اي را در استراتوسفر تشكيل ميدهد كه منطقه استوا باريكتر و در دو قطب پهن تر است .ميزان اوزون در بالاي سطح كره زمين به وسيله مقياسي به نام DU Dobson units اندازه گيري ميشود كه اين ميزان در منطقه استوايي در حدود 260DUاست و به ميزان بيشتري در جاهاي ديگر است . اين در حالي است تغييرات فصلي بسيار وسيعي اتفاق ميافتد واين در حالي شكل مي گيرد و اشعه ماوراي بنفش در لايه استراتوسفر نفوذ ميكند يا آن را مي شكافد




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

جريانهاي عميق اقيانوسها

مجموع اقيانوسها و دريا ها عبارت از غشاء آبي پيوسته است كه قسمت بزرگ سطح كره زمين را اشغال ميكند و اين غشاء آبي اقيانوس جهاني ناميده ميشود( اقيانوس ها و درياها كه يك واحد متصل مي باشند).از 510 ميليون كيلومتر مربع كه مساحت كره زمين است 361 ميليون كيلومتر مربع سطح اقيانوس جهاني است يعني 71 درصد سطح كره زمين . آبگيرهائي مانند درياي خزر و درياي آرال و درياچه بزرگ امريكا و غيره چون ارتباط طبيعي با درياهاي باز ندارند در مفهوم " اقيانوس جهاني" وارد نيستند و مساحت اينگونه آبگيرها مجموعه نيم درصد سطح كره زمين است.

تقسيمات اقيانوس جهاني ـ از سال 1845 تا آغاز قرن حاضر اقيانوس جهاني به پنج اقيانوس تقسيم مي گرديد: اقيانوس منجمد شمالي(آركتيك)ـ اطلس ـ هند ـ آرام ـ اقيانوس منجمد جنوبي(آنتاركتيك)،ولي اكنون اقيانوس منجمد جنوبي چون فاقد مرزهاي طبيعي براي جدا كردن آن از اقيانوس هاي آرام ـ اطلس ـ هند است، اقيانوس مستقل به شمار نميآيد و چنين در نظر گرفته مي شود كه سه اقيانوس مزبور در جهت جنوب به قاره منجمد جنوبي( آنتاركتيگ) ادامه مي يابند. بدين ترتيب چهار اقيانوس مي ماند كه البته هر يك از آنها شامل درياهاي مجاور و مربوط خود نيز مي باشد.

جدول زير مشخصات عمده اقيانوسهاي چهار گانه را نشان مي دهد:

اقيانوس

( با درياهاي مجاور و مربوط خود)

مساحت

حجم آب

به هزار

كيلومتر

مكعب

عمق به متر مكعب

ميليون كيلومتر مربع

درصد

متوسط

حداكثر

آرام

اطلس

هند

منجمد شمالي

7/179

4/93

9/74

1/13

50

25

21

4

7/723

7/337

9/291

0/17

4028

3926

3897

1205

11034

9219

7450

5220

اقيانوس جهاني

1/361

100

3/1370

3795

11034

بطوريكه مشاهده مي شود مساحت اقيانوس آرام نيم مساحت كل اقيانوس جهاني را تشكيل مي دهد و عميق ترين محل اقيانوس جهاني نيز در همانجا است. عمق متوسط اقيانوس جهاني 3795 متر است و اين چهار و نيم برابر ارتفاع متوسط خشكي از سطح دريا مي باشد.

در مواردي هم فقط سه اقيانوس در نظر گرفته مي شوند: آرام ـ اطلس ـ هند. اقيانوس منجمد شمالي چون با اقيانوس اطلس ارتباط ( اتصال) باز دارد جزو همين اقيانوس اخيرالذكر به حساب مي آيد. در اين صورت مشخصات اقيانوس اطلس بجاي آنچه در جدول بالا آمده بترتيب بقرار زير خواهد بود: مساحت 5/106ميليون كيلومتر مربع ـ 29ـ7/354ـ3332ـ9219 عوارض (Relief) ته اقيانوس ـ چگونگي وضع ته اقيانوس اهميت زيادي دارد زيرا مرز پائين آب را تشكيل ميدهدـ ارتفاعات مانع گردش جريانها و مبادله آب ميگردد ـ در توزيع رسوبات و موجودات زنده نقش مؤثري را دارد.

تعيين اعماق زياد و تصوير عوارض ته اقيانوس بطور منظم و دقيق عملا" فقط با بكار بردن دستگاه اكوسائوندر(Echo. sounder) ( حدود سال 1925) عملي شد. از اين دستگاه كه در كشتي قرار داده مي شود، امواج مافوق صوت به ته دريا فرستاده مي شود و اين امواج پس از برخورد به ته دريا به دستگاه باز ميگردد و بسته به زمان مورد نياز براي اين امر ، عمق محل با رسم اتوماتيك نيمرخ هاي پيوسته بدست مي آيد. در زمان جنگ دوم جهاني دستگاه تعيين كننده اعماق تكميل شد و نتايج اندازه گيريهاي منظم جمع اوري و تنظيم گرديد؛ مورد ارزنده ديگر فرورفتن در دريا بوسيله دستگاهي بنام (Bathyscaph) مي باشد كه به كمك آن دانشمندان مي توانند آتشفشاني هاي زير دريا و بطور كلي مناظر ته دريا را مشاهده نمايند.

در پيشرفت شناسايي اقيانوس انفجارات در ته دريا يراي توليد امواج زمين لرزه اي نيز كمك زيادي مي كند زيرا از اين راه ميتوان از ساختمان لايه اي پوسته زمين زير دريا اطلاع كسب نمود. بطور كلي تحقيقات دوره اخير مسلم ساخت كه ته دريا عكس آنچه قبلا" تصور ميكردند، همواره و بدون عوارض نبوده بلكه مانند سطح خشكي برجستگيها و فرورفتگيهاي زيادي دارد وزير دريا پر از سلسله كوهها ، دره هاي گود(Canyons) آتشفشانيهاي مرتفع و پرتگاههاي سخت مي باشد.

تشكيل عوارض اقيانوس جهاني بطور عمده در اثر فرايندهاي تكتونيك و آتشفشاني صورت مي گيردو بر روي آنها رسوب ذراتي كه توسط رودخانه ها و كوههاي يخ و گرد و غباريكه توسط بادها آورده مي شوند و ته نشين شدن مواد آتشفشاني و مخصوصا" بقاياي موجودات دريائي كه ميميرند اثر تعديل كننده دارند.

 چهار منطقه اقيانوس ـ بطور كلي در اقيانوس چهار منطقه اصلي تشخيص داده مي شود:

1ـ فلات قاره (Continental shelf) ـ

عبارت است از ادامه زير آبي قاره ها كه تقريبا" تا خط اعماق 200 متري پيش ميرود. اين منطقه قاره ها و جزاير را احاطه مي كند، مساحت فلات قاره در حدود 8 درصد مساحت كل اقيانوس جهاني است. شيب آن ناچيز ، پهناي فلات قاره در مناطق مختلف متفاوت ميباشد، پهناي متوسط قريب 50 كيلومتر ، حداكثر عرض فلات قاره در بعضي قسمتهاي اقيانوس منجمد شمالي است. فلات قاره با وسعت زياد بعلاوه در اقيانوس اطلس در سواحل غربي اروپا و سواحل شرقي امريكا نزديك نيوفوندلند و جنوب شرقي امريكاي جنوبي مشاهده ميگردد. در اقيانوس آرام : فلات قاره وسيعتر از همه جا در مجمع الجزاير اندونزي ، در سواحل شرقي آسيا ( درياي چين شرقي و درياي زرد) و در قسمت شمال غربي درياي برينگ . در اقيانوس هند: در سواحل هند و چين. فلات قاره مستقيما" از نظر اقتصادي براي انسان اهميت بسيار بزرگي دارد. زيرا ماهيگيري بزرگ جهان باستثناء موارد خيلي كم ، به آبهاي فلات قاره محدود مي باشد. علفهاي آبي جلگه هاي پوشيده از آب در اين منطقه است.اين منطقه از لحاظ ذخاير مواد معدني و نفت و گاز طبيعي نيز فوق العاده جالب توجه مي باشد.

2ـ شيب قاره اي (Continental slope) ـ

از آنسوي فلات قاره آغاز ميگردد، مرز آن تا خط اعماق 2400 متري است و مساحتش 15 درصد مساحت كل اقيانوس جهاني را تشكيل ميدهد شيب آن نسبت به شيب فلات قاره بيشتر است ولي معمولا" از 4 تا7 درجه تجاوز نميكند. ته شيب قاره اي شامل بسياري تراسها، فرورفتگي ها ، برجستگي ها و دره هاي زير آبي مي باشد اين منطقه نيز مانند قعر دريا محيط زيست جانوران است: جانوران گوشتخوار كه عده اي از آنها عده ديگر را طعمه قرار مي دهند. در اينجا گياه وجود ندارد، بلكه فقط لاشه هاي گياهاني كه از طبقات بالا ميافتند ديده ميشوند.

3 ـ بستر اقيانوس(Ocean floor) ـ

شامل منطقه اي است از خط اعماق 2400 متري تا 6000متري و قسمت بيشتر ته اقيانوس جهاني را اشغال مينمايد(76درصد) . شيب آن بندرت به يك درجه ميرسد. در اين قسمت ته دريا سلسله كوههاي مهم قرار دارند ، مانند سلسله كوههاي اطلس مياني و غيره.

4 ـ گودالهاي عميق (Deeps) ـ

بستر اقيانوس در بعضي جاها داراي اعماق بيش از 6000 متر بوده و گودال هاي عميق تشكيل ميدهد كه مساحت كل آنها 3/1 درصد مساحت كل اقيانوس جهاني است، عميق ترين آنها گودال ماريانا واقع در قسمت باختري اقيانوس آرام مي باشد(عمق11034) متر ضمنا" عميق ترين نقاط در قسمت مركزي اقيانوس واقع نشده بلكه در مناطق موازي با كرانه هاي قاره اي و خارج از جزاير قرار گرفته اند . كشور ما در قسمت شمالي خود، درياي خزر را دارا است كه درياي بسته مي باشد ولي در جنوب خليج فارس و درياي عمان كه درياهاي باز هستند و با اقيانوس هند مربوط هستند ، ضمنا" بسيار جالب توجه است كه تمام خليج فارس يك فلات قاره مي باشد و حداكثر عمق آن حدود 100 متر و عمق متوسط 35 متر ميباشد.

درجه شوري و بعضي موارد ديگر: درجه متوسط شوري در اقيانوس 35 در هزار است ( 35 گرم نمك در يك كيلوگرم آب) حداقل درجه شوري در درياهائي ديده مي شود كه مقدار نزولات بر روي آنها زياد است و رودخانه هاي پر آب در آنها وارد ميگردند.مثلا شوري درياي سياهدر حدود 20در هزار و درياي بالتيك 5 ـ 8 در هزار مي باشد. در درياهاي بانزولات كم و تبخير زياد درجه شوري حداكثر است ، مثلا در درياي سرخ تا 41 و خليج فارس تا 40 در هزار. گازهاي محلول در آب اقيانوس : ازت ، اكسيژن، انيدريدكربنيك، هيدروژن سولفورو و بعضي ديگر . اكسيژن از جو وفتوسنتز موجودات گياهي آبزي بدست مي آيد، مقدار اكسيژن محلول در دريا با درجه حرارت آب ارتباط دارد: در صفر درجه سانتيگراد 8 ولي در 30 درجه 5/4 سانتي متر مكعب در ليتر . با افزايش عمق اكسيژن كاهش مي يابد: در طبقات عميق 5/2 تا 3 سانتي متر مكعب در ليتر.

درجه حرارت آب : در نواحي قطبي آبهاي سطح اقيانوس ممكن است تا منهاي 2 درجه سانتيگراد تنزل كند ولي در آبهاي استوائي باز تا 30 درجه ( در درياهاي معين بيشتر : در خليج مكزيك 32 و در درياي سرخ تا 35 درجه) مي رسد. رژيم حرارتي در تمام ضخامت آب برابر حرارت مخصوص زياد آب تعديل گشته و باندازه معين ثابت مي باشد، با افزايش عمق درجه حرارت آب كاهش مي يابد و پائين تر از حد معين تقريبا ثابت است.

جريانهاي اقيانوس : بسيار مهم مي باشند زيرا تغييرات قابل توجهي در توزيع حرارت و شوري آب مي دهند ، مثلا" جريان گلف استريم كه از جريانات گرم و منظم وافقي است و از خليج مكزيك به شمال آمده و به اروپاي شمالي نفوذ ميكند، باعث مي شود كه درجه حرارت متوسط هوا در ماه ژانويه در اسكانديناوي 15ـ 20 ، در انگلستان 11ـ 18 ، در شمال غربي فرانسه 10 و در شمال روسيه 12 ـ 13 درجه بالاتر باشد.

آب دريا كمي قليائي بوده و PH آن بين 7.5 و8.4 است. در دريا بر حسب افزايش عمق، فشار آب( فشار هيدروستاتيك) بيشتر مي گردد( براي هر 10 متر عمق، يك اتمسفر). با و جود اين فشار زياد، موجودات اعماق دريا تلف نمي شوند، زيرا بدن بسياري ازآنها از آب اشباع شده است و تقريبا منقبض نمي شود. براي محققين جالب توجه بود كه بدانند آيا در دريا و ميان جانوران آن سكوت حكمفرما است؟ تجربه عكس اين مطلب را نشان مي دهد: آزمايشهايي كه به كمك هيدروفن _ Hydrophone ( دستگاه كشف كننده امواج صوتي در آب) صورت گرفت حاكي از آن است كه در آبهاي ساحلي و آبهاي عميق، غوغا و سر و صداهاي عجيب شبيه ناله، توسط ماهيها،‌خرچنگها و غيره ايجاد مي شود

فرآيندهاي فسفات زايي، شامل فرسايش، دياژنز، رسوب شناسي و اقيانوس شناسي را در هفت مرحله به شرح زير تقسيم كرد:
1- فراهم شدن فسفر در آب اقيانوس
فرسايش شيميايي بر روي خاكها و سنگهاي روي زمين، سبب آزاد شدن فسفر مي‌شود كه اكثراً واردچرخه بيولوژيكي مي شوند، به اين صورت كه گياهان فسفر را ازخاك جذب مي نمايد و از اين طريق جانوران فسفر را ازگياه مي گيرند. در نهايت مقاديري ازاين فسفر آلي ياغير آلي به آب اقيانوس ها افزوده مي‌شود. همچنين آتشفتشاهاي زير آبي و محلولهاي هيدروترمال نيز، مقاديري فسفربه اين چرخه مي افزائيد كه البته مقدار آن درمقايسه با آنچه از خشكي ها وارد مي شود بسيار ناچيز است.
2- تمركز فسفر بصورت محلول در آبهاي عميق اقيانوسي
موجودات درمنطقه فتوسنتز، فسفر موجود در آب را تغذيه كرده و سپس خود توسط جريانهاي آبي، به مناطق عميق حل شده و مي ميرند. بدين صورت مناطق كم عمق، امادراعماق چند صدمتري ميتوان گفت مقدار فسفر ثابت مي ماند. همچنين افزايش فشار گاز CO2 در اعماق سبب انحلال فسفر مي شود و بنابراين مي توان گفت كه آبهاي عميق در وضعيتي نزديك به اشباع از نظر فسفر قرار مي گيرند.
3- چرخه حركت آب عمقي به سطح
وزن مخصوص آب اقيانوس هابه علت اختلافات گرما، شوري وميزان مواد آواري، از نقطه اي به نقطه ديگر و در اعماق مختلف متفاوت است. آبهاي وردخانه اي داراي مواد آواري، بدليل وزن بيشتر به اعماق مي‌روند. همچنين در نواحي قطبي آب سرد به بخشهاي عميق كشيده مي‌شود. اين اختلاف وزن مخصوص سبب ايجاد يك حركت قائم ازعمق به سطح مي شود. (Upweling ). همچنين اختلاف درجه حرارت بين قطب و استوا نيز يك جريان افقي ايجاد ميكند. ازجمله اين جريانها. جريان بالا آينده مي‌باشد كه سبب ميگردد آبهاي عمقي غني از فسفر به سطح كشيده شوند.
4- تمركز فسفر دركف درياها
آبهاي سرشار از املاح (ازجمله فسفر)، توسط جريانهاي بالارونده حركت مي نمايد اين فسفر مي‌تواند در واكنشهاي شيمياييو بيوشيميايي شركت نمايند. پلانكتونها از فسفر آبهاي سطحي تغذيه نموده و با فرورفتن در آبهاي عميق و انحلال دوباره، بر فسفر آبهاي عميق مي افزايند. معمولاً رسوبات دريايي داراي قسمتهاي نرم گياهان و جانوران واجد فسفر هستند.
ويژگي ديگري نيز مقدار فسفر را كنترل مي كند و آن نسبت مقدار فسفر به نيتروژن است. نسبت كلي اين دوعنصر دراقيانوسها 15 است. كاهش مقدار نيتروژن در اثر دنيتريفيكاسيون باعث كاهش مقدار نسبت نيتروژن به فسفر مي‌شود. در نتيجه سفر مازاد در رسوبات باقي مانده و لجن هاي حاوي املاح فسفر را ايجاد مي‌كند.
يكي ديگر از منابع تمركز فسفر در رسوبات آب بين لايه اي مي باشد، در اثر فشردگي زماني كه ضخامت رسوبات به چند صد متر مي‌رسد، در اين حال تخلخل و آب بين ذره اي كاهش يافته و ممكن است فسفر به همراه آب بين ذره اي دوباره به دريا بازگردد. پاتورين (1978) غني شدن آبهاي كف دريا را از نظر فسفر حاصل فشردگي رسوبات، تخريب مواد ارگانيك، انتشار و رفع و شستشو مي‌داند.
5- ايجاد تغيير در وضعيت انحلال آپاتيت درآب اقيانوس
انحلال آپاتيت تحت فشار و درجه حرارت است. افزايش درجه حرارت وكاهش فشارP2O5 , CO2 بيشتري را حال محلول در مي آورد و در نتيجه PH محيط راكاهش مي ده. بنابراين حرارت و وضعيت شيمياييآب دريا، در محلول نگه داشتن يا رسوب آپاتيت كنترل دارند. بر طبق مطالعات اتلس (1975)، آب دريا براي آپاتيت نزديك به حد اشباع بوده و افزايش يونهاي 2 , PO4-3+F- , Ca و كاهش Mg2+ حلاليت آپاتيت راكاهش مي‌دهد.
6- رسوبگذاري آپاتيت
رسوبگذاري آپاتيت به سه صورت مطرح مي‌شود:
1-با فشار بيوژنيك كه حاصل قسمتهاي سخت نكتونها و موجودات بنتيك است.
2- بصورت دياژنتيكي به اين نحو كه نودولها و پلت ها موجود در گلهاي غي از مواد آلي اول تشكيل شده و بعد تحت تأثير عوامل دياژنز تبديل به رسوبات فسفاته مي‌شوند.
3- حالت رسوبگذاري مستقيم شيميايي دركف درياهاست كه اينحالت اخيراً رد شده است.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

توزيع و انتقال برق

مقدمه شركت توزيع نيروي برق در سال 82 اقدام به نصب و راه اندازي برنامه هائي از قبيل : توسعه سيستم اوراكل در شهرستانهاي لار و لامرد سيستم مكانيزه ثبت حوادث و اتفاقات سيستم مكانيزه كزدن شناسنامه پستها سيستم مكانيزه فروش انشعاب سيستم اتوماسيون اداري فايلر پرو برنامه مكانيزه درخواست كالا از انبار سيستم جامع فروش انرژي تحت پايگاه اطلاعاتي ORACLE اين سيستم به سفارش شركت برق منطقه اي فارس توسط شركت خدمات مهندسي عصر انديشه ساخته شده و براي اولين بار در شركت توزيع نيروي برق استان فارس مورد بهره برداري قرار گرفت. اين سيستم كه در محيط ORACLE تهيه گرديده كليه خدمات پس از فروش انشعاب را انجام مي دهد

1- اين سيستم به گونه اي طراحي گرديده كه بصورت توزيع يافته در مناطق ( مديريتهاي )مختلف شركتهاي توزيع نصب و اجرا مي گردد و كليه عمليات را اعم از ورود اطلاعات ، قرائت ، انجام محاسبات ، چاپ صورتحساب ، ورود اطلاعات وصولي و به روز رساني وصولها در مناطق انجام مي دهد و كليه عمليات انجام شده قابل ره گيري و دنبال نمودن مي باشد .

2-در مناطق عملاً اختيار تغيير يا تعويض هيچكدام از اطلاعات پايه مانند نرخ ها يا ساير هزينه ها وجود ندارد.

3-كليه گزارشهاي مورد نياز از مناطق جمع آوري و به ستاد برق منطقه اي يا شركتهاي توزيع ارسال خواهد شد . شركتهاي توزيع كليه اطلاعات سايتهاي منطق را در حوزه ستادي خود رؤيت مي نمايد.

4- مشاهده اطلاعات با استفاده از شماره پرونده شناسايي بر اساس كد سازمان امكان صدور صورتحساب موردي و يا صورت حساب هاي اصلاحي مربوط به خطاهاي مثبت يا منفي ،در نظر گرفته سوابق كنتورهاي مختلف جهت اعمال دقيق فرمهاي تعويض كنتور و تسويه حساب ، اعمال وصولي به صورت ONLINE با در نظر گرفتن كليه كنترلهاي لازم ، در نظر گرفتن موارد تقسيط صورتحساب ، ورود اطلاعات تعرفه و اطلاعات پايه مانند مشخصات مناطق ، بانكها ، كدهاي مانع ، رسته هاي فعاليت ، تعريف روزكار و مأمور ، شعارهاي دوره اي زمانبندي بصورت كاملاً پارامتريك و آسان ( بدون وارد شدن به كدهاي برنامه) برخي ديگر از امكانات اين سيستم مي باشند.

5- تهيه آمار بصورت روزانه جهت هر مشترك و تهيه آمارهاي ماهيانه ، دوره اي و ساليانه

6-برنامه ريزي عمليات قرائت ، محاسبه ، چاپ و توزيع صورتحساب و همچنين برنامه ريزي تهيه لوازم مصرفي يا غير مصرفي هر منطقه براي قرائت يا چاپ

7- تعريف سطوح كاربردي و نقش هاي آنها با توجه به امكانات اوراكل سيستم مكانيزه ثبت حوادث واتفاقات قابليتهاي سيستم: اطلاع يابي دقيق و لحظه اي از حوادث و اتفاقات شبكه ها امكان ورود اطلاعات پايه ، مشخصات ايستگاهها ، شبكه هاي فشار متوسط و ضعيف ، پستهاي توزيع ، تجهيزات مصرفي و …. ثبت خاموشي ها و حوادث در تاريخ و ساعتهاي مختلف با ذكر علل خاموشي ، محل عيب ، ولتاژ و جريان قطع مدار ، محاسبه انرژي توزيع نشده و …… برنامه ريزي روزانه خاموشي هاي دستي تهيه دياگرام تك خطي از پست امكان تهيه و ارسال به موقع گزارشهاي مديريتي به درخواست مديران امكان گزارشگيري پارامتريك و انتخابي از تمام فيلدها و با شرايط دلخواه تحليل آماري از علل قطعي فيدرها و پستها ، انرژي توزيع نشده ، تجهيزات مصرفي در مقايسه با شاخصهاي استاندارد و رسم نمودارهاي مربوطه تهيه فيلدهاي پشتيبان از تمامي اطلاعات مشخصات سيستم : طراحي شده براي محيط ويندوز قابل استفاده در محيط شبكه و به شكل ONLINE داراي يانك اطلاعاتي در محيط ACCESS مكانيزه كردن شناسنامه پستها از آنجا كه برنامه ريزي جهت مشخص نمودن وضعيت پستهاي توزيع در راستاي تأمين برق مطمئن براي مشتركين برق امري ضروري و لازم است شركت توزيع برق فارس بر آن شد كه نرم افزاري جامع جهت داشتن اطلاعات كامل از پستهاي ذكر شده و گزارشاتي كه بر اساس آن برنامه ريزيهاي لازم صورت پذيرفته تهيه نمايد . قبلاً خلاصه اي از امكانات نرم افزار مزبور ارائه مي گردد.

1-امكان ورود اطلاعات كامل شناسنامه پستها از قبيل: اطلاعات كلي اندازه گيري مقاومت زمين پست و فيدرهاي فشار ضعيف ركوردگيري فرم بازديد از پست تعداد مشتركين عادي و ديماندي روي هر فيدر و….

2-تهيه دياگرام تك خطي از پست مورد نظر ( زميني يا هوايي ) بر اساس اطلاعات وارد شده

-3امكان ورود اطلاعات كلي فيدرهاي فشار ضعيف به صورت جداگانه از قبيل ركوردگيري جداگانه و طول فيدر و …

4-امكان جستجوي هر يك از پستهائي كه اطلاعات آن در هر زمينه مورد نياز باشد

5-امكان جابجايي سلولهاي پستهاي زميني در نمودارهاي شماتيك بر اساس ترتيبي كه در محل وجود دارد

6-امكان گزارشگيري از تمامي اطلاعات وارد شده به نرم افزار ، به عنوان نمونه گزارش پستهائي كه يك برقگير آنها شكستگي دارد يا ارتفاع نصب آن نامناسب است – گزارش پستهائي كه آزمايش روغن آنها بين دو تاريخ مورد درخواست مي باشد . گزارش پستهائي كه در آنها از كلمپ هات لاين استفاده نشده است و غيره ، كه بالغ بر 200 نوع گزارش مختلف مي باشد.

7-امكان مشاهده اطلاعات مديريتهاي بهره برداري در هر لحظه در مركز و گزارش گيري از آنها

8- نرم افزار مزبور داراي راهنماي نرم افزاري است كه كاربر در مواقع نياز مي تواند از آن استفاده كرده و نحوه كار با نرم افزار را مرور كند . سيستم انتقال اطلاعات و گزارشهاي مديريتي فروش انشعاب به حوزه ستادي و كنترل در مركز با توجه به اينكه در كليه مديريتها و نواحي تحت پوشش اين شركت ( 40 ناحيه ) سيستم فروش مكانيزه انشعاب مستقر است و مديران با توجه به برنامه هاي زمان بندي مي توانند عمليات فروش تا نصب و ايجاد را كنترل كنند بر آن شديم كه سيستمي را تعريف كنيم كه عمليات 40 ناحيه توسط كارشناسان مشتركين در حوزه ستادي قابل كنترل باشد به همين منظور نرم افزار فوق توسط پرسنل اين شركت تهيه و مورد استفاده قرار گرفت.در اين سيستم فايلهاي اطلاعاتي ( database) فروش انشعاب هر ناحيه هفته اي دو مرتبه توسط مودم به حوزه ستادي ارسال و روي شبكه داخلي قرار مي گيرد . نرم افزار فوق در موقع اجرا فايلهاي مذكور را از روي شبكه خوانده و سيستم فروش انشعاب هر ناحيه را به استفاده كننده نشان ميدهد . براي مثال استفاده كنندگان مي توانند بفهمند كه ناحيه الف چند درخواست كننده داشته است ؟متوسط زمان بازديد از محل آنها چند روزه بوده ؟ متوسط زمان نصب كنتور آنها چند روز بوده ؟ آيا تعهدات فني شركت ( توسعه شهري ) به موقع انجام شده يا خير ؟ و …. شركت توزيع ن²耀وي برق استان فارس پياده سازي مكانيزاسيون مهندسي توزيع MODEC مديريتهاي برق شهرستانهاي فسا – اقليد- آباده پروژه ملي مكانيزاسيون شبكه هاي توزيع نيروي برق دستاوردهاي مهندسي كردن شبكه هاي توزيع نيروي برق ( اتوماسيون ) مهندسي كردن و بهينه سازي در فعاليتهاي برنامه ريزي طراحي و نظارت و نگهداري و بهره برداري از شبكه هاي توزيع كنترل شبكه هاي توزيع با بسترسازي براي اتوماسيون توزيع سرويس دهي مطلوب به مشتركين استاندارد كردن شبكه توزيع افزايش بهره وري سيستم اتوماسيون اداري فايلر پرو با توجه به اجراي سياست مكانيزه كردن سيستم هاي اداري و با هدف سهولت در گردش مكاتبات اداري ( اعم از نامه و فرم ) و دستيابي سريع و آسان به سوابق اسناد و مدارك اداري و فني شركت توزيع برق فارس بر آن شد تا سيستم كاملاً مكانيزه و جامع فايلر پرو را تهيه و راه اندازي نمايد . اين نرم افزار علاوه بر انعطاف و قدرت در نگهداري حجم زياد اسناد و مديريت آنها در محيط شبكه و قابليت تعريف استفاده كنندگان مختلف و كنترل حفاظتهاي مختلف در مقابل آنها ، موارد استفاده زيادي ازقبيل سيستمهاي پرونده داري ، بايگاني اسناد و مدارك ، دست نوشته ها ، گردش مكاتبات بدون كاغذ و ارتباطات داخلي را نيز در بر مي گيرد. امكانات و قابليتها : -امكان ايجاد بانكهاي اطلاعاتي مختلف براي نگهداري و بازيابي اطلاعات و اسناد به دلخواه كاربر - قابليت نگهداري انواع اطلاعات در حجم وسيع ( متن ، تصوير ، فيلم ، صدا وانواع فايلها ) - قابليت دسترسي به نرم افزار و اطلاعات در شبكه هاي كم سرعت و يا از طريق خطوط تلفن - امكان تعريف ، ايجاد و ويرايش سند - طراحي صفحه ورود اطلاعات سند و فيلدهاي مربوطه به دلخواه كاربر -وجود كارتابلهاي اسناد جاري ، يادآوري و بايگاني براي هر كاربر به طور مجزا -وجود كارتابل كارهاي قابل پيگيري براي هر كاربر -امكان جستجو ميان اطلاعات اسناد -تعريف سازمان ، كاربران و پستهاي سازماني -امنيت بالا در دسترسي به اطلاعات سيستم - امكان ارسال و دريافت پيام و مستندات اداري از طريق E- mail .FAX از داخل برنامه - امكان تعريف برنامه هاي كاربردي جهت نمايش يا ويرايش اسناد با فرمتهاي خاص ( مانندWord و Autocad ) -گردش الكترونيك اسناد ( اعم از سند كاغذي ، فايلهاي كامپيوتري به اشكال مختلف متن ، صدا و فيلم ) -امكان نمايش گرافيكي مسير گردش يك سند در سازمان جهت پيگيري كارهاي انجام شده -امكان تعريف انواع گزارشات مديريتي -امكان امضاء و پاراف سند ( با قلم نوري ، ميكروفون و دوربين ويديويي) -امكان تعريف سطوح دسترسي كاربران به اسناد - امكان طراحي فرمهاي داخلي سازمان به شكل دلخواه و به گردش درآوردن اتوماتيك آنها در سازمان از طريق معرفي نمودار تشكيلاتي ، كاربران و پستهاي مربوطه - ارتباط راه دور كاربران با سيستم (از منزل يا محل مأموريت ) و امكان انجام كارهاي روزمره - امكان ارتباط چند سيستم فايلرپرو با يكديگر و تبادل اطلاعات بين آنها بطور مثال ارتباط سازمانهاي بزرگ با شعب و زيرمجموعه هايشان عنوان :سيستم مكانيزه درخواست كالا از انبار هدف :مكانيزه و كنترل درخواست كالا از انباربر اساس دستور كار - مزاياي سيستم : 1) مكانيزه شدن گردش كار انبارها در حسابداري تأسيسات 2)ارتباط واحدهاي ذيربط از طريق نقل وانتقال فايل كامپيوتري 3)برقراري نظم و كنترل دستور كارها از نظر درخواست كالا 4)كاهش خطا و تسريع در كارها 5)كاهش هزينه ها با توجه به عدم نياز به اعزام پرسنل به مركز الگوريتم كلي كار : (تهيه دستور كار كامپيوتري و تهيه فايل مورد نياز انبار ناحيه ) قسمت فني و مهندسي ناحيه واحد مالي ناحيه (تحويل اوراق دستور كاربه واحد مالي ناحيه ) تهيه دستور كار بر اساس طرح تامين اعتبار و تهيه دستوركار انبار ناحيه ارسال فايل به مركزاز طريق مودم انبار مركزي تأييدشود درخواست مكانيزه بر اساس فايل دستور كار نشود كنترل فايل بر اساس رزرو كالا – تنخواه كالا و صورت وضعيت حسابداري تأسيسات مركز دريافت فايل از حسابداري مركز جهت تحويل جنس و تهيه فايل جهت انبار ناحيه

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

مقدمه

شايد تا به حال به فكر خريد يك تلسكوپ افتاده باشيد و شايد هم كمي جلوتر رفته و براي خريد آن تصميمي مصمم گرفته باشيد اما هنگامي كه از قيمت هاي گزاف حتي ساده ترين نوع آنها مطلع شده ايد تصميم خود را كنار گذاشته باشيد اما مي توانيد با خواندن اين قسمت بعد از مدتي صاحب يك تلسكوپ ساخته دست خود شويد .

براي ساخت يك تلسكوپ ابتدا بايد آينه آن را تهيه نماييد براي اين كار مي توانيد دو عدد شيشه (مي توانيد از فروشگاههاي معتبر نجومي تهيه نماييد) كه قطر دلخواه شما را دارد تهيه كرده و با پودر هاي مخصوص تراش آينه كه عينك ساز ها هم از آنها استفاده مي كنند شيشه ها را تبديل به آينه كنيد!!!

البته ما توصيه مي كنيم شيشه و چودر هاي خود را از فروشگاههاي نجومي تهيه نماييد چرا كه اطمينان بيشتري دارد.

اما بعد از تهيه شيشه ها و پودر ها به سراغ يك چهار پايه برويد يا من توصيه مي كنم كه يكي از شيشه هارا كه از اين به بعد به آن ابزار مي گويم با چسب دو قلو روي يك موزاييك بچسبانيد و موزاييك را روي يك چهار پايه يا هر وسيله ديگر گذاشته و محكمش كنيد حالا نوبت به شيشه دوم است اين شيشه را كه بعدا آينه مي شود از اين به بعد آينه مي ناميم

اولين تلسكوپ آيا شما ميدانيد نظريه تلسكوپ براي اولين بار توسط چه كسي مطرح شد ؟

ممكن است پاسخ دهيد : ((خوب معلومه گاليله)) اما اين طور نيست گاليله اولين شخصي بود كه يك تلسكوپ را طراحي كرد، ساخت و از آن براي رصد ستارگان استفاده كرد ( طبق تاريخ علم غرب). در تاريخ علم بشر، بارها افرادي درباره‌ي نور صحبت كرده‌اند مانند فلاسفه يونان كه نظريات مختلفي راجع به نور و ماهيت آن در كتابهاي خود آورده‌اند. اما باور عمومي تا قرن هفتم ميلادي اين بود كه نور از چشم موجودات رنده ساطع ميشود و اين دليل ديدن اشيا است اما در قرن هفتم اولين شخصي كه به طور علمي در كلاس ‌هاي درس خود اين عقيده را نفي كرد و نور را به شكلي كه امروز ما آن را مي‌شناسيم تشريح كرد امام جعفر صادق(ع) بود.

ايشان در كلاسهاي خود بحث‌هاي بسياري را درباره نور مطرح ساختند كه از آن موارد نظريه ايشان راجع به جمع آوري نور است ايشان گفته‌اند : ((نور از طرف اشيا بسوي چشم ما ميايد و از آن نور كه از طرف هر شيئي به سوي چشم ما ميآيد فقط قسمتي به چشم ما مي‌رسد و بهمين جهت ما اشيا دور را به خوبي نمي‌بينيم و اگر تمام نوري كه از يك شيء دور مي‌آيد به چشم ما برسد ما شيء دور را نزديك خواهيم ديد و اگر بتوان چيزي ساخت كه تمام نور يك شيء دور را به چشم ما بتاباند در صحرا شتري را كه در فاصله سه هزار ذرع ميچرد در فاصله شصت ذرعي خواهيم ديد.)) ( از كتاب مغز متفكر
پس به اين ترتيب مي‌بينيد كه بسيار زودتر از گاليله نظريه تلسكوپ يعني همان وسيله‌اي براي جمع آوري نور مطرح شده بود .

... خب فكر مي‌كنم همه شما داستان عينك ساز هلندي و گاليله را درباره اختراع تلسكوب شكستي شنيده باشيد براي همين از ذكر آن خودداري ميكنم و چون مي‌خواهيم راجع به ساخت تلسكوپ‌هاي بازتابي حرف بزنيم فقط مختصرا از تاريخچه تلسكوپ نيوتني كه كمتر به گوش خورده مي‌نويسيم :
تا نيمه دوم قرن هفدهم ميلادي منجمان از تلسكوپ هاي شكستي استفاده ميكردند كه البته خطاهاي داشت ( بعدا مفصلا در اين باره ميگوييم) اما دانشمندان دريافتند كه اگر در ساخت تلسكوپ از آينه مقعر به جاي عدسي اصلي استفاده كنند مشكلات حل ميشود و حتي ميتوانند تلسكوپ‌هاي بزرگتري بسازند آنها همچنين دريافتند كه اگر شعاع انحناي آينه را زياد كنند تا انحناي آينه (تقعر) بخشي از يك سهمي شود، ميتوانند بخش زيادي از كجنماي‌هاي نوري را كاهش دهند، جيمز گريگوري در سال 1663 براي اولين بار سيستمي را بر همين پايه طراحي كرد كه البته نتوانست با آن رصدي انجام دهد، پنج سال بعد اولين تلسكوپ انعكاسي توسط ايزاك نيوتن طراحي و ساخته شد تلسكوپ نيوتني طرح متفاوتي از تلسكوپ گريگوري داشت و نسبتا ساده‌تر بود و اين آغاز دوره جديدي در اكتشافات فضايي بود البته با اينكه فقط چند سال بعد از نيوتن طرح‌هايي با مزاياي بيشتر توسط افرادي چون كاسگرين مطرح شد. اما همچنان سادگي طرح نيوتن باعث ادامه پيدا كردن ساخت تلسكوپ نيوتني مخصوصا در بين منجمان آماتور شد.
داستان تلسكوپ نيوتن هم از اين قرار بود كه وي پس از كار گريگوري با خود فكر كرد كه مي تواند با روش بهتري اين كار را انجام دهد.

نيوتن در اواخر ماه مارس به منزلش در كمبريج برگشت، تمام وسايل ضروري را تهيه نمود و مصمم شد كه تلسكوپش را بسازد.

او به جاي آينه از يك فلز صاف و صيقلي شده ( كه آلياژ مخصوصي از تركيب مس و قلع با كمي آرسنيك بود ) استفاده كرد، چون در آن زمان مردم روش ساختن آينه مقعر با نقره اندود كردن يك طرف شيشه را ابداع نكرده بودند. ظرف مخصوصي تهيه و فلز‌ها را در آن ذوب كرد و چون گاز سمي توليد مي‌كرد تا آنجا كه مي‌توانست آن را دور از محل كار خود قرار داده بود. سپس فلز را در قالب ريخت و بعد آن را جلا و صيقل ‌داد تا اين كه توانست آينه بسيار خوبي بسازد.

آن را داخل لوله پنج اينچي قرار داد و در كانون آينه اصلا آينه تخت كوچكي قرار داد كه نور جمع شده از آينه اصلي را به طرف سوراخي روي بدنه لوله منعكس مي‌كرد و در آنجا هم يك عدسي شيئي تصوير را بزرگ مي‌كرد. پس از آزمايش اين تلسكوپ او فهميد كه به موفقيت بزرگي رسيده است براي همين نمونه بزرگتري از آن را براي انجمن سلطنتي انگلستان ساخت و اينچنين بود كه طرح او در مدت كوتاهي فراگير شد.

ساختمان تلسکوپ

دروبين هاي نجومي را به دو روش مي توان ساخت:‌

1- با استفاده از دو عدسي ومحدب ( همگرا ).

2- دور بين نجومي كه از يك عدسي محدب و از يك آينه ي مقعر تشكيل شده است.

دوربين نجومي وسيلـه اي است براي رويت اجسام بسيار دور مانند سيارات و ستارگان و از دو عدسي همگرا (عدسي شيئي به فاصله كانوني حدود چند متر و عدسي چشمي به فاصله ي كانوني چند سانتي متر) تشكيل شده است. عدسي شيي از جسم بسيار دور تصويري حقيقي در كانون تشكيل مي دهد.
چون معمولا كانون هاي دو عدسي چشمي و شيي بر هم منطبق اند. عدسي چشمي نيز از اين تصوير كه براي آن در حكم جسم حقيقي است تصويري در بينهايت تشكيل مي دهد.  

تلسکوپ

تلسكوپ ابزاري براي بزرگ و واضح ديدن و آشكار كردن اجسام دور در آسمان و زمين است. تلسكوپ با گرد آوري و متمركز كردن نور يا ديگر پرتوهاي الكترو مغناطيسي كه از اجسام دور تابش مي شوند تصويري بزرگتر و روشن تر از آن ها تشكيل مي دهد. اختر شناسان با استفاده از تلسكوپ به مطالعه و بررسي كهكشان ها، ستاره ها، سياره ها و مانند آن ها مي پردازند. بخش بزرگي از دانش ما از جهان خارج از زمين به كمك تلسكوپ به دست آمده است.

تلسكوپها از نظر نوع پرتويي كه آشكار مي كنند، شكل، اندازه و طرز كار گوناگون هستند. متداولترين تلسكوپها تلسكوپهاي نوري هستند. جو زمين در ايجاد تصوير ستاره ها و ديگر اجرام آسماني اشفتگي ايجاد مي كند. از اين رو بيشتر رصد خانه ها را در بالاي كوهها كه جو رقيق تر است يا حتي برخي از بالاي جو و در فضا قرار مي دهند.
انواع تلسكوپ :‌

1- نوري الف) شكستگي ب ) بازتابي ج) شكستگي – بازتابي

2- راديويي

3- فرو سرخ

4- فرا بنفش

5- پرتو ايكس

6- پرتو گاما

 

 

 

فناورى تلسكوپ ها

نجوم و ستاره شناسى از بسيارى جهات، ويژگى هاى دوگانه و گاه متضادى دارند: هرچند كه نجوم از قديمى ترين علوم شناخته شده است، در صدر علوم تحقيقى جديد است كه هر روزه اخبار جديد ترين دستاورد هاى آن از طريق رسانه ها منتشر مى شود، هرچند كه بسيارى از دانشمندان مشغول محاسبه هاى نظرى رياضى و فيزيكى در مورد كيهان، ستارگان و مشخصات فيزيكى آن هستند، بسيارى ديگر فعاليت هاى رصدى را ترجيح داده و دوست دارند لذت كشف سياره يا دنباله دار دوردستى را تجربه كنند. به رغم آنكه در هيچ يك از رشته هاى علوم نمى توان انتظار داشت كه يك مبتدى حتى حرفه اى بتواند با ابزار ساده و معمولى دست به اكتشاف هاى جديد بزند، چنين چيزى در عرصه نجوم و ستاره شناسى پديده اى معمول و متداول است.

شايد همين نكته راز اقبال بسيار گسترده مردم عادى به نجوم باشد.هرچند كه فيزيك آماتورى و شيمى آماتورى نداريم، اما نجوم آماتورى از طرفداران بسيارى برخوردار است. راز اين علاقه نيز در يكى از مهم ترين اختراعات بشر نهفته است: تلسكوپ.پيش از اختراع تلسكوپ جهان بسيار كوچك بود و به زمين، خورشيد، پنج سياره و تعدادى ستاره محدود مى شد. اما پس از اختراع تلسكوپ گستره وسيع ترى از جهان در مقابل ديدگان ما قرار گرفت.

فهميديم كه كهكشان ما مجموعه اى از ستارگان است كه قطر آن به چند هزار سال نورى مى رسد. گذشته از كهكشان ما، ميليون ها كهكشان در عالم وجود دارد كه هركدام تعداد بى شمارى ستاره دارند.تلسكوپ يكى از مهم ترين اختراعات قرن هفدهم است هرچند كه دانشمندان سال ها پيش از توانايى عدسى براى بزرگ تر كردن اجسام مطلع بودند. اولين تلسكوپى كه عملاً مورد استفاده قرار گرفت در سال 1608 ساخته شد. هانس ليپرهى و ياكوب متيوس از جمله اولين افرادى بودند كه توانستند تلسكوپى با قدرت كم بسازند. اما گاليله كسى بود كه توانست در سال 1609 با استفاده از تلسكوپ به مشاهده دقيق اجرام آسمانى بپردازد. وى توانست با استفاده از تلسكوپش به تماشاى اقمار مشترى بپردازد و تصوير هايى از آن رسم كند. از زمان گاليله به بعد ساخت تلسكوپ با پيشرفت هاى فراوانى همراه بوده است.

امروزه ما با تلسكوپ هاى بسيار قدرتمندى كه در اختيار داريم مى توانيم اجرامى را كه ميليون ها سال نورى از ما فاصله دارند، مشاهده كنيم. گذشته از تلسكوپ هاى بسيار قوى كه در بسيارى از مناطق جهان به جمع آورى اطلاعات مشغولند، تلسكوپ هاى بسيارى هم در خارج از زمين و در مدار، دورترين اجرام را رصد مى كنند كه تلسكوپ فضايى هابل از مشهور ترين آنان است. امروزه تلسكوپ هابل مى تواند تصوير هايى از دورترين نقاط براى ما ارسال كند كه به گمان بسيارى از دانشمندان مرز جهان ما محسوب مى شود. گذشته از اين تلسكوپ هايى وجود دارند كه در گستره اى از طيف كار مى كنند كه براى چشم انسان غير مرئى است. مانند پرتو هاى راديويى، گاما و اشعه ايكس.تلسكوپ ها معمولاً از يك يا دو عدسى يا آينه ساخته مى شوند كه مى توانند پرتو هاى نور را متمركز كنند. از آنجايى كه قطر عدسى يا آينه يك تلسكوپ به مراتب بزرگ تر از چشم انسان است، مى تواند مقدار بيشترى از نور را جمع آورى و متمركز كند و در نتيجه جزئيات بيشترى از جسم مورد نظر را ارائه دهد.

هر چند كه امروزه انواع مختلفى از تلسكوپ ها وجود دارند كه در گستره وسيعى از طول موج ها كار مى كنند، اما براى بسيارى از آماتورها و حتى اخترشناسان حرفه اى يك تلسكوپ نورى خوب، بهترين گزينه است كه مى تواند خود را ساعت ها با آن مشغول كرده و در آسمان بى پايان شب دست به اكتشاف بزنند و لذت گاليله از تماشاى اقمار مشترى را يك بار ديگر شخصاً تجربه كنند.تلسكوپ شكستى (تلسكوپ هاى مجهز به عدسى) از جمله اولين تلسكوپ ها هستند ولى خيلى زود مشخص شد كه ساخت و استفاده از تلسكوپ هاى با بازتابى (مجهز به آينه) بسيار آسانتر است. عدسى ها را فقط مى توان از پيرامون آن نگه داشت و همين نكته باعث مى شود كه عدسى در اثر سنگينى وزن خودش خميده شود اما آينه ها اين محدوديت را ندارند.

از طرف ديگر تصوير نورى كه از آينه ها به دست مى آيد عارى از هر گونه انحراف رنگى (خطاهاى رنگى) است

با توجه به اينكه تلسكوپ ابزارى محورى در ستاره شناسى است، شناخت دقيق آن براى هر كسى كه بخواهد اقدام به فعاليت هاى رصدى كند از اهميت بسيار برخوردار است. كتاب «فناورى تلسكوپ ها» مى تواند كاربر را در پيدا كردن موقعيت اجرام آسمانى، انواع مختلف تلسكوپ ها، شناخت نور، شناخت حركت ها، انواع مختلف نصب و ديگر موارد مرتبط يارى دهد. هر چند كه اين كتاب براى دانشجويان فيزيك تاليف شده است اما شيوه تدوين كتاببهرمند شوند به گونه اى است كه همه دوستداران نجوم و آسمان بيكران شب.

هابل، تلسكوپ فضايي

طي قرنهاي 16 و 17 ميلادي تحولي در ديدگاه بشر نسبت به آسمان و زمين روي داد. منجماني چون كپرنبك، گاليله و كپلر بكمك تلسكوپ دامنه آگاهي بشر از هستي را وسعت بخشيدند. تا آن زمان شناخت بشر از آسمان محدود به قوه بينايي بود و ابزاري براي مشاهده آسمان وجود نداشت. اين منجمان با بهره گيري از تلسكوپ، بر باورهاي باطل بشر درباره مركزيت زمين در كائنات، خط بطلان كشيد.

تلسكوپ در قرن 18 براي منجمان به ابزاري غير قابل چشمپوشي بدل شده بود. با پيشرفت فن تراش عدسي ها و علوم اپتيك، تلسكوپهاي بزرگتر و بهتر در رصد خانه ها نصب شد. حال آدمي سيارات و ستارگاني را مي ديد كه قبل از اختراع تلسكوپ از وجود آنها بي خبر بود. او به مدد تلسكوپ پي برد جهان بزرگتر از پندارهايش است.

با افزايش بزرگنمايي و وضوح تصاوير تلسكوپها، حوضه شناخت بشر از دنياي پيرامونش، بزرگ و بزرگتر شد. با اين حال در آغاز قرن بيستم، اغلب ستاره شناسان اعتقاد داشتند كه، جهان فقط از يك كهكشان تشكيل شده است كه همان راه شيري است كه منظومه شمسي از اجزاي آن است.

در سال 1924 ادوين هابل، ستاره شناس آمريكايي با استفاده از تلسكوپ 100 اينچي خود كهكشانهاي بسياري، خارج از كهكشان راه شيري، رصد كرد. وي مشاهده كرد كه كهشكانها در حال دور شدن از يكديگر هستند. پس جهان در حال گسترش است. كشف وي بار ديگر مرزهاي شناخت هستي را فرو ريخت و در پي آن نظريه انفجار بزرگ مطرح شد كه تاكنون بهترين پاسخ به دورشدن كهكشانهاست.

منجمان، براي مشاهده بهتر آسمان، تلسكوپها را در كوهستانها و نواحي عاري از گرد و غبار و نور شهرها، نصب مي كنند با اين وجود براي رصد آسمان، در بند شرايط جوي هستند.

تلسكوپي در فضا

در سال 1923 هرمان ابرت، كه يكي از بزرگان صنايع موشكي آلمان، در مقاله اي به امكان قرارگيري تلسكوپي در مدار، توسط راكت، اشاره كرد. در سال 1946 دانشمند ديگري بنام ليمان اسپيتزر، به بررسي مزاياي بهره گيري از تلسكوپي در آنسوي اتمسفر آشفته زمين پرداخت. ليمان وجود گازها و گرد و غبار موجود در جو زمين را عامل افت كيفي تصاوير بدست آمده از اجرام آسماني مي دانست. در سالهاي 1960 تا 1970 ميلادي دانشمندان بر لزوم بهره گيره از تلسكوپي بزرگ در خارج از جو زمبن توافق داشتند ولي سفينه اي كه بتواند تلسكوپي بزرگ و كار آمد را در مدار قرار دهد، وجود نداشت.

با ساخته شدن شاتل فضايي و امكان حمل محموله هاي بزرگ پروژه ساخت تلسكوپ فضايي سرعت گرفته و سر انجام در سال 1985 يك عدد تلسكوپ فضايي توسط ناسا آماده قرارگيري در مدار بود. بعدها اين ابزار پيچيده و دقيق بياد منجم بزرگ آمريكايي، هابل نام گرفت.

تا سال 1990 كه مشكلات حمل تلسكوپ فضايي برطرف مي گشت، از آخرين تكنولوژي ها، براي به روز آوري و ارتقا ابزارهاي دقيق تلسكوپ فضايي استفاده شد. از جمله سلولهاي خورشيدي، كامپيوترها و ابزار هاي مخابراتي و هدايت آن ارتقا يافت و آزمايشهاي بسياري براي اطمينان از صحت كاركرد تلسكوپ فضايي به عمل آمد. در نهايت در سال 1994 شاتل فضايي ديسكاوري، تلسكوپ فضايي را در فضا رها كرد تا چشمان بشر از فراز جو مغشوش زمين، نظاره گر بي كران آسمان باشد. بدينسان هابل در مداري به فاصله 600 كيلومتري زمين قرار گرفت، تا پرده از اسرار هستي بردارد.

بهره گيري مداوم از آخرين تكنولوژي

هابل بگونه اي طراحي شد، كه قابليت، سرويس و بهبود سيستمهايش توسط فضانوردان مهيا باشد. اين ماشين پيچيده و دقيق از قطعاتي تشكيل مي شود كه جداگانه قابل ارتقا هستند. هابل تاكنون بارها توسط فضانوردان تعمير و ويا اجزاي سيستمهايش به روز شده اند. ضريب دقت و كيفيت تصاوير هابل تاكنون بيش از 10 برابر ارتقا يافته است. خطاهاي لنزها و ابزارهايش طي سالها رفع شده، و اكنون تصاويري بسيار واضح تهيه و به زمين ارسال مي كند.

اين تلسكوپ به مدد بازسازي و به روز آوري مداوم توانسته است پس از 15 سال همچنان به ارسال تصاوير بي نظيرش بپردازد.

كوششهاي هابل

- هابل هر روز بين 10 تا 15 گيگابايت تصوير براي ستاره شناسان ارسال مي كند. حجم اين داده ها تا كنون بيش از 10 ترا بايت بوده است.

- هابل بيش از 400000 رصد جداگانه از اجرام آسماني به عمل آورده است.

- هزاران مقاله نجوم بر اساس اطلاعات هابل نوشته شده است.

- هابل هر 95 دقيقه يك دور مدار خود به دور زمين را مي پيمايد و تا كنون مسافتي بالغ بر 3 ميليارد مايل پيموده است.

- هابل سرانجام تحقيقات 8 ساله محاسبه سرعت گسترش كهكشنها را از يكديگر پابان داد.

- هابل اولين تلسكوپ نوري بود كه توانست از يك سياه چاله تصوير برداري كند. اين سياه چال جرمي معادل چنديدن ميليارد برابر خورشيد دارد.

- هابل براي اولين بار تصاويري واضح از تولد و مرگ ستارگان ارائه داد.

- در سال 1994 هابل از برخورد ستاره اي دنباله دار با مشتري تصويربرداري كرد.

- دور ترين و قديمي ترين اجرام آسماني نسبت به زمين كه تا كنون نور آنها به زمين رسيده است نيز توسط هابل ثبت شده اند.

تاكنون بهترين تصاوير بدست آمده از اجرام آسماني توسط هابل تهيه شده اند. اين تلسكوپ بزودي باز نشسته مي شود و اكنون دانشمندان به دنبال جايگزيني آن هستند.

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

آبخيزداری
آبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول
آبخيزداري بهره گيري از مجموعه گسترده دانش و تجربه است در يافتن راه هاي پيشگيري و رويارويي با فرسايش خاك و سيلابهاي مخرب
آبخيزداري يعني حفظ و احياء آبخيزهاي بحراني
آبخيزداري يعني بهره برداري كامل از سرمايه گذاريهاي هنگفت مالي در منابع اقتصادي كشور
آبخيزداري يعني بهره برداري مناسب و درست از منابع طبيعي و كشاورزي حوزه هاي آبخيز
آبخيزداري يعني تقويت پوشش گياهي و كاهش زيان هاي سيل هاي ويرانگرآبخيزداري يعني تغيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول در اثر عدم اطلاع از روشهاي بهره برداري صحيح، جنگلها و مراتع سرسبز به بيابانهاي بي آب و علف بدل مي شوند. متأسفانه بعضي افراد بدنبال كسب درآمد بيشتر اقدام به شخم اين اراضي جهت كشت ديم مي كنند كه خود زمينه را جهت فرسايش و تخريب بيشتر زمين فراهم مي كند.
بوته كني، قطع درختان و چراي مفرط در مراتع نهايتاً مراتع و جنگلها را به بيابانهاي خشك و بي آب و علف تبديل خواهدكرد. آثار زندگي گياه و دام در اين بيابانها كمتر به چشم مي خورد و حسرت ديدن آب و سرسبزي را بر دل هر بيننده اي به جاي مي گذارد.
با ادامه روند تخريب مراتع، گياهان مرتعي در سطح مراتع از بين رفته و به علت كمبود علوفه عشاير مجبور به فروش دامهاي خود شده و براي امرار معاش راهي شهرها مي شوند.
فرسايش خاك هر سال شديد تر شده و با هر بارندگي، خاك با ارزش از دسترس خارج مي شود. با فقير شدن پوشش گياهي، عشاير مجبور به تعليف دام با استفاده از سرشاخه هاي درختان و علوفه هاي دستي مي شوند. كمبود علوفه باعث سوء تغذيه، ضعف و بيماري دام مي گردد و كاهش توليد گوشت و شير و كاهش در آمد عشاير را بدنبال خواهد داشت.
با از بين رفتن پوشش گياهي در سطح مراتع در موقع بارندگي، آب بدون آنكه در خاك نفوذ كند، به سرعت روي سطح زمين جاري شده و جويبارهاي كوچك دست به دست يكديگر مي دهند و سيلابهاي بزرگي به راه مي افتد كه در مسير خود چادرهاي عشاير، روستاهاي پائين دست، جاده ها، پلها و زمينهاي زراعي را تخريب مي كند.
با انجام عمليات آبخيزداري و احياء پوشش گياهي شرايط مجدداً جهت بهره برداري با مديريت صحيح فراهم مي گردد. بايد دانست كه در اين مرحله نيز چنانچه بدون توجه به نكات فني بهره برداري صورت گيرد، امكان تخريب و بيابانزائي وجود دارد و سرمايه و بودجه صرف شده به هدر خواهد رفت. نكته قابل توجه اين است كه قبل از تخريب مرتع بايد با كمك كارشناسان به نحوي از مراتع استفاده شود كه نياز به اجراء طرحهاي پرهزينه براي احياء مراتع نداشته باشيم.
مساحت حوزه هاي آبخيز
مساحت حوزه هاي آبخيز كوهستاني در حوزه هاي داخلي 113793.5482 هزار هكتار،‌ در حوزه هاي سد 33018.489 هزار هكتار و در حوزه هاي رودخانه اي 13894.337 هزار هكتار مي باشد.

چه بايد كرد؟
بايد با احياء پوشش گياهي و اعمال روشهاي مختلف جريان آب را مهار نمود و امكان نفوذ آنرا در خاك فراهم كرد و با ايجاد شرايط مناسب اقدام به كاشت درخت و درختچه نمود. به اين گونه فعاليتها كه نهايتاً منجر به حفظ آب و خاك شده و شرايط را به سمت برقراري تعادل زيست محيطي سوق مي دهد آبخيزداري گفته مي شود.
اسكان، توليد علوفه و شكوفايي پتانسيل هاي بالقوه عشاير گام موثري در حفظ آب، خاك و منابع تجديد شونده و تداوم حيات و زندگي است.
اصلاح كاربري اراضي پر شيب حوزه هاي آبخيز از برنامه هاي پيشگيرانه آبخيزداري در مهار و كنترل سيلاب هاي ويرانگر است

پوشش گياهي
پوشش گياهي غالباً حاصل و نتيجه نوع اقليم منطقه است كه به نوعي خود نيز در سطحي محدود بر اقليم منطقه، بخصوص در خرد اقليم منطقه اثرگذار است. در مجموع توزيع بارش دراستان باعث ايجاد تنوع گياهي بسيار درمنطقه شده و وجود پوشش گياهي متنوع درغرب و مراتع جنگلي و انواع پوشش گياهي درغرب منطقه مابين اقليم نسبتاً متنوع استان است

- راهكارهاي اجرايي براي احياء و توسعه پوشش گياهي : در اين قسمت سازمان جنگل ها و مراتع موظف گرديده كه براي بازسازي و احياي پوشش هاي جنگلي مخروبه ، حداكثر 6 ماه پس از ابلاغ تصويب نامه ، نسبت به شناسايي چنين مناطقي مبادرت ورزيده و با استفاده از مشاركت مردم و امكانات نيروهاي بسيج سازندگي ، در دو برنامه 5 ساله تحت عمليات جنگل كاري و احياء قرار دهد . همچنين با به كارگيري سياست هاي تشويقي و جلب مشاركت مردم ، سازمان جنگل ها ، نسبت به توسعه سطح جنگل ها و برقراري تعادل اكولوژيك در مناطق مستعد ، جنگل و زراعت چوب را توسعه دهد ( جنگل كاري در اراضي بالا دست ، به كارگيري گونه هاي درختكاري در اراضي شيبدار ) . گفتني است كه در اين بخش ، بدون توجه به وسعت حوزه كار ، و بي آنكه نگاه دقيقي درباره مساحت عرصه هاي تخريب يافته وجود داشته باشد ، فعاليتي حدود 10 ساله پيش بيني شده كه معلوم نيست حجم منابع مورد نياز و نحوه تامين آنها چگونه است و اصولاً تحقق اين امر ، وابسته به حل مجموعه اي از دعواهاي حقوقي با افراد و نهادهاي مختلف خواهد بود . اينكه قبلاً نسبت به عرصه تخريب يافته چه تعريفي داشته باشيم و چگونه آن را در متن قوانين وارد سازيم ، هنوز با چالش هاي جدي مواجه است .

- استفاده بهينه از منابع موجود و اصلاح روش هاي فني و اجرايي : در اين زمينه ، تهيه طرح تفضيلي آمايش حوزه هاي آبريز شمال كشور در ظرف زماني حداكثر 3 سال و با اقدامات عاجل سازمان مديريت ، سازمان حفاظت محيط زيست و دستگاه هاي اجرايي و تحقيقاتي مورد توجه قرار گرفته و به لزوم بازنگري در شرح خدمات تهيه طرح هاي جنگلداري به منظور حفاظت كمي و كيفي جنگل هاي شمال و توجه به حفظ و ارتقاي تنوع زيستي وكاركردهاي زيست محيطي اشاره شده است . البته ناگفته پيداست كه در شرايط فقدان نظام مناسب و پوياي اطلاعاتي در باره ساختار جنگل هاي شمال

با اتكاء به رويكردي حفاظتي و ارتقاى تنوع زيستي و حتي پيش بيني ساز و كارهاي رفع كمبودها اطلاعاتي به شكلي كم رنگ در اين باره ، رعايت اصل مديريت پايدار منابع جنگلي صرفاً به مدد بازنگري و تدوين شرح خدمات تهيه و اجراي طرح هاي جنگلداري ، چندان اميدواركننده به نظر نمي رسد . اينكه تا چه اندازه دانش فني موجود در كشور براي بازبيني شرح خدمات تهيه طرح هاي جنگلداري كه توان راه هاي تلفيق دو نظام كاملاً جداگانه اقتصادي – اجتماعي و طبيعي به خوبي ديده شده و براي رسيدن به آشتي بين اين دو نظام ، جهت گيري كرده باشند و در همان حال مسئولين را در رسيدن به شعار " تهيه و اجراي طرح هاي جنگلداري با توجه به حفظ و توسعه مناسب كاركردهاي حفاظتي – حمايتي ، تنوع زيستي  و قدرت رشد در اكوسيستم هاي جنگلي با تاكيد بر شناخت و رعايت ارتباط تنگاتنگ و تعامل مجموعه عوامل اكولوژيك رويشگاه " ياري خواهد داد ، بايستي با تامل بيشتري مورد توجه قرار گيرد.

 پايش و ارزيابي اقدامات اجرايي در جنگل هاي شمال: به عنوان آخرين بخش از طرح صيانت مطرح است كه در آن به نكات زير اشاره شده است :

-         بهينه سازي اجراي وظايف سازمان هاي حفاظت محيط زيست و جنگل ها و مراتع از طريق تهيه استانداردهاي زيست محيطي لازم در زمينه طرح هاي حفظ ، احيا ، توسعه و بهره برداري از منابع طبيعي توسط سازمان حفاظت محيط زيست و تصويب در شوراي عالي حفاظت محيط زيست

اعمال نظارت و ارزيابي طرح هاي اجرايي از نظر رعايت استانداردهاي زيست محيطي از

-         سوي سازمان حفاظت محيط زيست

-         اجراي عمليات اجرايي در راستاي آگاهي از روند تغييرات كمي و كيفي جنگل هاي شمال كشور و شناسايي تاثيرات اقدامات انجام شده بر وضعيت جنگل ها ، محيط زيست و تعيين سياست هاي آتي در جهت مديريت پايدار جنگل و نيز با اجراي پروژه پايش كمي و كيفي جنگلهاي شمال و ايجاد بانك اطلاعات جنگل در اين زمينه به نظر مي رسد كه منظور از تغييرات در جنگل ، صرفاً جنبه هاي مربوط به سطح و تراكم  جنگل است . به همين جهت از وزارت جهاد كشاورزي خواسته شده ( سازمان جنگلها ) نسبت به تهيه و توليد نقشه هاي بزرگ مقياس جنگل هاي شمال با استفاده از عكس هاي هوايي يا اطلاعات ماهواره اي در مقاطع زماني 5 ساله اقدام نمايد . اگر چه تغييرات كمي و كيفي توده هاي جنگلي ( ميزان موجودي سرپا ، تراكم تاج پوشش ، تيپ ، وضعيت زاد آوري ، آميختگي توده ها و تنوع زيستي ) با آمار برداري زميني و ايستگاه هاي ارزيابي بر پايه ملاحظات اكولوژيكي – زيستي يا فيزيكي در مقاطع زماني 10 ساله نيز پيش بيني شده ، ولي علي رغم تلاشي كه براي تامين رضايت هر دو دستگاه سازمان جنگل ها و مراتع و حفاظت محيط زيست به عمل آمده ، نگاه غالب همان روش هاي جنگلداري كلاسيك است كه به زعم صاحب نظران ، اجراي آنها در كشور با عدم  موفقيت هاي فراواني روبرو بوده است .

البته ايجاد پايگاه اطلاعات مكانيزه جنگلهاي شمال كشور كه داراي تمامي اطلاعات مكاني و توصيفي از وضعيت فعلي جنگل باشد ، ازجمله وظايف سازمان جنگل ها تلقي شده كه بايستي ظرف 2 سال با همكاري دستگاه هاي اجرايي عملياتي شود.

پيتينگ و كنتور فارو دو روش ذخيره نزولات آسماني و راههاي براي مبارزه با خشكسالي

در شرايط خشكسالي بكارگيري روشهاي ذخيره نزولات آسماني براي افزايش ميزان رطوبت خاك درجهت احياء پوشش گياهي مثمر ثمر خواهدشد. اين روشها كه در بكارگيري آنها وجود شرايط خاصي لازم است موقعي مفيد خواهد بود كه بر اساس اصول علمي در مناطقي كه از نظر ميزان بارندگي ، بافت خاك و شيب زمين مناسب سهتند به اجرا در آيند. لهذا در كم باران ترين منطقه استان چهارمحال و بختياري (بلداجي بروجن) دو روش ذخيره نزولات آسماني بنامهاي پيتينگ و كنتورفارو در قالب يك طرح تحقيقاتي به مورد اجرا گذشته شد. اين طرح به صورت طرح آماري بلوكهاي كامل تصادفي در 120 كرت آزمايشي به ابعاد 15 ضربدر 4 متر در دو منطقه در شيبهاي متفاوت به اجرا در آمد. دو كلاس شيب 7-4% و 12-8% در منطقه محل احداث پيتينگ و دو كلاس شيب 15-10% و 20-15% در منطقه محل احداث كنتورفارو براي اجراي عمليات در نظر گرفته شد. در هر كدام از شيبهاي مختلف 30 كرت آزمايشي احداث گرديد. از هر 30 كرت آزمايشي در يك شيب 15 رت مربوط به قطعات شاهدي هستند كه در آنها عمليات احداث پيتينگ و كنتورفارو انجام نگرفته است. تا ميزانرطوبت آنها جهن مقاسه با ميزان رطوبت كرتهاي عملياتي استفاده به عمل آيد. در هر كرت آزمايش 2 بلوك گچي براي اندازه گيري ميزان رطوبت كرتها، كار گذاشته شد. ميزان مقاومت بلوكهاي گچي توسط دستگاه اهمتر در دفعات مختلف اندازه گيري گرديد. و سپس اين اعداد با استفاده از منحني كاليبراسيون به ميزان رطوبت تبديل گرديد و با استفاده از نرم افزار SAS كار تجزيه و تحليل اطلاعات صورت پذيرفت. مقايسه ميزان رطوبت كرتهاي عملياتي و شاهد كه توسط اين نرم افزار انجام شد نشان داد درصد رطوبت كرتهاي عملياتي و شاهد كه توسط اين نرم افزار انجام شد نشان داد درصد رطوبت كرتهاي عملياتي و شاهد با يكديگر اختلاف معني دار آماري ندارند اما ميزان رطوبت كرتهاي عملياتي نسبت به كرتهاي شاهد در اكثر موارد بيشتر است.

-         مزاياي عمليات بيولوژ يكي(پوشش گياهي)براي كنترل بيابان
1)ايجاد پوشش گياهي بطور مصنوعي، طبيعي، طبيعي و مصنوعي تواما روي تپه هاي شني روان، شن زارهاي فرسايش يافته بادي و شن زارهاي نيمه تثبيت شده، ضمن اينكه سرعت باد و فرسايش بادي را كاهش مي دهد مي تواند بصورت دايمي تپه هاي شني را ازطريق پوشش سطح شن ها تثبيت نمايد.
2)ايجاد پوشش گياهي، تو سعه خاك وخاك زايي را در شن زارها وخا كهاي شني رسوبي با منشاء بادي افزايش مي دهد.
3)احياء و كاشت پوشش گياهي مي تواند محيط اكو لوژيكي مناسبي را در مناطق همجوار از طريق رشد و تكثير بسياري از گو نه ها توسعه دهد.
4)كاشت واحياء پوشش گياهي مي تواند از طريق زاد آوري و بذرافشاني و تواتر طبيعي گياهان، اكوسيستم پايداري بوجود آورد بطوري كه گياهان پيشگام بتوانند روي تپه هاي شني رشد كرده وتوسعه يابند وآنها را از حركت باز دارند.
5)در مقياس وسيعتر پوشش گياهي درختي، درختچه اي، بوته اي وعلفي ها كه براي تثبيت تپه هاي شني بكار گرفته مي شوند نه فقط براي چراي مناسب احشام بلكه براي تامين (هيزم )سوخت وچوب مورد نياز براي ساختمان سازي كشاورزان محلي مورد استفاده قرار مي گيرد
6)بيابانهاي شني يك مجموعه مركبي شامل تپه هاي شني چمن زارها و شن زارهاي هموار و اراضي پست و گود بين تپه ها را تشكيل مي دهند. بعضي از اين مناطق مي توانند براي كشاورزي (زراعت ) ايجاد باغ ميوه، ساختن منازل جديد براي زندگي (روستاييان) مورد استفاده قرار گيرند اثرات حفاظتي واحياء پوشش گياهي در اين مناطق باعث كنترل فرسايش بادي و مانع پيشروي سريع تپه هاي شني مي شود.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

كود شيميايي
بنابر آزمايش‌هاي انجام شده، مصرف كود بيولوژيك بارور2، تأثير معني‌داري در افزايش عملكرد محصولات كشاورزي به ميزان 10 تا 50درصد خواهد داشت؛ ضمن اينكه استفاده از اين كود، مصرف كود شيميايي فسفاته را به‌ ميزان 50 تا 80 درصد كاهش مي‌دهد. در مجموع، مصرف اين نوع كود در مقايسه با كودهاي شيميايي، باعث افزايش درآمد كشاورزان و باغداران به‌ميزان 200 تا 500هزار تومان در هر هكتار مي‌شود. همچنين، حمل يك بستة 100گرمي كود بيولوژيك به‌جاي يك تا دو كيسة 50كيلوگرمي كود شيميايي، صرفه‌جويي زماني و مالي مناسبي را در پي دارد.
از بعد ملي نيز مصرف اين نوع كود حايز اهميت اقتصادي است. به‌طوري كه توليد داخلي و مصرف كود بيولوژيك بارور2 مي‌تواند از خروج مبالغ زيادي ارز از كشور جهت خريد كود شيميايي فسفاته جلوگيري نمايد. لازم به‌ذكر است كه نياز كشور به كود فسفاته حدود 300هزار تن در سال است كه سالانه حدود 300ميليون دلار صرف خريد اين ميزان كود از خارج مي‌شود.

تاريخچه‌اي در خصوص انواع كودها

ميزان توليد محصول، با ميزان عرضه عناصر معدني و بعضاً آلي خاك كه براي آنها قابل استفاده باشد، متناسب است. از ديرباز بشر به اهميت نقش عناصر معدني و آلي در رشد گياه و توليد محصول پي‌برده بود. بعد از جنگ دوم جهاني، مهمترين اين عناصر (ازت، فسفر و پتاسيم)، به صورت كودهاي سنتزي شيميايي با هدف افزايش توليد محصولات كشاورزي، مورد استفاده قرار گرفتند. كاربرد روزافزون كودهاي شيميايي باعث بروز خسارات جبران‌ناپذير زيست‌محيطي، بهداشتي و اقتصادي شده است. كاربرد كودهاي شيميايي ازته بواسطة برجاي ماندن آنها در طبيعت، باعث آلودگي آب و خاك شده و از اين طريق باعث ايجاد بيماري‌هاي مختلفي از قبيل سرطان و متهموگلوبينا در انسان مي‌شوند.
از طرفي توليد هر كيلوگرم كود شيميايي ازته، مستلزم مصرف 2200 كيلوكالري انرژي است. اين مقدار انرژي عموما از منابع نفتي و در صنايع پتروشيمي تأمين مي‌گردد. اين معايب كودهاي شيميايي باعث شد كه توليد كودهاي بيولوژيك مورد توجه جدي قرار ‌گيرد

 

كودهاي شيميايي فسفاته داراي دو عيب اساسي هستند: يكي اينكه گياه، تمام كود پخش شده در خاك را جذب نمي‌كند. در بهترين حالت، تنها 20درصد از كود، جذب مي‌شود و 80درصد‌ آن شسته شده، وارد آب‌هاي زيرزميني مي‌شود و تغييرات اكولوژيك زيانباري را به‌وجود مي‌آورد. مشكل ديگر كودهاي شيميايي فسفاته، ايجاد مواد آلاينده در مرحلة‌ توليد آنهاست؛ به ازاي‌ توليد هر تن كود شيميايي فسفردار، حدود چهار تن زبالة سمي و فلزات سنگين توليد مي‌شود كه مي‌توانند سبب آلودگي محيط‌زيست شوند. علاوه بر اينها، گزارش‌هايي وجود دارد كه نشان مي‌دهد فسفر زياد در آب و مواد غذايي، يكي از عوامل پوكي استخوان در انسان است كه در جوامع پيشرفته به‌وفور ديده مي‌شود.
از آنجايي كه هر دو باكتري مورد استفاده در فرمولاسيون بارور2،‌ از باكتري‌هاي بومي ايران هستند، لذا مصرف اين كود، اثرات زيانبار زيست محيطي در پي‌ ندارد و در آزمايش‌ها نيز مشخص شده كه پس از مدتي،‌ ميزان اين باكتري‌ها در خاك پايين مي‌آيد و جمعيت آن به سطح متعادلي مي‌رسد. همچنين، باكتري‌ها در جايي مي‌توانند زنده و فعال بمانند كه ريشة گياه فعال باشد و به محض برداشت گياه از مزرعه و غير فعال شدن ريشه، ‌باكتري‌ها نيز از بين مي‌روند. بنابراين كود بارور2 و اصولاً مصرف كودهاي بيولوژيك فاقد خطرات زيست‌محيطي كودهاي شيميايي بوده و قدمي مهم در راستاي توسعه پايدار مي باشد

امروزه با توجه به ايجاد آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و بهداشتي كه از مصرف كودهاي شيميايي حاصل مي‌شود،توليد و مصرف كودهاي بيولوژيك (Biofertilizer) به‌عنوان مهمترين رويكرد در زمينه بيوتكنولوژي خاك به‌شمار رفته و مورد توجه سرمايه‌گذاران بخش كشاورزي در سطح جهان قرار گرفته است.اي مفيد خاكزي به منظور توليد بهينه محصول است كه اين هدف از طريق بهبود كيفيت خاك و رعايت بهداشت و ايمني محيط‌زيست، با بهره‌گيري از بيوتكنولوژي تأمين مي‌شود. توليد و كاربرد كودهاي بيولوژيك يكي از مؤلفه‌هاي اساسي در بيوتكنولوژي خاك و به تبع آن مديريت تلفيقي تغذيه گياه محسوب مي‌شود. به‌طور كلي، كود بيولوژيك، تراكم زيادي از يك يا چند نوع ارگانيزم مفيد خاك‌زي و يا مواد متابوليك اين موجودات است كه با يك مادة نگهدارنده همراه است و صرفاً به‌منظور تأمين عناصر غذايي مورد نياز گياه، توليد مي‌شود

ميزان توليد محصول، با ميزان عرضه عناصر معدني و بعضاً آلي خاك كه براي آنها قابل استفاده باشد، متناسب است. از ديرباز بشر به اهميت نقش عناصر معدني و آلي در رشد گياه و توليد محصول پي‌برده بود. بعد از جنگ دوم جهاني، مهمترين اين عناصر (ازت، فسفر و پتاسيم)، به صورت كودهاي سنتزي شيميايي با هدف افزايش توليد محصولات كشاورزي، مورد استفاده قرار گرفتند. كاربرد روزافزون كودهاي شيميايي باعث بروز خسارات جبران‌ناپذير زيست‌محيطي، بهداشتي و اقتصادي شده است. كاربرد كودهاي شيميايي ازته بواسطة برجاي ماندن آنها در طبيعت، باعث آلودگي آب و خاك شده و از اين طريق باعث ايجاد بيماري‌هاي مختلفي از قبيل سرطان و متهموگلوبينا در انسان مي‌شوند.
از طرفي توليد هر كيلوگرم كود شيميايي ازته، مستلزم مصرف 2200 كيلوكالري انرژي است. اين مقدار انرژي عموما از منابع نفتي و در صنايع پتروشيمي تأمين مي‌گردد. اين معايب كودهاي شيميايي باعث شد كه توليد كودهاي بيولوژيك مورد توجه جدي قرار ‌گيرد

هنگامي كه بازيافت مواد غذايي به صورت سيستميك انجام مي گيرد به مقداري كود ارگانيك از خارج احتياج است كه آنها مي توانند بعنوان مكمل در بازيافت مواد غذايي و همچنين بعنوان يك جايگزين بكار روند. منابع  با ارزشي از مواد مغذي و مواد ارگانيك وجود دارد كه مي توانند بكار برده شوند. مخصوصاً اگر قيمت آن پايين باشد. اغلب كودهاي ارگانيك تجاري از ضايعات فرايندهاي كشاورزي يا ضايعات صنايع غذايي بدست مي آيد. كودهاي تجاري بايد بطور دقيق بر طبق مواد غذايي و مواد سمي و قيمت آن انتخاب شوند. اين كودها بهترين مخلوط با بقيه مواد ارگانيك در مزرعه هستند (شامل كود مزرعه) كه بعنوان كود كمپوست يا توليد بيوگاز استفاده مي شوند و آن چنان كود متعادلي هستند كه از مدتها قبل مزارع بكار برده مي شدند. استفاده از كودهايي با قيمت بالا در صورتي بكار برده مي شوند كه داراي عايدي بالا و مطمئني باشند

كودهاي ارگانيك

گياهان مي توانند مواد مغذي را 20 برابر بيشتر و سريعتر از طريق برگ‌ها جذب كنند نسبت به هنگامي كه اين مواد را در خاك بكار بريم. بنابراين كود مايع را مي توان براي كمبودهاي موقتي گياه بكار برد.در كشاورزي ارگانيك استفاده اصلي از كود مايع براي تحريك رشد طي فصل رشد انجام مي گيرد. هنگامي كه جذب مواد غذايي از طريق ريشه انجام نمي گيرد.

كود مايع از كودهاي مزرعه يا مواد گياهي ساخته مي شود. (درخت چاي يا فضولات آبدار) مواد غذايي غني، در آب به مدت چندين روز يا چندين هفته جهت تخمير حل شده. تكان دادن دائمي باعث فعاليت بيشتر ميكروب‌ها مي شود. مايع بدست آمده مي تواند بعنوان كود برگي يا در خاك بكار برده شود.

كودهاي معدني

كودهاي معدني كه در كشاورزي ارگانيك استفاده از آن جايز نيست بايد پايه آن سنگ‌هاي طبيعي زمين باشد. با توجه به توصيه هاي ارائه شده مي توانند آنها را بعنوان مكمل كودهاي ارگانيك بكار برد. اگر محتويات مواد معدني آنها به راحتي قابل حل در آب باشد زندگي خاك را تخريب كرده و باعث عدم تعادل مواد غذايي مي گردد. در بعضي از موارد كودهاي معدني از نظر اكولوژيكي يعني طريقه جمع آوري، حمل، مصرف انرژي و همچنين از بين برنده عادت هاي طبيعي جاي سوال دارند.

اهميت اقتصادي كودهاي شيميايي

مصرف كودهاي شيميايي ازته در قارة آسيا از 5/1 ميليون تن در سال 1961 به 47 ميليون تن در سال 1996 رسيد و بر اساس پيش‌بيني‌هاي انجام شده، در سال 2010 اين مقدار به 75 ميليون تن خواهد رسيد. اين آمار خود مؤيد بازار گسترده كود شيميايي ازته و فرآورده‌هاي جانشين آن است. با توجه به اهميت كود‌هاي شيميايي در توليد غذا كه در حوزة امنيت ملي از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد، نياز و بازار مصرف اين فرآورده، از گستردگي خاصي در كشور برخوردار است. شوراي اقتصاد، به استناد بند 5 تبصرة 5 قانون بودجه سال 1381 و همچنين بند ب مادة 37 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين، مجوز تهية كودهاي شيميايي را در سال 1381 به ميزان 3 ميليون و 211 هزار تن صادر نموده است. از اين رقم، 2 ميليون و 472 هزار تن آن از طريق توليدات داخلي و 739 هزار تن، از محل واردات، تأمين شده است.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف

انرژي خورشيد:

منشأ بسياري از انرژي ها، انرژي خورشيد مي باشد.

امروزه بيش از % 9/99 از مجموع انرژي هايي كه به زمين منتقل مي گردند از خورشيد منشأ مي گيرد كه مقدار آن 1015*8/1 ترا وات است ( 1012 = Tera) ، انرژي حاصل از تابش خروشيد كه در هر روز به زمين مي رسد 100000 برابر مقدرا انرژي توليد شده توسط كليه نيروگاههاي جهان است. بنابراين با توجه به تابش خورشيد، كمبود بالقوه انرژي در جهان وجود ندارد و انرژي خورشيد با مقداري معادل 20000 برابر مصرف كنوني بشر، به نظر مي رسد كه منبع مناسبي براي تأمين احتياجات او باشد، بخصوص اينكه استفاه از آن هيچگونه آلودگي محيطي و حتي آلودگي حرارت بوجود نمي آورد.

كاربرد انرژي خورشيدي به عنوان يك منبع انرژي براي مصارف بزرگ از اميدهاي آينده است. اشكال بزرگ در كاربرد انرژي خورشيدي، متمركز نبودن، تناوبي بودن و ثابت نبودن مقدار تشعشع مي باشد، كه اگر بتوانيم وسيله أي جهت متمركز كردن آن بسازيم، بطوريكه نوسانات آن تأثير زيادي بر روي آن نگذارد به يك منبع انرژي بسيار بزرگ دست يافته ايم كه تا قرن ها مي توند تأ مين كننده نياز انرژي بشر باشد. با توجه به وضع انرژي در جهان و رشد جمعيت و مصرف در جهان، اگر به طور هوشمندانه رفتار كنيم خواهيم ديد كه خورشيد تنها منبع انرژي است كه انرژي آن به وفور و به صورت رايگان و در همه ادوار در اختيار مي باشد. بعلاوه اينكه در تبديل انرژي خورشيد مسائلي نظير آلوده كردن محيط زيست وجود ندارد.

همانطور كه قبلا ذكر شد، انرژي خورشيدي كه درزمين مي تواند مورد استفاده قرار گيرد، حدود بيست هزار برابر كل انرژي مورد مصرف فعلي بشر مي باشد، اگر راندمان تبديل انرژي خورشيد به انرژي مورد نياز بشر را تنها % 1 در نظر بگيريم، % 5/0 سطح كره زمين براي تقاضاي كل انرژي بشر كافي خواهد بود.

بر طبق گزارش ERDA ( اداره كل تحقيقات و توسعه انرژي )  كل انرژي مورد نياز آمريكا در سال 2020 از انرژي خورشيد تأمين خواهد شد.

پس در مي يابيم كه استفاده از انرژي خورشيد رشد چشمگيري خواهد داشت و در آينده بشر ناچار است كه بيشتر نياز خود را از انرژي خورشيد تأمين كند، بطوريكه تا سال 2075 مقدرا % 50 تا % 75 نياز كل بشر از انرژي خورشيد تأمين خواهد شد.

با توجه به موقعيت جغرافيايي كشورمان، در مي يابيم كه ايران با تقريباً 3600 ساعت تابش خورشيد در سال، يكي از غني ترين ممالك در زمينه انرژي خورشيدي مي باشد و مي تواند ما را در بكارگيري اين انرژي مخصوصاً در توليد برق ياري نمايد.

انواع كلكتورهاي خورشيدي

الف- كلكتورهاي مسطح خورشيدي

ب- كلكتورهاي متمركز كننده

    ب-1- متمركز كننده خطي

    ب-2- متمركز كننده نقطه أي

         ب-2-1- متمركز كننده هاي بشقابي

                 ب-2-2- متمركز كننده هاي با دريافت كننده مركزي

كاربردها:

الف- اين كلكتورها در اين كاربرد در دماهاي پايين بوده و بيشتر جهت مصارف خانگي نظير سيستم تهويه مطبوع و تهيه آب گرم بكار مي رود.

ب- اين كلكتورها داراي كاربرد در دماهاي بالا بوده و به طور كلي كلكتورهايي كه شدت حرارتي رسيده به سطح گيرنده آنها بيشتر از شدت شار حرارتي رسيده به دهانه آنها باشد، متمركز كننده گويند.هدف از يك متمركز كننده عبارتست از متمركز كردن پرتوهاي خورشيد از يك سطح بزرگتر به روي يك سطح كوچكتر كه در نتيجه آن گيرنده گرم داراي تلفات حرارتي كمتر مي شود. عمل تمركز به دو طريق انجام مي شود، يكي توسط سطوح بازتاب دهنده (آينه) و ديگري توسط سطوح انكسار دهنده پرتوهاي خورشيدي ( عدسي)، بطوريكه پرتوا را روي گيرنده  متمركز مي نمايند.

ب-1- در اين نوع از متمركز كننده ها، پرتوهاي خورشيدي روي يك خط متمركز مي شود كه اين بوسيله عدسي يا آينه صورت مي گيرد. در نوع عدسي آن پرتوهاي خورشيد پس از عبور از عدسي شكسته شده و روي يك گيرنده خطي متمركز مي گردد ولي در نوع آينه أي كه مورد استفاده بيشتري دارد و به متمركز كننده هاي شلجمي باز (Parabolid Concentrator) معروف است، اين كلكتورها تشكيل شده اند از يك يا چند رديف از آينه هاي نيم استوانه كه پرتوهاي رسيده به آنها را در مركز كانوني خود متمركز مي كنند و در مركز اين نيم استوانه هاي منعكس كننده يك مسير لوله سرتاسري قرار دارد كه وظيفه جذب كردن انرژي حرارتي متمركز شده روي آنرا بر عهده دارد و اين انرژي جذب شده را به سيال داخل لوله منتقل مي نمايد. جهت انجام عدم انتقال حرارت از اين لوله به محيط اطراف،اين لوله ها را توسط يك لوله شيشه أي ( كه داراي قطر بيشتري از قطر لوله است) احاطه مي نمايند و در فضاي خالي بين لوله و شيشه خلأ ايجاد مي كنند كه با اين عمل انتقال حرارت، منتقل شده از لوله به محيط را از طريق جابجايي (Convection) و هدايت ( Cunductivity) به حداقل مقدرا خود مي رسانند. در مورد انتقال حرارت تشعشعي از لوله به محيط بايد گفت در هنگام تابش خورشيد، پرتوهاي متمركز شده توسط آينه ها، چون داراي طول موج كمي هستند به راحتي از شيشه محافظ عبور كرده و به لوله مي رسند، ولي پرتوهاي با تابش از روي لوله چون داراي طول موج بيشتري هستند، از داخل محفظه شيشه أي عبور نمي كنند و تحت باز تابش كلي دوباره به لوله مي تابند. سطح گيرنده پرتوهاي خورشيد را معمولاً از لوله هاي Steel با پوشش مخصوص (سرميت) مي سازند و گيرنده نسبت به سطح منعكس كننده ثابت بوده و همراه آن مي چرخد.

ب-2- در اين نوع از متمركز كننده ها، پرتوهاي خورشيد روي يك نقطه متمركز مي شوند.

ب-2-1- Point – Focus dish concentrators

اين كلكتورها به شكل يك عرقچين از يك كره مي باشند و به دو نوع يافت مي شوند:

در نوع اول كه كاربرد بيشتري دارد سطح داخلي آنها باموادي با ضريب انعكاس بالا پوشيده شده است. سطح دريافت كننده پرتوهاي خورشيد در اين كلكتورها مي توند بصورت يكپارچه طراحي و ساخته شود و يا مي توند از تعبيه يكسري آينه هاي تخت كوچك در رويه داخلي يك سطح بشقابي شكل، تشكيل شده باشد كه در مجموع يك سطح انعكاسي بشقابي را تشكيل مي دهد. پرتوهاي موازي رسيده از خورشيد ( چون خروشيد به اندازه كافي از زمين دوراست و مي توان پرتوهاي ريده از آن را بصورت مواز در نظر گرفت) توسط سطح انعكاس دهنده در مركز بشقاب تابيده مي شود كه در اين مكان سطح جذب كننده انرژي قرار دارد ( دراين سطح مي تواند يك موتور استرلينگ، جهت توليد انرژي الكتريكي قرار گيرد). دراين كلكتورها نيز جهت بالا بردن راندمان و داشتن يك دماي ثابت در سطح جذب كننده انرژي، از يك سيستم ردياب خورشيدي استفاده مي شود.

ب-2-2- Central – Receive

يكي از مسائل عمده در رابطه با پخش متمركز كننده هاي خطي در يك محوطه بزرگ آن است كه براي انتقال سيال از محوطه تبديل كننده انرژي گرمايي، به شبكه لوله كش وسيعي نياز است كه أين امر باعث افزايش هزينه وتلفات حرارتي مي شود و علاوه بر آن چون سيال داخل لوله در درجه حرارت بسيار بالا منتقل مي شود، امكان نشتي از اتصالات، بالا مي رود. بهترين راه حل در مورد پروژه هايي كه به قدرت زياد نياز دارند، آن است كه به جاي سيستم لوله كشي در محوطه از يك سيستم گيرنده مركزي استفاده مي شود. كلكتوراي سيستم گيرنده مركزي از يك سري آينه هاي تخت كه جهت آنها را مي توان تنظيم نمود، تشكيل شده است. هر آينه، تشعشعات منعكس شده خود را به گيرنده أي كه در بالاي برج در وسط ميدان آينه ها قرار دارد، منعكس مي كند. هر يك از اين آينه هاي تخت را يك هيليوستات (Heliostat) مي نامند.

در طريقه نصب هيليوستات ها بايد دقت نمود كه اندازه ضريب سايه و ضريب انسداد پرتوها، كمترين مقدار خود را داشته باشند كه اغلب به اين منظور هيليوستاتها را به صورت مثليث، دور تا دو دريافت كننده مركزي نصب مي نمايند. هيليوستات ها به يك سيستم هدايت كامپيوتري جهت رديابي خورشيد در طول روز و فصول مختلف سال مجهز مي شوند. صحت عملكرد اين دستگاه مرتباً توسط بازرسي موقعيت تصوير منعكس بر روي برج كنترل مي شود.

در طراحي محوطه مورد نظر عوامل زير بايد در نظر گرفته شود:

الف- موقعيت و ارتفاع برج

ب- شكل محوطه

ج- پراكندگي هيليوستاتها در محوطه

بطوريكه هر چه ارتفاع برج بلند باشد، آينه  ها افقي تر قرار گرفته و در نتيجه تلفات، كمتر مي گردد و همچنين  در يك محوطه معين، مي توان از رديف هاي بيشتري از هيليوستاتها، استفاده كرد. ولي از طرف ديگر، هزينه ساخت نيز با افزايش ارتفاع برج، به شدت بالا مي رود.

در دپارتمان انرژي آمريكا، براي يك نيروگاه خورشيدي آزمايش 15 مگاواتي، برجي به ارتفاع 101 متر و براي يك نيروگاه 5 مگاواتي، برجي به ارتفاع 61 متر در نظر گرفته است. چون در اين نوع گردآورنده ها با نسبت تمركز بال و نيز درجه حرارت بالايي از سيال عامل مواجه هستيم، لذا مشكل عمده آنها، اين است كه بادي جريان سيال را در داخل دريافت كننده مركزي طوري نگه داشت كه از گرم شدن موضعي و ايجاد تنش هاي حرارتي در سطح آن جلوگيري به عمل آيد.

تاريخچه ساخت نيروگاه هاي خورشيدي

        اولين نيروگاه بخار خورشيدي در سال 1965 در نزديكي ژنو ساخت شد، كه از نوع دريافت كننده مركزي بود. ميدان آينه ها از 121 دستگاه آينه مدور شلجمي با قطر cm 58 و با سطح كلي 2m 30 روي ردياب مكانيكي در محوطه أي به ابعاد m7 در m7 بناگرديد. ارتفاع دريافت كننده مركزي از ميدان آينه ها m 3 بود.

براي بالا بردن ضريب جذب انرژي خورشيدي سطح خارجي لوله را به رنگ سياه مينا كرده و قسمتي از آنرا به شكل مارپيچ و قسمت ديگر را به شكل حلزوني فرم دادند.

آب مورد نياز دريافت كننده مركزي بوسيله يك پمپ سانتريفوژ براي دبي زياد و يك پمپ پيستوني براي فشار زياد تأمين مي شود و آب پس از كشب گرماي اوليه در گرمترين قسمت ديگ، به بخار و سپس در ناحيه أي با گرماي كمتر به بخار خشك تبديل مي گردد. مقدار بخار خشك توليدي با قدرت تشعشع خورشيد به ميزان  حداكثر kg21 با حرارت 500 و فشار atm 150 در ساعت ولي مقدار متوسط آن براي 5 الي 6 ساعت تابش خروشيد در حدود kg 19 در ساعت با فشار atm 100 بود.

       دومين نيروگاه بخار خورشيدي در زمستان سال 1965 در نزديكي نيروگاه اول ساخته شد.

    سومين نيروگاه بخار خورشيدي در زمستان سال 1967 در نزديكي دو نيروگاه قبلي ساخته شد كه البته اين نيورگاه مشكلاتي داشت كه اين اصلاحات در سال 1972 انجام و نيروگاه تا سال 1973 بكار مشغول بود.

        نيروگاه خورشيدي جورجياي  ( kw400) :

بر اساس تجربيات بدست آمده از سومين نيروگاه خورشيدي، يك نيروگاه kw400 در جورجياي آمريكا طراحي و در سال 1977 راه اندازي  شد. اين نيورگاه از نوع دريافت كننده مركزي است. ميدان آينه ها متشكل از 550 آينه دايره أي به ضخامت mm 30 و قطر m 11/1، كه نقره اندود شده اند، مي باشد. آينه ها از نوع شيشه كم آهن با ضريب انعكاسي در حدود 90 درصد هستند. دستگاه ردياب حركت خورشيد اين نيروگاه قادر است تا 682 آينه را هدايت كند ولي عملاً 550 آينه بصورت 6 ضلعي و با سطح كل 2m  532، بر روي آن نصب شده است. دريافت كننده مركزي در ارتفاع m20 بالاي ميدان آينه ها روي برج قرار دارد و قدرت بخار توليدي آن، بين 345 تا 410 كيلو وات و با دماي 600 و فشار atm150 است

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط هواسی ف
'
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


تعداد بازدیدکنندگان :
تعداد افراد آنلاین :
مرکز آموزش ایرانیان